صفحه اول     سیاسی     اقتصادی     اجتماعی     ورزشی     فرهنگی     تصویری     تماس با ما     تبلیغات     پیوندها     RSS  
شنبه، 25 مرداد 1399 - 07:48   
  تازه ترین اخبار:  
 
 آخرین مطالب
  آزادی صدها نفر از زندان‌های بلاروس
  ترکیه روابط خود را با امارات تعلیق می‌کند
  آذربایجان و شاهنامه
  نسخۀ آنلاین لغت نامۀ دهخدا رونمایی شد
  ترکیه به فرانسه هشدار داد
  دیدار سفیر ایران در بوسنی با باقر عزت بگوویچ
  تجمع زنان بلاروسی با دسته‌های گل علیه خشونت
  افزایش تنش‌ها با ترکیه؛ مانور فرانسه و یونان
  اسکوچیچ سرمربی تیم ملی می‌ماند
  مناسبات ایران و بلغارستان
  ادبیات ایران دریایی گرم و فریبنده است
  انتشار ترکی استانبولی «قصه ما مثل شد»
  واکنش برانکو به اظهارات سخنگوی سپاهان
  مختارنامه برای مردم بوسنی زیرنویس شد
  ضرورت گسترش زبان و ادبیات فارسی در بوسنی
- اندازه متن: + -  کد خبر: 32625صفحه نخست » گزارشسه شنبه، 6 اسفند 1398 - 11:28
اهداف غرب از تجزیه یوگسلاوی
گروه گزارش و تحلیل
  

با فروپاشی بلوک شرق، بسیاری از کشورهای این حوزه جذب بلوک غرب شدند، به ویژه آن که طبقه نخبگان این کشورها نیز برتری فکری و تمدنی بلوک غرب را باور کرده بودند. در یک مصاحبه، مایکل پرنتی – اقتصاددان آمریکائی و نویسنده کتاب کشتن یک ملت - صحبت های خود با بعضی از دوستان روسی اش را نقل می کند که فکر می کردند حتی ضعیف ترین اقشار جامعه آمریکا وضع شان از آنها بهتر است و وقتی پرنتی از وجود بی خانمان ها در آمریکا می گوید آنها آن را دروغ و غیرقابل باور می پنداشتند.

به گزارش پایگاه تحلیلی – خبری ایران بالکان (ایربا) به نقل از اقتصاد سیاسی بین الملل، در این میان، داستان یوگسلاوی کمی متفاوت از بقیه کشورها پیش رفت. خودگردانی یا خود مدیریتی شرکتها یکی از علل افزایش بدهی های خارجی بود اما همین ویژگی اقتصاد یوگسلاوی باعث شد نیروی کار این کشور در برابر امواج تغییر به سبک بازار آزاد که وعده نسیه زندگی بهتر در طی چند سال آینده را می داد و درصدد سلب مالکیت آنان از شرکت های تحت اختیارشان بود، مقاومت سرسختانه ای از خود نشان دهد. این امر، به باور بسیاری از ناظران، انتقال آسان یوگسلاوی به دنیای بازار آزاد را غیرممکن و استفاده از نیروهای واگرای مبتنی بر ملی گرایی را گریزناپذیر نمود.  از سوی دیگر، در حالیکه دولت فدرال و اغلب جمهوری های خود مختار درصدد پیاده سازی اصلاحات مورد نظر بانک جهانی و صندوق بین المللی پول بودند، جمهوری صربستان به دنبال اعتصاب گسترده کارگران، از پذیرش این سیاست ها سرباز زد. از نگاه برخی ناظران، این مقاومت سرسختانه یکی از دلایل غرب برای تلاش در جهت تجزیه هر چه بیشتر یوگسلاوی و جداسازی مونته گرو و کوزوو از آن بود.

بعلاوه، یوگسلاوی موردی ویژه برای آلمان و ناتو به شمار می رفت. آلمان، در آستانه تشکیل اتحادیه اروپا، نیازمند بازارهای جدید و نیروی کار بود. یوگسلاوی خود یک کشور تولید کننده بود که اگر می توانست از بحران های اقتصادی اواخر دهه ۱۹۸۰ عبور کند بازار داخلی خود را در اختیار می گرفت. بنابراین فرو غلتیدن آن در بحرانی عمیق و از بین رفتن یا تصاحب زیرساخت های صنعتی آن برای آلمان اهمیت داشت. از سوی دیگر، آلمان که در اندیشه تسخیر اقتصادی اروپا بود  نیازمند نیروی کار ارزان قیمت یوگسلاوی بود.

