صفحه اول     سیاسی     اقتصادی     اجتماعی     ورزشی     فرهنگی     تصویری     تماس با ما     تبلیغات     پیوندها     RSS  
چهارشنبه، 7 اسفند 1398 - 14:18   
  تازه ترین اخبار:  
 
 آخرین مطالب
  ویروس کرونا به ترکیه رسید
  اهداف غرب از تجزیه یوگسلاوی
  نمایشگاه کتاب بعد از ماه رمضان برگزار می شود
  معترضان مجارستانی علیه دولت تظاهرات کردند
  خروشچف بعد از استالین
  یادی از محسن سلیمانی
  انتقال مسابقات جهانی شمشیربازی به کرواسی
  روسیه به صربستان سامانه‌ پدافند هوایی فروخته است
  مسکو حملات هوایی در ادلب را تکذیب کرد
  جنگنده های ترکیه حریم یونان را نقض کردند
  نخست‌وزیر اسلواکی راهی بیمارستان شد
  کتاب‌خوانی روس‌ها
  لغو روادید میان قطر و روسیه اجرایی شد
  سرمربی تیم ملی راهی کرواسی می‌شود
  گواهی سلامت برای سفر به شهر‌های ترکیه
- اندازه متن: + -  کد خبر: 32423صفحه نخست » گزارشیکشنبه، 6 بهمن 1398 - 20:15
ژئوپلیتیک ایران و ترکیه
احمد داوداوغلو
  

تاریخ منطقه که از پارس‌ها تا اسکندر کبیر، از بیزانس‌ها تا ساسانیان و سلجوقیان، و از عثمانی تا صفوی‌ها امتداد یافته است، اثر متقابل خط بالکان‌ها ـ آناتولی ـ ایران می‌باشد. توسعة راهبردی داریوش در مسیر شرق ـ غرب که هستة اولیة امپراتوری خود را در ایران تشکیل داده و مرکزیت ساختار پادشاهی را در آناتولی تأمین نموده و گشایش شاهنشاهی را تا بالکان‌ها کشانده، اسکندر نیز با یک تأثیرگذاری معکوس خود را در مسیر غرب ـ شرق نشان داده است.

به گزارش پایگاه تحلیلی – خبری ایران بالکان (ایربا) به نقل از پایگاه خبری کشور، انجام مقایسه‌ای بین سیاست جغرافیایی ترک ـ و ایران هم ویژگی‌های سیاست جغرافیایی این کشور و هم حوزه‌های ضروری جغرافیایی مناسبات ترک ـ ایران را در میان خواهد گذاشت:

الف) ایران نیز مانند ترکیه بر روی خط گذرگاه اصلی ارتباط جنوبی آسیا ـ اروپا قرار داشته و این دو کشور به اتفاق هم جایگزین گذرگاه جلگه‌ای را در جنوب از طریق یک جغرافیای طبیعی پیچیده‌تر بر روی کمربند معتدل تأمین می‌کنند که روسیه به تنهایی در شمال فراهم می‌کند.

ب) هر دو کشور دارای مرز مستقیم با قفقاز هستند که خط عبوری مرکزی شمال ـ جنوب قارة اصلی اورآسیا را تشیکل می‌دهد، و ترکیه با بالکان‌ها بخش غربی این خط عبوری شمال ـ جنوب، و ایران که با خط آسیای میانه ـ افغان ـ هند همسایه است بخش شرقی آن را تشکیل می‌دهند.

پ) ارتباط چهار دریای داخلی و تنگة مهم قارة اورآسیا، دو مورد از طریق ترکیه (دریای سیاه و دریای مدیترانه) و دو مورد دیگر از طریق ایران (خزر و خلیج فارس) تأمین می‌گردد.

ت) هر دو به اعتبار ویژگی‌های اساسی خود به عنوان دو قدرت آسیای غربی، ترکیه با جنوب اروپا و ایران با جنوب آسیا به طور مستقیم ارتباط دارند که این نیز به لحاظ ارتباطات جنوبی قارة اصلی اروآسیا دارای اهمیت بالایی است.

ث) در این چهارچوب ترکیه ارتباط خاورمیانه که در حوزة تلاقی قارة اصلی آفرواورآسیا قرار دارد، همراه با اروپا و ایران، ارتباط با آسیا را تشکیل می‌دهند.

ج) چنانچه با استفاده از مفاهیم سیاست جغرافیایی گسترش داده شده برای قارة اصلی اورآسیا تعریفی صورت بگیرد، این دو کشور که با خط مرکزی کمربند پیرامونی (ریملند)[1] را تشکیل می‌دهند، همواره فشار قدرت حاکم (روسیه) بر حوزة محور (هارتلند)[2] را احساس کرده‌اند که این ویژگی ترجیح‌های سیاسی و راهبردی دو کشور را در دورة معاصر تحت تأثیر قرار داده است.

