بدون تردید مهمترین فاجعه در طول این جنگ و تمامی جنگ های دهه 90 بالکان، کشتار سال ۱۹۹۵ شهر سربنیتسا بود که در آن بیش از هشتهزار نفر از مسلمانان بیگناه بوسنی قتل عام شدند. ماجرا از این قرار بود که بر اساس اعلامیه نیروهای سازمان ملل، سربنیتسا منطقه امن اعلام شده بود؛ بوسنیاییها و صربها نیز به توافق رسیدند که شهر سربرنیتسا، منطقه ای بیطرف اعلام شود. در ابتدا صربها گذاشتند مردم بیدفاع این شهر بازگردند، نیروهای حافظ صلح بین المللی نیز در منطقه مستقر شدند ولی ... نتیجه فاجعه آمیز بود....
ایران بالکان (ایربا) گروه گزارش و تحلیل: در سال 1991 به دنبال فروپاشی اتحاد جماهیر شوری، یوگسلاوی نیز دچار تجزیه شد. در ابتدا کرواسی و اسلوونی استقلال خود را اعلام کردند و سپس مردم بوسنی نیز تصمیم گرفتند چنین کنند چون در غیر این صورت میبایست در یوگسلاوی فروپاشیده آن زمان تحت سلطه صربها باقی میماندند.
کشور بوسنی و هرزگوین با ترکیب سه قومیت بوسنیایی ( یا بوشنیاک)، صرب و کروات با برگزاری رفراندم استقلال خود را در 6 آوریل 1992 از کشور یوگسلاوی سابق اعلام کرد. اما شادی این اعلام استقلال ساعتی بیش دوام نیاورد. نتیجه ی رفراندم دستاویزی برای صرب های بوسنی شد تا باحمایت مالی و نظامی صربستان جنگ با مسلمانان بوسنی را آغاز کنند.
صرب های ساکن بوسنی به قصد اشغال مناطق بوسنی در شرق و غرب و الحاق آنها به صربستان بمنظور تحقق رویای دیرینه "صربستان بزرگ"، نبردهای مسلحانه گسترده ای را در سرتاسر این سرزمین آغازکردند. جنگی که تا اواخر سال 1995 ادامه یافت. جنگی خونین که با پیمان صلح دیتون در 21 نوامبر 1995 به پایان رسید. از آوریل 1992 تا نوامبر 1995 و یا به عبارتی در 1335 روز جنگ بنا به آنچه در منابع مختلف بوسنیایی آمده است حدود 77000 تا 104000 نفر کشته شدهاند که از این میزان 1600 نفر کودک بودهاند.
صربها که از یک طرف مجهز به تجهیزات نظامی متعلق به ارتش ملی یوگسلاوی باقی مانده از دوران قبل از استقلال بودند و از طرف دیگر نقاط کلیدی چون نیرو گاه ها و کارخانه ها را در اختیار داشتند، کروات ها نیز تکیه بر خاک کرواسی داده بودند و تا حدی از مزایای آن استفاده می کردند، ولی مسلمانان بوسنی ( بوشنیاک ها )، با کمترین امکانات دفاعی و دور از هم کیشان خود در جنگی ناخواسته و نابرابر گرفتار شدند.
بدون تردید مهمترین فاجعه در طول این جنگ ( و تمامی جنگ های دهه 90 بالکان)، کشتار سال ۱۹۹۵ شهر سربرنیتسا بود که در آن بیش از هشتهزار نفر از مسلمانان بیگناه بوسنی قتل عام شدند. ماجرا از این قرار بود که بر اساس اعلامیه نیروهای سازمان ملل، سربرنیتسا منطقه امن اعلام شده بود؛ بوسنیاییها و صربها نیز به توافق رسیدند که شهر سربرنیتسا، منطقه ای بیطرف اعلام شود. در ابتدا صربها گذاشتند مردم بیدفاع این شهر بازگردند، نیروهای حافظ صلح بین المللی نیز در منطقه مستقر شدند ولی ... نتیجه فاجعه آمیز بود.
