پايگاه تحليلي - خبري ايران بالكان : بلگراد پس از توافق واشنگتن تنها ماند
چهارشنبه، 7 آبان 1399 - 19:39 کد خبر:34114
صربستان اولين كشور اروپايي است كه سفارت خود را به قدس انتقال مي دهد و با واكنش شديد اتحاديه اروپا نيز مواجه مي شود. از سوي ديگر كوزوو در مورد تصميم به راه اندازي سفارت خود در قدس با جهان اسلام درگير خواهد شد.


- دونالد ترامپ، رئيس جمهور آمريكا، رهبران صربستان و كوزوو را در كاخ سفيد به حضور پذيرفت. چه نتايجي از ملاقات طرفين در واشنگتن به دست آمد؟

اولا توافقنامه اي كه بين بلگراد و پريشتينا در واشنگتن امضاء شد، سازگاري و تطابقي با مصالح جمهوري صربستان و جايگاه بين المللي آن ندارد. بزرگترين پيروز اين توافقنامه اسرائيل است كه به نظرم واسطه ي هماهنگي و توافق بين دو طرف و آمريكا بود.

رئيس جمهور صربستان، الكساندر ووچيچ، اسفند امسال با رايزني آيپك (AIPAC )بر روي بخشي از قرارداد توافق كرد. از جمله افتتاح دفتر ديپلماتيك و اقتصادي در قدس كه خلاف قوانين بين المللي و قطعنامه 478 شوراي امنيت سازمان ملل است.

در قرارداد همكاري بين بلگراد و پريشتينا، نكاتي هست از جمله اينكه اسرائيل هيچ ربطي به مشكل كوزوو ندارد و تنها  با اجراي اهداف اسرائيل در اشغال سرزمين هاي فلسطين مرتبط است.

به عنوان مثال، تصميم بر اين شد كه صربستان و كوزوو ، حزب الله را به عنوان يك سازمان تروريستي اعلام كنند. اين موضوع فقط در راستاي علايق اسرائيل است كه اين سازمان را براي منافع خود خطرناك ميداند. حزب الله تشكيلاتي است كه به پيروزي هاي قابل توجهي در جنگ با تروريسم در سوريه در كنار ارتش عربي سوريه و ارتش روسيه دست يافته است.

اين شرايط و جايگاه صربستان، در تضاد با روابط حسنه اي است كه با سوريه، ايران و روسيه كه اقدامات ضد تروريستي انجام مي دهند دارد.

پيروز ديگر اين توافقنامه شخص دونالد ترامپ مي باشد كه با استفاده از موضوع كوزوو (كه مهمترين موضوع ملي براي صرب ها است) در انتخابات الكترال آمريكا مي تواند با حمايت اسرائيل و لابي يهودي قوي در آمريكا دوباره به عنوان رييس جمهور انتخاب شود.

همزمان، جمعيت يهوديان صربستاني در آمريكا براي اولين بار در كارزار انتخاباتي مشاركت كرده و پس از امضاء توافقنامه توسط رئيس جمهور صربستان از ترامپ حمايت كرد كه به نوعي مضحك است.

برنده سوم ناتو است. چرا كه پروژه هاي ساخت جاده ها و ريل ها كه زير ساخت هاي  مورد نياز ناتو بود نيز مورد توافق قرار گرفت.

به عبارت ديگر آنها امور استراتژيك مهمي براي آلباني و سيستم شبكه اي آن به معني ارتباطش با اتحاديه اروپا است.

- صربستان و كوزوو متعهد به متنوع سازي منابع انرژي شان شدند. با توجه به ساختار واردات انرژي صربستان و ارتباط قوي آن با روسيه در اين منطقه، آيا اين نكته قابل برداشت هست كه الزامي براي صربستان به منظور جابجايي و تعويض فوري واردات نفت و گاز روسيه با ديگران و طرف ثالث در نظر گرفته شده است؟

از اين توافق چنين برداشتي در صربستان شد. ترامپ از فرصت موضوع تامين انرژي صربستان استفاده كرده و آن را در توافقنامه وارد كرد كه اين موضوع هيچ ارتباطي در راستاي عادي سازي همكاري اقتصادي بين صربستان و كوزوو ندارد. بنابراين صربستان به آمريكا اجازه داد تا در انتخاب منابع انرژي خود اثرگذار باشد كه اين بر خلاف منافع صربستان است. تاكنون آمريكا تلاش كرده است صربستان و ديگر كشورهاي اروپايي را براي خريد گاز طبيعي مايع خود كه بسيار گرانتر از گاز روسيه است، تحت فشار قرار دهد. اين بند از توافقنامه براي اجراي پروژه هاي انرژي در صربستان در آينده طراحي شده از قبيل تداوم همكاري با  Turkish Stream  يعني شعبه جنوبي Stream در صربستان كه مناسب نيست.

