صفحه اول     سیاسی     اقتصادی     اجتماعی     ورزشی     فرهنگی     تصویری     تماس با ما     تبلیغات     پیوندها     RSS  
جمعه، 16 خرداد 1399 - 22:09   
  تازه ترین اخبار:  
 
 آخرین مطالب
  ۴ دلیل برای نزدیکی ناگهانی عربستان و یونان
  نمایش آثار عکاسان بوشهری در کرواسی
  ترکیه پروازها به ۶ کشور اروپایی را ازسر می‌گیرد
  تظاهرات در یونان علیه قتل جورج فلوید
  یادداشت سفیر ایران در بوسنی با عنوان یاد امام
  ریشه های تاریخی مشترک ایران و کرواسی
  جزئیات گفتگوی روسای جمهور ایران و صربستان
  کاهش صادرات گاز روسیه به ترکیه
  سالگرد ارتحال امام خمینی
  عکس/ بر سر مزار کشته شدگان سربرنیتسا
  عکس/ رواج صنایع دستی در ترکیه
  پایان عمر ظروف یکبارمصرف در یونان
  این قرن، بی‌رحم‌ترین دوره تاریخ است
  دکتر ظریف روز ملی کرواسی را تبریک گفت
  40 سال فعالیت فکری مصطفی ملکیان
- اندازه متن: + -  کد خبر: 32908صفحه نخست » یادداشتسه شنبه، 19 فروردین 1399 - 15:09
به سوی قسطنطنیه
مرتضی میرحسینی
  

ویل دورانت می‌گفت: «در تاریخ جهان، هیچ دولتی چون دولت روم شرقی، سزاوار سقوط و اضمحلال نبوده است.» نه اراده‌اش به جنگ یا صلح مشخص بود، نه سیاست داخلی و خارجی درستی داشت و نه حتی متحدان وفاداری برای خود باقی گذاشته بود.

به گزارش پایگاه تحلیلی – خبری ایران بالکان (ایربا) به نقل از اعتماد، سایه خشک‌مذهبی غیرزاهدانه طبقات بالا بر سیاست و جامعه بیزانس سنگینی می‌کرد و هر تدبیر و اصلاحی را عقیم می‌ساخت. نقاشان و مجسمه‌سازان بیزانسی در آثار خود چهره‌هایی را خلق می‌کردند که «به نور تقوا و تدینی بی‌آلایش درخشان بودند ـ چیزی که در اخلاق مردم زمانه ذره‌ای از آن یافت نمی‌شد.» اشراف و کشیشان که قدرت و ثروت را در دست و تقریبا در انحصار خود داشتند به اسراف و تن‌پروری عادت کرده بودند و «از حوادث تاریخ درس عبرت نگرفته، جز امتیازات طبقه خویش همه ‌چیز را فراموش کرده بودند.» دوره قدرت و بالندگی روم شرقی سال‌ها پیش به پایان رسیده بود و فقط آن نظم نیم‌بند کهن به ‌جای مانده از روزهای شکوه و افتخار، همچنان جامعه و دولت را سرپا نگه می‌داشت.

اما در همان سال‌هایی که بیزانسی‌ها درگیر نزاع‌ها و مشکلات بی‌پایان خودشان بودند و تاج و تخت مدام میان مدعیان دست به دست می‌شد، دولت عثمانی در آسیا شکل گرفت و ریشه ‌دواند. همجواری دولت عثمانی و امپراتوری بیزانس و زندگی پرتنش، اما نه همیشه خصمانه میان‌شان سال‌های طولانی ادامه یافت. برخی مدعیان قدرت در بیزانس، برای غلبه بر رقبا، گاهی از عثمانی‌ها هم کمک گرفتند و فرصت مداخله و نقش‌آفرینی در امور داخلی کشورشان را برای این همسایه نورسیده فراهم کردند. عثمانی‌ها هر چه قوی‌تر شدند، سیاست تهاجمی‌تری را هم نسبت به بیزانس در پیش گرفتند و رفته‌ رفته به فتح کامل قلمروی این امپراتوری ـ که آن زمان به سواحل و مناطق میان دریای سیاه و مدیترانه محدود می‌شد ـ فکر کردند. اما شکست دادن بیزانس رو به نزع و تسخیر شهر قسطنطنیه، حتی در آن روزهای ضعف و زوال هم کار آسانی نبود.

چند حمله و لشکرکشی در سال‌ها و شرایط مختلف بی‌نتیجه ماند و حتی دوره‌ای آتش‌بس میان دو طرف برقرار شد. تا اینکه سرانجام سلطان محمد دوم حکومت را به دست گرفت و جنگ ـ یا چنان که خودش می‌گفت «جهاد» ـ با بیزانس را دوباره شروع کرد. با سپاهی بزرگ و به پشتیبانی صدها کشتی جنگی، قسطنطنیه را محاصره کرد و مصمم به اجرای نقشه‌ای که مسلمانان نسل پشت نسل در تحقق آن ناکام مانده بودند، دیوارهای بلند شهر را به توپ بست. محاصره قسطنطنیه ششم آوریل 1453 آغاز شد و تا اواخر مه ادامه یافت. سرانجام بخشی از دیوار شهر فرو ریخت و سپاه مهاجم به داخل شهر سرازیر شد. آخرین امپراتور بیزانس، که از شوخی روزگار مثل پایه‌گذار آن قسطنطین نام داشت خودش در درگیری‌ها حضور یافت و واپسین دفاع از شهر را فرماندهی کرد. او نه مثل حاکمی کاخ‌نشین، که همچون سربازی فداکار تا پایان جنگید. جسدش هم میان هزاران هزار کشته نبرد گم شد. اما سلطان عثمانی، محمد فاتح در نخستین جمعه بعد از فتح، در کلیسای سانتا سوفیا که نشانه‌های مسیحیت را از در و دیوار آن برداشته و نامش را مسجد ایاصوفیه گذاشته بودند به شکرانه این پیروزی بزرگ به نماز ایستاد.

   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
 پربیینده ترین مطالب
  ۴ دلیل برای نزدیکی ناگهانی عربستان و یونان
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
کلیه حقوق محفوظ است؛ استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
info@iranbalkan.net
پشتیبانی توسط: خبرافزار