صفحه اول     سیاسی     اقتصادی     اجتماعی     ورزشی     فرهنگی     تصویری     تماس با ما     تبلیغات     پیوندها     RSS  
شنبه، 21 تیر 1399 - 05:51   
  تازه ترین اخبار:  
 
 آخرین مطالب
  مردم اسلوونی مجسمه «ملانیا» را آتش زدند
  شبح میکونوس
  تقدیم استوارنامه سفیر جدید ایران در اسلواک
  برخورد مهیب دو قطار در جمهوری چک
  تشدید تنش بین فرانسه و ترکیه
  پیروزی محافظه‌کاران در کرواسی
  گزارشگر ویژه حقوق بشر: ترور قاسم سلیمانی نقض منشور سازمان ملل بود
  بیشتر کرونایی های یونان گردشگر هستند
  اجلاس روسای دانشگاه‌های برتر ایران و روسیه
  قاضی منصوری در رومانی ترور شده است؟
  نگاهی به بازار کتاب ترکیه
  کرونا اقتصاد روسیه را زمین می‌زند؟
  واکنش ترکیه به تحریم‌های جدید اتحادیه اروپا
  لیگ والیبال یونان/فینالیست‌ها مشخص شدند
  ادب عاشقی مولانا
- اندازه متن: + -  کد خبر: 33415صفحه نخست » یادداشتیکشنبه، 8 تیر 1399 - 14:50
قتل در بوسنی
مرتضی میرحسینی
  

رابرت پالمر مورخ می‌گفت: «مصلحی که بتواند تشکیلات خود را طوری ترتیب دهد که نتیجه مطلوب از آن عاید شود، خطرناک‌ترین دشمن انقلابیون سرسخت است.» و گویا حداقل به ظاهر فرانسیس فردیناند ولیعهد پادشاهی اتریش ـ مجارستان چنین کسی بود. به صلح تمایل داشت و به مجموعه‌ای از اصلاحات می‌اندیشید تا مسائل قومی در کشورش را- که بعد از عقب‌نشینی اجباری امپراتوری عثمانی از اروپا تشدید هم شده بود- تدبیر کند و از تنش موجود در روابط میان اتباعش بکاهد. اما نه فرصت اجرای برنامه‌هایش را پیدا کرد و نه حتی به سلطنت رسید.

به گزارش پایگاه تحلیلی – خبری ایران بالکان (ایربا) به نقل از اعتماد،  سال 1914 در چنین روزی در سارایوو که مرکز بوسنی و بخشی از قلمرو سلطنت اتریش بود، کشته شد. قاتل او گاوریلو پرنسیپ نام داشت و یکی از صرب‌های تبعه اتریش و عضو انجمنی مخفی موسوم به «اتحاد یا مرگ» (مشهور به «دست سیاه») بود. چون دست سیاه مدافع جدایی بوسنی از اتریش و پیوستن به صربستان بود و شواهدی هم برای اثبات حمایت دولت صربستان از این انجمن- و انجمن‌های مشابه- وجود داشت، روابط دو کشور از تیرگی به خصومت کشید.

 اتریشی‌ها این ترور را ضربه‌ای به حیثیت خودشان دیدند اما آن را فراتر از قتل ولیعهد تلقی و نشانه‌ای از گسترش توطئه‌های خطرناک تجزیه‌طلبانه تفسیر کردند.

بعد از هماهنگی با مجارها و آلمانی‌ها به صربستان اولتیماتوم دادند و به عمد شرایطی را پیش کشیدند که پذیرش آن از طرف صرب‌ها ممکن نباشد. به نوشته هنری لیتل‌فیلد:«اولتیماتوم متعمدا به منظور برانگیختن جنگی با صربستان تنظیم شده بود چون دولت اتریش حس می‌کرد فقط با یک لشکرکشی ممکن است، آشوبگران را تنبیه و بلواهای ضداتریشی را در صربستان خاموش کرد.»

دولت صربستان تا جایی که می‌شد، انعطاف نشان داد اما دو شرط از فهرست شرایط را که متضمن دخالت مستقیم ماموران اتریشی در تحقیقات و بازجویی از دولتمردان مشکوک به همدستی با انجمن «اتحاد یا مرگ» بود، نپذیرفت. صرب‌ها این دو شرط را نقض حاکمیت مستقل کشورشان می‌دیدند. بحران با قطع روابط بین دو کشور شدت گرفت و زمان حادثه بزرگی که تقریبا از اوایل قرن بیستم (یا شاید اواخر قرن نوزدهم) وقوع آن قطعی و اجتناب‌ناپذیر شده بود، فرارسید.

در قاره‌ای با دولت‌های جاه‌طلب و متوهم و انباشت مجموعه‌ای از مسائل تدبیر نشده، این ماجرا تا درگیری‌های چندجانبه و بعد هم جنگی بزرگ که جنگ اول جهانی خوانده شد، پیش رفت. اما چه به سر گاوریلو پرنسیپ که ولیعهد اتریش و همسرش را به گلوله بسته بود، آمد؟ به حداکثر مجازات که 20 سال حبس بود، محکوم شد و تا بهار 1918 در زندانی با شرایط بسیار نامناسب زندانی ماند و در بیمارستانی نزدیک آنجا بر اثر ابتلا به بیماری سل از دنیا رفت.

 او زمان مرگ فقط 23 سال داشت. امروزه مردم ساکن آن نواحی، از صرب‌ها و بوسنیایی‌ها گرفته تا کروات‌ها (که سرنوشت‌شان از هم جدا شده است) در کتاب‌های تاریخ‌شان، روایت‌های متفاوتی از نقش او ارایه می‌کنند. برخی‌ها او را یک قاتل تروریست می‌دانند و برخی دیگر قهرمانی رمانتیک.

باز به قول رابرت پالمر تاریخ مثل نقشه‌ای دقیق برای مسافرت نیست و- اگر هم باشد- ملل و اقوام مختلف، علایم جاده‌ها را مطابق میل و شرایط خودشان و متفاوت با ملل و اقوام دیگر می‌خوانند.

   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
 پربیینده ترین مطالب
  مردم اسلوونی مجسمه «ملانیا» را آتش زدند
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
کلیه حقوق محفوظ است؛ استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
info@iranbalkan.net
پشتیبانی توسط: خبرافزار