صفحه اول     سیاسی     اقتصادی     اجتماعی     ورزشی     فرهنگی     تصویری     تماس با ما     تبلیغات     پیوندها     RSS  
شنبه، 15 آذر 1399 - 14:44   
  تازه ترین اخبار:  
 
 آخرین مطالب
  نگاه کلیما انسانی‌تر از هاول است
  رایزنی ظریف باوزیرخارجه کرواسی
  نخستین برف زمستانی بوسنی و آوارگی پناهجویان
  لغزش محور مجارستان لهستان در برابر بروکسل
  ماکرون: ما مجارستان یا ترکیه نیستیم
  یونان: اقدامات ترکیه متقاعدکننده نیست
  ناتو به انتظار بهبود روابط امریکا و اروپا
  امیدواری اردوغان برای فرانسه بدون ماکرون
  تقدیم استوارنامه سفیر ایران در اسلواکی+عکس
  موضع انقلابی روزنامه صربستانی درباره فلسطین
  سرمایه گذاری ۲۶ میلیارد دلاری هلند در ترکیه
  آمادگی اروپا برای تحریم بیشتر ترکیه
  یونان خواستار الحاق قبرس به ناتو شد
  کرملین، تغییرسبک بازی در جنوب قفقاز
  جدال لفظی وزرای خارجه ترکیه و آمریکا
- اندازه متن: + -  کد خبر: 32864صفحه نخست » یادداشتسه شنبه، 12 فروردین 1399 - 17:41
کارت پستال‌هایی از گور
محمدحسین عباسی
  

در روزهای ابتدایی و تلخ سال 99 که ویروس کرونا تقریبا تمام جهان را فراگرفته و هر روز خبر ناگوار مرگ عده‌ای انسان در ایران و سایر کشورها، حالمان را خراب می‌کند، اتفاق خوبی برای نگارندۀ این سطور افتاد؛ به پایان رسیدن مطالعۀ کتاب «کارت پستال‌هایی از گور». و اکنون دوست دارم ضمن معرفی این اثر ارزشمند، مختصری از نظراتم دربارۀ این کتاب را با شما خوانندگان عزیز به اشتراک بگذارم.

 کتاب در یک نگاه
 "«کارت پستال‌هایی از گور» را اگر نخوانده‌اید، هیچ چیز دربارۀ جنگ بوسنی و قتل عام مسلمانان سربرنیتسا در جولای 1995 نمی‌دانید. نه این‌که چون خودم مترجم کتاب هستم، بلکه این کتاب یکی از دسته‌اول‌ترین روایت‌های موجود دربارۀ قتل عام سربرنیتساست. حالا شاید بگویید چرا اصلا باید بدانیم؟ همین‌قدر بگویم که  این کتاب یک سند تاریخی است، یک روایت مستند از چگونگی قتل‌عام بیش از 8000 نفر آدم بی‌گناه طی تنها سه روز، آن‌هم در روز روشن و در مقابل چشمان نیروهای حافظ صلح سازمان ملل و البته بقیۀ دنیا که انگار مشغول تماشای یک نمایش بودند."

به گزارش پایگاه تحلیلی – خبری ایران بالکان (ایربا)، این جملات بخشی از مصاحبۀ سیدمیثم میرهادی، مترجم توانمند کتاب است که به نظرم برای معرفی این اثر کافی است. این کتاب مجموعه‌ای از خاطرات یکی از شاهدان عینی جنگ بوسنی و هرزگوین طی سال‌های 1992 تا 1995 میلادی(1371 تا 1374 شمسی) در شهر سربرنیتسا است. روایت‌های این کتاب مربوط به محاصره و سقوط شهر و وقوع نسل‌کشی در آن است.

