صفحه اول     سیاسی     اقتصادی     اجتماعی     ورزشی     فرهنگی     تصویری     تماس با ما     تبلیغات     پیوندها     RSS  
یکشنبه، 6 بهمن 1398 - 23:30   
  تازه ترین اخبار:  
 
 آخرین مطالب
  عکس/خانم لیوبیموا وزیر فرهنگ جدید روسیه
  رونمایی از پوستر فیلم مشترک ایران و چک
  ژئوپلیتیک ایران و ترکیه
  تاکید یونان بر لزوم پایبندی به ممنوعیت تسلیحات
  یوگسلاوی چگونه فروپاشید؟!
  واکنش مسکو به اخراج دیپلمات هایش از صوفیا
  تلفات زلزله ترکیه افزایش یافت
  نخستین پیروزی ذوب آهن با سرمربی بوسنیایی
  پیروزی تیم لژیونر ایرانی در کرواسی
  پیام تسلیت روحانی به طیب اردوغان
  حمله سایبری به سایت‌های دولتی یونان
  ژئوپلتیک ترکیه در بالکان
  بحران کمبود پرسنل در بیمارستان‌های بلغارستان
  عملکرد تنیس روی میز ایران مقابل اسلوونی
  آمادگی هلال‌احمر ایران برای کمک به ترکیه
- اندازه متن: + -  کد خبر: 32293صفحه نخست » یادداشتچهارشنبه، 18 دی 1398 - 11:24
کبریت در انبار باروت
سیدعلی میرفتاح
  

خون شهید سلیمانی قدرت و قوتی فوق تصور دارد. بعد از تلخ‌کامی‌های مکرر این سال‌ها به خصوص بعد از حوادث آبان‌ ماه هیچ‌کس فکر نمی‌کرد دوباره بشود این مردم را حول یک اسم، بهتر بگویم حول یک معنا و مفهوم جمع کرد و دل‌هایشان را به یکدیگر پیوند زد. یک ‌بار دیگر به چشم دیدیم، خداست که دل‌ها را به هم ارتباط می‌دهد و فقیر و غنی، شهری و روستایی، باسواد و بی‌سواد حتی مومن و دهری را با همدیگر متحد می‌کند.

به گزارش پایگاه تحلیلی – خبری ایران بالکان (ایربا) به نقل از اعتماد، نظیر این اتحاد را زمان انقلاب به یاد داریم که یک‌باره، قاطبه مردم ایران وحدت کلمه پیدا کردند و در ظاهر و باطن با هم یکی شدند. وحدت زمان انقلاب چنان به معجزه می‌مانست که باورش برای ناظران سخت بود. مردمی که تا چند ماه قبل چیز زیادی از نام و مرام خمینی نمی‌دانستند، یک‌باره چنان هواخواه خمینی شدند که عالما عامدا مسیر زندگی خود را عوض کردند. اگر از کسی شنیدید که گفت «خمینی در نفوس ایرانیان تصرف کرد و حال و هوایشان را یک ‌شبه تغییر داد» تعجب نکنید و از در انکار سخنش برنیایید. از من بپرسید، می‌گویم این خدای خمینی بود که مردم را از آخوند و مکلا، از مومن و سوسیالیست، از پیر و جوان، از سنتی و مدرن دچار تقلب احوال کرد و پای کار انقلابشان آورد. مردمی که تا چند ماه قبلش شهروند مطیع دهکده جهانی بودند و چشم به دهان تلویزیون، سینما و تبلیغات داشتند، یک ‌دفعه متوجه پیرمردی در تبعید شدند و با تمام وجود- بی‌آنکه چیز زیادی از او بدانند- دل به دلش دادند و مطیع و مرید محضش شدند چنانکه در تاریخ اگر نگویم بی‌سابقه کم‌سابقه است. اشتباه شاه این بود که این پیرمرد را «ارتجاع سیاه» نامید و در باروت سرد جامعه آتش انداخت. نه شاه، نه داریوش همایون، نه هویدا و نه هیچ‌کس دیگری گمان نمی‌کرد که مقاله رشیدی‌مطلق یک انقلاب قریب‌الوقوع را استارت بزند. اما زد، بد هم زد. آن اشتباه شاه تبدیل به دومینویی شد که یکی یکی ارکان سلطنت را با صاحب سلطنت به باد فنا داد. نه فقط شاه که حتی انقلابی‌های کهنه‌کار هم گمان نمی‌کردند این قدر زود بساط استبداد برچیده شود. بساط استبداد را اما اگر نیک بنگری «وحدت کلمه» به باد داد که فرمود «یدالله مع‌ الجماعه».

