رئیس مؤسسه فرهنگی اکو معتقد است این سازمان منطقهای چیزی کم از اتحادیه اروپا ندارد و با این وجود، ظرفیت آن هنوز خاموش مانده است.
به گزارش پایگاه تحلیلی – خبری ایران بالکان (ایربا) به نقل ازخبرگزاری مهر موسسه فرهنگی اکو نهاد فرهنگی سازمان همکاریهای اقتصادی (اکو) است که در سال ۱۳۷۴ تاسیس شده و از همان زمان مرکز آن در ایران (شهر تهران) واقع بوده است. از سال ۱۳۸۸ مسئولیت موسسه فرهنگی اکو به حجتالله ایوبی واگذار شد. او که دانشآموخته دانشگاه لیون ۲ در رشته علوم سیاسی است، تاکنون مسئولیتهایی مانند مدیرکل پژوهشهای سیاسی سازمان صدا و سیما، رایزن فرهنگی ایران در فرانسه، معاونت اجتماعی وزارت کشور و معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان بازرسی کل کشور را بر عهده داشته است. ایوبی معتقد است «اکو چیزی کم از اتحادیه اروپا ندارد و با این وجود ظرفیت بسیار آن، هنوز خاموش است». با رئیس موسسه فرهنگی اکو در دفتر کارش در اقدسیه تهران به گفتگو نشستیم که متن آن در پی میآید.
* از سال 1388 که شما به موسسه فرهنگی اکو آمدید، خیلی خبری از اینجا به بیرون درز نکرده است. چرا؟
من هم مثل شما فکر میکنم بازتاب رسانهای فعالیتهای ما در موسسه فرهنگی اکو زیاد و مطلوب نبوده هر چند خیلی هم بد نبوده است. شاید هم این بازتاب کم به دلیل این بوده که بسیاری از فعالیتهای ما در دو سال گذشته، تازه امسال به ثمر نشسته است. به هر حال من و دیگر همکارانم در موسسه فرهنگی اکو با یک اعتقاد مشخص کارمان را شروع کردیم و آن این بود که اکو یک ظرفیت بسیار مهم ولی خاموش است که باید احیا شود. البته در دورههای گذشته و به ویژه در دوره سه ساله دکتر (محمدحسن) رجبی تلاشهای فراوانی در این راستا و برای شناساندن این موسسه به مسئولان داخلی و دیگر کشورهای عضو اکو صورت گرفت ولی به هیچوجه این سازمان منطقهای و به تبعیت از آن موسسه فرهنگی اکو در جایگاه واقعی خود قرار نگرفت. با این حال من چشمانداز را خیلی روشن میبینم به دلیل اینکه در همین مدت کم موسسه فرهنگی اکو، جای خود را در میان جامعه فرهنگی و هنری کشور به خوبی باز کرده و در واقع امروز از سوی جامعه هدفش شناخته شده است. امروز کمتر هنرمندی است که اکو را نشناسد و اگر چه روزی که من آمدم اهالی فرهنگ و هنر میپرسیدند اکو کجاست اما دیگر کسی این سوال را نمیپرسد؟
ما در یکی دو سال اخیر، چند پروژه و در واقع هدف اصلی و بزرگ را دنبال کردهایم؛ پروژه اول این بود که برای وزرای فرهنگ کشورهای عضو اکو روشن کنیم که مزیت نسبی ما در منطقه، فرهنگ و هنر است و این رسالتی بوده و هست که من برایش جنگیدهام و تا آخر هم میجنگم. الحمد لله در حال حاضر ما با تمام کشورهای عضو اکو مناسبات بسیار خوبی در حوزه فرهنگ و هنر داریم و اخیراً هم آنها خودشان داوطلب اجرای پروژههای فرهنگی بزرگ شده و میشوند و این باعث شده که اکو از آبرو و اعتبار خوبی نزد کشورهای مختلف حتی در سطح جهان برخوردار شود. خوشبختانه در مدت اخیر دفاتر موسسه فرهنگی اکو در تاجیکستان و افغانستان دایر شد و در پاکستان هم مقدمات و زمینههای ایجاد این دفتر آماده شده است. ما همچنین در اصفهان یک دفتر فعال و در شیراز هم یک دفتر نسبتاً فعال را تاسیس کردهایم. دبیرخانه خوشنویسی موسسه فرهنگی اکو هم به زودی در قزوین راهاندازی میشود. در همین حال داوطلبان فراوانی هم هستند که قصد راهاندازی دفاتر موسسه فرهنگی اکو را در مراکز مختلف دارند که البته ما دیگر نمیتوانیم به این درخواستها پاسخ مثبت بدهیم و مایل نیستیم موسسه را از جهت فیزیکی، خیلی توسعه دهیم.
