صفحه اول     سیاسی     اقتصادی     اجتماعی     ورزشی     فرهنگی     تصویری     تماس با ما     تبلیغات     پیوندها     RSS  
شنبه، 3 فروردین 1398 - 08:06   
  تازه ترین اخبار:  
 
 آخرین مطالب
  حضور سفیر ایران در مراسم سلطان نوروز در بوسنی
  تظاهرات ضد دولتی در آلبانی
  سرمربی پرسپولیس عازم کرواسی شد
  ظریف در استانبول: تروریسم را ریشه کن کنیم
  راهپیمایی‌های بلگراد با ۶ مجروح و ۱۸ بازداشتی
  روایت رسانه یونانی از تنهایی کریم انصاری‌فرد
  جزئیات پیام رئیس‌جمهور بلاروس به روحانی
  ظریف عازم ترکیه شد
  اعطای گواهینامه فارسی‌آموزان مگاترند صربستان
  بازگشایی دفتر تجاری مجارستان درقدس
  رادوان کاراجیچ به حبس ابد محکوم شد
  آلمان 1_1 صربستان؛ ژرمن ها روی نوار ناکامی
  معترضان آلبانیایی خواستار استعفای دولت شدند
  اردوغان: تضعیف ترکیه تضعیف آرمان قدس است
  حس تازگی و بهار را در وجودم زنده کرد....
- اندازه متن: + -  کد خبر: 30601صفحه نخست » گزارشسه شنبه، 21 اسفند 1397 - 12:35
فروپاشی ناگزیر شوروی
نسرین مختاری
  

میخائیل سرگئیویچ گورباچف، هفتمین و واپسین رهبر اتحاد جماهیر شوروی و آغازگر پایان جنگ سرد بود. فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد از مهم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین یا حتی مهم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین رویداد دوره معاصر بود که در دوره زمامداری گورباچف رقم خورد.

 به گزارش پایگاه تحلیلی – خبری ایران بالکان (ایربا) به نقل از سازندگی، سال‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های پایانی اتحاد جماهیر شوروی با رکود کم‌سابقه در حوزه اقتصاد و نابسامانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های بسیار در حوزه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های اجتماعی و سیاسی همراه بود. گورباچف با طرح و پیگیری برنامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های اصلاحی موسوم به سیاست گلاسنوست و پرسترویکا به دنبال تحقق سوسیال‌دموکراسی در این کشور بود در‌حالی‌که این اصلاحات، فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را در سال ۱۹۹۰ پس از ۷۰ سال حاکمیت ایدئولوژی مارکسیسم – لنینیسم موجب شد.

گورباچف بر سریر قدرت
میخائیل گورباچف در ۱۱ مارس ۱۹۸۵ پس از مرگ کنستانتین چرنینکو در مقام دبیر کل حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی قدرت را به دست گرفت. گورباچف که ۱۴ سال پس از انقلاب اکتبر به دنیا آمده بود، در این دوره جوان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین عضو دفتر سیاسی حزب بود و تنها ۵۴ سال داشت. به‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رغم اینکه چرنینکو پیش از مرگ، رومانوف را به عنوان نامزد دبیر کلی حزب معرفی کرده بود اما نظر مساعد دفتر سیاسی حزب متوجه گورباچف شد. گرومیکو یکی از مقامات بلندپایه شوروی و از بانفوذترین افراد دفتر سیاسی حزب، نامزدی گورباچف برای کسب سمت دبیر‌کلی حزب را پیشنهاد داده و در روز معرفی او را با لبخندی زیبا ولی دندانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای آهنین توصیف کرده بود. گورباچف زمانی که در دانشگاه مسکو در رشته حقوق مشغول به تحصیل بود، به عضویت در‌حزب کمونیست درآمد و به واسطه توجه و آشنایی با آندروپوف که یکی از دبیران حزب بود، در حزب ترقی یافت. او در ۱۹۷۰ به سمت دبیر اول منطقه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای برگزیده شد و در ۱۹۷۱ به عضویت کامل کمیته مرکزی حزب درآمد.