همانطور كه مي دانيد تاكنون آمريكا در روابط بين روسيه و كشورهاي اروپايي در زمينه پروژه هاي انرژي مداخله كرده است. همانند ساخت خط لوله انتقال گاز جنوبي از بلغارستان كه به حالت تعليق در آمده است. از طرف ديگر، موارد نگران كننده اي در رابطه با نيروگاه برق آبي Gazivode وجود دارد كه در شمال كوزوو قرار دارد. اين نيروگاه برق آبي براي كل سيستم انرژي كوزوو از اهميت استراتژيك برخوردار است و درياچه Gazivode يك منبع تامين آب است. علاوه بر آن از آب درياچه براي نيروگاه حرارتي در Obilic’ استفاده مي شود كه بدون آن نيروگاه حرارتي نمي تواند كار كند.

نيروگاه برق آبي Gazivode در سال 1980 توسط دولت صربستان ساخته شده و بازپرداخت كليه وام هاي مربوط به ساخت آن پرداخت شده است. رئيس جمهور صربستان موافقت كرد كه وزارت انرژي آمريكا مطالعه اي را در زمينه جدا كردن درياچه به عنوان منبع امن آب و انرژي انجام دهد. اين موضوع مستقيما به رابطه دولت صربستان و آلمان آسيب وارد مي كند. به ويژه اينكه آلمان سرمايه گذاري زيادي از طريق وام در سيستم انرژي كوزوو انجام داده است كه بدون نيروگاه برق آبي Gazivode نمي تواند كار كند.

اوايل سال، الكساندر ووچيچ، قرارداد انرژي را در چارچوب توافقنامه بروكسل امضاء كرد. يعني توافقي با پريشتينا تحت نظارت اتحاديه اروپا. در حال حاضر با توجه به توافقنامه واشنگتن، شرايط پيچيده است و آلمان و اتحاديه اروپا از اين توافق ناراضي هستند.

- بلگراد و پريشتينا موافقت كردند كه از تكنولوژي G5 هوآوي استفاده نكنند. چرا ووچيچ با اين بخش از قرارداد بويژه با توجه به رابطه دوستي او با شي جين پينگ، رئيس جمهور چين موافقت كرد؟

اين بخش از قرارداد كه مربوط به تكنولوژيG5 مي شود، بطور مستقيم در تقابل همكاري اقتصادي بين صربستان و چين است. دولت صربستان تاكنون حامي همكاري اقتصادي با چين بود اما اين قرارداد فرصتي به آمريكا داد تا بخشي از موافقت تجاري صربستان و چين را لغو كند. آمريكا در جنگ تجاري شديدي عليه چين قرار دارد. صربستان به آمريكا اجازه داد تا در توافقنامه هاي صربستان – چين مداخله كند كه باعث ترديد در آينده مشاركت اقتصادي با اين كشور خواهد شد.

در سال 2017 وزير ارتباطات صربستان توافقنامه همكاري استراتژيكي را در زمينه توسعه اينترنت با هوآوي در قالب تفاهم نامه اي به منظور توسعه پروژه شهرهاي هوشمند در سال 2019 در صربستان، امضاء كرد. وزير ارتباطات صربستان همچنين توافقنامه اي را با مسئولان چيني امضاء كرد تا صربستان هم بخشي از جاده ابريشم ديجيتال باشد. هرچند اين تفاهم نامه ها تجاري و الزام آور نيستند.

همچنين صربستان قراردادي را به عنوان بخشي از يك پلت فرم توسعه هوش مصنوعي با چين به عنوان يك هديه ارزشمند چيني منعقد كرد.

