صفحه اول     سیاسی     اقتصادی     اجتماعی     ورزشی     فرهنگی     تصویری     تماس با ما     تبلیغات     پیوندها     RSS  
سه شنبه، 24 تیر 1399 - 10:06   
  تازه ترین اخبار:  
 
 آخرین مطالب
  کشمکش برای کناره‌گیری نخست‌وزیر بلغارستان
  گفت‌وگوی ولیعهد ابوظبی با نخست وزیر یونان
  توییت ظریف در سالروز قتل عام سربرنیتسا
  انتقاد روسیه از تصمیم ترکیه درباره ایاصوفیه
  ارجاع جسد قاضی منصوری به دادگاهی در رومانی
  پیروزی "دودا" در انتخابات ریاست جهوری لهستان
  مذاکرات تازه رهبران صربستان و کوزوو
  ارمنیان و انقلاب مشروطه ایران
  شریعتی در ترکیه
  آینده لهستان در گرو انتخابات ریاست جمهوری
  تمایل اوکراین برای خرید پهپادهای ترکیه
  پلیس صربستان ۷۱ معترض را بازداشت کرد
  یاد شهدای ایرانی جنگ بوسنی
  توقف صادرات گاز روسیه به ترکیه
  محدودیت‌های تازه یونان در مرز بلغارستان
- اندازه متن: + -  کد خبر: 32984صفحه نخست » یادداشتیکشنبه، 31 فروردین 1399 - 06:43
خیره در فروغ شب انسان
اسلاوی ژیژک
  

برای مایکل سورکین که باورم نمی‌شود دیگر در کنار ما نیست.

«NOLI ME TANGERE» «مرا لمس مکن» [در من میامیز/ در من مپیچ] بر اساس انجیلِ یوحنا باب ۲۰ آیه ۱۷ همان جمله‌ای است که وقتی مریمِ مجدلیه پس از حیاتِ دوباره‌ مسیح، او را بازشناخت از زبانِ عیسی شنید.

حال فهمِ من که خودم را مدعی آتئیسمِ مسیحی می‌دانم از این کلمات چگونه است؟ ابتدا این جمله را در تناظر با پاسخِ مسیح به سوالِ حواریون در نظر می‌گیرم که پرسیده بودند چطور در زمانِ حیاتِ دوباره از بازگشتِ او با خبر خواهیم شد. مسیح می‌گوید او زمانی حاضر خواهد بود که عشق و علقه‌ای میانِ او و عاشقانش بر‌قرار باشد. او نه به عنوان شخصی قابلِ لمس بلکه به عنوانِ بندِ الفت و همبستگی میانِ مردم ظاهر خواهد شد‌‌ ـ از این رو «مرا لمس نکن بلکه با دیگر مردم در روحِ عشق تعامل کن.»

اما امروز در میانه اپیدمی ویروسِ کرونا، مشخصا دایم با این شعار بمباران می‌شویم که با دیگران دست ندهید بلکه خودتان را در خانه ایزوله و محبوس کنید تا فاصله جسمی با دیگران رعایت شود. این موضوع چه معنایی برای فرمانِ «مرا لمس مکن» دارد؟ نباید با دیگران دست داد؛ تنها می‌توانیم از درون خانه به دیگران نزدیک شویم و پنجره «این خانه» همانا تنها چشم‌های ماست. این روزها وقتی کسی (حتی یک غریبه) نزدیک شماست و فاصله مورد نظر را رعایت کرده، با یک نگاه عمیق به چشم‌هایش چیز بیشتری دستگیرتان می‌شود تا یک مصافحه ساده. هگل در یکی از قطعاتِ جوانی‌اش نوشته:

معشوق [الهی] چیزی در مقابلِ ما نیست، او نیز کسی با هستی خود ماست؛ ما تنها خودمان را در او می‌بینیم، اما با این حال او یک ما نیست (یک معما، یک معجزه [ein Wunder]، کسی که نمی‌توانیم به چنگ آوریم) .

