تابستان امسال جنجالی در مورد ضرورت هنر سینمای «کند و کسلکننده» به پا شد؛ مقالهای در نیویورکتایمز درباره کشدار بودن فیلم «جاده میانبر میک» و اشارههایی به آندری تارکوفسکی، درک جارمن و هوشیائوشین آغازگر جنجال بود و منتقدان دیگر واکنشهای تندی به آن نشان دادند.
به گزارش پایگاه تحلیلی – خبری ایران بالکان (ایربا)هیچیک از فیلمسازان فهرستشده در آن مقاله البته ربط مستقیمی به آثار نوری بیلگه جیلان، کارگردان ترک نداشتند. این نگارنده از اینکه خود را فردی متعصب بنامد، احساس خجالت نمیکند اما نمیتوان آثاری مثل «دوردست» یا حتی اثر جدید بیلگه جیلان، «روزی روزگاری در آناتولی» را آثاری دانست که هضم آنها راحت است. فیلمهای بهشدت مسحورکننده او با سرشتی اندیشمندانه و آهنگی صبورانه، برای هرکس مناسب نیستند. با این حال کسانی که به سینمای آرام او مجال میدهند، کاملا جذب تفکر دقیق او درباره طبیعت انسانی و لحظههای زندگی میشوند. به علاوه، هنر فیلمبرداری زیبای او که شهرتی هم در عکاسی دارد، توجهی به نورپردازی و لوکیشن نشان میدهد که نظیر آن کمتر دیده شده است؛ فیلمبرداری در فیلمهای او همیشه خیرهکننده است و بعد دیگری به اثرش میافزاید.
با این حال، اگرچه نوری بیلگه جیلان فیلمسازی کار بلد است که جشنواره کن بسیار به او علاقه نشان میدهد (چهار فیلم آخرش هرکدام با یک جایزه به خانه برگشتند) به اندازه فیلمسازهای جشنوارهای و خارجی معاصرش در مورد او صحبت نمیشود. به ندرت ممکن است ذکری از او به میان آید، حتی اگر فیلم جدیدی از او در راه باشد. یک نمونهاش همین فیلم «روزی روزگاری در آناتولی» است که در جشنواره کن جایزه بزرگ هیات داوران را دریافت کرد ولی بعد از کن که مدام از یک جشنواره به جشنوارهای دیگر رفت، کمتر خبری در مورد آن شنیده شد. درست است که زمان طولانی فیلم او احتمالا حتی تماشاگران آثار جشنوارهای را هم خسته میکند، با این حال اثری استادانه از یک کارگردان حرفهای و با تجربه است، کاری که امیدواریم هنگام اکران عمومی در سال آینده (2012) توجه بیشتری جلب کند. ما با این کارگردان در جشنواره فیلم مراکش ملاقات داشتیم و با کمی اصرار توانستیم که بعضی از رازها و روشهایش را از زبانش بشنویم.
نه سیاست، نه ژانر
جیلان از همان آغاز حرفه فیلمسازیاش، اغلب در فیلمهایش به مسایل سیاسی میپرداخت. این مسایل از کنایههای کوچک مثل فرسوده شدن زمیندار فیلم «ابرهای ماه می» به دلیل درگیریهای همیشگیاش با دولت تا ساختن یک مبحث کامل در فیلم «سه میمون» را دربرمیگیرد. این کارگردان با وجود مشکلاتش با مقامات دولتی کشورش، تاکید میکند اینها لزوما نظر خودش نیست و او به شخصه هیچگونه توهم آرمانی در مورد کشورش ندارد. وی میگوید: «هیچ مساله سیاسی در فیلمهایم بیان نمیکنم. خود مردم، مخصوصا در ترکیه، دوست دارند به فیلمها نگاه سیاسی داشته باشند. ولی من سعی میکنم با اینگونه ارزیابی تا حد ممکن بجنگم. البته من عقاید سیاسی خودم را دارم ولی آنها برایم از همه چیز مهمتر نیستند و معمولا آنها را پنهان میکنم. بیشتر به دنیای درون شخصیتها علاقهمندم و اگر شما در مورد سیاست زیاد حرف بزنید، مردم هم میخواهند در اینباره بیشتر حرف بزنند.» به همین ترتیب ظهور عوامل ژانر در اثر اخیرش از عمد نبوده و کارگردان ادعا میکند داستان خیلی ساده او را به آن سمت برده است. او بعد از خواندن نقدهای فیلم متوجه این شده است. او توضیح میدهد: «صادقانه بگویم که در زندگیام خیلی تریلر نگاه نکردهام. من فیلمهای «سه میمون» و «آناتولی» را ساختهام و هیچ وقت فکر نکردهام که دارم فیلم ژانر تریلر میسازم. فقط داستانی را که برایم مهم بود بازگو میکردم. بعدا منتقدان نوشتند که نوعی از تریلر بوده است.» و در مورد اینکه به سمت ژانر دیگری خواهد رفت؟ «من به این نوع دیدگاه علاقهمند نیستم، چون محدودکننده است. ولی معلوم نیست، شاید سهوا اتفاق بیفتد.»
فیلمبرداری برای تدوین
با تماشای «آناتولی» به سرعت متوجه میشوید که این اثر با کارهای قبلیاش متفاوت است. یک فیلم بهشدت ادیبانه است. با اینکه مثل کارهای اولیهاش متفکرانه است ولی گفتوگو و داستانگویی سنتی در آن زیاد است. وی میگوید: «برخلاف فیلمهای دیگرم، این یکی از فیلمنامههای من است که پر از جزییات است. با این حال در حین فیلمبرداری شما به ایدههای تازهای میرسید، چون تنها زمانی است که فیلم را حین اجرا میبینید. ذهن در این زمان سریعتر کار میکند، پس من ایدههای جدید را در فیلم جا میدهم. چون مطمئن نیستید که کدام جواب میدهد، همه را فیلمبرداری میکنید.»
