صفحه اول     سیاسی     اقتصادی     اجتماعی     ورزشی     فرهنگی     تصویری     تماس با ما     تبلیغات     پیوندها     RSS   دوشنبه، 17 بهمن 1390 - 14:17   
  تازه ترین اخبار:عکس/ سارایوو زیر برف مدفون شد!     Снег и хладноћа изазвали колапс у БиХ     آیا جنبش مردمی روسیه به انقلاب می‌انجامد؟     توزیع رایگان سیب‌زمینی در یونان!     پیام رحیمی به رییس شورای وزیران بوسنی     بازتاب پیروزی تیم دنیزلی در مطبوعات ترکیه     سفیر ایران در صوفیا: دیپلماسی اروپا غلط است     مربی قرمز پوشان عازم بوسنی شد     ایرلاین مجارستان ورشکست شد!     تهران - آنکارا و تحریم ها؛ میزان ترکها چیست؟     روز اول جام پتروف بلغارستان / ناکامی ایران!     حمله افراد ناشناس به منزل رئیس جمهور یونان     نشست سه جانبه صربها، کرواتها و بوسنیایی ها     لغو تمام پرواز های فرودگاه تسالونیک     سرما در اروپا همچنان قربانی می‌گیرد     مخالفان خواستار روسیه بدون پوتین و انتخابات آزاد شدند     چخوف و وارثان او     آخرین اشعار «شیمبورسکا» منتشر می‌شود     اروهان پاموک و تکذیب دوستی با هنرمند ارمنی     وضعیت رسانه های بوسنی        
 آخرین مطالب
  عکس/ سارایوو زیر برف مدفون شد!
  Снег и хладноћа изазвали колапс у БиХ
  آیا جنبش مردمی روسیه به انقلاب می‌انجامد؟
  توزیع رایگان سیب‌زمینی در یونان!
  پیام رحیمی به رییس شورای وزیران بوسنی
  بازتاب پیروزی تیم دنیزلی در مطبوعات ترکیه
  سفیر ایران در صوفیا: دیپلماسی اروپا غلط است
  مربی قرمز پوشان عازم بوسنی شد
  ایرلاین مجارستان ورشکست شد!
  تهران - آنکارا و تحریم ها؛ میزان ترکها چیست؟
  روز اول جام پتروف بلغارستان / ناکامی ایران!
  حمله افراد ناشناس به منزل رئیس جمهور یونان
  نشست سه جانبه صربها، کرواتها و بوسنیایی ها
  لغو تمام پرواز های فرودگاه تسالونیک
  سرما در اروپا همچنان قربانی می‌گیرد
- اندازه متن: + -  کد خبر: 773سه شنبه، 17 فروردین 1389 - 17:31
سیاسیون عرفان بخوانند
الف شفق
  

ایربا- گروه گزارش و تحلیل: الف شفق یکی از نویسندگان مشهور امروز ترکیه است. پدر و مادر او سال ها پیش هنگام کودکی الف، از هم جدا شدند. مادر کار می کرد و این یعنی این که کودک به تنهایی بزرگ می شد. تنهایی رفته رفته او را به کتاب علاقمند کرد.

با رفت و آمدی که از دنیای خسته کننده و بی رنگ به دنیای رنگارنگ کتاب ها داشت شروع به نویسندگی کرد. با کتاب هایی که نوشت نه در ترکیه که در بسیاری از کشورها به شهرت رسید.

به گزارش پایگاه تحلیلی – خبری ایران بالکان (ایربا) آنچه در پی می آید گفتگوی آرزو آکیول با الف شفق درباره عرفان، سرگذشت نویسندگی او و نهایتا استانبول است:

شما با عرفان چگونه آشنا شدید؟

- من دانشجوی بیست ساله ای بودم. آن چه در اطراف می دیدم فرهنگ دلچسبی نبود. با یک حرکت بسیار آرام مورچه ای شروع کردم. کتابی از عبدالباقی گولپینارلی را می خواندم که احساس کردم چیزی در اعماق روحم به حرکت درآمده، با مطلبی در یکی از زیرنویس های کتاب، سراغ آنه ماری شیمل رفتم و او به سوی ادریس شاه هدایتم کرد.

سیاسیون عرفان بخوانند

بعد سر از مثنوی درآوردم. این وادی چنان دریای عمیقی است که هرچه مطالعه می کنید شگفت زده تر و متحیرتر می شوید. شاید انسان با مطالعه بیشتر در این عرصه پی به جهالت و خام بودن خود می برد؛ این است که من اصلا ادعا نمی کنم که چیزی می دانم.