این ویژگی‌علی سیاست جغرافیایی، از لحاظ راهبردی جغرافیای آناتولی را با ایران وابسته ساخته است. تاریخ برای ما نمونه‌های جالبی از این وابستگی متقابل ارائه می‌کند. با مد نظر قرار دادن ارتباط آناتولی با بالکان‌ها، ساختارهای سیاسی سطح بزرگ که کمربند جنوبی اورآسیا را تلفیق کرده‌اند، در حدی که بتوانند این وابستگی را به کلیتی راهبردی تبدیل نمایند موفق بوده‌اند. تاریخ منطقه که از پارس‌ها تا اسکندر کبیر، از بیزانس‌ها تا ساسانیان و سلجوقیان، و از عثمانی تا صفوی‌ها امتداد یافته است، اثر متقابل خط بالکان‌ها ـ آناتولی ـ ایران می‌باشد. توسعة راهبردی داریوش در مسیر شرق ـ غرب که هستة اولیة امپراتوری خود را در ایران تشکیل داده و مرکزیت ساختار پادشاهی را در آناتولی تأمین نموده و گشایش شاهنشاهی را تا بالکان‌ها کشانده، اسکندر کبیر نیز با یک تأثیرگذاری معکوس خود را در مسیر غرب ـ شرق نشان داده است. اسکندر که هستة اولیة امپراتوری‌اش را در بالکان‌ها تشکیل داده و تمرکز شاهنشاهی را در آناتولی تأمین نموده، گشایش راهبردی خود را از طریق ایران به هند محقق ساخته است. موازنة روم / بیزانس ـ ساسانی آونگ راهبردی جنوب اورآسیا را در برداشت به موازنه‌ای راهبردی تبدیل ساخته که قرن‌های متمادی ادامه داشت. ورود ایران به حاکمیت اسلام در عین حال این موازنه را به یک موازنة اسلام ـ مسیحیت تبدیل ساخته است.

ورود ترک‌ها با نیروهایی سنگین و به‌عنوان قدرتی نظامی/ سیاسی پویا به ایران بازگشت مجدد آونگ داریوش به صحنه را با کمی محوریت بیشتر شرق، تأمین نموده است. سلجوقیان که در روند عبور از آداب و سنن کوچ‌های با تحرک و پویا در آسیای میانه به سنت دولت ساکن، هستة دولت را در غرب ماوراءالنهر (دندانقان) شکل داده بودند، پس از کسب تمرکز قدرت در ایران گشایش‌های راهبردی را در مسیر آناتولی تحقق بخشیده‌اند.

این فعل و انفعال میان سنت‌های ایران و توران از لحاظ جامعه‌شناسی سیاسی دراز مدت دارای سرنخ‌های بسیار مهمی است. آلپ ارسلان که ترک‌های سلجوقی را به ایران منتقل ساخت به‌عنوان نام‌گذاری نمادین در فرهنگ با تحرک توران، هم آلپ و هم ارسلان را با خود دارد؛ در مقابل ملکشاه که این توده‌های متحرک را با فرهنگ ساکن ایران منطبق ساخته و دولت بزرگ سلجوقی را نهادینه نمود، از ملک و شاه تشکیل شده است. در دورة ملکشاه جای حامیان آلپ ارسلان را که از یک فرهنگ کوچ‌گرایی متحرک می‌آید، نظام‌الملک گرفته که نامی نمادین در انعکاس تشکیل نظام ساکن به شمار می‌رود.