جدا نباید این دو ادعا‌ را در تقابل با یکدیگر قرائت کرد، تو گویی معشوق به‌طور نسبی یک «ما» است، بخشی از خودم و بخشی معما‌گونه. آیا این همان معجزه عشق نیست که تا بخشی از هویت من هستی دقیقا تا آنجایی که هنوز به‌طور نسبی به عنوان معجزه‌ای باقی می‌مانی که نمی‌توانم به چنگ آورم، یک معما نه تنها برای من بلکه همچنین برای خودت؟ قطعه شناخته‌شده دیگری از هگلِ جوان می‌گوید:

انسان این شب است، این نیستی تهی، که در سادگی خود شامل هرچیزی است (و ثروتی تمام‌ناشدنی از تصاویر و بازنمایی‌های بسیار که هیچ‌کدام‌شان به او تعلق ندارند) که دردسترس نیستند. تنها وقتی که در چشمانِ یک انسان خیره شویم فروغِ این شب را به چنگ خواهیم آورد.

هیچ ویروسِ کرونایی نمی‌تواند این فروغ را از ما بگیرد. بنابراین امید است که فاصله‌گیری جسمی حتی شدتِ پیوند ما و دیگران را افزایش دهد. تنها اکنون است، وقتی از بسیاری از کسانی که به من نزدیک هستند فاصله گرفته‌ام، که اهمیت‌شان برای من و حضورشان را بیش از همیشه تجربه می‌کنم.

می‌توانم پیشاپیش خنده کلبی‌مسلکانه‌ به این نکته را بشنوم: خب بله، شاید به چنین لحظاتی از نزدیکی معنوی دست یافته باشیم، ولی این موضوع چه کمکی به حلِ فاجعه پیش رو می‌کند؟ آیا هیچ عایدی برای ما خواهد داشت؟

هگل نوشت تنها درسی که می‌توانیم از تاریخ بیاموزیم این است که از تاریخ درس نمی‌گیریم، بنابراین شک دارم این اپیدمی بتواند ما را عاقل‌تر یا آگاه‌تر کند. تنها چیزی که روشن است این‌است که ویروس بنیاد‌های زندگی ما را متلاشی خواهد کرد، نه تنها در نتیجه مقادیر بسیارِ رنجی که می‌کشیم بلکه چنین ویرانی اقتصادی به طرزی باورنکردنی از رکود بزرگ مالی (سال ۲۰۰۸) حادتر است. هیچ بازگشتی به وضعیت نرمال قابل تصور نیست، وضعیتِ «نرمالِ» جدید باید تنها بر ویرانه‌های زندگی‌های کهنه ما ساخته شود، یا خودمان را در یک بربریتِ جدید می‌یابیم که نشانه‌های آن پیشاپیش به روشنی قابل تشخیص است.

کافی نیست که با اپیدمی همچون حادثه‌ای منحوس رفتار کنیم، تا از شرِ پیامدهای بیماری خلاص شویم و به کارکردِ بی‌دردسر شیوه قدیمی برای انجام امور بازگردیم و حداکثر شاید چند تغییر جزئی در آرایشِ نظامِ بهداشت و سلامت داشته باشیم بلکه باید این پرسش کلیدی را پیش بکشیم: کجای کار سیستمِ ما مشکل دارد که علی‌رغم هشدارهای مدامِ دانشمندان درباره این مشکلات و فجایع طی این سال‌ها باز هم برای مواجهه با این اپیدمی آماده نبودیم؟

فیلسوف اسلونیایی

ترجمه: نوید گرگین

   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
 پربیینده ترین مطالب
  یاد شهدای ایرانی جنگ بوسنی
  توقف صادرات گاز روسیه به ترکیه
  تمایل اوکراین برای خرید پهپادهای ترکیه
  شریعتی در ترکیه
  آینده لهستان در گرو انتخابات ریاست جمهوری
  محدودیت‌های تازه یونان در مرز بلغارستان
  پلیس صربستان ۷۱ معترض را بازداشت کرد
  مذاکرات تازه رهبران صربستان و کوزوو
  انتقاد روسیه از تصمیم ترکیه درباره ایاصوفیه
  ارمنیان و انقلاب مشروطه ایران
  پیروزی "دودا" در انتخابات ریاست جهوری لهستان
  ارجاع جسد قاضی منصوری به دادگاهی در رومانی
  توییت ظریف در سالروز قتل عام سربرنیتسا
  گفت‌وگوی ولیعهد ابوظبی با نخست وزیر یونان
  کشمکش برای کناره‌گیری نخست‌وزیر بلغارستان
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
کلیه حقوق محفوظ است؛ استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
info@iranbalkan.net
پشتیبانی توسط: خبرافزار