صفحه اول     سیاسی     اقتصادی     اجتماعی     ورزشی     فرهنگی     تصویری     تماس با ما     تبلیغات     پیوندها     RSS  
شنبه، 21 تیر 1399 - 02:36   
  تازه ترین اخبار:  
 
 آخرین مطالب
  مردم اسلوونی مجسمه «ملانیا» را آتش زدند
  شبح میکونوس
  تقدیم استوارنامه سفیر جدید ایران در اسلواک
  برخورد مهیب دو قطار در جمهوری چک
  تشدید تنش بین فرانسه و ترکیه
  پیروزی محافظه‌کاران در کرواسی
  گزارشگر ویژه حقوق بشر: ترور قاسم سلیمانی نقض منشور سازمان ملل بود
  بیشتر کرونایی های یونان گردشگر هستند
  اجلاس روسای دانشگاه‌های برتر ایران و روسیه
  قاضی منصوری در رومانی ترور شده است؟
  نگاهی به بازار کتاب ترکیه
  کرونا اقتصاد روسیه را زمین می‌زند؟
  واکنش ترکیه به تحریم‌های جدید اتحادیه اروپا
  لیگ والیبال یونان/فینالیست‌ها مشخص شدند
  ادب عاشقی مولانا
- اندازه متن: + -  کد خبر: 33214صفحه نخست » یادداشتسه شنبه، 6 خرداد 1399 - 09:59
آخرین تزار روسیه
مرتضی میرحسینی
  

نوشته‌اند نیکلای دوم از صلابت و قاطعیت بی‌بهره بود و شهامت گرفتن تصمیم‌های سخت را نداشت. با دختری ازدواج کرد متولد آلمان، بزرگ ‌شده در انگلیس به نام آلکساندرا (نوه ملکه ویکتوریای بریتانیا) که نه به زبان روسی صحبت می‌کرد و نه از پیروان کلیسای ارتدوکس روسیه به‌شمار می‌رفت. ازدواجش را مردم عادی روسیه نپسندیدند و عده‌ای آن را مصداقی از رخنه و حتی سیطره فرهنگ آلمانی بر دربار کشورشان دیدند.

به گزارش پایگاه تحلیلی – خبری ایران بالکان (ایربا) به نقل از اعتماد، نیکلای به این حرف‌ها اعتنایی نمی‌کرد و همیشه از آنهایی که به او انتقاد یا اعتراض‌های دلسوزانه و ملایم داشتند فاصله می‌گرفت. به قول لئون تروتسکی -که البته با همه وجود از نیکلای و کل خاندان رومانف متنفر بود- او فقط همنشینی و گفت‌وگو با «احمق‌های چاپلوس» را دوست داشت و در مواجهه با حقایق تلخ و مسائل جدی درمانده و فلج می‌شد.

سال 1894 در چنین روزی تاجگذاری کرد و در 26 سالگی جای تزار مُرده، یعنی پدرش آلکساندر سوم را گرفت. روز نخست با این جمله که «من درباره مسائل کشور مطلقا چیزی نمی‌دانم» آن دسته از مردان امپراتوری را که در آن سال‌های پرالتهاب به این تزار جدید امیدها بسته بودند، مبهوت و دلسرد کرد. هر چند عده دیگری از مردان دولت و دربار، این وارث خاندان رومانف را از نزدیک و بهتر می‌شناختند و می‌دانستند که او مرد رویارویی با بحران‌ها نیست. همان روز تاجگذاری‌اش هم چند حادثه بد و ناگوار روی داد که برای خیلی‌ها نشانه‌هایی از شومی و نحوست تلقی شد.

حین مراسم که در کلیسای اوسپنسکی مسکو برگزار می‌شد صلیب سن آندرو از گردن نیکلای به زمین افتاد. نفس برخی شاهدان که بالاترین نشان افتخار کشورشان را زیر پا افتاده می‌دیدند، برای لحظاتی قطع شد. از آن بدتر اینکه در تجمع فقرایی که به امید دریافت هدایای روز تاجگذاری در یکی از میدان‌های شهر مسکو جمع شده بودند عده زیادی زیر دست و پا ماندند و کشته شدند.

نوشته‌اند که تعداد کشته‌های آن حادثه که بسیاری از آنان کودک بودند از هزار نفر بیشتر بود. تزار بی‌خبر یا بی‌توجه به آنچه روی داده بود به سالن رقص سفیر فرانسه رفت و به جمع مهمانانی که آنجا منتظرش بودند، پیوست. با این کارش دلایل بیشتری به مخالفان داد تا از او و از حکومتی که او در راس آن بود، متنفر باشند. دوره سلطنتش چنین آمیخته به نحسی و با فاجعه شروع شد و بسیار بیشتر از آنچه انتظار می‌رفت، تا انقلاب 1917 ادامه یافت.

حوادث زیادی در این مقطع حدود 23 ساله روی داد؛ از جنگ با ژاپن و شکست در منچوری و تجاوز به ایران و اشغال آذربایجان و گیلان گرفته تا درگیر شدن در جنگ اول جهانی که امپراتوری تزاری -عاجز از به کار بستن تدبیری برای کاهش تضادها و تناقض‌های درونی‌اش- از این آخری قِسِر در نرفت. نیکلای دوم در بحبوحه انقلاب و ناآرامی‌های همراه آن، به پیشنهاد جمعی از فرماندهان نظامی از حکومت کناره‌گیری کرد و مدتی، کنار خانواده‌اش در حبس خانگی ماند. قرار بود محاکمه‌اش کنند، اما بعد که جنگ داخلی شدت و خشونت‌ها بالا گرفت و ماجرا به مسیر دیگری افتاد. بلشویک‌ها او را همراه با تمام اعضای خانواده و خدمتکارانش تیرباران کردند و حتی پزشکی که با آنان بود و نیز سگ خانگی‌شان را هم کشتند.

   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
 پربیینده ترین مطالب
  مردم اسلوونی مجسمه «ملانیا» را آتش زدند
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
کلیه حقوق محفوظ است؛ استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
info@iranbalkan.net
پشتیبانی توسط: خبرافزار