صفحه اول     سیاسی     اقتصادی     اجتماعی     ورزشی     فرهنگی     تصویری     تماس با ما     تبلیغات     پیوندها     RSS  
یکشنبه، 30 شهریور 1399 - 04:25   
  تازه ترین اخبار:  
 
 آخرین مطالب
  عکس/ زدوخوردهای خیابانی در بلاروس
  تاریخ جنگ در متون مقدس
  چین فرشته نجات رجب طیب اردوغان
  سخنان جدید رهبر مخالفان دولت بلاروس
  انتقال پناهجویان موریا یک هفته پس از آتش‌سوزی
  تسلیم استوارنامه سفیر جدید ایران در بوسنی
  لهستان: اروپا یک میلیارد یورو به بلاروس کمک کند
  تیم دیناموی زاگرب؛ بدون لیگ قهرمانان
  راه‌اندازی کرسی زبان فارسی در بلگراد
  خروج کامل نظامیان کرواسی از افغانستان
  درخواست اروپا از سازمان ملل: نظارت بر بلاروس
  سفیر آمریکا در مجارستان استعفا داد
  ژیژکی که بلند می‌اندیشد
  جنجال در مراسم مذهبی یهودیان در اوکراین
  وام یک و نیم میلیارد دلاری روسیه به بلاروس
- اندازه متن: + -  کد خبر: 33317صفحه نخست » یادداشتسه شنبه، 27 خرداد 1399 - 08:19
چرخش استراتژیک اروپا
عبادالله مولایی
  

رواج تعابیری مانند «بازآموزی زبان قدرت»، «قدرت ژئوپولتیک» و «فرهنگ استراتژیک مشترک» در گفتارهای سیاسی و رسانه‌ای و ادبیات بین‌المللی مقامات نهادهای اروپایی از اشتیاق به ‌چرخش استراتژیک و شکل‌دهی به نقطه عزیمت جدیدی در سیاست خارجی این اتحادیه حکایت دارد. اروپا البته با زبان قدرت و سیاست مبتنی بر آن بیگانه نبوده است زیرا سیاست قدرت محور سیاستی اروپایی به شمار می‌آید که بر معادلات تاریخ سده‌های مدرن این قاره سایه افکنده بود.

به گزارش پایگاه تحلیلی – خبری ایران بالکان (ایربا) به نقل از اعتماد، افول موقعیت و حاشیه‌نشینی اروپا پس از جنگ‌های جهانی موجب شد تا اروپایی‌ها فرآیند همگرایی منطقه‌ای را به عنوان طرحی در برابر سیاست قدرت سنتی ارایه و بازسازی جایگاه بین‌المللی این حوزه جغرافیایی و بازگشت آن به مدار سیاست جهانی را از رهگذر مفهومی بدیل از قدرت پی جویند.
 قدرت مدنی، صورت‌بندی مفهومی جدیدی بود که از آن هنگام به راهنمای سیاست اروپایی تبدیل شد. این مفهوم و روایت‌های ملهم از آن یعنی قدرت هنجاری، قدرت پسامدرن و مانند آن با پایان جنگ سرد و گذار جامعه اقتصادی به اتحادیه سیاسی از غلبه گفتمانی برخوردار شده و سمت و سوی دیگری به هویت بین‌المللی اروپا بخشید و نقش‌آفرینی متمایز در روابط بین‌الملل را در دستور کار سیاست جهانی این حوزه قرار داد. تکاپوی تبدیل اتحادیه به مرکز جاذبه قاره اروپا و رویای شکل‌دهی به نظام بین‌الملل دوره گذار بر اساس تصویر اروپایی، عرصه‌های نقش‌آفرینی اتحادیه اروپا در این دوره بوده‌اند.

 قدرت‌نمایی بین‌المللی اروپا به عنوان واحد سیاسی نوبنیاد و بدون پیشینه تاریخی اما چندان تداوم نیافت. اروپایی‌ها که با تصویری آرمانشهری وارد سده بیست و یکم شده بودند، چشم‌انداز متفاوتی از جهان را پیش روی خود دیدند که نسبتی با برداشت‌های ذهنی آنان نداشت. تغییرات همه‌جانبه، ژرف و دامنه‌دار روابط بین‌الملل نشان داد که جغرافیای قدرت دیگر به جغرافیای اروپا و جهان غرب محدود نبوده بلکه گستره و دامنه جهانی یافته و اروپا نیز در آن از نقش محوری برخوردار نیست. همزمان غیاب نسبی از معادلات دوران‌ساز دو کانون سنتی و نوظهور قدرت در سده جاری یعنی اقیانوس‌های اطلس و آرام هم اروپایی‌ها را از حاشیه نشینی در عرصه ژئوپلیتیک جهانی بیمناک کرد.