پس از قرن شانزدهم شکل‌گیری موازنة عثمانی ـ صفوی هم آثار ناشی از ضرورت‌های وابستگی سیاست جغرافیایی اشاره شده و هم این تحول سیاسی را با خود دارد. عثمانی‌ها روند مواجه شدة سلجوقی را به سمت غرب گسترش داده و با تقویت بیشتری پشت سر گذاشته‌اند. در نگاه از این منظر دولت عثمانی که بر روی تجربة سلجوقی شکل گرفت و فرهنگ با تحرک و پویایی برآمده از آسیای میانه را با عبور از غربال فرهنگ ساکن ایران به آناتولی منتقل نمود، هستة ساختار سیاسی جدید را در آناتولی شکل داده و تمرکز آن را در بالکان‌ها تحقق ساخته است؛ گشایش راهبردی را نیز در مسیر غرب به اروپای شرقی، در مسیر شرق به ایران، در مسیر شمال به جلگه‌ها و در مسیر جنوب به سمت مصر و اقیانوس هند انجام داده است. یکی از عناصر سیاست جغرافیایی که باعث عمر طولانی دولت عثمانی گردید، این بود که آونگ داریوش را در مسیر شرق ـ غرب و آونگ اسکندر بزرگ را در مسیر غرب ـ شرق به صورت یک تمامیت محقق ساخته است. حمایت این موفقیت از طریق گشایش‌های راهبردی در مسیر شمال و جنوب قارة آفرواورآسیا دارای طولانی‌ترین عمر بوده است.[3] در مقایسه با تجربة سلجوقی ـ عثمانی، صفوی‌ها با تکیه بر عناصر تورانی وقتی که بعدها وارد ایران شدند، حوزه‌های حاکمیتی امتداد یافته از بین‌النهرین تا ماوراءالنهر و هند موازنة عثمانی ـ صفوی را به شکلی مشابه با موازنة بیزانس ـ ساسانی به یک رقابت تقسیم کنندة تمامیت سیاست جغرافیایی داخلی تبدیل نمودند که جنوب قارة اورآسیا را دربرداشت. ترجیح‌های مذهبی متفاوت این دو دولت در تلاقی رقابت سیاست جغرافیایی با رقابت دینی راه را برای شکل‌گیری موازنة رقابتی پایدار همواره کرده است.

با نگاه به تمامی عوامل تاریخی و جغرافیایی روابط عثمانی/ ترکیه ـ صفوی/ ایران مشخص می‌شود که از یک جهت شبیه مناسبات آلمان ـ فرانسه می‌باشد، سرنوشت این کشورها که بر روی یک خط سیاست جغرافیایی و فرهنگ جغرافیایی قرار دارند، چه جنگ بکنند و چه ائتلاف نمایند، به طور کل از یکدیگر قابل تفکیک نیست. جهش فوق‌العادة عثمانی به سمت اعماق اروپا در حالی که تنة خود را بر آناتولی تکیه داده بود، تا حدودی بر روی میراث سلجوقی قرار داشت ک آناتولی و جغرافیای ایران را متحد ساخته بود، این میراث شبیه تأثیر تاریخی تلاش‌های امپراتوری شارلمان برای متحد ساختن آلمان و فرانسه در بدنة واحد اروپایی می‌باشد، ترکیه و ایران نیز همانند مناسبات آلمان و فرانسه اگر گاهگاهی گرفتار عدم تفاهم شوند، به هیچ وجه نمی‌توانند از همدیگر چشم بپوشند.

خط مواجهه و مقابلة این دو قدرت آسیای غربی عموماً خط بغداد ـ دیار بکر است که امروزه جغرافیای عراق را شامل شده و تا آناتولی شرقی امتداد می‌یابد. حاکمیت پایدار و متوازن بر این خط که شبیه خط رقابت آلساس ـ لورن، المان ـ فرانسه می‌باشد، شکل‌گیری صلح پایدار میان دو طرف را تأمین کرده، جدایی خط سیاست جغرافیایی بر روی این خط رقابت دو قدرت را تشدید می‌سازد. حاکمیت پایدار شکل گرفته از طرف دولت عثمانی بر روی این خط باعث تبدیل مرز عثمانی ـ ایران به با ثبات‌ترین مرز منطقه شده است. پس از جنگ جهانی اول حاکمیت شکل گرفتة انگلیس در جنوب این خط، عناصر تاریخ و سیاست جغرافیایی تشدید کنندة روان‌شناسی رقابت متقابل را مجدداً وارد صحنه کرده است. در بی‌ثباتی فعلی در عراق این موازنة حساس نقش مهمی برعهده دارد.

ویژگی‌های تاریخی و جغرافیایی مشابه، سیر تغییر سیاسی این دو کشور را در دورة معاصر هم از لحاظ عوامل خارجی و هم داخلی تحت تأثیر قرار داده است. در نگاه از زاویة عوامل خارجی، هر دو کشور در دو قرن اخیر به عنوان حوزة رقابت قدرت‌های دریایی و خشکی دارای راهبردهای سطح جهانی تلقی شده‌اند. عثمانی‌ها در این چهارچوب در قرن نوزدهم موازنة انگلیس ـ روس را به عنوان مؤلفة مهمی از حوزة حیات دولت تلقی می‌کردند، ایران نیز در همان دوره مشکلات ناشی از تقسیم‌شدگی در میان حوزة نفوذ روس در شمال با حوزة نفوذ انگلیس در جنوب داشته است.