در سربرنیتسا چه گذشت؟
در زمان کشتار سربرنیتسا در سال 1995 گردان اعزامی ارتش هلند ماموریت پاسداری صلح را به نمایندگی از سازمان ملل در منطقه برعهده داشت ولی این واحد به وظیفه خود در جلوگیری از عملیات شبه نظامیان صرب علیه مسلمانان ساکن سربرنیتسا عمل نکرد. نیروهای ارتش هلند با فشار ملادیچ به مردم شهر سربرنیتسا اطمینان می دهند در صورتی که شهر را تسلیم و اسلحه های خود را تحویل دهند آنها را به نقاط امن منتقل خواهند کرد. مردم شهر به ناچار به آنها اعتماد کردند. اما پس از سقوط شهر اردوگاهی که نظامیان هلندی مسئولیت نگه داری آن را داشتند به شرط تامیت امنیت از سوی صرب ها تحویل نیروهای صرب داده شد. نیروهای صرب بوسنی ابتدا این شهر را مجاصره کردند، شهر مملو از هزاران غیرنظامی بود که از حملات قبلی صرب ها در شمال شرقی بوسنی گریخته و در آنجا پناه گرفته بودند. به مدت پنج روز سربرنیتسا را با توپ و راکت به شدت گلوله باران کردند و پس از آن ژنرال ملادیچ، همراه با گروهی فیلمبردار وارد شهر شد.
همزمان صرب ها مردان و پسران مسلمان بین ۱۲ تا ۷۷ سال را برای "بازجوئی به ظن ارتکاب جرائم جنگی" از بقیه افراد جدا کردند. روز بعد اتوبوس هایی برای بردن زنان و کودکان وارد سربرنیتسا شدند، صرب ها زنان و کودکان را با ماشین هایی از مردان جدا کردند، مردان در انتظار خروج بودند ولی ماشین ها دیگر بازنگشتند. از این رو بیش از 10 هزار بازمانده ارودگاه متواری شدند، اما این فرار بی نتیجه بود چون صرب ها در تمامی مسیر ها در کمین بودند... کمتر کسی از سربرنیتسا جان سالم بدر برد و عموماً در مسیر و در داخل جنگل به قتل رسیدند و در گورهای دسته جمعی دفن شدند. گورهایی که هنوز نیز هر از چندی کشف می شوند و داغ جنایات صورت گرفته را تازه می کنند.
فرجام جنایتکاران سربرنیتسا
دادگاه لاهه از سال 1993 میلادی 161 کیفر خواست را برای افراد مختلف از جمهوریهای یوگسلاوی سابق صادر کرده است که 160 نفر از متهمین آن دستگیر و پرونده آنها بررسی شده و یا در حال بررسی است . از مهمترین این جنایتکاران می توان به میلوشویچ، کاراجیچ و ملادیچ اشاره کرد.
اسلوبودان میلوشویچ
پس از تحقیقات به عمل آمده،رئیس جمهور یوگسلاوی-"اسلوبودان میلوشویچ"مسئول مستقیم قتل عام صورت گرفته علیه مسلمانان آن منطقه شناخته شد. میلوشویچ در سال 2006 و به دنبال رسیدگی به پرونده ی او در دادگاه جنایات جنگی در دیوان لاهه متهم به 66 مورد جنایت علیه بشریت شناخته شد و در حالی که همه در انتظار اجرای حکم صادره از سوی دادگاه علیه او بودند فرشته ی مرگ او را امان نداد و بر اثر سکته ی قلبی در زندان لاهه جان داد.
رادوان کاراجیج
کاراجیج رهبر صربهایی است که در جنگ سه ساله ۱۹۹۲-۱۹۹۵ با مسلمانان بوسنی دست به کشتارهای بیرحمانهای زدند. وی اگرچه طی ۱۳سال گذشته همواره از سوی دادگاه لاهه به عنوان جنایتکار جنگی تحت تعقیب بوده ولی تا سال 2009 موفق شده بود از پنجه عدالت بگریزد. کاراجیچ به مدت ۱۰سال با نام مستعار "دراگان دیوید دابیچ" و به عنوان پزشک در یک کلینیک خصوصی در بلگراد کار میکرد و سرانجام با چهره ای مبدل به دام افتاد. دادگاه او هنوز ادامه دارد.
راتکو ملادیچ
راتکو ملادیچ فرمانده ارتش صربهای بوسنی در جریان جنگ سالهای ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۵ بود. او به دلیل محاصره سارایوو در این سالها و کشتار ۸۳۰۰ بوسنیایی مسلمان در سربرنیتسا در ۱۱ جولای ۱۹۹۵ از سوی دادگاه بینالمللی جرایم جنگی لاهه 16 سال تحت تعقیب بود. پس از پایان جنگ، ملادیچ در حالی که از حمایت آشکار اسلوبودان میلوشویچ برخودار بود، به بلگراد بازگشت. او مدت ها بدون هیچ نگرانی در آپارتمان خود در حوالی بلگراد زندگی کرد و تا سال ۲۰۰۵ از ارتش مستمری بازنشستگی دریافت می کرد. سرانجام ماموران پلیس صرب، رد ژنرال ملادیچ را در دهکده لازاروو (در هشتاد کیلومتری شمال شرقی پایتخت)، در شمال صربستان پیدا کردند. پنجم خرداد 1390 خبر دستگیری راتکو ملادیچ در روستایی در شمال صربستان توسط دولت صربستان تائید شد. دادگاه او در حالی ادامه دارد که گفته می شود او به بیماری سرطان مبتلا است و بعید به نظر می رسد تا پایان روند دادگاه دوام بیاورد.
