پايگاه تحليلي - خبري ايران بالكان : اگر ايران نبود بوسني نابود شده بود
دوشنبه، 20 آبان 1398 - 11:15 کد خبر:31988
آرمينا حاساگيچ


بانوي بوسنيايي گفت: ايران اولين كشوري بود كه در جنگ بوسني كمك كرد و كمكهاي ايران بسيار موثر و جدي بود تا حدي كه خيلي از كارشناسان بوسنيايي معتقدند اگر ايران نبود بوسني هم نابود شده بود.

به گزارش پايگاه تحليلي – خبري ايران بالكان (ايربا) به نقل ازخبرگزاري اهل‌بيت(ع)، بوسني و هرزگوين از جمله كشورهاي اروپايي است كه جمعيت مسلمانان در اين كشور نيمي از كل جمعيت آن را در بر مي گيرد. شايد جنگ بوسني يكي از فجايع قرن بيستم باشد كه طي آن، نسل كشي مسلمانان در اروپا از سوي قدرت هاي بين المللي آغاز شد و صرب ها هم عامل اصلي اين كشتار بودند. اين نبرد خانمان‌سوز از پنجم آوريل 1992 آغاز شد و تا 14 دسامبر 1995 ادامه يافت و طي آن بيش از 100 هزار نفر جانشان را از دست دادند. در روزهايي كه كشتار وحشيانه مسلمانان در اين كشور در جريان بود نماينده كلينتون گفته بود اگر حضور ايران در طي سال‌هاي 92 تا 94 ميلادي در بوسني نبود، مسلماني باقي نمي‌ماند كه ما مجبور شويم طرح ديتون را امضا كنيم بدين معنا كه جمهوري اسلامي ايران در دفاع از مسلمانان بي گناه اين كشور نقش تاريخي داشته است.

مسلمانان بيش از يك‌سال و نيم مورد هجوم صرب‌ها و كروات‌ها بودند، يعني حمله از تمام جهت هاي جغرافيايي شروع شده بود و اين ملت كه هيچ امكاناتي نداشتند، هيچ راهي هم جز دفاع نداشتند و جمهوري اسلامي در اين اوضاع وارد صحنه شد.

«آمنه آرمينا» (آرمينا حاساگيچ) دانشجوي بوسنيايي ساكن قم تا ۱۷-۱۶ سالگي يك دختر اروپايي بود كه در خانواده اي زندگي مي كرد كه ملزم به رعايت قوانين و شئونات اسلامي نبودند؛ اما وي تصميم مي گيرد با تلاش و كوشش و تحقيقات مستمر راه خود را در شناخت حقيقت پيدا كند.

بانو آرمينا حاساگيچ از كشور بوسني كه  اسلام را آگاهانه انتخاب كرده، در گفتگويي پيرامون نحوه برگزيدن دين مبين اسلام و مكتب تشيع، آشنايي مردم كشورش با نقش جمهوري اسلامي ايران در بوسني توضيحاتي ارائه كرده است.

متن گفت و گو به شرح ذيل است:

ـــ ابتدا خود را معرفي بفرماييد و در خصوص نحوه مسلمان شدن و آشنايي با دين مبين اسلام توضيح بفرماييد.

ـــ من «آرمينا حاساگيچ» اهل كشور بوسني و هرزگوين هستم. حدود 8 سال پيش به ايران آمدم به قصد تحصيل و سپس در اواخر دوره كارشناسي ازدواج كردم . در حال حاضر مشغول به تحصيل در سطح كارشناسي ارشد هستم. در شهر كوچك زنيتسا در بوسني به دنيا آمدم، كشوري كه 50 در صد آن را مسلمانان اهل تسنن تشكيل مي دهند. خانواده خودم در دوره كمونيسم بزرگ شده بودند و گرچه مذهب آنها اسلام بود، آنها اطلاعات كمي درباره اسلام داشتند و به رعايت قوانين و شئونات آن مانند حجاب يا نماز ملتزم نبودند.

من در دوره دبيرستان با مذهب تشيع اولين برخورد را داشتم. با مبلغين ايراني كه در آنجا مدرسه داشتند آشنا شدم. من نيز از دانش آموزان آن مدرسه بودم، ولي احساس نمي كردم كه مذهب شيعه مذهب درستي باشد كه اين احساس به خاطر عدم اطلاعات و پيش‌داوري هايي بود كه درباره تشيع در آنجا وجود داشت.

