صفحه اول     سیاسی     اقتصادی     اجتماعی     ورزشی     فرهنگی     تصویری     تماس با ما     تبلیغات     پیوندها     RSS  
یکشنبه، 1 اردیبهشت 1398 - 05:59   
  تازه ترین اخبار:  
 
 آخرین مطالب
  فرصت طلایی رابطه با ترکیه
  رونمایی ارتش ترکیه از «شکارچی تانک‌ها»
  انتشار نسخه جدید رستم و سهراب به صربی
  بزرگداشت سعدی شیرازی در دانشگاه استانبول
  سطح مبادلات تجاری ایران و یونان قابلیت توسعه دارد
  استقبال مقام بوسنیایی از توسعه روابط با ایران
  حضور ۲۳۹۸ ناشر داخلی در نمایشگاه کتاب تهران
  تکذیب خبر درگیری میان نیروهای روسی و ایرانی
  رئیس‌جمهوری بلاروس به ترکیه رفت
  اندیشکده آمریکایی: بالکان "سلول‌ مقاومت" شود
  مجلس روسیه و راه‌اندازی اینترنت مستقل ملی
  رایزنی مقامات رومانی و تاجیکستان در بخارست
  دیدار وزرای دفاع ترکیه و آمریکا در پنتاگون
  کشف 11 کشتی یونان قدیم در سواحل صور
  اسلام در چارچوب فرهنگی اروپا
- اندازه متن: + -  کد خبر: 30325صفحه نخست » گزارشسه شنبه، 9 بهمن 1397 - 19:16
چرچیل، سیاستمداری جنگ افروز و ضد کمونیسم
محمود فاضلی
  

وینستون چرچیل از رهبران برجسته سیاسی جهان و یکی از رهبران مهم قرن بیستم است. چرچیل فردی شوخ طبع، مردی با تناقضات متعدد، شجاعت و استراتژی بی‌همتا است. وی یکی از پیشگامان موضوعات بهداشتی، آموزش و پرورش و رفاه اجتماعی کشورش شناخته می‌شود. وی در 30 نوامبر 1874/ 9 آذر 1253 در لندن به دنیا آمد. دوران تحصیل را در سه مدرسه «سنت جورج، هارو و ساندهورست» گذراند و در هفت سالگی به دبستان خصوصی «اسکویت» سپرده شد. او در دبستان به شنا و سوارکاری بسیار علاقه داشت. او پس از آنکه دو بار در امتحان ورودی آموزشگاه نظامی – سلطنتی «سند هرست» شکست خورد، موفق به ورود به آن شد و در رسته سواره نظام به خدمت پرداخت. وی در سال 1893 وارد ارتش بریتانیا شد. در سال 1895 جنگ کوبا آغاز شد و چرچیل به عنوان خبرنگار به کوبا عزیمت کرد. در کوبا به کشیدن سیگار برگ و خواب نیمروزی روی آورد. سپس در عملیات جنگی در هندوستان و سودان شرکت کرد.

به گزارش پایگاه تحلیلی – خبری ایران بالکان (ایربا) به نقل از اعتماد، وی در 1899 ارتش را به قصد انجام فعالیت‌های سیاسی ترک کرد، ولی قبل از آن به عنوان روزنامه‌نگار به آفریقای جنوبی - که در آن «جنگ دوم بوئر» در جریان بود – رفت و در آنجا به اسارت در آمد اما موفق به فرار شد. بوئرها برای تحویل زنده یا مرده او جایزه تعیین کردند. به دلیل چند شکست پی در پی از بوئرها در یک هفته که موجب تلفات و کشته‌های بسیار شده بود، فرار چرچیل بگونه‌ای باور نکردنی بزرگ نمائی شد. او از این موفقیت استفاده کرد و با شرکت در انتخابات از حزب محافظه کار موفق به ورود به پارلمان شد.