موسسه فرهنگی اکو رسالت بسیار سنگینی دارد اما ما به هیچ وجه به تنهایی نمیتوانیم به این هدف برسیم و لازم است تمام امکانات منطقهای و محلی بسیج شوند تا اکو جایگاهش را پیدا کند. من معتقدم اکو از اتحادیه اروپا هیچ چیز کمتر ندارد و دلیلی ندارد که این سازمان بزرگ با 10 کشور عضو و دو کشور دیگری که مایل به عضویت در آن هستند، نتواند ظرفیتی در حد این اتحادیه ایجاد کند. توضیح این نکته ضروری و لازم به یادآوری است که تمام تاریخ گذشته اروپاییها جنگ و درگیری بوده است در حالی که سراسر گذشته ما ملتهای عضو منطقه اکو آیینه وحدت و یگانگی است؛ آیین و دین مشترک و زبان تقریباً مشترک، تنها نمونههایی از این ظرفیت عظیم هستند. بخش دیگر فعالیتهای ما در موسسه فرهنگی اکو استفاده از ظرفیت کشورمان بوده است؛ به هر حال مقر موسسه فرهنگی اکو در ایران است و ما باید سهم بیشتری در فعالیتهای فرهنگی در منطقه داشته باشیم. همین ساختمانی که ما الان در آن هستیم (در اقدسیه تهران) متعلق به دولت بوده که ما توانستیم آن را تحویل بگیریم و سعی کردیم طوری آن را مورد بازسازی قرار دهیم که هر کس وارد میشود، احساس کند وارد یک فضای جدی فرهنگی شده است.
در حال حاضر نگارخانه موسسه فرهنگی اکو جزو نگارخانههای درجه یک در تهران است که هر ماه یک یا دو نمایشگاه در آن برپا میشود. کشورهایی که هیچ برنامه فرهنگی در ایران نداشتهاند، اولین گالریهایشان را اینجا دایر کردهاند. به عنوان مثال میتوانم به نمایشگاههای فرهنگی و هنری اوکراین و گرجستان اشاره کنم که جزو بهترین نمایشگاههای ما بوده و در حال حاضر هم نمایشگاههای فرهنگی و هنری دو کشور ونزوئلا و بولیوی در اینجا دایر است و به زودی هم نمایشگاه فرهنگی هنری قرقیزستان در نگارخانه موسسه فرهنگی اکو برگزار میشود و در همین حال و همزمان با این روند، از کشورهای اروپایی هم برای برپایی نمایشگاههای مشابه درخواست داریم. خوشبختانه این نمایشگاهها با استقبال زایدالوصف بازدیدکندگان هم رو به رو بوده است؛ به عنوان مثال در افتتاحیه نمایشگاه آثار استاد «طه بهبهانی» 1400 نفر از جمله 10 سفیر از کشورهای مختلف حضور یافته بودند و تنها در شب اول، این نمایشگاه 125 میلیون تومان فروش داشت. البته به زودی نگارخانه بزرگ موسسه فرهنگی اکو هم با 600 متر مربع مساحت در مکانی مطلوب و مناسب ساخته میشود. برنامه دیگر ما فراهم کردن زمینه حضور مستمر نیروهای فرهنگی و هنری جامعه بوده است؛ در عرصه خوشنویسی استاد امیرخانی کمر همت بست و به همراه آقایان کابلی و شیرازی در نگارخانه خوشنویسی موسسه مستقر شدند. من مدعی هستم که نتیجه حضور موثر این عزیزان در موسسه فرهنگی اکو، آغاز نهضت خوشنویسی خط فارسی در منطقه اکو بوده است.