نقد و بررسی کتاب؛
الف) قالب / نوع
در عنوان یا شناسنامۀ کتاب هیچ توضیحی در مورد نوع یا قالب کتاب داده نشده است. در برخی از سایت‌ها این کتاب به عنوان رمان معرفی شده است، برخی این اثر را داستان می‌دانند و برخی دیگر فقط به ذکر نام کتاب بسنده کرده‌اند. ناشر کتاب در سایت خود این اثر را رمان نامیده است. از نظر نگارنده و براساس اغلب تعاریف، این کتاب مشخصات یک رمان را ندارد. شاید بتوان آن را یک اثر "تاریخ شفاهی" قلمداد کرد، هرچند به گفتۀ برخی کارشناسان و نظریه‌پردازان این حوزه، خاطرات خودنوشت را نمی‌توان تاریخ شفاهی نامید. اما از آنجا که روایت‌های این کتاب در خاطرات شفاهی و کتبی دیگر بازماندگان نسل‌کشی سربرنیتسا قابل راستی‌آزمایی است، می‌توان با اندکی اغماض، این کتاب را جزو آثار تاریخ شفاهی سربرنیتسا دانست. در غیر اینصورت باید گفت این کتاب گزارش وقایع و اتفاقاتی است که یک شاهد زنده آنها را به رشتۀ تحریر درآورده و شاید بهترین عنوان برای آن «مجموعۀ خاطرات» باشد.

نکته‌ای که ممکن است برخی را به این اشتباه سوق داده تا این کتاب را رمان بنامند، نام کتاب است. البته این اشتباه از سوی خوانندگان حرفه‌ای و کارشناسان این حوزه پذیرفته نیست. این قبیل اشتباهات معمولاً از سوی خبرنگاران و گزارشگران عزیزی رخ می‌دهد که بدون مطالعۀ کتاب به معرفی آن اقدام می‌کنند. (نمونه‌اش اشتباه فاحش در گزارش منتشر شدۀ سایت شبستان در معرفی کتاب دیگری به نام این کتاب است!) به نظر می‌رسد «کارت‌پستال هایی از گور» یک عنوان غیرواقعی، فانتزی و رمانتیک است که هیچ سنخیتی با محتوای کتاب که دربرگیرندۀ خاطرات و گزارش‌های واقعی از زندگی و مقاومت مردم و سربازان در یک جنگ طولانی است، ندارد. از سوی دیگر هیچ خاطره یا گزارشی از دفن کشته‌شدگان در کتاب وجود ندارد که بتوان وجه تشابهی میان آن مطلب و نام کتاب پیدا کرد.

ب) نویسنده
نویسندۀ این کتاب، امیر سولیاگیچ در ابتدای جنگ بوسنی نوجوانی 17 ساله بوده است. او که از نزدیک شاهد بسیاری از وقایع جنگ در شهر سربرنیتسا بوده و شاید بتوان گفت به طرز معجزه آسایی، از نسل‌کشی مسلمانان در این شهر، جان سالم به در برده، هدف از نگارش کتابش را چنین بیان کرده است: "کتاب «کارت پستال هایی از گور» حاصل نبرد بین تمام چیزهایی  است که می‌خواهم فراموش کنم و چیزهایی است که نمی‌خواهم فراموش شود."  شاید این جمله یکی از جملات کلیدی و قابل تأملی است که از نگاه جامعه‌شناسی و رفتارشناسی مردم و نخبگان بوسنیایی، می‌توان ساعت‌ها دربارۀ آن گفتگو کرد.

من مصاحبه‌های امیر سولیاگیچ دربارۀ کتابش را خوانده‌ام و راستش را بخواهید حرف‌های او دریارۀ خودش و اینکه چرا و چگونه توانست از فاجعۀ نسل‌کشی سربرنیتسا جان سالم به در برد و چرا در کتابش جای بعضی حرف‌ها خالی است و چرا هنوز که هنوز است از ملادیچ جوری یاد می‌کند که نوعی احساس ترس یا نوعی احترام از آن برداشت می‌شود، سؤالات زیادی را در ذهنم پدید آورد. روشن است که اینجا امکان پرداختن به این سوالات نیست. امیدوارم روزی یک نویسنده و پژوهشگر تاریخ شفاهی با سولیاگیچ مصاحبه کند تا زوایای بیشتری از ماجرای سربرنیتسا برای ثبت در تاریخ، روشن شود.

اما در هر صورت معتقدم کار این نویسندۀ تازه‌کار در نگارش این کتاب بسیار ستودنی و قابل احترام است.