در 1899 تا 1900 به عنوان خبرنگار جنگی روزنامه «مورنینگ پست» در جنگ‌های جنوب آفریقا شرکت کرد. در 1900 از سوی حزب محافظه کار نامزد نمایندگی مجلس عوام انگلستان شد ولی در مدت نمایندگی پارلمان با محافظه‌کاران بر سر مسائل اقتصادی اختلاف پیدا کرد و در 1904 به حزب لیبرال پیوست. وی از این تاریخ تا 1922 عضو حزب لیبرال و چندین دوره نماینده پارلمان بود. در 1910 وزیر کشور شد. از 1911 تا 1915 لرد اول نیروی دریایی بود و در تجهیز و تدارک نیروی دریایی انگلیس در آستانه جنگ جهانی اول نقش مهمی ایفا کرد. او پس از انتصاب به این مقام در دفتر خاطراتش می‌نویسد:«من آن گونه خود را برای جنگ با آلمان آماده می‌کنم که گویی همین فردا جنگ روی می‌دهد». شکست عملیات نیروی دریایی انگلیس در نبرد داردانل در اوایل 1915 که تلفات و خسارات سنگینی به بار آورد به گردن چرچیل گذاشته شد و او پس از این ماجرا از مقام خودا استعفا کرد و به نیروی زمین ارتش پیوست.

چرچیل پس از یک سال خدمت در ارتش و شرکت در عملیات جنگی دوباره به خدمات دولتی فراخوانده شد و در اواخر جنگ جهانی اول به مقام وزارت تدارکات رسید. پس از پایان جنگ، به وزارت جنگ و نیروی هوایی منصوب شد و نیروی هوایی جدید انگلستان را ساماندهی کرد. در 1921/1300 وزیر امور مستعمرات شد و برای تثبیت نفوذ انگلستان در خاورمیانه به قاهره و بیت‌المقدس مسافرت کرد. در 1922 پس از شکست در انتخابات مجلس، از حزب لیبرال کناره گرفت.

در 1924 به عنوان نامزد مستقل و ضد سوسیالیست دوباره به مجلس عوام راه یافت. او در انتخابات 7 نوامبر سال 1924 به سمت وزارت دارایی انگلیس که دومین مقام رسمی پس از نخست وزیری بود، در دولت «بالدوین» منصوب شد. در 1925 به حزب محافظه کار برگشت و تا 1964 همواره در فهرست نامزدهای حزب محافظه کار به نمایندگی مجلس عوام انتخاب می‌شد. در ژانویه 1927 به ایتالیا مسافرت کرد و با موسولینی ملاقات نمود و از موسولینی و فاشیسم بسیار ستایش نمود. چرچیل در 1929 به علت مخالفت با سیاست دولت درباره هندوستان، از کابینه خارج شد و در آغاز جنگ جهانی به عنوان لرد اول دریاداری به خدمت دولت بازگشت.

او در سال 1933 خطر تجدید تسلیحات آلمان و بروز یک جنگ دیگر را پیش بینی نمود و در این زمان با ایجاد ارتباط با عناصر اطلاعاتی بریتانیا از اخبار بسیار دقیقی در خصوص تسلیح آلمان با خبر می‌شد. پس از حمله آلمان به لهستان به وزارت دریاداری دولت چمبرلین برگزیده شد. در ساعت 6 عصر روز 10 ماه می 1940 همزمان با حمله آلمان به باختر اروپا پادشاه ماموریت تشکیل کابینه را به چرچیل سپرد.

او به سرعت دستور تجهیز و ایجاد آمادگی در کشور را صادر کرد و در جنگ فرانسه از خود فعالیت بسیار به نمایش گذاشت. در حالی که ارتش فرانسه در حال فروپاشی در زیر ضربات خرد کننده نیروی هوایی ارتش آلمان بود چرچیل در مقابل اصرار سردمداران فرانسوی مبنی بر اعزام نیروی هوایی سلطنتی انگلیس به فرانسه مقاومت نمود. در جریان بحران تخلیه دانکرک (در فرانسه) از قوای انگلیس او بسیار مصمم عمل کرد و با جارو جنجال بسیار این عقب نشینی فاجعه آمیز را در جامعه انگلیس یک پیروزی بزرگ نشان داد. چرچیل با سازماندهی خوب خود و در حالی که نیروی هوایی بریتانیا بسیار از حریف خود عقب‌تر بود موفق شد با تعداد اندک هواپیمای موجود خود در نبرد هوایی بریتانیا مارشال گورینگ (فرمانده نیروی هوایی آلمان) را وادار به عقب نشینی کند. او از مخالفان سیاست‌های خلع سلاح داوطلبانه بود و از سیاست مماشات بریتانیا و فرانسه در مقابل زیاده خواهی‌های هیتلر انتقاد می‌کرد. در پایان سپتامبر1940 چمبرلین درگذشت و چرچیل به عنوان رهبر حزب محافظه کار برگزیده شد.