این رقابت در نیمة دوم قرن بیستم نیز تا حد زیادی موجودیت خود را نشان داده است. اتحاد جماهیر شوروی وقتی پس از جنگ جهانی دوم از ترکیه امتیازاتی را در مورد تنگه‌ها و قارص و آرداهان طلب می‌کرد، از شمال ایران نیز امتیازاتی را درخصوص نفت شمال درخواست داشته است. تهدید صورت گرفته از ناحیة قدرت خشکی شمال هر دو کشور را به چتر امنیتی غرب با وزن قدرت دریایی سوق داده است. ترکیه این چتر امنیتی را با عبور به دموکراسی تأمین کرده و ایران نیز تحت حاکمیت شاه به یک رژیم استبدادی مرتبط با غرب سوق یافته است.

تمامی این تأثیرات در تحولات رژیم سیاسی نیز همسویی‌هایی مهمی را به وجود آورده است. در سال‌های گرایش ترکیه به مشروطیت دوم، در ایران نیز به‌ویژه در خلال سال‌های 1905-1911 بحث‌های مربوط به مشروطیت مبتنی بر قانون اساسی بروز کرده است. بلافاصله در آستانة اعلام جمهوری در ترکیه، بحث‌های مربوط به جمهوریت در ایران نیز در سال 1921-1923 مطرح شده است. پس از جنگ جهانی دوم تلاطم‌های دیده شده در هر دو کشور مربوط به دموکراسی ـ استبداد، در ترکیه اجرای دموکراسی را ولو با انقطاع‌هایی به همراه خود داشته، ایران نیز به استبداد قطعی شاه محکوم شده است. حرکت‌های جمعی مشاهده شده در هر دو کشور در دهه‌های هفتاد، در ایران به انقلاب و در ترکیه به یک کودتای نظامی منجر شده است. دهة نود به‌ویژه نیمة دوم آن دوره‌ای بود که هر دو کشور نیز بحران میان رابطة ایدئولوژی ـ دولت را به شکل شدیدی تجربه کرده‌اند. رابطة ایدئولوژی ـ دولت که بحث داخلی روز را مشخص کرده، ساختار سیاست خارجی را به طور مستقیم تحت تأثیر قرار داده و چه در سیاست‌های منطقه‌ای این کشورها و چه مناسبات دوجانبة آنها انعکاس یافته است. این بازتاب که موجب بروز فراز و نشیب‌های دوره‌ای در روابط دو کشور گشته، باز هم نتوانسته در روابط متقابل دو کشور از ورود بعضاً بعد منطقی/ روند گذار دورة پس از جنگ سرد ماهیت خود را به عنوان باثبات‌ترین مرز منطقه حفظ کرده است.

مجموعه شرایط جهانی و منطقه‌ای دورة پس از جنگ سرد ارزیابی مجدد مناسبات ترکیه ـ ایران را با مد نظر قرار دادن تمامی عناصر این عمق جغرافیایی و تاریخی ضروری می‌سازد. این روند ارزیابی مجدد به عنوان تلاشی برای برقراری تناسب جدید میان ضرورت‌های جغرافیایی/ تاریخی با ویژگی‌های وضع موجود/ نظام‌مند، به خودی خود دارای اهمیت ویژه‌ای است.

بعد جهانی مناسبات ترکیه ـ ایران

ویژگی‌ ضدامریکایی و ضدسیستمیک انقلاب ایران و پیش‌بینی‌های مربوط به امواجی که این انقلاب به‌ویژه در خاورمیانه می‌تواند موجب آن بشود، راه را برای کسب اهمیت ایران در ماورای تأثیرات منطقه‌ای و در چهارچوبی جهانی باز کرده است. به همین علت است که بحران میان ایران ـ آمریکا که با انقلاب شروع شده و با بحران گروگان‌گیری تشدید یافت، در دهة هشتاد ایران را به‌عنوان طرفی از بحران سطح جهانی درآورد. تلاش های ایالات متحدة آمریکا برای انزوای ایران از حوزه‌های بین‌المللی، این کشور را با خروج از خط کلاسیک امریکا محور دورة شاه به اتحاد جماهیر شوروی، اتحادیة اروپا و قدرت‌های آسیای نزدیک ساخته است. تلاش‌های ایران به شکل‌دهی حوزة سیاست خارجی جدید در سطح اورآسیا به‌ویژه در دورة ترمیم عملگرایی رفسنجانی شدت گرفته است.