ما هنوز چيزي از مقامات صربستان بطور مثال از وزارت ارتباطات نشنيديم كه چطور توافقنامه واشنگتن بر همكاري ها با چين بخصوص با هوآوي اثر مي گذارد؟ و اينكه صربستان طرح توسعه شبكه G5 را با اين شركت ادامه خواهد داد؟ آمريكا تحريم هايي را عليه هوآوي تحميل و آن را متهم به جاسوسي براي دولت چين كرد. توافقنامه واشنگتن بين دولت هاي صربستان و كوزوو: دو طرف استفاده از تجهيزات G5 در شبكه هاي ارتباطي خود را توسط تامين كنندگان غير قابل اعتماد ممنوع مي كنند و جاهايي كه تجهيزات از قبل بود را هم به سرعت حذف خواهند كرد.
به نظرم آمريكا در رابطه با عدم همكاري با هوآوي پافشاري خواهد كرد و من فكر مي كنم به همين دليل، صربستان از قرارداد توسعه شبكه G5 با چين پاپس خواهد كشيد. صربستان از قبل، يك ايستگاه شبكه Telenor 5G با تجهيزات چيني داشت كه الان كار نمي كند. سال آينده يك مزايده براي اعطاي مجوز براي شبكه G5 صربستان برگزار خواهد شد.

تاكنون رئيس جمهور ووچيچ دائما از همكاري با چين سخن مي گفت، حتي بيشتر از همكاري با روسيه. اما الان مي بينيم كه به يكباره دست دوستي با شي جين پينگ را بطور غير مودبانه اي پس مي زند و به آن افتخار مي كند. به نظر مي رسد الكساندر ووچيچ برادران جديدي در آمريكا و اسرائيل پيدا كرده است.

-به نظر شما تنوع منابع انرژي و امتناع استفاده از تكنولوژي G5 هوآوي ممكن است عواقب منفي براي جايگاه بين المللي صربستان و روابطش با چين و روسيه داشته باشد؟ با توجه به اينكه در حال حاضرتنها اين دو كشور هستند كه ضامن حفظ قطعنامه 1244 مي باشند كه طبق آن كوزوو به عنوان بخشي از صربستان باقي مي ماند...

روسيه سال هاي زيادي است كه از تماميت ارضي صربستان دفاع نموده و تلاش هاي ديپلماتيك عظيمي را براي كمك به صربستان در جهت حفظ استان جنوبي اش كرده است. از طرفي چين به اندازه روسيه تلاش نكرد ولي با سياست هاي روسيه در اين موضوع همراهي كرد. اين در حاليست كه به رسميت شناختن كوزوو توسط صربستان براي چين به دليل مشكلات مشابهي كه با تايوان، هنگ كنگ و ماكائو دارد، خوشايند نيست. هم روسيه و هم چين در شوراي امنيت سازمان ملل حق وتو دارند و تنها سند معتبر در رابطه با موضوع كوزوو قطعنامه 1244 است. با اينحال مشكل اينست كه رهبري صربستان مدت زمان زيادي است كه توجهي به قطعنامه 1244 نكرده و در حال مذاكره براي حل و فصل موضوع كوزوو خارج از قانون اساسي و چارچوب هاي قوانين بين المللي است. مذاكرات تخصصي بر روي كوزوو و متوهيا در سال 2011 از سازمان ملل به اتحاديه اروپا منتقل شده است، اما اتحاديه اروپا تعهد لازم را براي حل اين مشكل ندارد.

پس از تغيير دولت صربستان در سال 2012 مذاكرات درباره كوزوو و متوهيا از سطح مذاكرات كارشناسي به سطح مذاكرات دو رئيس جمهور يعني الكساندر ووچيچ و هاشم تاچي رسيد.

به عنوان بخشي از اين مذاكرات، توافق نامه مضر بلژيك در سال 2013 به دست آمد. ايجاد يك مرز كلاسيك بين كوزوو و متوهيا و بقيه صربستان ، پس از آنكه موسسات دولتي صربستان  در قلمرو كوزوو و متوهيا تعطيل شدند. اينها همه گام هاي مهم برداشته شده توسط رياست جمهوري الكساندر ووچيچ و ايويتسا داتسيچ در مقابل به رسميت شناختن كوزوو است.

براي تشديد اوضاع، آمريكا كه خالق اصلي استقلال كوزوو است، حالا مستقيما به مذاكرات بين بلگراد و پريشتينا پيوسته است. من بايد به اين نكته اشاره كنم كه آمريكا هيچ تعهدي براي حل موضوع كوزوو ندارد و الكساندر ووچيچ هيچ توجيهي براي قبول دعوت ملاقات در كاخ سفيد نداشت.