شخصا بنا به تجربه بعد از انقلاب، جنگ دیدم، ترورهای خیابانی دیدم، اتحاد و افتراق دیدم حتی تشییع‌ جنازه‌های میلیونی دیدم اما اتفاقی که در تشییع ‌جنازه سردار سلیمانی افتاد، شباهت عجیبی به ظهور خمینی داشت. یعنی خون شهید در نفوس خلایق تصرف کرد و یک ‌بار دیگر دل مردم را- از هر گروه و دسته‌ای- به هم پیوند زد. تعیین جغرافیای وحدت سخت است اما به چشم سر هم پیداست که از تهران تا تورنتو، ایرانی‌ها، عراقی‌ها، یمنی‌ها، سوری‌ها، ترک‌ها، کردها، افغانستانی‌ها، پاکستانی‌ها و اروپایی‌های آزاده از کردار و گفتار ترامپ متنفر شده‌اند و سقوط نظام سلطه را آرزو می‌کنند. ترور شهید سلیمانی اگر بخواهم مشابه‌سازی کنم، یادآور همان مقاله رشیدی‌مطلق است. یعنی کبریتی که در انبار باروت می‌افتد و آتش غضب ملت را نسبت به امریکا روشن می‌کند. نه آنها و نه ما گمان نمی‌کردیم خون سردار اینچنین خون مستضعفان جهان را به جوش آورد و نظام سلطه را به خطر بیندازد. امام‌خمینی مرگ آقا مصطفی را جزو الطاف خفیه الهی دانسته بود. الان که با فاصله به حوادث سال‌های انقلاب نگاه می‌کنیم، راحت‌تر می‌توانیم این لطف خفی الهی را ملتفت شویم. بر همین قیاس شهادت حاج‌قاسم هم جزو الطاف خفیه الهی است که می‌تواند مستضعفان جهان را برای نابودی امپریالیسم امریکا بسیج کند. شاید عبارت «نابودی امپریالیسم» شما را به این گمان اندازد که شعار می‌دهم و با تعارفات ایدئولوژیک روزنامه را سیاه می‌کنم. اما نه. حقیقت این است که هیچ قدرتی در جهان جاودانه نبوده که حالا امریکا بخواهد جاودانه بماند.

گفت «ما بارگه دادیم این رفت ستم بر ما/ تا خود چه رسد خذلان بر قصر ستمکاران». اما آنچه باعث فروپاشی قدرت‌های ستمگر می‌شود یکی خون ناحقی است که گریبان قاتلان را می‌گیرد، دوم وحدت کلمه‌ای است که اقشار مختلف مردم را پای کار مبارزه می‌آورد. اعتراف می‌کنم که هیچ‌ وقت گمان نمی‌کردم که مجددا اتفاقی بیفتد که اصلاح‌طلب و اصولگرا و حتی در زبان عمومی، سلطنت‌طلب و ضدانقلاب را کنار هم بنشاند و آنها را وادارد تا پشت به پشت هم بدهند و جلوی زیاده‌خواهی امریکا بایستند. مفهومی که شهادت سردار سلیمانی پرده از روی آن برداشته «ایران» است که در تخاصمات جناحی و منازعات سیاسی برای سال‌های متمادی از یادمان رفته بود. ایران البته امروز بر نظام سیاسی‌اش منطبق است و ما فعلا ایرانی بدون جمهوری اسلامی و ساختار سیاسی موجود نمی‌شناسیم. درباره تاریخ و مفاهیم ادبی که حرف نمی‌زنیم بلکه درباه جغرافیایی سخن می‌گوییم که بیش از 80 میلیون ایرانی در آن زندگی می‌کنند و به کار و بار خود می‌رسند. اتفاقا این همان چیزی است که عقلای وطن‌پرست امروز فارغ از گرایش سیاسی‌شان به آن متفطن شده‌اند. جلوتر اسم داریوش همایون را آوردم که خوب است قولی را هم در همین ارتباط از او نقل کنم. او وزیر طاغوت بود و برای مبارزه با جمهوری اسلامی از هیچ تلاشی فروگذار نکرد. مع‌الوصف کشورش را دوست داشت و حاضر نبود با جمهوری اسلامی به قیمت از بین رفتن ایران مبارزه کند. این حرف را به تصریح در یکی از مصاحبه‌های آخر عمرش مطرح کرده که از بسیاری طاغوتی‌ها فحش خورده و شاید بتوانید در فضای مجازی به آن دسترسی پیدا کنید. او از دوستانش فحش خورد اما به صراحت از خباثت دشمنان ایران گفت و این حقیقت را برملا کرد که دشمنان ایران، دشمنان ایرانند نه دشمنان نظام سیاسی‌اش.