در همان دوره دور شدن ترکیه از اروپا تحت تأثیر کودتای نظامی دوازدهم سپتامبر و کماکان تهدید جهانی تلقی کردن اتحاد جماهیر شوروی این پیامدار را در پی داشت که به طور عمیق به محور راهبردی ایالات متحدة آمریکا متمایل گردد. در این دوره روابط ترکیه ـ ایران با تلاش برای ایجاد تناسب میان ترجیح‌های جهانی با ضرورت‌های موازنة منطقه‌ای گذشته است. در دهة هشتاد گرایش ترکیه برعکس ایران به سمت امریکا به عنوان ترجیح راهبردی جهانی، که انتظار می‌رفت حوزة تنش ایجاد شده به روابط ترک ـ ایران انعکاس یابد، ضرورت‌های اقتصادی ـ سیاسی و منطقه‌ای آرایش معکوسی را به همراه خود داشته است. ترکیه در اواخر دهة هفتاد و پس از مواجه با بحران اقتصادی که به سیاست‌های اقتصادی معطوف به صادرات روی آورد، بازارهای خاورمیانه را از نظر ترکیه به حوزه‌های دارای اهمیت راهبردی تبدیل ساخت و موازنه‌های منطقه‌ای ناشی از جنگ ایران و عراق، ترکیه را به سیاست بی‌طرفی فعال سوق داد. ایران نیز در شرایطی که جنگ با عراق را ادامه می‌داد، دقت می‌کرد مناسبات با ترکیه وارد تنش نگردد که دومین مرز بزرگ در غرب را تشکیل می‌داد.

این ضرورت‌های متقابل در حاکمان سیاسی و دیوان‌سالار هر دو کشور، استمرار سیاست محتاطانه و همراه با تأنی موجود را فراهم ساخته است. در این دوره موضوع محتاطانه و دوری گزیدن ترکیه در مقابل سناریوهای توسعه داده شدة اکثراً امریکا محور برای تجزیة آذربایجان ایران، می‌بایست به‌عنوان معکوس تلاش برای برقراری موازنة میان ترجیح‌های جهانی و منطقه‌ای دیده شود.

پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ثبات شکل گرفته از تناسب منطقی میان موازنه‌های منطقه‌ای با ترجیح‌های جهانی، جای خود را به مجموعه شرایطی پویا مبتنی بر وابستگی متقابل و رقابت داد. حوزه‌های خلأ سیاست جغرافیایی ناشی از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به‌ویژه در قفقازها و آسیای میانه هم نیاز و وابستگی ترکیه و ایران را به یکدیگر افزایش داده و هم حوزه‌های رقابتی ناشی از چالش های میان موازنة منطقه‌ای با ترجیح‌های جهانی را وسیع‌تر ساخت. همسانی میان سیاست محاصرة دوگانه‌ای که امریکا درخصوص ایران و عراق آغاز کرد با ترجیح ورود ترکیه به حوزه‌های خلأ سیاست جغرافیایی جدید به‌عنوان شریک راهبردی ایالات متحدة امریکا، این پیامد را به دنبال داشت که ابعاد مناسبات دوجانبه و دارای ماهیت منطقی منطقه‌ای روابط ترکیه ـ ایران زیر سایة ترجیح‌های جهانی قرار گیرد.

اینکه سازوکارهای اکو نتوانست وابستگی متقابل مناسبات ترکیه ـ ایران در سطح اورآسیا را به حوزه‌های نفع مشترک تبدیل سازد، باعث پیش افتادن مناسبات رقابتی مبتنی بر ترجیح‌های جهانی بر سیاست‌های منطقی/ عملگرایی مبتنی بر موازنه‌های منطقه‌ای گردید. این وضعیت پس از اواسط دهة نود به بعد با تحولات سرعت گرفته به نفع اسرائیل در سیاست‌های خاورمیانه‌ای ترکیه، شکل مشخص‌تری به خود گرفت. در این دوره افزایش نقش تعیین‌کنندگی میان ترجیح‌های سیاسی/ ایدئولوژیک داخلی بر ساختار سیاست خارجی نزد هر دو طرف، تنش‌های دوره‌ای در مناسبات ترک ـ ایران را تشدید نموده است.

در اواخر دهة نود عناصر جدیدی در موازنه‌های جهانی وارد صحنه گردید که روابط ترک ـ ایران را تحت تأثیر قرار داد. اولین مورد از این عناصر در ارتباط با رابطة آمریکا ـ ایران می‌باشد. موفقیت خاتمی در انتخابات ایران و پیامدهای داده شده در سیاست خارجی به همراه خود نرمشی را در حرف‌های سخت موجود در مناسبات ایران ـ امریکا در پی داشت. ناراحتی‌های ایران ناشی از انزواها در سیاست خارجی با محدود شدن حوزة مانور امریکا به‌ویژه در سیاست‌های خاورمیانه و آسیای میانه ناشی از نگه داشتن عامل ایران در خارج از صحنه، به طور متقابل روند ارزیابی مجدد مناسبات دوجانبه را سرعت بخشید. این وضعیت به طور طبیعی در روابط ترک ـ ایران قرار گرفتن عامل ایالات متحده امریکا در چهارچوبی جدید را ضروری خواهد ساخت.