جنایتکاران باقی مانده
با وجود گذشت 16 سال از جنایات وحشتناکی که در بوسنی روی داد هنوز تعدادی از فرماندهان و سیاستمداران صربها که در جنایات جنگی دهه 90 مقصر شناخته شده اند، فراری هستند و تلاشهای صورت گرفته برای پیدا کردن جنایتکاران و کشاندن آنها به پای میز محاکمه بی نتیجه باقی مانده است. یکی از معروفترین این افراد گوران حاجیچ است. ۲۵۰ هزار یورو جایزه فردی است که نشانه ای از این فرد در اختیار مراجع ذیربط بگذارد. گوران حاجیچ در دوره جنگ صربستان و کرواسی هدایت و رهبری صرب های کرواسی را عهده دار بوده و هم اکنون پس از ملادیچ، از مهم ترین جنایت کاران جنگی مورد نظر دادگاه بین المللی لاهه و تحت پیگرد است.
برخورد صربستان با موضوع
صربستان تا زمان پایان حکومت میلوشویچ نه تنها از موضوع قتل عام مردم بی دفاع بوسنی عذر خواهی نکرد بلکه آن را نشانه ای از دفاع ملی در برابر شورشیان مسلمان قلمداد می کرد. با سقوط میلوشویچ و روی کار آمدن دولت متمایل به غرب، صربستان در مسیر جدیدی قرار گرفت؛ مسیر اتحادیه اروپا و ناتو ... از این رو به همکاری با دادگاه لاهه در دستگیری جنایاتکاران جنگی پرداخت و در نهایت پس از گذشت ۱۵ سال از قتل عام سربرنیتسا، پارلمان صربستان با صدور قطعنامهای این کشتار را محکوم کرد و به خاطر آن از خانوادههای قربانیان پوزش خواست. در رای گیری پارلمان صربستان127 نفر از نمایندگان از بین 173 نماینده شرکت کننده در جلسه پارلمان به صدور بیانیه رای مثبت دادند.
جمع بندی
کشتار سربرنیتسا در جنگی که بیشتر قومی بود تا هرچیز دیگر، محملی برای ماجرایی تلخ تر فراهم آورد که همان دخالت آمریکا و ناتو بود. درحالیکه میلوشویچ در اثر فشارهای بینالمللی مجبور به عقبنشینی از مواضعش شده بود و بوسنیاییها فقط چند ماه تا پیروزی یا لااقل آتش بس فاصله نداشتند! با کشتار سربرنیتسا به یکباره حملات علیه حکومت صربستان آغاز شد ... حملاتی که نتیجه اش حضور طولانی مدت این نیروها در بوسنی و ایجاد کشوری شبه قیمومیتی است که بالاترین مقام آن نماینده جامعه بین الملل در سارایوو است.
کشتار سربرنیتسا در خاطره مردم مسلمان بوسنی نقش بسته است؛ مسلمانان بوسنی هر ساله 11 جولای را به اتفاق محافل حقوق بشر در مراسمیبزرگ یاد قربانیان سربرنیتسا را که بزرگترین نسل کشی اروپا بعد از جنگ دوم جهانی نام گرفته گرامی می دارند. اما موضوع مهم آن است که ذهن مردم مسلمان بوسنی و بازماندگان قربانیان سربرنیتسا هیچ گاه این جنایت را فراموش نخواهد کرد.
این مردم چگونه در کنار صرب هایی که پدرانشان را قتل عام کرده اند خواهند زیست؟ آیا دستگیری و محاکمه جنایتکارانی چون ملادیچ بر زخم قلب مسلمانان بوسنی مرهمی خواهد بود؟ آیا صرب های ساکن بوسنی می توانند با وجود چنین فجایعی در کنار قربانیان خود زندگی کنند؟
این سوالات را غرب با "قرارداد دیتون" پاسخ داده و با ایجاد دو نهاد جمهوری صربسکا ( محل اقامت ساکنان صرب ) و فدراسیون بوسنی در قالب یک کشور واحد قربانی و جنایتکار را در کنار هم حفظ کرده است ولی ساختار دیتون شکننده تر از آن است که بخواهد رنج و آلام آسیب دیدگان آن جنایات را برای همیشه مداوا کند ... |