ج) نگارش
گزارش‌های نویسنده از آنچه با چشمان خود در طول سه سال و نیم محاصره و جنگ در سربرنیتسا دیده، بسیار خواندنی و جذاب است. او با دقت به جزییات وقایع و اتفاقات پرداخته و با آنکه خود یک مسلمان و شهروند بوسنیایی است که در آن ایام در خطر مرگ بوده و نیز داغ پدر و بسیاری از دوستان و رنج دوری مادر و خواهرش را کشیده است، اما توانسته همچون یک مورخ شفاهی بی‌طرف گزارش‌های خود را به روی کاغذ بیاورد. از سوی دیگر قلم زیبا و روان و تصویرسازی او از حال و هوای شهری در محاصره و زندگی مردمی که هر لحظه منتظر مرگ هستند، بر زیبایی و جذابیت کتاب افزوده است. این کارِ نویسنده وقتی ارزش بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم او یک نویسندۀ حرفه‌ای یا ادیب نبوده و این کتاب اولین اثر او در این زمینه است. البته نمی‌توانم این نکتۀ تلخ را نیز از قلم بیندازم که همین صداقت و شفاف بیان کردن وقایع، فارغ از امتیاز بسیار بزرگ آن در تألیف چنین اثری، فکر و ذهن خواننده را از برخورد سرد و گاه غیرانسانی برخی مردم شهر آزرده خاطر می‌کند. مثل این روایت که در صفحۀ 35 کتاب آمده است:

"در میدان کوچک شهر، اجزای باقیماندۀ یک زن که در یکی از حملات خمپاره‌ای ماه‌های اول جنگ کشته شده، به در و دیوار خانه‌ها و کیوسک نزدیک میدان چسبیده بود. آن زن با زنبیلی در دست، وقتی از بازار روز برمی‌گشته، مورد اصابت موشک خمپاره قرار گرفته است. اگر بخواهم دقیق‌تر بگویم، اجزای بدنش جزیی از همان در و دیوارها شده بودند. هزاران نفر هر روز از همان مسیر عبور می‌کردند و کمتر کسی به اجزای ریز ریز شدۀ آن زن که دیگر داشتند می‌گندیدند، توجه می‌کرد."

جمله‌ای که نویسنده بلافاصله بعد از این روایت آورده، از یک سو توجیهی است برای رفتار بی‌مسئولانۀ آن هزاران نفر که قاعدتاً خود نویسنده نیز جزو آنها بوده است، اما از سوی دیگر این جمله یکی از جملات کلیدی کتاب، هم از بُعد ادبی و هم از بُعد جامعه شناختی، برای تحلیل رفتار عده‌ای از مردمِ در حال جنگ است:

"ما خیلی راحت به خود مرگ بیشتر از چیزهایی که مرگ را با خود می‌آوردند، عادت کرده بودیم. مرگ را می‌شد بپذیریم اما ترس از مرگ برایمان پذیرفتنی نبود."

یکی از اشکالات کتاب، نحوۀ تدوین و تقسیم بندی مطالب است. نویسنده، کتاب را به چهار فصل تقسیم کرده؛ بقا، جنگ، ناامیدی و سقوط. صرف‌نظر ازاینکه ارتباط معنایی ملموسی بین این عناوین و مطالب ذیل آنها حس نمی‌شود، عموماً در چنین کتب تاریخی-روایی بهتر است مطالب به لحاظ تاریخی تنظیم و تدوین شوند تا فهم موضوعات و اتفاقات برای خواننده، آسان و قابل فهم‌تر باشد.

ضعف دیگر اثر نداشتن فهرست است. اگر کل کتاب یک داستان یا روایتی به هم پیوسته ذیل یک عنوان بود، نداشتن فهرست پذیرفتنی بود اما حالا که کتاب به چهار فصل مجزا تقسیم شده، درج فهرست خواننده را در مطالعۀ مجدد کتاب و جستجوی مطالب مورد نظر کمک بسیاری می‌کرد.

د) ترجمه
مترجم این کتاب، سید میثم میرهادی است. میرهادی فقط یک مترجم صرف نیست. او یک کارشناس و پژوهشگر حوزۀ بالکان بویژه کشور بوسنی است که همین مزیت بزرگ، باعث شده آثار او یک سر و گردن از دیگر آثار موجود در این حوزه بالاتر باشد.