من از هفده سالگي تصميم گرفتم كه بيشتر درباره دين مطالعه كنم و مسير درست زندگي را پيدا كنم. هميشه به خدا اعتقاد داشتم ولي مسير صحيح رسيدن به آن را مطمئن نبودم.

با شنيدن داستان يك خانم آمريكايي كه مسلمان و محجبه شد، من نيز احساس كردم كه بايد در مسير خداي بزرگي كه همه نعمتها را به ما داده، كاري انجام دهم و در هفده سالگي باحجاب شدم.

با مطالعات بيشتر درباره دين، متوجه شدم كه اسلام فرقه ها و مذاهب زيادي داره كه موجب سردرگمي من شد. من خيلي دوست داشتم بفهمم دقيقاً كدام يكي از اين مذاهب حق است و ميتواند براي زندگي راه درست تري ارائه دهد. با اتمام دوره دبيرستان وارد دانشگاه سارايوو شدم.

من چون هم كنجكاو بودم و هم دوست داشتم سؤالاتي كه درباره دين برايم پيش آمد پاسخ بدهم، اين پيشنهاد را قبول كردم. من درسهاي حوزوي را هم خواندم و چند سال اول اقامت من در ايران فقط تحقيق و جستجو و مباحثه بود.

خيلي دلم ميخواست تشيع را خوب بفهمم و بعد بپذيرم. تلاش مي كردم شبهه هايي كه داشتم را مطرح كنم و از اساتيد شيعه و سني در بوسني جواب بگيرم. خيلي نگران بودم كه نكند من نتوانم راه درست زندگي را تشخيص بدهم. اين نگراني گاهي تبديل به گريه يا حتي بي خوابي مي شد.

سرانجام بعد از مطالعات گسترده خود را پيرو مكتب اهل بيت(ع) دانستم.



ـــ نظرتان در خصوص حضور ايران طي سال هاي 92 تا 94 ميلادي در بوسني چيست و اين حضور در حمايت از مسلمانان بوسني چقدر تاثير گذار بود؟

ـــ ايران اولين كشوري بود كه در جنگ بوسني به ما كمك كرد. كمكهاي ايران بسيار موثر و جدي بود تا حدي كه خيلي از كارشناسان بوسنيايي معتقدند اگر ايران نبود بوسني هم نابود شده بود، حتي كساني كه ممكن است با سياست كنوني ايران مخالفت داشته باشند. مردم هم كمكهاي ايران را به ياد دارند مخصوصا كمكهاي تسليحاتي ايران. اما بعد از جنگ در حوزه فرهنگ و اقتصاد ايران حضور كم رنگ تري پيدا كرد و مي توان گفت كه آن منطقه را فعلا به نحوي از دست داده است. در واقع كشورهاي غربي مخصوصا آمريكا از حضور ايران در بوسني خشنود نبودند و چندين بار تاكيد كردند كه ايراني ها بايد بروند.

ـــ در حال حاضر جمعيت مسلمانان و شيعيان بوسني چه تعداد هست و آيا مسلمانان به راحتي مي توانند در اين كشور با رعايت حجاب و شوونات اسلامي و عمل به ديگر مناسك اسلامي زندگي كنند؟

ـــ كل كشور بوسني حدود 4 ميليون نفر جمعيت دارد كه 51 درصد آن مسلمانان هستند. آماري از تعداد شيعيان آنجا در دسترس نيست و تعدادشان خيلي اندك است، البته بسياري از آنها شيعه گري خود را اعلام نمي كنند. بلكه، در اكثر موارد و حوزه ها، رعايت شئونات اسلامي بلا مانع است، اما سختي هايي هم دارد. مثلا پيدا كردن غذا و شيريني جات حلال، فضاي ورزشي مناسب بانوان مسلمان، اختلاط زن و مرد در وسايل نقليه عمومي، اداره ها، دست دادن با خانمها شايد مسائل كوچكي به نظر برسند ولي براي كسي كه بخواهد دين خود را حفظ كند مي تواند خيلي آزار دهنده باشد. البته بوسني باز از اين لحاظ از كشورهاي ديگر اروپايي بهتر و فضاي مناسبتري دارد. به هرحال تعداد زيادي از شهروندان آن مسلمان هستند.

ـــ دليل حمله به مسلمانان بوسني در سال هايي كه جنگ عليه بوسني در جريان بود و شاهد يك نسل كشي تاريخي بوديم چه بود ؟

ـــ دليل جنگ و نسل كشي اين بوده كه بوسني مي خواسته از نظام كمونيستي يوگسلاوي كه با ارزشهاي اسلامي سازگاري نداشت و مردم مسلمان بوسنيايي را به رسميت نمي شناخت، مستقل شود و از سلطه يك سيستم الحادي خارج شود.