* منظورتان احیای خط فارسی در منطقه اکو است یا و نگارش آن به سبک مثلاً نستعلیق؟ در چه زمینهای کمکاری صورت گرفته است که نیاز به یک نهضت احساس کردهاید؟
تقریباً در هر دو زمینه. این کاری است که باید ایران انجام میداده و نداده است. به هر حال ما اولین جشنواره خوشنویسی را در عالیترین سطح آن در شهر دوشنبه (پایتخت جمهوری تاجیکستان) برگزار کردیم. خود تاجیکها اسم جشن ملی و بزرگترین جشن بعد از استقلالشان را روی آن گذاشته بودند. نتیجه این جشنواره هم جالب بود چرا که تنها 2 ماه بعد از برگزاری آن، وزیر فرهنگ تاجیکستان، دستور آموزش خط فارسی را در کلاس اول و دوم ابتدایی در این کشور اجباری اعلام کرد. شما میدانید که این آرزوی مردم تاجیکستان و البته مردم خود ما و دولتمردانمان بوده است. این جشنواره از آنجا (دوشنبه) به کابل رفت و برکات گستردهای داشت و از جمله آن تاسیس انجمن خوشنویسان کابل بود و ما توانستیم ساختمانی را برای آنها اجاره کنیم. جشنواره خوشنویسی سپس به ترکیه رفت و از آنجا به پاکستان و کشورهای دیگر. در عرصه هنرهای تجسمی هم استاد محمود فرشچیان مسئولیت نمایشگاه نقاشی و مینیاتور را پذیرفت که هفته آینده در گرجستان برگزار میشود. در زمینه عکس نیز استاد سیفالله صمدیان به همراه تیمی مسئولیت نمایشگاههای عکس موسسه فرهنگی اکو را بر عهده دارد. در زمینه شعر و ادب هم استاد مهدی محقق رئیس گروه و آقای اسماعیل آذر دبیر گروه هستند و در این حوزه هم تاکنون چندین کتاب خوب منتشر شده است. در تئاتر هم استاد محمد حیدری مسئولیت دبیری جشنواره تئاتر اکو را بر عهده دارد. پروژه دیگری که ما در کنار این برنامهها دنبال کردهایم، این بوده که نخبگان منطقه اکو را به هم نزدیک کنیم؛ در این راستا تا به حال سه نفر از کشورهای پاکستان، ترکیه و ایران موفق شدهاند که از موسسه فرهنگی اکو نشان عالی دریافت کنند. پروژه دیگر ما برگزاری کارگاههای فرهنگی و هنری در کشورهای عضو اکو است که آخرین آنها کارگاه استاد سیفالله کرمیار بود که در کشور تاجیکستان برگزار شد. الان اگر شما در هر لحظه از ما بپرسید از موسسه فرهنگی اکو چه خبر، مسلماً یک اتفاق فرهنگی هنری در همان لحظه در حال رخ دادن است و ما هیچ گاه از فعالیت بازنمیایستیم.
* در صحبتهایتان به این نکته اشاره کردید که اکو چیزی کم از اتحادیه اروپا ندارد. بدیهی است این زمانی است که کشورهای عضو سازمان منطقهای اکو روحیه همافزایی داشته باشند. هر یک از 10 کشور عضو تعهداتی برای ارتقای سطح فعالیتهای موسسه فرهنگی اکو دارند. ارزیابی شما به عنوان رئیس این موسسه از میزان عمل به این تعهدات از سوی کشورهای عضو اکو چیست؟
اگر ما به امید دولتها و سفارتخانههای این کشورها باشیم، تقریباً باید بگویم هیچ کاری نباید بکنیم. متاسفانه هم دولتها و هم سفرای کشورهای عضو اکو چندان نسبت به پروژههای فرهنگی توجیه نیستند. البته من معتقدم راه با رفتن، معنا مییابد و ما باید اهمیت پروژههای فرهنگی را در عمل به این دستگاهها نشان دهیم؛ وقتی ما نگارخانه میسازیم و آنها میآیند و جعمیت بازدیدکننده را میبینند، خود به خود مشتاق میشوند که پای کار بیایند. در مجموع اگر بخواهم یک ارزیابی از فعالیت کشورها به دست بدهم، میتوان گفت کشوری مثل پاکستان که تا به حال خیلی فعال نبوده، اخیراً آمادگیهایی از خود نشان داده است. نقش ایران و ترکیه هم در منطقه اکو مثل فرانسه و آلمان در اتحادیه اروپا است و این دو کشور هستند که باید همت کنند که چرخ اکو را به حرکت بیندازند. اگر این اتفاق بیفتد و این دو کشور شروع به حرکت کنند، بقیه کشورهای عضو اکو هم به دنبال آنها راه خواهند افتاد. وضعیت ترکیه در حوزههای مثل اقتصاد و تجارت و توریسم بسیار خوب است ولی در عرصه فرهنگی، ترکها هنوز وارد میدان نشدهاند و به نظر میرسد پسِ ذهن مسئولانشان نوعی رقابت هم دیده میشود که من معتقدم باید این ذهنیت اصلاح شود.