دومین عنصر مهم به‌عنوان ترجیح جهانی ترکیه، در ارتباط با روند شروع شده با اتحادیة اروپا پس از اجلاس هلسینکی می‌باشد. نزدیکی در مناسبات ترکیه ـ اتحادیة اروپا خواه‌ناخواه حوزة پیگیری سیاست خارجی مشترک را تحت تأثیر قرار می‌دهد. نزدیکی احتمال میان ترجیح‌های سیاست خارجی اتحادیة اروپا که برعکس امریکا در سیاست خاورمیانه‌ای خود عامل ایران را به شکلی دائمی در صحنه نگه می‌دارد، بر اهمیت خط ترکیه ـ ایران از نظر اتحادیة اروپا که خط قارة اصلی اروآسیا را در مسیر غرب ـ شرق قطع می‌کند، عناصر جدیدی را اضافه خواهد نمود. عناصر جدید در مناسبات ترکیه ـ اتحادیة اروپا ـ امریکا ـ ایران با عناصر جدید میان ایران ـ اتحادیة اروپا ـ‌ امریکا برای این‌که روابط ترکیه ـ ایران را به یکی از مؤلفه‌های مهم موازنه‌های اروآسیا درآورد، نامزد می‌باشد.

عنصر سوم نیز در ارتباط با موقعیت روسیه است که در دورة پوتین مجدداً به سیاست‌های سطح اروآسیا گرایش پیدا کرده و در این چهارچوب به گسترش روابط با قدرت‌های آسیا نظیر ایران، هندوستان، چین و ژاپن تلاش نموده است. با مد نظر قرار دادن تأثیرات نزدیکی‌های مذکور ایران ـ روس در دهة نود بر روی سیاست‌های سطح اروآسیایی ترکیه، افزایش احتمالی مناسبات میان قدرت‌های‌ آسیا دارای عناصری است که می‌تواند به طور مستقیم سیاست ترکیه مربوط به ایران را تحت تأثیر قرار دهد.

تمامی این تحولات که از مجموعه شرایط پویا در نظام بین‌الملل تغذیه شده و در موازنه‌های جهانی مدنظر خواهد بود، به طور مستقیم با عناصر دارای ماهیت منطقه‌ای مناسبات ترک ـ ایران نیز مرتبط می‌باشد.

* شاخه‌های منطقه‌ای مناسبات ترک ـ ایران

ساختار سیاست جغرافیایی چندجانبة ترکیه و ایران روابط میان دو کشور و به تبع آن نیز سیاست‌های ترکیه معطوف به ایران را حداقل در سه شاخه ضروری می‌باشد: خاورمیانه، قفقاز‌ها و آسیای میانه. در اصل برخورداری هر دو کشور از موقعیت کشور غرب آسیایی چه در سیاست‌های یکایک مربوط به این مناطق و چه در حوزه‌های فعل و انفعال میان مناطق، از سوی هر دو کشور توسعة سیاست‌های زیر نظر قرار دادن دیگری را اجتناب‌ناپذیر ساخته است.

در این چهارچوب قرار داشتن ایران در موقعیت کشوری عبوری میان این سه منطقه در سیاست‌های ترکیه راجع به این سه منطقه، لحاظ کردن عامل ایران را ضرورتی راهبردی می‌سازد. قبل از هر چیز بایستی مشخص شود که تأثیرات مجموعه شرایط بین‌المللی پویا بر روی این سه منطقه و عمق تاریخی میان مناسبات دو کشور، ارزیابی روابط ترکیه ـ ایران را صرفاً به‌عنوان پیامدهای طبیعی ناشی از اولویت‌های جهانی مرتبط با طرف‌های سوم مشکل می‌سازد. نگهداری قدرت‌های بزرگ آن سوی منطقه به‌عنوان عناصر تعیین‌کنندة این مناسبات هم با ذخیرة تاریخی و هم با واقعیات سیاست عملی در تضاد می‌باشد. اگر بخواهیم با مقایسه‌ای بارز مطرح سازیم هم اکنون تاریخ اعتبار مرز ترکیه ـ ایران (1639، قصر شیرین) حتی از تاریخ ایالات متحدة امریکا (1774) و شکل گرفتن آلمان متحد (1871) نیز قدیمی‌تر است.