تنگناهای الزام‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آور اصلاحات
روند رو به نزول توفیقات اقتصادی از نیمه دهه هفتاد تنگناهایی را در تأمین مواد غذایی، مسکن، کالاهای مصرفی و خدمات آشکار ساخت و کاهش چشمگیر درآمد سرانه اتحاد جماهیر شوروی را در نیمه نخست دهه ۸۰ به دنبال داشت. خدشه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دار شدن ارزش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های ایدئولوژیک و تضعیف کارآمدی رهبری حزب، گستردگی فساد اداری و سوءاستفاده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های کادرهای حزبی از موقعیت خویش و همچنین انحطاط اخلاقی جامعه به ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌واسطه گرایش شدید به مصرف مواد مخدر و الکل و افزایش جرم و جنایت، از جمله عواملی بودند که لزوم اصلاحات در حوزه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های گوناگون را ضرورت بخشیدند. اجلاسیه کمیته مرکزی در آوریل ۱۹۸۵ استراتژی و اصول برنامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای موسوم به پرسترویکا را مشخص ساخت. ساماندهی بنیادین و لزوم تفکر سیاسی نوین، رهبری شوروی را بر آن داشت تا سیاست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های اصلاحی مذکور را ارائه دهد و عملاً به کار گیرد تا شاید با «معیارهای اخلاقی والای سوسیالیسم» تطابقی حاصل شود.

پرسترویکا و گلاسنوست
گورباچف از کنگره بیست و هفتم حزب کمونیست به صورتی آشکار از مسئله اجرای «اصلاح ریشه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای» سخن می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گفت. او در ۳۱ ژوئیه ۱۹۸۶ روشن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر به تشریح این برنامه که از آن با عنوان انقلاب یاد کرد، پرداخت و اصلاحات را نه تنها در حوزه اقتصاد بلکه به «کلیه جنبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های دیگر زندگی مثل مناسبات اجتماعی، نظام سیاسی، حیات فکری و ایدئولوژیک، اسلوب و روش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های کار در حزب و...» بسط داد. برنامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای که به گفته گورباچف «شاید مهم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین و بنیانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین برنامه رفرم اقتصادی از زمان اجرای سیاست اقتصادی جدید لنین در ۱۹۲۱ باشد».

از نظر گورباچف استراتژی پرسترویکا از تمایل به تکامل سوسیالیسم نشات گرفته و یکی از مهم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین دلایل پذیرش آن، نارضایتی از اوضاع در سال‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های اخیر بود. منظور پرسترویکا ابتکار توده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها، تکامل دموکراسی بر بنیانی گسترده، خودگردانی سوسیالیستی، ترغیب کار ابتکاری، تقویت نظام و رعایت نظم، فضای بازتر، انتقاد از خود در کلیه بخش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های جامعه، محترم دانستن فرد در بالاترین حد حفاظت از حیثیت فردی بود. این سیاست در زمینه اقتصادی شامل نوسازی دستگاه صنعتی، ارائه خودمختاری به کارخانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های دولتی، اصلاح سیستم قیمت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و... در راستای تقویت اقتصاد ملی بود.استراتژی گلاسنوست و پلورالیسم سوسیالیستی با هدف دگرگونی فراگیر دموکراسی در زندگانی عمومی از طریق تقویت دموکراسی، افزایش خودگردانی و آزادی بیان نیز مورد استقبال کادر رهبری حزب، روشنفکران و بسیاری از شهروندان شوروی قرار گرفت.