از سوي ديگر ما بارها از روسيه شنيديم كه مي خواهد اگر دعوتي از آن صورت گيرد در گفتگوهاي كوزوو و متوهيا مشاركت كند، اما مقامات صربستان هيچوقت چنين دعوتنامه اي به روسيه نفرستادند.

سرانجام انتخابات اخير صربستان برگزار شد. نه مجلسي تشكيل شد و نه دولت جديدي. رئيس جمهور صربستان از اين خلا براي امضاء توافقنامه واشنگتن استفاده كرده، و اين در حاليست كه از لحاظ قانوني بدون اجازه از ديگر نهادها مجاز به انجام آن نيست. طبق قانون اساسي ما، سياست خارجي صربستان توسط دولت هدايت مي شود و نه رئيس جمهور صربستان و او حق امضاء توافق نامه هاي بين المللي را ندارد. بنابراين بطور خلاصه، دليلي ندارد واشنگتن در قرارداد بين كوزوو و صربستان مشاركت كند. رئيس جمهور صربستان همچين اختياري ندارد و نمي تواند با امضاء اين قرارداد از شهروندان صربستاني حمايت كند. نكات زيادي از اين قرارداد ارتباطي به موضوع رابطه صربستان و كوزوو به عنوان يك موضوع داخلي ندارد.

من مي خواهم شما را به نكاتي درباره اين توافقنامه كه به حزب الله، شبكه G5 ، ترويج همجنسگرايي و موضوع قدس مربوط است ارجاع بدهم. با امضاء چنين سندي، رئيس جمهور صربستان يكبار ديگر قانون اساسي صربستان را نقض كرد، همچنانكه قطعنامه هاي بين المللي 1224 و 478 شوراي امنيت سازمان ملل را نقض كرد.

- در ازاي اين توافقنامه، صربستان و كوزوو چه چيزي عايدشان شد؟منفعت صربستان از اين توافقنامه چيست؟

من معتقدم تصميمات اينچنيني همانند اعلام كردن حزب الله به عنوان يك سازمان تروريستي و انتقال سفارت صربستان به قدس و نيز افتتاح سفارت كوزوو در قدس صرفا با سياست هاي اسرائيل و آمريكا در خاورميانه منطبق است. نتيجه ديگر توافقنامه واشنگتن اين است كه بلافاصله بعد از امضاي اين توافقنامه بين صربستان و كوزوو، اسرائيل كوزوو را به عنوان يك دولت مستقل به رسميت شناخت. موافقت انتقال سفارت صربستان به قدس منطقي نيست، چراكه مخالف قوانين بين المللي و همچنين اتحاديه اروپا (صربستان در پروسه پيوستن به اتحاديه اروپا است و  موظف به هماهنگي سياست خارجي اش با سياست اتحاديه اروپاست) مي باشد. از طرفي اسرائيل استان جنوبي صربستان را به عنوان يك دولت مستقل به رسميت شناخت. من فكر مي كنم كه حتي دشمنان صربستان هم چنين قراردادي كه بسيار براي صربستان نامطلوب هست را امضاء نخواهند كرد.

بنابراين صربستان بي مورد در مناقشات خاورميانه مداخله كرد و وارد درگيري با كل جهان اسلام شد. من بايد به اين نكته اشاره كنم كه تاكنون صربستان روابط خوبي با فلسطين داشت كه فلسطين هم استقلال كوزوو را به رسميت نشناخت. فلسطين در بلگراد سفارت دارد و روابط تجاري دوستانه اي را با كشور ما دارد.

صربستان اولين كشور اروپايي است كه سفارت خود را به قدس انتقال مي دهد و با واكنش شديد اتحاديه اروپا نيز مواجه مي شود. از سوي ديگر كوزوو در مورد تصميم به راه اندازي سفارت در قدس با جهان اسلام درگير خواهد شد.

معتقدم كشورهاي مسلمان با پس گرفتن به رسميت شناختن كوزوو بايد به اين موضوع واكنش نشان دهند. اين موضوع، اجراي توافقنامه احمقانه در واشنگتن را بسيار پيچيده تر خواهد كرد. به هر حال كوزوو وارد درگيري بزرگ با جهان اسلام و شايد با بعضي از كشورهاي غربي نيز خواهد شد. به دليل اينكه اتحاديه اروپا از اين اقدام ها حمايت نمي كند. اگرچه كوزوو از دولت كلينتون حمايت از تجزيه طلبي را دريافت كرده است اما در اين مورد، به ترامپ لطف و كمك شد كه اگر قدرت را در آمريكا از دست بدهد، مي تواند مشكل ساز شود.