از سوی دیگر تسخیر یوگسلاوی از نظر ژئوپولیتیکی اهمیت به سزایی برای آمریکا داشت. گرچه روسیه پس از فروپاشی شوروی ضعیف و آسیب پذیر بود اما با پایان بحران، این کشور در صدد گسترش مجدد نفوذ خود در شرق می بود و یوگسلاوی می توانست پایگاهی مناسب در این راستا باشد. بنابراین آمریکا نه تنها درصدد از بین بردن این پایگاه بلکه بر آن بود تا پیامی روشن به همه کشورهای متمرد بفرستد که در جهان تک قطبی جدید، کدخدا همه کاره است و حتی بدون تصویب شورای امنیت سازمان ملل نیز بطور یک جانبه نظم مورد نظر خود را مستقر خواهد ساخت. این پیام نه فقط قصد رام کردن کشورهای یاغی را داشت بلکه به آنها هشدار می داد که تا دیر نشده به اردوگاه ناتو بپیوندند و در برابر آنها سر فرود آورند چرا که دیگر هیچ پشتیبان قدرتمندی ندارند.

در این میان، با فروپاشی بلوک شرق صنایع نظامی آمریکا با بحران دشمن مواجه بودند و در حالیکه زمزمه رفع ضرورت ادامه ناتو به گوش می رسید، وقوع بحرانی تازه که مستلزم دخالت نظامی باشد برای آنان ضرورتی حیاتی بود. در چنین شرایطی ارائه تصویری شیطانی از یوگسلاوی کارکردی دوگانه داشت. از یک سوی به اروپا یادآوری می کرد که برای حل و فصل منازعات درونی خود نیازمند حضور آمریکا و تداوم ناتوست. از طرف دیگر با دستاویز دخالت بشردوستانه و دفاع پیش دستانه از نیروهای اهریمنی که درصدد از بین بردن ارزش های غربی از جمله آزادی و دموکراسی هستند و به موقعیت پیشرفته آمریکا حسادت ورزیده و در پی تخریب آنند، افکار عمومی داخلی را وادار به پذیرش ادامه سیاست های جنگی می نمود.

اما از نگاه منتقدان سرمایه داری نئولیبرال، تجزیه یوگسلاوی بخشی از پروژه گسترش ایدئولوژی بازار آزاد و تسخیر جهان توسط سرمایه غربی بود. آنها از جمله به سند محرمانه موسوم به «دستور کار تصمیمات مرتبط با امنیت ملی – شماره ۱۳۳» [1] اشاره می کنند که در سال ۱۹۸۴ توسط دولت ریگان و با موضوع «سیاست آمریکا در برابر یوگسلاوی» صادر شده و فقط بخشی از آن سالها پس از صدور از درجه محرمانه خارج و منتشر شده است. این سند صراحتا از «تلاش در راستای انقلاب و سرنگونی دولت ها و احزاب کمونیست» سخن می گوید. جا دارد نگاهی به نظرات برخی از این منتقدان انداخته شود.

از نگاه مایکل پرنتی ، طبقه ای که نیم درصد جمعیت جهان را تشکیل و بیش از ۵۰ درصد ثروت را در دست دارد در اندیشه برپایی جهانی است که در آن به جز همین طبقه بقیه انسان ها بردگانی بیش نخواهند بود. در دنیای مد نظر آنها وجود کشورهای سوسیالیستی با حقوق اجتماعی گسترده غیر قابل پذیرش است. با جهانی شدن سرمایه، این طبقه دیگر خود را به مرزهای جغرافیایی محدود نمی داند و درست به همان دلیل که بهداشت رایگان را در آمریکا نمی پذیرد وجود آن در بالکان و یا در دیگر نقاط جهان را نیز برخلاف منافع خویش می داند. بنابراین هر کشوری که بر تداوم این سیاست ها اصرار ورزد یاغی و متمرد است و مستحق برخورد سخت و چکشی[2].