بر اساس این سیاست تا حدودی بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌عدالتی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و ممنوعیت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها از میان برداشته شدند اما سکوت حکومت در ارتباط با محاکمه چرنوبیل در رسانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها همچنان ادامه داشت. در این دوره اتحادیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و کلوپ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایی با اهدافی نظیر خلع سلاح و مبارزه با خشونت شکل گرفتند که به تعبیر گورباچف افزایش چشمگیر آنها «حاکی از ناتوانی سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های رسمی در پاسخگویی به نیازهای جامعه» بود. گورباچف برای پیگیری این استراتژی تا جایی پیش رفت که در ژوئیه سال ۱۹۹۱ از حزب کمونیست درخواست کرد، ایدئولوژی مارکسیسم را کنار بگذارد.

سیاست خارجی
گورباچف در اظهاراتی از آمادگی شوروی برای همکاری با آمریکا در تمامی زمینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها بر اساس تساوی، همزیستی و تفاهم متقابل سخن گفته بود. در اجلاس ایسلند در ۱۹۸۶، شوروی پیشنهاد آمریکا را مبنی بر نظارت و کاهش آزمایش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های هسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای و کاهش ۵۰ درصدی زرادخانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های هسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای موجود طی ۵ سال پذیرفت. یک سال پیش از این شوروی در اقدامی یک‌جانبه در طی مذاکرات کنترل تسلیحات در ژنو، پیشنهاد نابودی ۲۵ درصد از موشک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های استراتژیک خود را داده بود.

همچنین به طور داوطلبانه ابتدا برای مدت ۵ ماه و سپس با سه بار تمدید، آزمایش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های هسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای خود را به حالت تعلیق درآورد. این اقدامات از سوی گورباچف با هدف ممانعت از درگیری در یک مسابقه تسلیحاتی دیگر و از بین بردن سلاح‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های هسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای انبار شده شوروی صورت گرفت؛ سلاح‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایی که گفته می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود برای چند بار نابود کردن جهان کافی بود.گورباچف پیش از این با سفر به انگلستان و در دیدار با مارگارت تاچر، نخست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وزیر وقت انگلیس، از محبوبیت بسیاری در میان مردم شوروی برخوردار و از سوی ناظران و رسانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های غربی به‌عنوان چهره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای مسالمت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌جو معرفی شد. پس از این دیدار تاچر درباره گورباچف به خبرنگاران گفت: «گورباچف مردی است که می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود با او کنار آمد».

گورباچف از فوریه ۱۹۸۸ نیروهای ارتش سرخ را که از دسامبر ۱۹۷۹ در افغانستان برای مقابله با شبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نظامیان اسلام‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گرا اعزام شده بودند، بیرون کشید. بر پایه برخی گزارش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها، اتحاد جماهیر شوروی در طی این ۹ سال بیش از ۵۰ میلیارد دلار هزینه کرد. این در حالی است که درآمدهای حاصل از فروش نفت و گاز این کشور در دهه ۸۰ به شدت کاهش یافته بود. با کنار نهادن دکترین برژنف، ملل بلوک شرق از سوی شوروی در تصمیم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیری در سیاست خارجی خود آزاد گذاشته شدند. این اقدام وحدت دو آلمان و استقلال سیاسی کشورهای اروپای شرقی را در پی داشت.

سیر اقدامات گورباچف در دوران کوتاه زمامداری‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اش، سرانجام به زوال و فروپاشی اتحاد جماهیر منجر شد. از بهار ۱۹۹۱ جماهیر تشکیل دهنده اتحاد شوروی از پرداخت مالیات به دولت مرکزی سرباز زدند. تجزیه شوروی و تشکیل ۱۵ جمهوری مستقل آغاز شد. زمزمه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های اعلام استقلال متأثر از جنبش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های ملی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گرایانه در هریک از این جماهیر و البته در اقمار شوروی بود. چنانکه از ۱۹۸۹ نیز به تدریج در برخی از اقمار شوروی انقلاب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایی رخ داد که منجر به سقوط دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های کمونیستی در آن کشورها شد.