* این ذهنیت فقط از جانب مسئولان ترکیه به عنوان رقیب ایران وجود دارد یا در میان مسئولان ایرانی هم چنین ذهنیتی هست؟
اولاً که باید بگویم ترکیه به هیچ وجه رقیب ما نیست و ما هم رقیب این کشور نیستیم. ضمن اینکه شاید در پسِ ذهن ایرانیها این ذهنیت اتفاقاً قویتر هم باشد. به هر حال شما وقتی به میان مردم و نخبگان ترکیه میروید، به هیچ وجه چنین حسی نخواهید داشت و در ایران هم نباید این حس وجود داشته باشد. ما و ترکیه رفیق فرهنگی هستیم. اگر این مسائل حل شود، کم کم کشورهای دیگر با قدرت، پای کار خواهند آمد و موسسه فرهنگی اکو جای خودش را پیدا خواهد کرد.
* فارسی، زبان مشترک تعداد زیادی از ساکنان منطقه اکو است که شاید جمعیت آنها به حدود 200 میلیون نفر هم برسد. اخیراً نیز زمزمههایی از تلاش ایران برای ثبت زبان فارسی به عنوان هفتمین زبان رایج در عرصه بینالمللی به گوش میرسد. موسسه فرهنگی اکو هم در این زمینه برنامه خاصی دارد؟
همانطور که شما گفتید زبان فارسی ظرفیت بسیار بالایی دارد؛ ظرفیتی که بسیاری از زبانها ندارند. البته یک قاعده کلی وجود دارد و آن اینکه عموماً مردم برای اینکه یک زبان از جمله همین زبان فارسی را یاد بگیرند، دلیل و انگیزه میخواهند. من نمیخواهم از کشور خاصی اسم ببرم ولی مطمئن هستم هر چقدر هم تلاش شود، انگیزهای در مردم دنیا برای یادگیری بسیاری از زبانهایی که در منطقه اکو رایج هستند، به وجود نخواهد آمد اما مردم دوست دارند و میخواهند که زبان فارسی را آن هم به دلیل مشاهیری مانند مولانا، حافظ، سعدی و فردوسی که به این زبان سخن گفتهاند و شعر سرودهاند، یاد بگیرند. در منطقه ما هم زبان فارسی به طور طبیعی، هم از جهت گویشوران و هم از جهت جایگاه و ظرفیت بالایی که این زبان دارد، جزو مهمترین زبانها به شمار میآید. موسسه فرهنگی اکو نیز برای عطف توجه مردم در همه دنیا به زبان فارسی، پروژههای مختلفی در دست اجرا و یا در حال اجرا دارد که برگزاری نمایشگاههای خوشنویسی که قبلاً به آنها اشاره کردم، از جمله آنهاست. در عرصه نشر نیز اقدامات خوبی صورت گرفته است؛ از جمله اینکه ما مجموعه اشعار رودکی را در کتابی به 4 زبان چاپ کردیم که در نوروز سال گذشته رئیس جمهور کشورمان آن را به روسای جمهور کشورهای عضو اکو هدیه کرد. یکی دیگر از کارهای بزرگ در دست چاپ موسسه فرهنگی اکو در همین راستا، یک فرهنگ زبان فارسی مفصل است که شامل واژههای رایج فارسی در کشورهای عضو اکو است که امیدواریم این اثر فاخر که حدوداً دو دهه روی آن کار شده، به زودی منتشر شود.