وضعیت جدید به وجود آمده به‌ویژه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی وزن ایران را در سیاست‌های ترکیه مرتبط با قفقازها و آسیای میانه در حد مهمی افزایش داده است. ساختار راهبردی در قفقاز که قبلاً به‌عنوان بعد طبیعی و ایستای روابط ناتو ـ پیمان ورشو یا ترکیه ـ اتحاد جماهیر شوروی دیده می‌شد، در دورة جدید با موازنه‌های قدرت جهانی جدید به شکل‌دهی حوزه‌های تلاقی موازنه‌های منطقه‌ای ترک ـ روس ـ ایران پرداخته است. موازنه‌های ضربدی ترک ـ روس ـ ایران به‌عنوان قدرت‌های مهمی که منطقه‌ را دربرگرفته‌اند، روابط متقابل آن با موازنه‌های گرجی ـ آذری ـ ارمنی که دارای ماهیت بیشتر بومی در منطقه هستند، منطقه را به صحنة مناسبات منافع بی‌اندازه پویا درآورده است.

وضعیت مشابهی نیز در مورد آسیای میانه صدق می‌کند. همان‌گونه که در بخش مربوطه به طور جزئی بررسی گردید حوزة خلأ ایجاد شده در آسیای میانه در کنار قدرت‌های جهانی نظیر امریکا و اتحادیه اروپا، قدرت‌های آسیایی مثل روسیه، چین، هندوستان، ایران، ژاپن و پاکستان را نیز وارد صحنه کرده است. ترکیه در دهة نود که برعکس دهة هشتاد با اتخاذ سیاست‌هایی عامل ایران را که به‌عنوان پیامد عدم موازنة فشار ترجیح‌های جهانی بر روی سیاست‌های منطقه‌ای، صرفاً به‌عنوان ماهیت کانون رقابت مورد ارزیابی و پیگیری قرار داده، در این مناطق انعطاف سیاست خارجی ترکیه در مقابل امریکا، اروپا و روسیه با ضعف مواجه بوده است.

منطقة خاورمیانه که سومین شاخة مناسبات ترک ـ ایران را تشکیل می‌دهد، دارای عناصر نوازنی حساس‌تر با یکدیگر می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد. اول در ارتباط با اهمیت روابط متفاوت اما مرتبط با یکدیگر می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد. اول در ارتباط با اهمیت روابط ترک ـ ایران در داخل مثل ترکیه ـ ایران ـ مصر می‌باشد که در داخل موازنه‌های قدرتی که منطقة خاورمیانه را دربرگرفته‌اند مراکز وزنة تاریخی و سیاست جغرافیایی را تشکیل می‌دهند. همان‌گونه که قبلاً نیز بر روی آن تأکید گردید، این موازنه‌های قدرت در مراکز ثقل، به طور مستقیم سازماندهی راهبرد عمومی خاورمیانه را مشخص کرده و از این لحاظ روابط ترک ـ ایران دارای اهمیت خاصی است.

دومین بعد مهم مبتنی بر این مراکز قدرت سیاست جغرافیایی، در ارتباط مستقیم با خط سیاست فرهنگی است که حوزه‌های ترک ـ عرب ـ عجم در خاورمیانه را شامل شده و اساسی‌ترین گستردگی نژادی ـ فرهنگی ساکن را منعکس می‌کند. تلقی شدن ترکیه و ایران به عنوان دو کشور بزرگ غیرعرب خاورمیانه دارای عناصری است که روابط دوجانبة این کشورها را در مناسبات با کشورهای عربی انعکاس می‌دهد. در امواج ملی‌گرایی اوج گرفتة ضدایرانی در خلال جنگ ایران و عراق، و تشدید ملی‌گرایی ضدترکیه‌ای با نزدیکی روابط ترکیه ـ اسرائیل در اواسط دهة نود، نقشی که مصر از این جهت برعهده داشته قابل تأمل است. ایران در مقابل یک چنین موج ملی‌گرایی عربی با اهمیت دادن به گسترش روابط با سوریه از مواجه شدن با محاصره‌ای جامع پرهیز نموده، و ترکیه نیز کوشیده تا موضع مشابهی را در سیاست‌های معطوف به اردن ادامه دهد.