این سیاست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و حوادث پی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌درپی اما همچنان موضوع تحلیل‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های پرشماری است، چرا که هنوز هم این پرسش به قوت خود باقیست که مذاکرات با آمریکا و پیگیری دو استراتژی یادشده در بالا برخاسته از وضعیت و شرایط داخلی شوروی بود یا عواملی خارجی از جمله تبلیغات بلوک غرب چنین تصمیماتی را منجر شد. البته میزان تأثیرگذاری شخصیت. گورباچف در تحولات یادشده نیز در پدید آمدن این رویدادها قابل توجه بوده است.

کودتای تندروها
ضربه نهایی برای آخرین بازمانده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های نظام کمونیستی شوروی، اقدام برای کودتا و به دست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیری قدرت از سوی مخالفان گورباچف بود. اقدامات اصلاحی گورباچف در زمینه سیاسی موجب تضعیف کادر رهبری حزب و کمبود مواد غذایی و افزایش شدید بدهی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های خارجی دولت و باعث شد تندروهای مارکسیست – لنینیست علیه گورباچف در اوت ۱۹۹۱ کودتایی راه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اندازی کنند.

کودتاگران به رهبری گنادی یانایف، معاون گورباچف، با اعلام ناتوانی جسمانی دبیر کل حزب برای ادامه وظایف خود، قدرت را در دست گرفتند. آنان به این نتیجه رسیده بودند که گورباچف با اتخاذ سیاست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های ضد شوروی و با استفاده از حمایت آمریکا و کشورهای اروپایی به دنبال نابودی اتحاد جماهیر شوروی و پشت کردن به آرمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های کمونیستی است. دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های غربی از شناسایی و پذیرش رژیم کودتا خودداری کردند و بوریس یلتسین، رقیب دیرین گورباچف با غیرقانونی خواندن کودتا، ابتکار عمل را به دست گرفت و از مردم درخواست کرد در برابر کودتاچیان تسلیم نشوند. یلتسین، خود از زمره کسانی بود که در اوائل پاییز سال ۱۹۹۱ مردم را به مخالفت با سیاست‌های اصلاحی گورباچف فراخوانده بود.

این کودتا که پس از سه روز شکست خورد، شایعاتی را مبنی بر اطلاع قبلی گورباچف از این اقدام در پی داشت چرا‌که گمان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رفت گورباچف «درصدد بهره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌برداری از آن در مذاکرات خود با غرب و نیز تحکیم موقعیت خود در داخل است». این شایعات با به قدرت رسیدن یلتسین و احراز مقام ریاست‌جمهوری فدراسیون روسیه خدشه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دار شد. برژینسکی، مشاور امنیت ملی دولت جیمی کارتر که در ضدیت با کمونیست شهرت داشت، کودتای اوت ۱۹۹۱ شوروی را «پایان کمونیسم» قلمداد کرد.

با وجود مخالفت گورباچف بر سر تعلیق حزب کمونیست، یلتسین به هنگام قدرت گیری، تمامی فعالیت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی را ممنوع اعلام کرد. حمایت یلتسین از برقراری دموکراسی در روسیه، سوق دادن روسیه به سمت اقتصاد آزاد و اقدامات او برای گسترش این روند، او را در میان کشورهای غربی که خواهان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بودند، به یک چهره دموکرات مبدل ساخت.

منابع:

پرسترویکا: دومین انقلاب، میخائیل گورباچف، ترجمه عبدالرحمن صدریه، نشر فردوس، ۱۳۷۹
سال‌های گورباچف: «انقلاب سوم» یا پرسترویکا، شارل بتلهایم، ترجمه ناصر فکوهی، نشر نی، ۱۳۸۱
اتحاد شوروی از تکوین تا فروپاشی، الهه کولایی، نشر وزارت امور خارجه، ۱۳۷۶

