صفحه اول     سیاسی     اقتصادی     اجتماعی     ورزشی     فرهنگی     تصویری     تماس با ما     تبلیغات     پیوندها     RSS  
شنبه، 21 تیر 1399 - 04:01   
  تازه ترین اخبار:  
 
 آخرین مطالب
  مردم اسلوونی مجسمه «ملانیا» را آتش زدند
  شبح میکونوس
  تقدیم استوارنامه سفیر جدید ایران در اسلواک
  برخورد مهیب دو قطار در جمهوری چک
  تشدید تنش بین فرانسه و ترکیه
  پیروزی محافظه‌کاران در کرواسی
  گزارشگر ویژه حقوق بشر: ترور قاسم سلیمانی نقض منشور سازمان ملل بود
  بیشتر کرونایی های یونان گردشگر هستند
  اجلاس روسای دانشگاه‌های برتر ایران و روسیه
  قاضی منصوری در رومانی ترور شده است؟
  نگاهی به بازار کتاب ترکیه
  کرونا اقتصاد روسیه را زمین می‌زند؟
  واکنش ترکیه به تحریم‌های جدید اتحادیه اروپا
  لیگ والیبال یونان/فینالیست‌ها مشخص شدند
  ادب عاشقی مولانا
- اندازه متن: + -  کد خبر: 33371صفحه نخست » یادداشتسه شنبه، 3 تیر 1399 - 08:45
ماهی سیاه کوچولو
جمال میرصادقی
  

سال‌ها پیش، آن زمان که در کانون نویسندگان بودم صمد بهرنگی را در کانون می‌دیدم. بسیار خجالتی بود و حتی گاه در حرف زدن به لکنت می‌افتاد. او را به عنوان نویسنده حوزه کودک می‌شناختند و ماهی سیاه کوچولو شاهکارش بود. در این داستان که در دسته‌بندی داستان‌های تمثیلی قرار می‌گیرد، ماهی کوچکی از حوضچه کوچک خود سفرش را آغاز می‌کند. او تمثیل قهرمانی است که نمی‌تواند دنیای تنگ و کوچک را تحمل و به آن قناعت کند. ماهی سیاه کوچولو در تلاش است از این وضعیت محقر خود را بیرون بکشد و به تعالی دست یابد حتی آن زمان که در شکم ماهی بزرگ گرفتار می‌شود، تلاش می‌کند با پاره کردن شکم این ماهی از این تنگنا خلاص شود. سال‌ها بعد شنیدم، احسان طبری از بزرگان حزب توده مطلبی در نقد این کتاب نوشته و عنوان کرده ماهی سیاه کوچولو شایسته قهرمانی نیست زیرا در نهایت در رسیدن به مقصود و هدفش شکست می‌خورد.

به گزارش پایگاه تحلیلی – خبری ایران بالکان (ایربا) به نقل از اعتماد، برخلاف گفته او معتقدم، نفس تغییر و مبارزه برای تغییر ارزشمند است و هر قهرمانی با وجود شکست‌هایش می‌تواند فعالیتی اثرگذار داشته باشد و همین موضوع او را ماندگار می‌کند همان ‌طور که ماهی سیاه کوچولو به شاهکاری ماندگار بدل شد. نویسنده این شاهکار البته عاقبتی اندوهبار داشت، گروهی می‌گفتند ساواک او را به واسطه مخالفت و مبارزه با سیستم حاکمه به قتل رسانده و در این زمینه شایعات فراوان بود. با این حال آنها که از نزدیک صمد بهرنگی را می‌شناختند و همراهش بودند، واقعیت ماجرا را به شکل دیگری شرح دادند. او در تبریز آموزگاری می‌کرد و تصمیم گرفته بود به شوروی آن زمان پناهنده شود اما نتوانست در گذر از ارس موفق باشد و در این رودخانه غرق شد. صمد بهرنگی هم می‌خواست زندگی‌اش را تغییر دهد اما او هم نتوانست از این راه به سلامت گذر کند.

   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
 پربیینده ترین مطالب
  مردم اسلوونی مجسمه «ملانیا» را آتش زدند
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
کلیه حقوق محفوظ است؛ استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
info@iranbalkan.net
پشتیبانی توسط: خبرافزار