از سويي الكساندر ووچيچ 2 ميليون دلار به هيلاري كلينتون در كارزار انتخاباتي 2016 هديه داد و از كانديداتوري هيلاري كلينتون به عنوان نامزد رياست جمهوري حمايت كرد و در حال حاضر هم او حق حاكميت صربستاني ها و بخشي از سرزمين صربستان را به كمپين انتخاباتي ترامپ هديه داد.

-به نظر مي رسد همه به جز صربستان در اين مذاكرات پيروز شدند. ترامپ حين رقابت هاي انتخاباتي خود به موفقيت مهم در سياست خارجي دست يافت. پريشتينا به رسميت شناخته شدن بين المللي مهم از طرف اسرائيل دست يافت و همچنين اسرائيل اولين سفارت دو كشور اروپايي در قدس را به دست آورد. نظر شما در اين رابطه چيست؟

بزرگترين برنده اين توافقنامه در واشنگتن اسرائيل است كه از طريق لابي كردن و مذاكره با ووچيچ به اين نوع توافق دست يافت. با اين وجود اسرائيل نمي تواند نقش مناسبي براي هرگونه توافق در قرارداد بين بلگراد و پريشتينا (كه در مورد روابط داخلي در صربستان است) ايفاء كند. اين در حاليست كه اسرائيل از نياز ووچيچ براي باقي ماندن در قدرت براي دستيابي به يك توافقنامه با ميانجيگري آمريكا و ابتكارات شخصي در اين زمينه كه فراتر از صلاحيت دولت مي باشد، استفاده كرده است.

آمريكا از اين فرصت براي امتياز گرفتن در برنامه سياست خارجي خود استفاده كرد و دونالد ترامپ از آن در مبارزات انتخاباتي الكترال خود بهره خواهد برد كه خود را به عنوان حل و فصل كننده مناقشات بين المللي معرفي كند. از طرف ديگر خدمات زيادي به اسرائيل ارائه شد تا اين كشور از انتخاب مجدد ترامپ حمايت و تاثيرگذاري در لابي يهوديان در آمريكا انجام دهد. بعلاوه اينكه آمريكا از اين فرصت و بواسطه صربستان، براي هدايت كردن تنش هاي سياست خارجي و اقتصادي با روسيه و چين نيز استفاده كرد.

ناتو هم منافع خود را از طريق پروژه هاي زيرساختي توافق شده ي آلباني و صربستان به اجرا در مي آورد. صربستان با امضاء اين قرارداد نه تنهادر هيچ چيز پيروز نشد بلكه خيلي از چيزها را هم از دست داده است.

اولا رئيس جمهور صربستان امضاء كرد كه صربستان با پيوستن كوزوو به سازمان هاي بين المللي مخالفت نخواهد كرد: صربستان(بلگراد) مشروط به اعمال يكساله توقف كمپين به رسميت شناختن كوزوو و خودداري رسمي و غير رسمي تمامي درخواست ها توسط دولت ها يا سازمان هاي بين المللي براي به رسميت شناختن كوزوو(پريشتينا). موافقت مي كند.

رئيس جمهور صربستان با انجام اين كار، به كوزوو به عنوان يك دولت مستقل فرصت داد تا استقلال خود را تحقق بخشد. به اين معني كه در واقع كوزوو را به عنوان يك دولت مستقل به رسميت شناخت. كوزوو در مدت زمان يكسال قادر خواهد بود درخواست عضويت در ناتو، اتحاديه اروپا، سازمان ملل، اينترپل و بقيه سازمان هاي بين المللي را بدهد.

علاوه بر آن تصميمات كلان اقتصادي و سياست خارجي كه مي بايست صربستان به عنوان دولت حاكم انجام ميداد، در حال حاضر مسئوليتش با آمريكاست. با توجه به اين موضوع صربستان حاكميت خود را از دست داده است.

از لحاظ سياست خارجي، صربستان  با امضاء اين توافقنامه و ورود به مناقشه جهان عرب، روابطش با روسيه، چين، ايران، سوريه، لبنان، اتحاديه اروپا و آلمان را تيره كرد.
"نهايتا پس از بازگشت ووچيچ از واشنگتن، صربستان در صحنه بين الملل بي دوست ماند."

ترجمه: امين هاتفيان
منبع: stalkerzone.org