این روش «فیلمبرداری از همه چیز» به جیلان آزادی بیشتری در هنگام تدوین میدهد. «تدوین تنها موقعی است که شما زمان دارید. در آنجا شما نتیجه نهایی را میبینید و موازنه واقعی فیلم را شکل میدهید.» به نظر میرسد که او یک حامی ثابت قدم عصر دیجیتال است. مدرکش هم موجود است، اینکه او بعد از فیلم «ابرهای ماه می» در سال 1999 دیگر به روش سنتی فیلمبرداری نکرده است. «فیلمبرداری دیجیتال برای من خوب است و فکر میکنم که هنرپیشهها هم احساس بهتری دارند. این سادهتر است. روش فیلمبرداری قبلی خیلی چیزها را از بین میبرد. بعضی اوقات من تمرکز خوبی در روش سنتی داشتم، ولی بیشتر اوقات عصبیام میکرد. ذهنتان در این حالت واضح نیست و خیلی روشن فکر نمیکنید.»
کنار گذاشتن کنترل مطلق بر فیلمها
بعد از رها کردن سلولویید، این کارگردان نقش فیلمبردار را ترک کرد و آن را به مدیر فیلمبرداری دیگری سپرد. به نظر میرسد که به همین علت فیلم بعدیاش، «اقلیمها» نقش تعیینکنندهای در زندگی او داشت. با این حال، بعد از دو فیلم دیگر این مساله به یک روال عادی بدل شد. «کار فیلمبرداری را کاملا کنار گذاشتم. نمیخواهم انرژی را در جایی که لازم نیست، هدر بدهم. من از مونیتور بهتر میبینم. به این ترتیب دید و فهم بهتری از حرکت دوربین و بقیه مسایل دارم.»
این نوع تفکر آزاد به بقیه حوزهها هم سرایت کرد، مانند حوزه نویسندگی که او در ابتدا نسبت به آن خیلی حساس بود. «اول فکر میکردم که ممکن نیست ولی بعدا به طرفش جلب شدم. با شراکت کار بهتر میشود. تفکر، با صحبت با دیگران، سریعتر میشود. شما متعادل میشوید. و شما با صحبت با دیگران درباره موضوعات خاص بهتر متمرکز میشوید.» با این حال این روحیه همکاری در همه جنبههای کار فیلمسازی وی سرایت نکرده است. «هیچ وقت تدوین را کاملا رها نمیکنم چون جزوی از هنر سینمایی من است. ما با دو تدوینگر شروع میکنیم و بعد از سه ماه یکی میرود و سه ماه دیگر من به تنهایی کار میکنم. این خوب است که با کسی در تماممدت صحبت کنیم ولی بعضی اوقات به تنهایی نیاز داریم مثل زمان تدوین.»
سکوت! موقع تمرین است!
علاوه بر استفاده از داستانهای مفصلتر و آوردن اجزای ژانر تریلر در فیلم، هر دو فیلم «سه میمون» و «آناتولی» با بازیگران حرفهای اجرا شدند. جیلان قبلا نقشهایش را با بازیگران آماتور اجرا میکرد که شامل دوستان و خانواده و حتی خودش و همسرش نیز میشد. با وجود درجههای مختلف در مهارت کارگردان از تمرین تا روزهای تولید خودداری میکرد. وی میگوید: «باور دارم که تمرین تازگی کار را میگیرد و چون فیلمبرداری دیجیتال ارزان است من از تمرینها هم فیلمبرداری میکنم. گاهی اوقات طراوتی دارد که قابل تکرار نیست. درحقیقت بعضی از بازیگران در تمرین بهتر عمل میکنند و قادر به تکرار آن نیستند.» وی برای اینکه اعضای گروهش را کاملا از کاوشش برای گرفتن اجراهای بدیع بیخبر نگه دارد، به صورت مخفیانه از تمرینها فیلمبرداری میکند. «من فیلمبرداری از تمرین را مخفی نگه میدارم، بعضی اوقات حتی نگاه هم نمیکنم و به جای دیگر میروم ولی با این حال فیلمبرداری میکنم. راههای مختلفی برای این کار دارم.»
پروژه شخصی بعدی؟
کارگردان اطلاعات کمی در مورد پروژه بعدی میدهد، ولی در مورد توجه اخیرش به «تجارتگرایی» صحبت میکند و اینکه از ساختن فیلمهای شخصی که قبلا میساخت، دور شده است. «واقعا اتفاقی بود که من این راه را رفتم. من در یک نقطه بر سر دو راهی قرار گرفتم. ساختن این دو فیلم («سه میمون» و «آناتولی») نتیجه آن انتخاب بود.» ما تصور کردیم که پروژه بعدی به کارهای ساده و اولیهاش نزدیکتر باشد چون آثار اخیرش عظیم بودند. به نظر میرسید که حق با ما بود. با خنده میگوید: «بعد از دو فیلم اخیرم مسایل جدیدی از زندگی شخصیام جمع شده است ولی این هم بخشی از زندگی است و چیزهایی در آن ایدهها هستند که ارزش امتحان کردن را دارند. البته هنوز مطمئن نیستم که کدامیک از آنها من را ترغیب میکند.»
منبع: ایندی وایر
کریستوفر بل/ جسیکا کینگ
ترجمه: رهام سجادی |