فاجعه‌ای به‌نام چرنوبیل
در ۲۶ آوریل ۱۹۸۶ کارشناسان ایستگاه هسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای لنین در ۱۵ کیلومتری چرنوبیل در شمال اوکراین آزمایش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایی را انجام دادند که به یکی از بزرگ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین فجایع تاریخ معاصر انجامید. در ساعات آغازین بامداد همین روز، راکتور شماره ۴ این ایستگاه منفجر شد. شدت این انفجار معادل ۲۰۰ بمب اتمی که هیروشیما را هدف قرار داد، تخمین زده شده است. آلودگی هسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای ناشی از این حادثه تا کیلومترها دورتر و تا اروپای شرقی و حتی کشورهای سوئد، دانمارک و اسکاتلند کشیده شد.

خبر این حادثه اما دو روز بعد در اخبار شوروی این‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گونه منتشر شد: «وقوع حادثه در مرکز اتمی چرنوبیل یکی از راکتورها را از بین برد» و سه هفته طول کشید تا گورباچف به ابعاد فاجعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بار این حادثه اذعان کند. پس از گذشت ۶ روز از حادثه در این نیروگاه که بزرگ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین نیروگاه هسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای شوروی به شمار می‌آمد، مقامات سیاسی اوکراین خود را به محل رساندند. تأخیر در تصمیم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیری و اقدامات لازم برای جلوگیری از گسترش ابعاد این حادثه از جمله تأخیر در تخلیه ساکنان شهرهای مجاور و دستورالعمل‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های اضطراری مبنی بر منع رفت و آمد غیرضروری، اعتراضات و انتقادات شدیدی را متوجه رهبری سیاسی شوروی کرد.

به دنبال این حادثه ۴۵ هزار نفر شهر را ترک کردند. قربانیان این حادثه در طی این سال‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها ۹ تا ۴۵هزار نفر برآورد شده‌اند. به لحاظ اقتصادی آلودگی ناشی از تشعشعات رادیواکتیو به دست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کم یک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌میلیون هکتار از زمین‌های کشاورزی، ضربه سهمگینی بر کشاورزی اتحاد شوروی زد و به لحاظ بین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌المللی موج حملات جدیدی علیه شوروی از سر گرفته شد.

مقامات شوروی در گزارشی رسمی به آژانس بین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌المللی انرژی اتمی در وین، علت حادثه را «اشتباه انسانی» یا «توالی عجیبی از اشتباهات» ذکر کردند اما حاضر به پذیرش همکاری بین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌المللی برای انجام عملیات امحای نتایج این فاجعه نشدند. سرانجام شوروی در سال ۱۹۸۹ از آژانس انرژی اتمی به منظور ارزیابی کارشناسی عملیات امحاء درخواست کمک کرد. رسانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های شوروی نه تنها انتقادات خود را متوجه برژنف کردند که گورباچف را نیز در مظان انتقادات قرار دادند و اعتبار و محبوبیت پیشین گورباچف را خدشه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دار کردند.

   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
 پربیینده ترین مطالب
  آلمان 1_1 صربستان؛ ژرمن ها روی نوار ناکامی
  اعطای گواهینامه فارسی‌آموزان مگاترند صربستان
  جزئیات پیام رئیس‌جمهور بلاروس به روحانی
  بازگشایی دفتر تجاری مجارستان درقدس
  رادوان کاراجیچ به حبس ابد محکوم شد
  ظریف عازم ترکیه شد
  ظریف در استانبول: تروریسم را ریشه کن کنیم
  روایت رسانه یونانی از تنهایی کریم انصاری‌فرد
  سرمربی پرسپولیس عازم کرواسی شد
  تظاهرات ضد دولتی در آلبانی
  راهپیمایی‌های بلگراد با ۶ مجروح و ۱۸ بازداشتی
  حضور سفیر ایران در مراسم سلطان نوروز در بوسنی
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
کلیه حقوق محفوظ است؛ استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
info@iranbalkan.net
پشتیبانی توسط: خبرافزار