صفحه اول     سیاسی     اقتصادی     اجتماعی     ورزشی     فرهنگی     تصویری     تماس با ما     تبلیغات     پیوندها     RSS  
یکشنبه، 1 اردیبهشت 1398 - 08:16   
  تازه ترین اخبار:  
 
 آخرین مطالب
  فرصت طلایی رابطه با ترکیه
  رونمایی ارتش ترکیه از «شکارچی تانک‌ها»
  انتشار نسخه جدید رستم و سهراب به صربی
  بزرگداشت سعدی شیرازی در دانشگاه استانبول
  سطح مبادلات تجاری ایران و یونان قابلیت توسعه دارد
  استقبال مقام بوسنیایی از توسعه روابط با ایران
  حضور ۲۳۹۸ ناشر داخلی در نمایشگاه کتاب تهران
  تکذیب خبر درگیری میان نیروهای روسی و ایرانی
  رئیس‌جمهوری بلاروس به ترکیه رفت
  اندیشکده آمریکایی: بالکان "سلول‌ مقاومت" شود
  مجلس روسیه و راه‌اندازی اینترنت مستقل ملی
  رایزنی مقامات رومانی و تاجیکستان در بخارست
  دیدار وزرای دفاع ترکیه و آمریکا در پنتاگون
  کشف 11 کشتی یونان قدیم در سواحل صور
  اسلام در چارچوب فرهنگی اروپا
- اندازه متن: + -  کد خبر: 30640صفحه نخست » جدیدترین اخبارسه شنبه، 28 اسفند 1397 - 23:06
حس تازگی و بهار را در وجودم زنده کرد....
  

 تاریخ کشورمان سرشار از جانفشانی‌ها و استقامت‌ مردان و زنانی است که برای آزادی، استقلال و برقراری عدالت مبارزه کردند، به زندان افتادند و شکنجه شدند.مردان و زنانی که در طول حکومت ستم‌شاهی پهلوی بهترین دوران زندگی خود را گوشه زندان‌های انفرادی سپری کرده و چه بسیار نوروزهایی را که دور از خانواده و با دژخیمان ساواک گذراندند. گرچه در زندان از «سبزه، سمنو، سیر، سیب، سماق، سرکه، سنبل و سکه» خبری نبود، اما یاد هر یک از سین‌ها  نشانگر«تولدی دوباره، حیات نو، عشق، زیبایی و سلامت، رنگ طلوع آفتاب، صبر و عقل، آمدن بهار و نشان دهنده زیبائی‌ها» بود.زندانیان دوران ستم شاهی با اندک امکانات خود آمدن دوباره بهار را جشن می‌گرفتند تا نشان دهند زمستان به پایان رسیده است. هر یک از خاطرات این زندانیان که پس از پیروزی انقلاب اسلامی به نگارش درآمده است یادآور ایام تلخ و شیرین دوران اسارت است:

به گزارش پایگاه تحلیلی – خبری ایران بالکان (ایربا) به نقل از اعتماد، سید محمدمهدی جعفری نویسنده، مترجم، زندانی سیاسی دوران پهلوی خاطره خود را از نوروز 1346 چنین بازگو می‌کند:« با توجه به اینکه دکتر مصدق در چهاردهم اسفند 45 درگذشت، کام ما تلخ بود و از این رو جشن نوروز در فقدان پدر ملت ایران سپری شد.علاوه بر این سر ملاقات با برخی از اولیای زندان درگیر شدیم و از این رو ما دست به اعتصاب زدیم و اعلام کردیم که امسال به ملاقات نزدیکانمان نمی‌رویم. عید نوروز سال 1346 بود که مقامات زندان به ما اعلام کردند بر عکس سال‌های قبل که ملاقاتی رو در رو و در فضای باز برگزار می‌شد، این سال ملاقات‌ها باید از پشت میله زندان صورت بگیرد.ما هم اعتصاب کردیم و به ملاقات نرفتیم. این عمل باعث همبستگی بین ما شد.