ولي صربستان و صربهاي داخل بوسني (مسيحي هاي ارتدكس) و بعدا كرواتها يعني مسيحي هاي كاتوليك آنجا در اين صورت منافع خود را در خطر ديدند و نميخواستند اجازه دهند يك كشور با اكثريت مسلمانان اروپايي الاصل در اين قاره و در همسايگي آنها قرار بگيرد لذا حمله وحشيانه و تجاوز عليه بوسني را آغاز كردند كه منجر به جنايات خيلي بزرگ و نسل كشي مسلمانان شد. البته اروپا و آمريكا دست بسته نظاره گر اين فجايع بودند و كاري براي جلوگيري از آن انجام ندادند.

ـــ مسلمانان بوسني نظرشان در باره ايران و شخص مقام معظم رهبري به عنوان كسي كه در سال هاي جنگ اين كشور نگران قلع و قمع مسلمانان بودند چيست؟

ـــ مسلمانان بوسني ايران و ايراني ها را دوست دارند گرچه ممكن است اطلاعاتشان نسبت به آنها كم تر باشد. اما ايرانيان را ملت برادر خود مي دانند. درباره مقام معظم رهبري نيز به علت تلاشهاي فراوان عوامل جنگ نرم در جهان، اين شخصيت مغفول واقع شده است و تمام تلاش سازوكار هاي پروپاگانداي غرب اين است كه ايشان و نظريات ايشان بورد رسانه اي نداشته باشد و مطرح نشود.

خبرگزاري هاي مستقل در بوسني نيز كم هستند بنابر اين هنوز بايد براي شناساندن مقام معظم رهبري به مردم بوسني، تلاشهاي بيشتري صورت بگيرد. البته كارشناسان، متخصصين، مخصوصا كساني كه در دوران جنگ نقشي ايفا مي كردند و موثر بودند، كامل ايشان را مي شناسند و بعضا حتي خاطراتي از حضوردر نزد ايشان در دوران جنگ نقل مي كنند كه شنيدني است.

ـــ به عنوان بانويي كه با مطالعه و آگاهانه دين اسلام را بر گزيديد چگونه از بانوان بزرگ جهان اسلام همچون حضرت زينب(س) الگوپذيري داريد؟

ـــ قطعاً رفتارها و معرفت حضرت زينب(سلام الله عليها) مي تواند در خيلي از عرصه هاي زندگي منبع عبرت،درس و راهنمايي باشد، اما بارزترين ويژگي كه امروزه هم همه را متعجب مي سازد همان صبر و تسليم او در برابر رويدادهاي ناگوار و دلخراشي كه جلوي چشمش رخ داد مي باشد. ما معمولاً ــ مخصوصاً خانمها ــ از هر مشكل كوچك و بزرگ به خدا گله مي كنيم و شاكي هستيم، ولي حضرت زينب(سلام الله عليها) در اوج سخت ترين فجايع آرامش قلبي دارد و فقط زيبايي عبد بودن و جانفشاني در اين راه را مي بيند.

ـــ به نظرشما براي نهادينه كردن فرهنگ حجاب اسلامي در جامعه چه راهكارهايي را مطلوب مي دانيد؟

ـــ حجاب بايد در خانواده تفسير و توضيح داده شود و تجربه خوب و مثبت از آن براي فرزندان دختر و حتي پسر بايد نشان داده شود. غير از آن، همه نهادهاي فرهنگ ساز از جمله رسانه و مدرسه بايد در آن هماهنگ باشند و يكي كار ديگري را خنثي نكند. ريشه اعتقادي و ارزشي حجاب بايد تقويت شود و اين تنها راهكار عميق براي در امان ماندن از هجوم تبليغاتي و ضد ارزشي غربي است زيرا در عصري قرار داريم كه همگان در معرض انواع پيام هاي تبليغاتي مستقيم و غير مستقيم در اين خصوص هستيم. مفاهيمي مانند آزادي، انتخاب شخصي، مد، زيبايي، عفت و پاكدامني بايد درك شوند و در فضاهاي تربيتي آموزشي و رسانه اي گنجانده شوند و فعاليت هاي ديگر كه به شاخه هاي بحث برمي گردد و در همان سطح شاخه مي ماند، البته در جاي خودش لازم است، ولي به ريشه نيز بايد توجه شود.