شما خیلی آرام دیده می شوید. پیش از آشنا شدن با مباحث عرفانی هم همین طور بودید؟

- آرام بودن را در بعدی وسیع از عرفان آموختم؛ از مادر بودن، از زندگی، از زمان، از دوستان و از خوانندگانم آموخته ام. البته جنبه های ناآرامی هم در من وجود دارد. تلاشم این است که از آن ها هم نجات پیدا کنم.

فکر می کنید عرفان در جامعه ترکیه می تواند فارغ از چپ و راست، گزینه ای باشد برای پایان دادن به کشمکش ها؟

- من خیلی علاقمندم که این کشمکش ها تمام شود. بگو مگوهای چپ و راست را می گویم. یا دعواهایی که بین محافظه کاران و کمالیست ها هست؛ ما در واقع نیازمند دیدن اشکالات خودمان هستیم. گمان می کنم در تمام این مسایل عرفان می تواند راه برون رفت را به ما نشان دهد.

من معتقدم عرفان آموزه ای مجرد، نظریه ای صرف و خشک نیست؛ مکتبی است مملو از انرژی. آموزه ای زنده و شادابی بخش. مهم این است که بتوانیم عرفان را به عرصه حیات بکشانیم.

پس با این اوصاف شما فراگیری مباحث عرفانی را به سیاستمداران توصیه می کنید؟

- این حرف دل من است. آنان که در قدرت هستند و آنان که در موضع نقادی قرار دارند و اصولا همه کسانی که در عرصه های سیاسی فعالیت می کنند محتاج آرامش اند. به عنوام مثال دعوا و مرافعه های مجلس در جامعه تاثیرگذار است. سیاسیون باید این را بدانند و با احساس مسئولیت بیشتر سعی کنند آرام باشند. من فکر می کنم نه تنها سیاستمداران، که همه مردم باید عرفان بخوانند.

شما در سخنان تان به مولانا اشاره کردید، جالب این است که امروز در جهان، مولانا را بیشتر از ما می شناسند...

- بله، این یک نکته قابل توجه است. مخصوصا در آمریکا علاقه زیادی به مولانا وجود دارد. اشعار مولانا در آن جا از پر فروش هاست. در انگلستان گرایش عجیبی به ادبیات صوفیانه ایجاد شده. برای مثال دوریس لسینگ، نویسنده ای که برنده جایزه نوبل شد از ادریس شاه تاثیر فراوانی پذیرفته است. این واقعا مهم است که مولانا بعد از هشتصد سال می تواند موجب پیوند صاحبان ادیان و فرهنگ های مختلف شود.

گفته می شود با سینان چتین در حال گفتگو برای ساخت فیلمی درباره مولانا هستید؛ درست است؟

-  سینان دوست من است. من البته از تبدیل رمانم به یک فیلم سینمایی خوشحال می شوم. اما این ها همه  فعلا در حد خواست و آرزو است. سینان تاکنون پیشنهادی نداشته است. البته موضوع چون مربوط به شخصیت بزرگی مانند مولاناست باید بسیار دقیق عمل کرد. باید به دور از نفسانیت، اکیپ سالم و خوبی پیدا کرد. پیشنهاداتی در این ارتباط به دستم رسیده ولی فعلا در مرحله نیت قلبی است.

درباره خودتان بگوئید و اینکه سرگذشت نویسندگی تان چگونه و از کجا آغاز شد؟ بر اثر الهام بود یا قراری بود که با خودتان گذاشته بودید حتما نویسنده شوید؟

- من از هشت، نه سالگی تاکنون می نویسم. طبیعی است که در آن زمان به نویسندگی فکر نمی کردم. به نظرم یک نیاز درونی برای عادت کردن به زندگی باعث نویسنده شدنم شده باشد. پدر و مادرم از هم جدا شده بودند. مادرم کار می کرد و من بیشتر اوقات در خانه تنها بودم.

سیاسیون عرفان بخوانند

خب یک بچه تنها چه می کند؟ به طور طبیعی مشغول خیال پردازی می شود. قهرمان های خیالی زیادی در ذهن داشتم. بعدها همه آن ها را روی کاغذ آوردم. این نوشته ها به داستان و داستان ها به رمان تبدیل شدند. فکر می کنم در بیست سالگی احساس کردم دوست دارم نویسنده شوم.

راستی شما چگونه می نویسید؟

- راستش را بخواهید من برای نوشتن هیچ تکنیک خاصی ندارم و بر خلاف برخی نویسندگان که از کمترین بی نظمی و استرسی برمی آشوبند، من این طور نیستم. من در همان حال که زندگی می کنم می نویسم. همه جا می توانم بنویسم، در خانه، در رستوران و ... هر جا و هر لحظه. کافی است به عمق داستان نفوذ کرده باشم.

شما کارهای نسبتا غیر منتظره ای هم کرده اید. مثلا ازدواج کردید و بچه دار شدید؛ آن هم دوتا. این موضوع چه تاثیری بر عالم نویسندگی تان گذاشت؟ گرچه هنگام مطالعه کتاب "عشق" احساس کردم تاثیر مثبتی بر شما داشته است.