بعد سوم تأثیرگذار بر موازنه‌های داخل منطقه‌ای روابط ترک ـ ایران در ارتباط با خط بصره [خلیج فارس] ـ بین‌النهرین می‌باشد که خط هلالی با برکت شمال منطقة خاورمیانه را تشکیل داده است. این خط که موازنه‌های عثمانی ـ ایران بر روی آن شکل گرفته، چالش‌های داخلی به اعتبار ماهیت‌های نژادی و مذهبی عراق و بحران به وجود آمده با محوریت عراق در دورة بعد از جنگ سرد، روابط ترک ـ ایران را به عاملی مهم چه درخصوص آیندة سیاست جغرافیایی این خط و چه از لحاظ آیندة سیاسی عراق درآورده است. بعد چهارم که باعث شده مناسبات میان دو کشور در دورة پس از جنگ سرد چه از لحاظ وابستگی متقابل و چه با ویژگی‌های رقابتی ماهیت حساس به دست آورند، افزایش رابطة وابستگی داخلی میان مناطق قفقازها با خاورمیانه می‌باشد. [خلیج فارس] را تشکیل داده و از جنوب خزر تا شرق دریای سیاه امتداد یافته، آن را به حوزة گذر راهبردی مهم تبدیل کرده است. این وضعیت در حوزة تلاقی این کمربند با خط بین‌النهرین ـ بصره [خلیج فارس] ماهیت کلید راهبردی موازنه‌های غرب آسیا بخشیده است. این نیز تأثیر تعیین‌کنندگی مناسبات ترک ـ ایران را در حد زیادی افزایش داده است.

بعد دیگری که نسبت به این ابعاد دارای جنبة غیرمستقیم می‌باشد، این است که ایران به‌عنوان کشوری که تمامی بخش شرقی خلیج فارس را شامل گشته، در عین حال از ماهیت کشوری جنوب آسیایی برخوردار است. موقعیت ویژه‌ای که ایران در خلیج فارس داراست که در رأس مهم‌ترین مراکز تولید و انتقال انرژی جهان قرار دارد، در آینده خواهد توانست تأثیر متقابل میان موازنه‌های جهانی و منطقه‌ای را افزایش دهد، و هم‌چنین ویژگی‌هایی دارد که سیاست خاورمیانه‌ای ترکیه را می‌تواند تحت تأثیر قرار دهد.

مورد دیگر در این چهارچوب، ظرفیت متقابل فعال و انفعالی است که خلیج فارس با مدیترانة شرقی به‌عنوان حوزه‌های دریایی در داخل حوزه‌های توجه ترکیه به همراه دارند. خلیج فارس که در اساس خود موازنة ایران ـ عرب را از لحاظ موازنه‌های منطقه‌ای دربردارد، حوزة مدیترانة شرقی دارای ماهیت حوزة ارتباطی ترک ـ عرب ـ اسرائیل می‌باشد. سیر مناسبات ترک ـ ایران دارای ماهیتی است که می‌تواند هم تأثیر متقابل میان این دو حوزه و هم موازنه‌های میان این حوزه‌ها را به طور مستقیم تحت تأثیر قرار دهد. نفوذ ایران بر روی لبنان نیز دارای عناصری است که می‌تواند جنبه‌های ضربدری روابط متقابل را به میان آورد.

تمامیت این ابعاد مشخص می‌سازد که مناسبات ترک ـ ایران یکی از اساسی‌ترین عوامل تعیین‌کنندة موازنه‌های خاورمیانه تلقی می‌شود. حوزه‌های فعل و انفعالی که موازنه‌های قفقازها و آسیای میانه به‌عنوان دو شاخة مهم دیگر در مناسبات ترک ـ ایران با خاورمیانه تشکیل می‌دهند، این تعیین‌کنندگی را بیشتر افزایش داده است. پیگیری هماهنگ و متوازن سیاست‌های مربوط به شاخه‌های منطقه‌ای سیاست کلی آسیا، اساس مناسبات ترک ـ ایران را تشکیل می‌دهد. یک چنین رویکردی جامع و هماهنگ از لحاظ سیاست‌های نزدیک خشکی، نزدیک دریایی و نزدیک قاره‌ای ترکیه نیز دارای اهمیت به سزایی است.

[1]. rimaland

[2] Heartland

[3]. برای شمولیت راهبردی و فرهنگی دولت عثمانی نک. احمد داوداوغلو، «نقش روش‌شناسی در شکل‌گیری فهم تاریخی: تاریخ جهان و عثمانی از زاویة تأثیر متقابل بین تمدن‌ها»، تحقیقات علم دیوان، 1999، ش ٧، ص 63-1.

   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
 پربیینده ترین مطالب
  یادی از محسن سلیمانی
  روسیه به صربستان سامانه‌ پدافند هوایی فروخته است
  خروشچف بعد از استالین
  انتقال مسابقات جهانی شمشیربازی به کرواسی
  جنگنده های ترکیه حریم یونان را نقض کردند
  ویروس کرونا به ترکیه رسید
  مسکو حملات هوایی در ادلب را تکذیب کرد
  معترضان مجارستانی علیه دولت تظاهرات کردند
  نمایشگاه کتاب بعد از ماه رمضان برگزار می شود
  اهداف غرب از تجزیه یوگسلاوی
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
کلیه حقوق محفوظ است؛ استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
info@iranbalkan.net
پشتیبانی توسط: خبرافزار