صحنه سیاست، حوزه پیچیده ترین عمل انسانی است که به مدیریت جامعه و روابط بین الملل با توجه به شرایط زمانی و مکانی می پردازد.
به گزارش پایگاه تحلیلی – خبری ایران بالکان (ایربا) این صحنه ای است که همواره با تغییر و تحولات مواجه است. کسانی که لباس سیاست بر تن نموده و به قدرت می رسند خواه ناخواه تحت تاثیر این تغییر و تحولات قرار گرفته و برای تطبیق شرایط سنتی با شرایط جدیدی که مواجه با آن اجتناب ناپذیر است، مجبور به قبول و انجام اصلاحاتی می شوند که قبل از قبضه قدرت، شاید به آن اعتقادچندانی نداشته و یا مخالف آن بوده اند. بطور روشن هر کس که به عمل سیاسی روی آورد و در عالم سیاست به قدرت دست یابد، حتی اگر اصلاح طلب نیز نباشد، شرایط وی را اصلاح طلب می نماید. اگرچه اصلاح طلبی واژه ای انحصاری نیست، اما چون هر واژه ای می توان آن را نیز مصادره به مطلوب نمود، این امر نیز بیش از هر چیزی از ضرورت تغییر حکایت می نماید.
در گردش قدرت، وقتی سنتی ترین افراد و گروه های سیاسی نیز به قدرت می رسند اصلاح طلب می شوند و این تغییر نه حاصل انحراف ، بلکه حاصل تحمیل شرایطی است که در عالم واقع وجود دارد . صحنه سیاست خارجی به علت ماهیت خاص ، بارزترین صحنه ظهور این واقعیت در قدرت است. آن کس که اصلاح طلب نیست، در صحنه سیاست حضور میدانی ندارد تا درکش منطبق با واقعیت گردد.
آنانی که از دور دستی بر آتش دارند، می دانند که با نزدیک شدن به آتش باید تدابیری اتخاذ نمایند. بالاترین نرخ بهره جهانی برای کشوری که در تئوری به آن نگاه منفی دارد ، تبلور تحمیل واقعیت های حاکم بر بازاری است که خود، بخشی از میدان عمل سیاسی است. جهانی شدن و اجبارهای ناشی از تعاملات تحمیلی، سبب دست کشیدن از دغدغه های ایده آلیستی و تن دادن به واقعیت هایی می گردد که نمی توان بدون آن به اداره جامعه و روابط بین الملل پرداخت.البته پیچیده گی های صحنه سیاست از یک سو و پیچیده گی های ایرانیان که ناشی از گذشته تاریخی آنان است، بروز و نمود اصلاح طلبی را نیز بعضاً پیچیده نموده و آن را در عمل سیاسی ، غیرشفاف می نماید. با این وجود عرصه سیاست چون محل انعکاس نیازهای جامعه است، لذا واقعیت های ظهور یافته در میدان عملیاتی سیاست ، سبب به چالش کشاندن تئوری ها و در نتیجه انجام اصلاحات می گردد.
درک موقعیت، عامل اصلی تغییر رفتار سنتی به اصلاح طلبی است . حقیقت آسمانی با واقعیت های زمینی متفاوت بوده و چون حوزه عمل سیاسی زمین است، ناچار به قوانین و قواعد بازی آن تن داده می شود. سیاست مدار با درک شرایط و با هدف تامین منافع از قابلیت ها برای دستیابی به هدفی سود می جوید که قابل تحقق است. این معادله سبب می گردد هر نگاه اصول گرا و سنتی ، آبستن اصلاح طلبی گردد.
اگر در دیروز تاریخ، اعزام و سفر شاهان قاجار و .... به اروپا عامل تغییر نگاه سنتی به نگاه اصلاح طلبی بود، امروز، جهانی شدن تغییر را نه به جغرافیای سیاسی، بلکه به خانه ها تحمیل می نماید.
پس می توان گفت که این یک سنت تاریخی و سیاسی است که اصول گرایانی که برای رسیدن به قدرت ، اصلاح طلبان را به کناری می رانند، خود پس از قبضه قدرت ، به قربانیانی تبدیل می شوند که به خاطر آن قبلاً دست های خود را آلوده نموده اند. سخن آخر اینکه اگرچه مبارزه برای دست یابی به قدرت ، بخشی از ویژگی صحنه سیاسی است، اما سنت تغییر و اصلاح طلبی ماهیتی است که همزاد قدرت است، هر چند که به رگ زنی امیر در فین کاشان بیانجامد.
|