مایکل چاسادوسکی اقتصاددان کانادایی و مدیر وبسایت گلوبال ریسرچ نیز گسترش اندیشه بازار آزاد را از عمده ترین دلایل ویرانی یوگسلاوی می داند. وی ظهور همزمان شبه نظامیان جدائی طلب را - که از سوی آلمان و آمریکا حمایت می شدند – عامل تشدید بحران قلمداد می کند. او نقش الیگارش یوگسلاوی همراستا با غرب را در برافروختن جنگ مهم ارزیابی و با استناد به مطلبی از دیمیتری بواروف بر آن است که برافروختن شعله های جنگ گزینه ای مناسب برای الیگارش در جهت  پنهان کردن علل واقعی بحران اقتصادی – سیاست های ریاضتی - بود. چاسادوسکی همچنین با اشاره به منابع معدنی و زمین های حاصلخیز کشاورزی یوگسلاوی، طمع دولت های ناتو و به ویژه آلمان را از دیگر علل این شبیخون ناجوانمردانه می داند.[3]

تاکیس فوتوپولوس اقتصاددان یونانی نیز ضمن تاکید بر اینکه حمله به یوگسلاوی در راستای توسعه اقتصاد بازار آزاد به این کشور بود بر این باور است که کشورهای ناتو با توجه به مقاومت سرسختانه نیروی کار یوگسلاوی در برابر اقتصاد بازار آزاد، متوجه شده بودند که اتصال این کشور به اقتصاد دنیای غرب به آسانی میسر نخواهد شد. وی بر آن است که نظام خودمدیریتی و خودمختاری سیاسی دو رکن مهم زندگی مسالمت آمیز ملیت های مختلف در کنار هم بودند و با درهم شکسته شدن نظام خودمدیریتی عملا فضا برای گروههای ملی گرا فراهم شد.[4]

هر چند که موضع منتقدان نئولیبرال خوشایند هواداران نظام بازار آزاد نبوده و آن را ناشی از تئوری توطئه تلقی می کنند، اما استروب تالبوت، معاون وزیر امورخارجه آمریکا در دولت کلینتون و رهبر گروه مذاکره کنندگان آمریکا در کوزوو، در اظهار نظری صریح که موید نظر منتقدان بازار آزاد است می گوید: «دلیل اصلی جنگ ناتو در کوزوو مقاومت یوگسلاوی در برابر اصلاحات اقتصادی و سیاسی بود و نه حملات آنها به آلبانیایی های مقیم کوزوو».

با حمله ناتو به یوگسلاوی جهان وارد دوران تازه ای شد. دورانی که قرار بود دموکراسی و آزادی در کوله پشتی ارتش مهاجم و با داغ و درفش و گلوله تقدیم ملت های پیرامونی شود. ویرانی یوگسلاوی سرآغازی بود بر دوران تازه ای که در آن قرار بود ۷ کشور دیگر، به تعبیر وسلی کلارک فرمانده نیروهای ناتو در کوزوو، از پیش روی برداشته شوند: عراق، سودان، لیبی، سومالی، سوریه، لبنان و ایران. اما گرفتاری در باتلاق عراق و بحران ۲۰۰۸ دو عامل مهم و موثر در کشیده شدن ترمز آمریکا در این تاخت و تاز یک جانبه بودند. این دو عامل آمریکا را برای یک دهه چنان زمینگیر کردند که چین و روسیه با استفاده از این فرصت طلایی، پایان جهان تک قطبی را رقم زدند. رویارویی روسیه و ایران با ناتو در سوریه پیشروی بلوک غرب به سوی شرق را متوقف ساخت. تحریم و تهدید ایران و تلاش برای فروپاشی آن ادامه همان طرح بلند مدت ناتو برای به بردگی کشاندن جهان است. سقوط ایران بهایی سنگین برای روسیه و چین خواهد داشت و هم از این روست که این دو ناگزیر از حمایت از ایران اند.

 

[1] National Security Decision Directive (NSDD 133)

[2] Michael Parenti, To Kill A Nation

[3] Michael Chossudovsky, Economic War Crimes: Dismantling Former Yugoslavia, Recolonizing Bosnia-Herzegovina

[4] Takis Fotopoulos, New World Order and NATO’s war against Yugoslavia
 

   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
 پربیینده ترین مطالب
  افزایش تنش‌ها با ترکیه؛ مانور فرانسه و یونان
  اسکوچیچ سرمربی تیم ملی می‌ماند
  تجمع زنان بلاروسی با دسته‌های گل علیه خشونت
  دیدار سفیر ایران در بوسنی با باقر عزت بگوویچ
  ترکیه به فرانسه هشدار داد
  آذربایجان و شاهنامه
  آزادی صدها نفر از زندان‌های بلاروس
  نسخۀ آنلاین لغت نامۀ دهخدا رونمایی شد
  ترکیه روابط خود را با امارات تعلیق می‌کند
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
کلیه حقوق محفوظ است؛ استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
info@iranbalkan.net
پشتیبانی توسط: خبرافزار