بدون تردید جنگ جهانی دوم یکی از مخوفترین و خون بارترین جنگهای تاریخ است که طی آن میلیونها انسان به فجیعترین وضعی جان خود را از دست دادند. خانه و خانوادهها از هم پاشید، شهرها تبدیل به تلی از خاکستر شد و مردم به نیستی، اسارت و فقر و فحشا کشیده شدند. شهرهای مهم و تاریخی و قدیمی جهان در اروپای متمدن با تاسیسات زیربنایی، پلها، تونلها، عمارات و آثار خود در شعلههای آتش جنگ سوخت و به تلی از خاکستر بدل شد.
به گزارش پایگاه تحلیلی - خبری ایران بالکان (ایربا) به نقل از اعتماد جنگ جهانی دوم از حیث تلفات انسانی بالاترین درصد مرگ و میر انسانها را در قرن بیستم میلادی با خود به همراه داشته است.
در آمار رسمی جامعه بینالملل، بیلان مختصری از چگونگی بسیج نیروها و تلفات و خسارات حاصله از آن به شرح زیر ذکر شده است: «جنگ در اروپا بیش از پنج سال و هشت ماه ـ از اول سپتامبر 1939 تا هفته اول ماه مه 1945 ـ و در آسیا بیش از هشت سال ـ از حمله ژاپن به چین در جولای 1937 تا تسلیم ژاپن در 14 آگوست 1945 ـ طول کشید. در این مدت قریب به یکصد میلیون نفر در کشورهای متخاصم آماده جنگ شدند که بیشترین رقم آن با 22 میلیون تن مربوط به شوروی بود. آلمان با 17 میلیون نفر، امریکا با 14 میلیون نفر و انگلستان و مستعمرات آن با 12 میلیون نفر در جنگ مشارکت داشتند.
بیشترین تلفات جنگ دوم جهانی مربوط به ارتش سرخ بود، اما چون رقم تلفات نظامی و غیر نظامی در شوروی تواما اعلام شده است، آمار دقیق این تلفات به تفکیک هیچگاه آشکار نشده است. در تاریخ جنگ جهانی دوم در شوروی تعداد کشتهشدگان بیش از بیست میلیون نفر ذکر شده که بخش اعظم آن باید مربوط به غیر نظامیان باشد.
تلفات آلمان در این جنگ قریب چهار میلیون نفر بود که 2250000 نفر آنها در میدانهای جنگ کشته شدند و باقیمانده در لیست مفقودین قرار دارند. علاوه بر این بیش از پانصد هزار آلمانی در نتیجه بمباران و تخریب شهرهای آلمان تلف شدند.
هزینه جنگ دوم جهانی بنابر آمارهایی که در دایره المعارف آمریکا به چاپ رسیده است1154 میلیارد دلار برآورد شده که بیش از 230 میلیارد دلار خسارت وارده بر شهرها و تاسیسات عمومی را باید به آن افزود.
کتاب «از ورشو تا تهران» خاطرات یک بانوی لهستانی است که از زبان نویسنده آشنا به تاریخ معاصر ایران و جهان سخن میگوید. این بانوی لهستانی طی نزدیک به سه ربع قرنی که در ایران زیسته هیچگاه وطن خود را به فراموشی نسپرده و همواره دل در کودکی خود سپرده است. او از سرزمین لهستان میآید.
لهستان کشوری است که در جنگ جهانی دوم، حمله آلمانها به آن قطعیت مییابد و با اشغال روسها عملا نابود میشود. نویسنده در ابتدای کتاب مینویسد: «لهستان کشوری از اروپای مرکزی بین دریای بالتیک در شمال و دو کوه کمربندی سودته و کارپاته در جنوب، و بین رود اودرا از غرب و رود بوگ از شرق قرار دارد.
این کشور با مساحت 312 هزار کیلومتر مربع دارای جمعیتی حدود 38 میلیون نفر است. پایتخت لهستان، شهر ورشو با جمعیتی حدود 6/1 میلیون در میان بزرگترین رود کشور ـ ویسوا ـ قرار دارد. همسایگان لهستان عبارتند از غرب کشور آلمان، جنوب جمهوری چک و اسلواکی، غرب و شمال غربی اوکراین، بلاروس، لیتوانی و روسیه (ناحیه کالینگراد). از حیث جغرافیایی لهستان در مرکزیترین قسمت اروپا قرار دارد.
اما کتاب از ورشو تا تهران بیش از آنکه روایت جنگ جهانی دوم باشد حاصل خاطرات مردمانی است که از موطن خود ـ لهستان ـ کوچیده و به سرزمینهای دیگری مهاجرت کردهاند. هلن استلماخ، بانوی لهستانی میگوید: «بعدا شرح خواهم داد که ما در این آوارگیها به کجا کوچ کردهایم و چه کشورهایی را یکی بعد از دیگری پشت سر نهادهایم. از روسیه به قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان، ایران و سپس به هند، آفریقای جنوبی، نیوزیلند و هر ناکجاآبادی که تصورش را نداشتیم. البته تعداد کمی به مقصد رسیدند و بیش از نیمی در مسیر اسارت تلف شدند. آنها که مردند راحت شدند و کسانی که زنده ماندند اغلب ضعیف و مریض بودند و هر کدام سرنوشتی غمانگیز و باور نکردنی پیدا کردند که شرح حالشان شنیدنی است.» اما قبل از روایت این دردنامه، ابتدا لازم است لهستان و روابط آن با ایران را در طول سالهای دور، یعنی از سال 1600 میلادی از زمان صفویه بررسی کنیم و سپس علت مهاجرت هزاران لهستانی را از آن سوی دنیا به کشور عزیزمان ایران مرور کنیم.
با این همه استلماخ ایران را وطن دوم خود میداند و میگوید: «در همان سالهای اولیه حضورم در ایران دریافتم که شاید کمتر سرزمینی همانند ایران بتواند نیازهای روحیام را مرتفع سازد. » بانو هلن استلماخ در بخشی از خاطرات خود مینویسد: «این خاطرات که بعضا روح انسان را میآزارد و قلبها را میشکند و طاقت انسان را به فرجامی تلخ میرساند، از زبان این انسانهای زجر کشیده شنیدنی است و شگفتیهای بسیاری را برمیانگیزاند.» |