* در سالهای اخیر فعالیتهای متمرکز و پراکندهای برای تاسیس اتحادیههای منطقهای در اکو صورت گرفته که از جمله آنها میتوان به اتحادیه کتابخانههای ملی کشورهای عضو اکو اشاره کرد. ظاهراً در زمینه چاپ و بستهبندی هم تلاشهای مشابهی صورت گرفته است. در مورد اتحادیه چاپ و بستهبندی کشورهای عضو اکو و اساسنامه آن توضیح میدهید؟
همانطور که شما هم اشاره کردید یکی از پروژههای موسسه فرهنگی اکو، تاسیس اتحادیههای منطقهای با هدف نزدیک کردن ملتهای منطقه به یکدیگر است. در همین راستا ما دبیرخانه جوانان اکو را تاسیس کردیم که سال گذشته با حضور وزرای جوانان کشورهای عضو اکو در تهران کلید خورد. جام ملتهای اکو هم در حال راهاندازی است. در زمان آقای سعیدلو ایران میزبانی این جام را پذیرفته بود و داشت برگزار میشد و اگر برخی تغییر و تحولات مدیریتی در عرصه ورزش نبود، الان جام برگزار هم شده بود. با این حال ما همچنان به دنبال شکلگیری این اتحادیه هستیم. اتحادیه دانشگاههای کشورهای عضو اکو هم اگرچه دچار تاخیر و تاخرهایی شد، در شرف تاسیس است. اتحادیه کتابخانههای ملی کشورهای عضو اکو هم خوشبختانه فعالیت خوبی دارد و الان در چهارمین سال فعالیت خود است. اتحادیه چاپ و بستهبندی اکو هم یکی دیگر از این اتحادیهها است که ایده آن از برگزاری اولین دوره نمایشگاه چاپ و بسته بندی کشورهای عضو اکو کیلد خورد و امیدواریم به زودی تاسیس شود. اولین دوره نمایشگاه چاپ و بسته بندی کشورهای عضو اکو که در سال 2009 برگزار شد، نمایشگاه خوبی بود و استقبال خوبی هم از آن صورت گرفت. به هر حال در زمینه صنعت چاپ در حوزه اکو، ایران و ترکیه حرف اول را میزنند و بقیه کشورها نیاز به تجربه ما دارند. نیازی به توضیح نیست که پروسه صنعت چاپ، پشتیبان تمام فعالیتهای موسسه فرهنگی اکو است و اگر ما در این موسسه میخواهیم کتاب تولید کنیم، باید به این صنعت اهمیت بدهیم. خوشبختانه در کشورمان شاهد رشد خوبی در این صنعت بودهایم. ما امسال هم در تدارک برگزاری دومین دوره نمایشگاه چاپ کشورهای عضو اکو هستیم و اساسنامه اتحادیه چاپ و بستهبندی اکو هم تهیه شده و امیدوارم در نمایشگاه آتی به تصویب برسد. به هر حال اگر دستاندرکاران چاپ و نشر در کشورهای عضو اکو با همدیگر ارتباط برقرار کنند، مطمئن هستیم که افق خوبی پیش روی صنعت چاپ ما، شکل خواهد گرفت.
* با توجه به شناختی که از چاپ در دیگر کشورهای منطقه اکو دارید، ظرفیتهای صنعت چاپ ایران را برای برگزاری چنین نمایشگاهی چگونه ارزیابی میکنید؟
بخشی از چاپ، تجهیزات و سختافزار مربوط به آن است و بخش دیگر گرافیک و هنری است که در محصول چاپی به کار میرود. قطعاً ما در هنر چاپ رتبه نخست را در منطقه داریم و فکر میکنم بعد از ایران هم کشور ترکیه باشد که وضعیت نسبتاً خوبی دارد. اما دیگر کشورها از جمله افغانستان و قرقیزستان در این زمینه بسیار ضعیف هستند و نیاز به کمک کشورهایی مثل ایران و ترکیه دارند. البته هستند کشورهایی مثل قزاقستان، ازبکستان و ترکمنستان هم که حرکت رو به جلویی دارند. وضعیت پاکستان هم نسبتاً مطلوب است و آن هم به این دلیل که صنعت نشر در این کشور بسیار قوی است و مطبوعات متعددی دارد. با این اوصاف به نظرم انتخاب ایران برای میزبانی دومین دوره نمایشگاه چاپ و بستهبندی، گزینش صحیحی بوده است.