این حرف، حرف مهمی است و من بر این باورم که بعد از شهادت سردار سلیمانی این حقیقت را تعداد بیشتری از وطن‌پرستان فهمیده‌اند. مشکل نظام سلطه با ما نه ایدئولوژی اسلامی است و نه شعار مرگ بر امریکا و نه روحیه انقلابی بلکه آنها با موجودیت ایران مشکل دارند و دیدن این کشور بزرگ و قدرتمند آزارشان می‌دهد. برای همین هم اقتضا دارد که برای حفظ ایران قدرتمند با همه ایران‌دوستان- فارغ از نگاه سیاسی و عقیدتی‌شان- وحدت کنیم و آنها را به میدان بخوانیم. خاطرتان باشد، رهبر انقلاب هم در یکی از انتخابات‌ از کسانی که با نظام سیاسی فعلی مشکل دارند اما به ایران وفادارند خواست تا به میدان انتخابات بیایند و با حضور خود انتخابات را رونق بیشتر ببخشند. رونق انتخابات یعنی رونق ایران و سرافرازی‌اش در منطقه و جهان. امروز این حضور می‌تواند فراتر از انتخابات هم معنا داشته باشد و وحدت کلمه بی‌سابقه‌ای را در ایران بلکه جهان رقم بزند. صریح‌تر عرض کنم امروز هر کسی از تفرقه و جدایی حرف بزند، دانسته یا ندانسته در خط امریکا قرار گرفته و اهداف امریکا را پیش می‌برد. البته گفتن این نکته نیز ضروری است که وقتی از وحدت حرف می‌زنیم از یک امر انتزاعی حرف نمی‌زنیم. امروز وحدت یعنی پشتیبانی از رای و نظر حاکمیت. در ارتباط با مسائل جهانی هر رای و تصمیمی که رهبری، شورای امنیت، دولت و مجلس و باقی ارکان حکومت بگیرند و وزارت خارجه و نیروهای نظامی آن را اجرا کنند، چه بپسندیم و چه نپسندیم باید که محور وحدت ملی باشد. نمی‌شود سر این ماجرای مقابله با امریکا هم به بازی راست و چپ بیفتیم و نیروی کشور را بر سر قدرت‌طلبی از بین ببریم و طبق روال معهود از هم دور بیفتیم. اینکه عده‌ای به هر بهانه‌ای و با هر توجیهی به مقامات عالیه نظام هتاکی کنند، بدانند یا ندانند آب به آسیای امریکا و آل‌سعود و اسراییل ریخته‌اند. آن گفتمان جذب حداکثری، ‌دفع حداقلی امروز بیش از قبل ضرورت دارد و از هر نوع دوقطبی ‌سازی به جد باید پرهیز کرد چنانکه در زمان انقلاب پرهیز کردیم. به عکس‌های انقلاب اسلامی در سال 57 نگاه کنید تا ببینید چطور طبقات و اقشار مختلف گرد نام خمینی اتفاق‌ نظر پیدا کردند. امروز هم اگر آن اتفاق نظر حاصل شود، مطمئن باشید که نظام استکبار عقب می‌نشیند بلکه از هم فرو می‌پاشد. به قول حافظ «آری به اتفاق جهان می‌توان گرفت».

   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
 پربیینده ترین مطالب
  اتاق ایران رومانی زمینه‌ساز ورود ایران به بالکان
  عکس/ مارشال تیتو و فیدل کاسترو
  ملی پوش سابق بلغارستان در رادار استقلال
  اخراج دو دیپلمات روسیه از صوفیا
  تاکید ایران و روسیه بر گسترش مناسبات
  پیام تسلیت روحانی به طیب اردوغان
  مقام پیشین عربستان به آشویتس لهستان می‌رود
  آمادگی هلال‌احمر ایران برای کمک به ترکیه
  عملکرد تنیس روی میز ایران مقابل اسلوونی
  بحران کمبود پرسنل در بیمارستان‌های بلغارستان
  حمله سایبری به سایت‌های دولتی یونان
  همدردی ایران با دولت و ملت ترکیه
  تلاش ملی‌پوشان پرتاب دیسک در بلاروس
  ژئوپلتیک ترکیه در بالکان
  پل زدن میان مولانا و ریلکه
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
کلیه حقوق محفوظ است؛ استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
info@iranbalkan.net
پشتیبانی توسط: خبرافزار