-  همین طور است. این مطلب نه فقط نویسندگی که تمام جوانب زندگیم را تحت تاثیر قرار داد. البته در مواقعی هم دچار دشواری هایی بوده ام. کتاب "شیر سیاه" به عبارتی بازتاب همان سختی هاست. نوشتن آن کتاب چیزهای زیادی به من یاد داد. نوعی اعتدال و انصاف را نصیبم کرد و بعد از آن با آرامشی که به دست آورده بودم توانستم "عشق" را بنویسم. مادر بودن چیز بسیار زیبایی است. البته سختی هایی هم دارد. باید بتوانیم درباره این سختی ها هم گفتگو کنیم.

درباره اثر جدیدتان و موضوعاتی که به آن پرداخته اید بگوئید.

-  رمان جدیدی را شروع کرده ام و البته فعلا زود است که درباره موضوعش چیزی بگویم. چون راستش خودم هم درست نمی دانم! من نویسنده ای نیستم که تمام طراحی ها را در ذهن به انجام برسانم و بعد شروع به نوشتن کنم.

همواره با یک احساس یا با تصور یک صحنه شروع می کنم. رنگ داستانم را می دانم و بقیه مسایل و حوادث پس از آغاز نگارش خود به خود خلق می شود.

در باره استانبول به عنوان جایی که در اغلب آثارتان به آن اشاره می کنید هم بگویید. با این شهر چگونه آشنا شدید؟

-  من از کسانی هستم که بعدها به استانبول آمده اند. فکر می کنم این تفکیک مهمی است. کسانی که در اوان بیست سالگی هستند و مثلا به استانبول می آیند، در واقع با احساس خاصی می آیند و می آیند که بمانند و در این شهر زندگی کنند. من هم استانبول را انتخاب کردم و برای زندگی کردن به این جا آمدم. البته در این مدت بارها از استانبول فرار کرده ام و بارها حسرت خورده و بازگشته ام.

استانبول برای شما یادآور چیست؟

- به نظر من استانبول مخصوصا برای هنرمندان منبع الهام است. واقعا از هر گوشه اش داستان می جوشد، از زیر هر سنگ و پشت هر دری ... استانبول برای دوستداران داستان جای بی نظیری است.

راه شخصیت های داستانی شما هم معمولا از استانبول می گذرد و گویی شما هم مانند استانبول دوست دارید نقش پیوند دهنده شرق و غرب را داشته باشید. این مطلب را عمدا دنبال می کنید؟

- بله به تعبیری این تلاش برای جوش دادن غرب و شرق کاری است که عمدا انجام می دهم. زیرا نگاهم به زندگی این چنین است. وقتی به خودم فکر می کنم می بینم از جهاتی شرقی و از جهات دیگر غربی ام. این ویژگی ها را در ذهن به هم می آمیزم و اصولا به این شکل زندگی می کنم.

طبیعی است که این موضوع در نوشته هایم نیز انعکاس می یابد. بی تردید هیچ فرهنگی نمی تواند منفک و جدا از فرهنگ های دیگر به حیات خود ادامه دهد. خیلی چیزها هست که غرب و شرق باید متقابلا از یکدیگر بیاموزند. اساسا باید قالب های شرق و غرب را پشت سر گذاشت. این کار را با گسترش دیدارها و گفتگوها می توان به انجام رساند.

ترجمه: نیلوفر میناوند - ایران بالکان(ایربا)

   
  

اخبار مرتبط:

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
کد امنیتی:
 
 پربیینده ترین مطالب
  عکس/ سارایوو زیر برف مدفون شد!
  وضعیت رسانه های بوسنی
  تهران - آنکارا و تحریم ها؛ میزان ترکها چیست؟
  بازتاب پیروزی تیم دنیزلی در مطبوعات ترکیه
  نشست سه جانبه صربها، کرواتها و بوسنیایی ها
  اروهان پاموک و تکذیب دوستی با هنرمند ارمنی
  سفیر ایران در صوفیا: دیپلماسی اروپا غلط است
  آیا جنبش مردمی روسیه به انقلاب می‌انجامد؟
  توزیع رایگان سیب‌زمینی در یونان!
  پیام رحیمی به رییس شورای وزیران بوسنی
  مربی قرمز پوشان عازم بوسنی شد
  ایرلاین مجارستان ورشکست شد!
  چخوف و وارثان او
  سرما در اروپا همچنان قربانی می‌گیرد
  لغو تمام پرواز های فرودگاه تسالونیک
 
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
کلیه حقوق محفوظ است؛ استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
info@iranbalkan.net
پشتیبانی توسط: گروه نرم افزاری فکا