به نظر بنده مترجم خیلی خوب توانسته است متن این کتاب را به فارسی برگرداند به‌گونه‌ای که خواننده جز در برخی مواقع، فراموش می‌کند که راوی این کتاب یک بوسنیایی است و این مطالب از یک زبان دیگر به فارسی ترجمه شده ‌است. متن روان، نگارش یک دست، چینش مناسب جملات و انتقال دقیق و ظریف احساسات و عواطف راوی در سراسر ترجمۀ میرهادی قابل مشاهده است و همین هنر او، دشواری خواندن این روایت تلخ، دردآور و بعضاً  مشمئزکننده را بر ما آسان و حتی لذت‌بخش می‌کند. از این بابت باید به مترجم تبریک گفت و امیدوار بود که وی با ادامۀ این راه، بتواند نقش مهمی را در ارتباطات میان فرهنگی بین دو کشور ایفا نماید.

اما یکی از نقدهای جدی به میرهادی، عدم نگارش یک مقدمه یا پیشگفتار از سوی او به عنوان مترجم است. بویژه در اثری که نویسندۀ کتاب، مقدمه‌ای را برای مخاطبان فارسی زبان نگاشته است. میرهادی می‌توانست با نوشتن مقدمه‌ای کوتاه در ابتدای کتاب، سهم و تاثیر بیشتری در ایجاد ارتباط میان کتاب و خواننده داشته باشد.

مسئلۀ دیگر وجود اشکالات متعدد ویرایشی است بویژه در مقدمۀ نویسنده. خوشبختانه این اشکالات بیشتر در حوزۀ ویرایش فنی است نه محتوا. آن طور که از شناسنامۀ کتاب پیداست، این کتاب به صورت رسمی ویراستار نداشته و من نمی‌دانم آیا مترجم قبل از چاپ کتاب را بازبینی کرده است یا خیر؟ در هر صورت از مترجم ظریفی مثل میرهادی و از ناشر مطرحی چون کتابستان، انتظار می‌رفت دقت لازم را در ویرایش و بازبینی کتاب قبل از چاپ آن به عمل آورند.

ه) چاپ
این کتاب را انتشارات کتابستان معرفت در 280 صفحۀ رقعی منتشر کرده است. علاوه بر تحسین این ناشر برای انتخاب و انتشار چنین اثری، باید گفت حروف‌چینی، صفحه‌آرایی و چاپ کتاب خیلی خوب و حرفه‌ای انجام شده و در جای خود قابل تقدیر است. اما در مورد طرح جلد کتاب، به نظر بنده نه با اسم کتاب و نه با محتوای آن، همخوانی دقیقی ندارد.

در پایان پیشنهاد می‌کنم پژوهشگران و خوانندگان علاقمند به حوزۀ بالکان و جنگ بوسنی مطالعۀ این اثر ارزشمند را از دست ندهند.

کارت پستال‌هایی از گور

   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
 پربیینده ترین مطالب
  کرملین، تغییرسبک بازی در جنوب قفقاز
  تقدیم استوارنامه سفیر ایران در اسلواکی+عکس
  جدال لفظی وزرای خارجه ترکیه و آمریکا
  آمادگی اروپا برای تحریم بیشتر ترکیه
  سرمایه گذاری ۲۶ میلیارد دلاری هلند در ترکیه
  یونان خواستار الحاق قبرس به ناتو شد
  موضع انقلابی روزنامه صربستانی درباره فلسطین
  امیدواری اردوغان برای فرانسه بدون ماکرون
  ماکرون: ما مجارستان یا ترکیه نیستیم
  ناتو به انتظار بهبود روابط امریکا و اروپا
  یونان: اقدامات ترکیه متقاعدکننده نیست
  نخستین برف زمستانی بوسنی و آوارگی پناهجویان
  لغزش محور مجارستان لهستان در برابر بروکسل
  رایزنی ظریف باوزیرخارجه کرواسی
  نگاه کلیما انسانی‌تر از هاول است
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
کلیه حقوق محفوظ است؛ استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
info@iranbalkan.net
پشتیبانی توسط: خبرافزار