محمد علی عمویی از باسابقه‌ترین زندانیان سیاسی در ایران  خاطره خود از نوروز 1340 را چنین شرح می‌دهد:« زندانبان اجازه داده‌اند کودکان خردسال روزهای جشن نوروز را با پدرانشان در زندان بگذرانند. جنب و جوش بی‌سابقه‌ای در هر چهار بند به چشم می‌خورد.حضور بچه‌ها در بند تمامی برنامه‌های سنتی را درهم می‌ریزد. برنامه جشن را می‌بایست برای بچه‌ها و هماهنگ با ذائقه آنها تنظیم می‌کردیم. زندان حال و هوای زنده و شاد یافته است. بچه‌ها تک تک و چند نفری به داخل زندان هدایت می‌شوند. پدرها به استقبالشان می‌روند و پس از بوسه‌ای و در آغوش گرفتنی، دیگران پیش می‌روند و با محبتی نه کمتر از مهر پدر، بچه را که با حیرتی آشکارا، به در و دیوار، به آهن و بتن و به ساختمان خیره شده است نوازش می‌کنند.نوروز به واقع روزی نو بود و حیاط‌ زندان عرصه تجلی زیباترین و به یادماندنی ترین لذت بشر، عشق و محبت بود.»

آیت الله هاشمی رفسنجانی خاطره خود را از عید چنین نوشته است:«یک بار عضدی آمد و گفت: «من می‌خواهم به تو عیدی بدهم تو هم یک عیدی به ما بده.عیدی‌ای که من به تو می‌دهم این است که آزادت می‌کنم، عیدی‌ای که تو به ما می‌دهی این است که ما را در ریشه‌کن کردن این تروریست‌ها کمک کنی و اطلاعاتی را به ما بدهی.من چون شنیده بودم که آقای حکیم دخالت کرده‌اند و بناست اینها مرا آزاد کنند، تا حدودی پشت‌گرمی داشتم، محکم ایستادم و تندی کردم و گفتم: شما جلادید، این چه برخوردی است که با من کردید؟ برگشت و گفت:تو خیال کردی ما از آقای حکیم یا از آقایان دیگر می‌ترسیم؟ دوباره برنامه شدیدی در مورد من اجرا شد و مرا شکنجه سختی دادند.»

طاهره سجادی از نیروهای مبارز مسلمان ایام نوروز را چنین به یاد می‌آورد:«من در مجموع سه چهار عید را در زندان بودم، یکی را در کمیته مشترک و بقیه را در زندان اوین بودم. در ایام عید کمیته مشترک خلوت‌تر می‌شد، کمتر صدای فریاد ناشی از شکنجه می‌آمد، چون اکثر بازجوها به مرخصی می‌رفتند.آنهایی هم که بودند کمتر اذیت می‌کردند.عید ما در کمیته مشترک این بود که در فروردین اجازه یک ملاقات داشتیم. حال و هوای عید در هر یک از زندان‌های اوین، قصر و کمیته مشترک با هم فرق داشت. کمیته مشترک فضای بسته‌ای داشت که اصلاً نمی‌شد از بیرون مطلع شد، اما در اوین می‌شد شاخه درخت یا پرنده‌ای را دید که نوید بهار و تازه شدن را بدهد. با کمک خمیر نان و آب دهان، هواپیماهای کوچک و گلدان درست می‌کردم.یک شاخه شکوفه درست کردم که حس تازگی و بهار را در وجودم زنده کرد.»

محمود فاضلی

   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
 پربیینده ترین مطالب
  رونمایی ارتش ترکیه از «شکارچی تانک‌ها»
  تکذیب خبر درگیری میان نیروهای روسی و ایرانی
  فرصت طلایی رابطه با ترکیه
  بزرگداشت سعدی شیرازی در دانشگاه استانبول
  استقبال مقام بوسنیایی از توسعه روابط با ایران
  حضور ۲۳۹۸ ناشر داخلی در نمایشگاه کتاب تهران
  انتشار نسخه جدید رستم و سهراب به صربی
  سطح مبادلات تجاری ایران و یونان قابلیت توسعه دارد
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
کلیه حقوق محفوظ است؛ استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
info@iranbalkan.net
پشتیبانی توسط: خبرافزار