 اتحادیه اروپا در مواجهه با این شرایط نوپدید درصدد بر آمده است تا زمینه را برای بازنگری مفهوم قدرت و هویت بین‌المللی این حوزه در چارچوب نظری الگوی وستفالیایی فراهم سازد. اتحادیه اروپا که پیش‌تر بر تمایز هستی‌شناختی با قدرت‌های دیگر تاکید ورزیده و از نمایندگی نوع جدیدی از قدرت در سیاست جهانی سخن می‌راند اینک بیش از پیش به قدرت‌ها و کنشگران دیگر سیاست جهانی شباهت یافته و از زبان و ادبیاتی بهره جسته است که پیش‌تر درصدد گذار از آن برآمده بود.این تحول در عین حال گویای بن‌بست روایت اروپایی قدرت، بازگشت به میراث گذشته و گسست نسبی از داعیه‌های سنت استثناگرایی اروپایی است.

 وانگهی اتحادیه اروپا یک دولت واحد برخوردار از مولفه‌های ژئوپلیتیک محسوب نشده و ژئوپلیتیک اروپایی عرصه قدرت‌نمایی دولت‌های ملی با فرهنگ‌های استراتژیک رقیب است. اتحادیه به دلیل موانع و کاستی‌های موجود هنوز با تبدیل شدن به قدرت جهانی تمام عیار فاصله معناداری دارد. از سوی دیگر با وجود اینکه اروپا دیگر همانند گذشته اولویت نخست و محور سیاست بین‌المللی امریکا را تشکیل نمی‌دهد اما اروپایی‌ها به دلایل آشنا نه توان و نه تمایلی دارند تا به گسست پیوندهای استراتژیک خود با شریک فراآتلانتیکی به ویژه در هنگامه رقابت با قدرت‌های نوظهور جهان غیرغربی و چشم‌انداز بازتوزیع قدرت در نظام بین‌الملل بپردازند.

با توجه به ملاحظات پیش گفته، اتحادیه اروپا به رغم برخورداری از امتیازات اقتصادی و بین‌المللی گسترده در حال حاضر فاقد سرمایه‌های ژئوپلیتیک در رقابت با قدرت‌های جهانی است. بحران‌های چندگانه نظیر تشتت و رقابت‌های بین اروپایی و تداوم روند بازملی شدن سیاست در محیط پسابرگزیت و پساکرونا، ناکامی در ترجمه قدرت اقتصادی و تجاری این حوزه به امتیازات ژئوپلیتیک، ناتوانی از نیل به استقلال استراتژیک و ایفای نقش متمایز به عنوان یک کنشگر ژئوپلیتیک در عرصه تحولات دوران ساز سیاست جهانی از جمله چالش‌های اتحادیه در انطباق با الزامات و مقتضیات زمانه است.

در مجموع دوره گذار امروز، نقطه عطف تاریخی تعیین‌کننده‌ای در فرآیند همگرایی اروپایی به شمار می‌آید. اروپایی‌ها در این دوره با پرسش‌های بنیادی مواجه هستند که تقدیر بین‌المللی آینده اروپا به نوع پاسخ به آنها گره خورده است. اروپا که پیش‌تر درصدد اثرگذاری بر روندهای نظام بین‌الملل بر اساس منافع، هنجارها، تصویرها و روایت اروپایی بود اینک با جهانی متفاوت روبه‌رو شده است که در آن، حفظ فلسفه وجودی و موقعیت خود را دشوار می‌یابد.   به هر روی، راهبردهای پیشین اروپا انطباق کاملی با الزامات و واقعیت‌های امروزی نداشته و شرایط متغیر و سیال ناشی از دگردیسی شتابان و ژئوپلیتیکی شدن محیط بین‌المللی، اروپا را به بازاندیشی هویت بین‌المللی و جهت دهی مجدد به سیاست خارجی این حوزه ناگزیر ساخته است.
اگر چه جدال‌های سیاسی و مناظره‌های نظری حائز اهمیت جاری به تمهید مقدمات برون‌رفت از شرایط بحرانی موجود معطوف است اما هنوز نمی‌توان از چرخش استراتژیک تمام‌عیار در سیاست خارجی اروپا سخن گفت. با این همه تردیدی نیست که دوران پیش رو دوران بازتعریف نقش اروپا در جهان بر اساس روایت، زبان و ادبیاتی جدید خواهد بود.

   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
 پربیینده ترین مطالب
  تسلیم استوارنامه سفیر جدید ایران در بوسنی
  انتقال پناهجویان موریا یک هفته پس از آتش‌سوزی
  سخنان جدید رهبر مخالفان دولت بلاروس
  چین فرشته نجات رجب طیب اردوغان
  عکس/ زدوخوردهای خیابانی در بلاروس
  تاریخ جنگ در متون مقدس
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
کلیه حقوق محفوظ است؛ استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
info@iranbalkan.net
پشتیبانی توسط: خبرافزار