پايگاه تحليلي - خبري ايران بالكان : لوكاشنكو در دو راهي غرب و روسيه
چهارشنبه، 19 شهریور 1399 - 19:02 کد خبر:33857
شهره پولاب


الكساندر لوكاشنكو در روز 10 آگوست 2020 با 80.23 درصد مجموع آرا براي ششمين بار متوالي در انتخابات رياست جمهوري بلاروس پيروز شد. اعلام پيروزي وي كه "آخرين ديكتاتور اروپا" نام گرفته هزاران معترض را به خيابان ها كشاند كه لوكاشنكو را به تقلب گسترده در انتخابات متهم كرده و خواستار بركناري او بوده اند.

به گزارش پايگاه تحليلي – خبري ايران بالكان (ايربا) ولاديمير پوتين، رئيس جمهوري روسيه در 16 آگوست در واكنش به سخنان لوكاشينكو مبني بر تحت فشار قرار گرفتن از سوي نيروهاي خارجي، آمادگي مسكو را از پشتيباني امنيتي بلاروس از طريق سازمان پيمان امنيت جمعي (CSTO) اعلام كرده است.

روسيه و بلاروس دو همسايه نزديك با پيوندهاي قومي و زباني و برآمده از يك روند تاريخي واحد هستند كه وحدتشان توسط اتحاديه اقتصادي اوراسيا با اتحاديه گمركي و بازار واحد محكم تر شده است. روسيه تأمين كننده اصلي انرژي بلاروس بوده و در مقابل بلاروس مسير ترانزيت مهمي براي نفت و گاز روسيه به مقصد غرب اروپا است.

مسكو شريك نظامي مينسك بوده و مرز غربي روسيه از طريق بلاروس در مرز با اتحاديه اروپا به شدت نظامي بوده و ساخت نيروگاه هسته اي در بلاروس طرح ژئوپليتيك روسيه براي حمايت از مينسك و مقابله با خطر احتمالي همسايگان است. روسيه داراي چندين پايگاه نظامي در بلاروس بوده و ايستگاه راداري نيروي هوايي روسيه در بلاروس براي رديابي پرتاب موشك هاي بالستيك طراحي شده است. همچنين داراي يك مركز ارتباطات دريايي در اين كشور است كه براي برقراري ارتباط با زيردريايي هاي هسته اي خود از آن استفاده مي كند.

اگرچه ارتش بلاروس به طور رسمي جزئي از منطقه نظامي غربي روسيه نيست، اما همگرايي با نيروهاي مسلح روسيه به دليل همجواري اين كشور با منطقه كالينينگراد حائز اهميت است. منطقه برونگان كالينينگراد محصور ميان لهستان و ليتواني در حوزه درياي بالتيك كه جزء خاك روسيه محسوب مي شود، نقش استراتژيك محافظتي براي قلمرو گسترده اي از مرزهاي غربي روسيه از كارلينا در امتداد مرز فنلاند تا شرق اوكراين ايفا مي كند. رزمايش روسيه و بلاروس موسوم به "زاپاد 2017" در مرزهاي كشورهاي حوزه بالتيك در سپتامبر 2017 كه مسكو آن را در راستاي تامين امنيت مرزهاي غربي خود قلمداد كرده بود، از سوي ناتو تهديدي عليه لهستان، ليتواني، استوني و لتوني برداشت شده بود. رزمايش ايالات متحده با نام "مدافع اروپا 20" در ژوئن 2020 با همراهي نيروهاي لهستان و در چارچوب استراتژي مقابله با نفوذ روسيه در اروپا را مي توان پاسخي به جاه طلبي هاي روسيه دانست.

از اين رو قابل توجيه خواهد بود كه لوكاشنكو در جريان بحران كنوني كشورش براي درخواست كمك به پوتين مراجعه كند تا حمايت مسكو بتواند بين او و فاجعه پيش رو قرار گيرد.

در روي ديگر سكه درخواست حمايت نظامي لوكاشنكو از روسيه مي تواند فرصتي را در اختيار پوتين قرار دهد تا بتواند بلاروس را در مدار ژئوپليتيك روسيه حفظ كند. پيشنهادهاي مايك پمپئو، وزير امور خارجه ايالات متحده در سفر به مينسك در فوريه 2020، براي حمايت از استقلال و حاكميت بلاروس و تامين صد در صدي نفت و گاز طبيعي اين كشور كه همزمان با تنش هاي عمده ميان بلاروس و روسيه بر سر انرژي بوده موجبات نگراني پوتين را فراهم كرده بود كه آن را پيوستن بلاروس به بخش اصلي مدار ديپلماتيك بين المللي و عامل سرنوشت سازي براي آينده مينسك تلقي مي كرد.