* گفته میشود صنعت چاپ با 800 میلیارد دلار گردش مالی بعد از تجارت اسلحه، در جایگاه دومین صنعت پولساز جهان قرار گرفته است. در چنین شرایطی به نظر میرسد همکاریهای منطقهای در این صنعت، در رونق اقتصادی کشورهای عضو، مثمر ثمر خواهد بود. فکر میکنید برگزاری نمایشگاه چاپ و بستهبندی میتواند زمینه این اتفاق را پدید آورد؟
بدون ترید. اساساً یکی از فواید برگزاری هر نمایشگاهی، ایجاد فضای شفاف و مثبت برای تصمیمگیری از سوی سیاستگذاران، مسئولان اجرایی و تصمیمگیران اصلی کشور است. به عنوان مثال در اولین دوره این نمایشگاه چندین نماینده از خراسان رضوی حضور داشتند و از خودِ من دعوت کردند که در کمیسیون فرهنگی مجلس حضور پیدا کنم تا برای چاپ و نشر اکو فکری بکنیم و تدبیری بیندیشیم. این از برکات نمایشگاه است که در کنار برگزاری آن، سفرا و نمایندگان مجلس به این جمعبندی میرسند که باید برای آن فکری اساسی صورت گیرد. اتفاقاً چاپ و نشر از کارهایی است که انگیزههای قوی هم پشت آن وجود دارد؛ هر وقت با مسئولان افغانستان، پاکستان و یا تاجیکستان مذاکره میکنیم، اولین چیزی که از ما میخواهند کمک به صنعت چاپ و نشرشان است؛ چراکه این نیاز فوری آنهاست و لازم است که کتابهای درسی خود را چاپ کنند و کالاهایشان را باید با بستهبندی مناسب تحویل مشتریهای خارجی دهند. این مسئله در کشورهایی مثل قرقیزستان و تاجیکستان که محصولات کشاورزی متنوع و فراوان دارند، مشهودتر است. مسلماً چاپ از آن حوزههایی است خیلی زود جواب میدهد و اگر پکو در حد یک نمایشگاه تنها نباشد و دبیرخانه آن دائمی و فعال باشد، میتواند مسائل مبتلابه این صنعت را در 10 کشور عضو اکو پیگیری و حل و فصل کند. من حتی معتقدم که پکو در آینده نه چندان دور میتواند به اکو هم کمک کند و در واقع بخشهایی از اکو را هم که در حال حاضر خیلی فعال نیستند، به تحرک وا دارد.
* در سالهای اخیر کشورهایی مثل عراق و افغانستان درخواستهایی برای چاپ کتابهای درسی خود در ایران مطرح کردهاند. ولی برخی مسائل از جمله سیاسی، مانع توفیق صنعت چاپ ایران در این زمینه بوده است. موسسه فرهنگی اکو به عنوان بازوی تسهیلکننده امور فرهنگی کشور در خارج از مرزها، چه کارهایی میتواند برای رفع این موانع انجام دهد؟
البته بردن کتابهای نویسندگان ایرانی به این کشورها یا رفع موانع سیاسی مربوط به چاپ کتابهای درسی کشورهای دیگر از سوی چاپخانههای ایرانی، طبعاً جزو ماموریتهای ما در موسسه فرهنگی اکو تلقی نمیشود هر چند شخصاً مایلم هر چه از دستمان برمیآید در این خصوص انجام دهیم. کاری که موسسه فرهنگی اکو میتواند انجام دهد، ایجاد جو آرامش روانی در این کشورها است. در این شرایط مسلماً دادن فضای بیشتر به موسسه فرهنگی اکو برای فعالیت در این زمینه، میتواند از نگرانی کشورهای دیگر عضو اکو در خصوص مسائل ایران کم کند. به هر حال مسائل جهانی ناشی از تحریمها فضایی را به وجود آورده که نوعی بیاعتمادی در برخی کشورهای عضو اکو نسبت به کشورمان به وجود آمده است. ما وظیفه داریم این نگرانیها را به حداقل برسانیم و قاطعانه میگویم که ما این توان را هم داریم؛ من برای اثبات این مدعا یک مثال میزنم؛ شاید برای شما جالب باشد که بدانید هماکنون که تاجیکستان به دلیل همین مسائل سیاسی دانشجویانش را از ایران فراخوانده و محدودیتهایی را هم برای دانشجویان ایرانی ایجاد کرده، در همین حال به ما به عنوان موسسه فرهنگی اکو مجوز رسمی داده است که در یکی از کلاسهای دانشگاه هنر این کشور اقدام به آموزش دانشجویان از طریق ویدئو کنفرانس و به وسیله استادان مربوطه در تهران بکنیم. این نشان میدهد که آنها نسبت به موسسه فرهنگی اکو توجیه هستند و این خودش ظرفیتی است که ما میتوانیم در کنار دیگر ظرفیتها از آن استفاده کنیم. در مجموع من فکر میکنم اگر موسسه فرهنگی اکو با آهنگ فعلی پیش برود و به مانعی هم بر نخورد، به تدریج به جایگاه اصلی خودش که در ابتدای گفتگو هم به آن اشاره کردم، دست خواهد یافت.
گفتگو از کمال صادقی
|