اهميت ژئوپليتيك بلاروس با مرزهاي كشورهاي اتحاديه اروپا و ناتو در غرب، اوكراين و روسيه در جنوب و شرق موقعيت حائلي را ايجاد مي كند كه توجه همزمان از سوي شرق و غرب را برانگيزد. چنانچه ترجيح كشورهاي همسايه مانند لتوني، ليتواني و لهستان در اتحاديه اروپا و ناتو اينست كه بلاروس در جامعه اروپا ادغام شود تا تهديد امنيتي حاصل از برنامه ريزي طولاني مدت روسيه و بلاروس كاهش يابد و در مقابل براي روسيه جهت گيري سياسي همسايگان خصوصا كشورهاي جدا شده از اتحاد جماهير شوروي  كه مسكو از آنها به عنوان "خارج نزديك" ياد مي كند، بسيار مهم بوده و اثرات آنها را در امنيت داخلي خود حياتي مي داند. به همين سبب هرگونه احتمال تغيير عمده سياسي در يك كشور همسايه همواره مورد نگراني مسكو بوده و با واكنشهاي صريحي پاسخ داده مي شود. /ديپلماسي ايراني

نگراني روسيه زماني تشديد مي شود كه يك دولت طرفدار غرب در يك كشور همسايه به قدرت برسد. اگر چه انتقاد غربي ها بر هنجارهاي دموكراتيك و دزديده شدن آراي مردمي درانتخابات متمركز بوده، اما پوتين آن را استفاده غرب از بحران كنوني بلاروس به عنوان راهي براي تضعيف منافع امنيتي مسكو و عقب رانده شدن مسكو از گستره استراتژيك كنوني مي پندارد. از اين ديدگاه مديريت اين بحران يك بازي "حاصل جمع صفر" محسوب مي شود كه در آن دستاوردهاي يك طرف برابر با ضرر طرف مقابل خواهد بود.

در ماه هاي گذشته تنش ميان روسيه و بلاروس در حالي افزايش يافته بود كه لوكاشنكو تهديدات پوتين را براي افزايش قيمت و كاهش ميزان صادرات نفت به بلاروس را با كاهش صادرات نفت از پالايشگاه هاي خود پاسخ داده بود. عليرغم مخالفت لوكاشنكو با درخواست پوتين مبني بر تعميق همگرايي بلاروس در "دولت اتحادي" براي يكپارچگي بيشتر دو كشور، بلاروس كماكان يك متحد وفادار به مسكو است.

لوكاشنكو با سركوب مخالفان خود تلاش واشنگتن براي همكاري با مينسك را درسفر پمپئو در فوريه تضعيف كرده و احتمال رفتن به سوي غرب را كمرنگ كرده و با درخواست كمك نظامي از پوتين، از نگراني روسيه در گسترش ناتو كاسته است.

اگرچه آمادگي مسكو براي حمايت از مينسك تنها در صورت ضرورت عنوان شده، اما در صورت هرگونه كمك نظامي كماكان احتمال روبه روشدن با تحريم هاي غربي وجود داشته كه مي تواند پيامدهاي جبران ناپذيري براي اقتصاد روسيه داشته باشد. چنانچه رابرت اوبراين، مشاور رئيس جمهوري امريكا در مسائل امنيتي اعلام كرده اگر روسيه از سياست تهاجمي خود در خارج از كشور دست بكشد و به شريك خوبي براي ايالات متحده و اروپا تبديل شود، تحريم هاي ايالات متحده عليه روسيه ديگر لازم نخواهد بود.

آنچه واضح است اينكه لوكاشنكو بدون دريافت حمايت از خارج از كشور در دراز مدت پايدار نخواهد ماند. كشور وي هيچ نفت و يا مواد معدني براي صادرات و كسب درآمد براي تأمين زيرساخت ها ندارد. غرب يا روسيه گزينه هاي موجود هستند و بر اساس تئوري "تعادل نش" اگر سرنوشت يك بازيگر تحت تاثير اقدامات ديگر بازيگران باشد و هنگامي كه بازيگران رقيب يكديگر را به خوبي شناخته و به استراتژي خود پايبند هستند، تعادلي برقرار است كه هيچ بازيگري از تغيير مسير خود نفع نمي برد. از اين رو مي توان گفت:

سناريوي مورد انتظار ايالات متحده و متحدان اروپايي اين خواهد بود كه با حمايت از جامعه مدني بلاروس با ترغيب لوكاشنكو به انتقال صلح آميز قدرت از درگيري نظامي احتمالي پوتين جلوگيري كنند، پيش از آنكه بلاروس تبديل به نقطه هدف جاه طلبي هاي ژئوپليتيكي روسيه شود.

در مقابل بهترين سناريو براي كرملين لوكاشنكوي ضعيفي است كه كاملاً وابسته به مسكو بوده و از هرگونه احتمال اتكاي به غرب دور است. اين سناريو راه اتحاد قوي تر با بلاروس را كه كرملين مدت ها در انتظار آن است، هموار مي كند و به پوتين اين اطمينان را مي دهد كه بلاروس از نظر ژئوپلتيكي با غرب همسو نخواهد شد.

در مجموع براي پوتين كه اعتراضات مردمي را عامل بي ثباتي و فروپاشي دولت هاي حوزه نفوذ روسيه در قالب انقلاب هاي رنگي و با بهانه ارتقاء دموكراسي از سوي آمريكا مي داند، سخت خواهد بود كه اين بار در روسيه سفيد آن را تجربه كند. با اين يادآوري كه پوتين حمله به گرجستان در سال 2008 و اوكراين در سال 2014 را در كارنامه خود دارد.