او در بهار سال 1941 با جعل خبر آمادگی شوروی برای حمله به آلمان که توسط سازمان اطلاعات انگلیس جعل شد و توسط آمریکایی‌ها در اختیار آلمان قرار گرفت، آلمان را به جنگ با شوروی ترغیب کرد. او معتقد بود اگر هیتلر به جهنم حمله کند من خواهم گفت که ما می‌بایست با شیطان همپیمان شویم. پس از حمله آلمان به روسیه او در یک نطق رادیویی از بی بی سی از روسیه حمایت کرد. او همچنین آمریکا را به ورود به جنگ با آلمان ترغیب می‌کرد و در طی مدت جنگ مجموعا 120 بار با روزولت رئیس جمهوری آمرکا با هدف تحکیم روابط ملاقات کرد که یک رکورد به شمار می‌آید.

در ماه‌های اولیه جنگ که احتمال شکست انگلیس و متحدینش مقابل آلمان زیاد شده بود، تصمیمی از سوی سران متفقین گرفته شد و آن استفاده از خاک ایران جهت جلوگیری از نفوذ آلمان به خاورمیانه و امداد رسانی به شوروی جهت دفاع در برابر حملات آلمانی‌ها، بود. این در حالی بود که ایران اعلام بی‌‍طرفی کرده و ارتش رضا شاه (که به ادعای خود او بزرگ‌ترین و مجهزترین ارتش خاورمیانه بود) در عرض چندین ساعت توسط قوای انگلیسی و شوروی از جنوب، غرب و شمال محاصره شد. رضا شاه از قدرت خلع شد و سلطنت به پسرش محمدرضا پهلوی رسید. در همان ایام که کشور از چندین طرف مورد تجاوز قرار گرفته بود سیل کمک‌های تسلیحاتی، مالی و غذایی به نیروهای شوروی از مسیر راه آهن آبادان- تهران- بند انزلی که رضا خان به مثابه فرشی قرمزی زیر پای بیگانگان پهن کرده بود، سرازیر می‌شد.

در ماه می 1940 چرچیل در سن 65 سالگی همزمان به عنوان نخست وزیر و وزیر دفاع انتخاب شد. وقتی برای بار اول در ماه می 1940 نخست وزیر شد در پیام خود به مردم بریتانیا گفت: «ما امروز مجبوریم تنها در برابر فاشیسم مقاومت کنیم و من هیچ هدیه‌ای جز اشک و خون ندارم که به شما تقدیم کنم. می‌دانم روزهای مشقت‌باری را می‌گذرانیم ولی بدانید و قاطعانه بدانید پیروزی با ملل آزاد جهان و دموکراسی است». طی جنگ جهانی دوم، همزمان با پادشاهی جرج پنجم، رهبری بریتانیا در دست چرچیل بود.

او دارای روحیه استعماری بود و در سال 1942 دستور دستگیری گاندی و نهرو را صادر کرد. چرچیل در تمام مدت جنگ همه تلاش خود را بکار برد تا گشودن جبهه دوم در باختر اروپا را هر چه بیشتر به تاخیر اندازد و موفق هم شد. هدف او از این طرح، دادن اجازه کافی به ماشین جنگی آلمان برای تخریب هر چه بیشتر زیر ساخت‌های شوروی بود که این طرح نیز با موفقیت انجام شد.او در سال 1942 وقتی ارتش ششم آلمان تحت فرماندهی مارشال فن پاولوس در کرانه‌های ولگا دراستالینگراد در هم شکست دستورمنع صادرات مواد جنگی به آن کشور را به بهانه حمله زیر دریایی‌های آلمانی به کاروان‌ها صادر کرد. او همچنین دستور داد که برای تحت الشعاع قرار‌دادن جنگ شوروی و آلمان در شرق و در جبهه استالینگراد پس از پیروزی در جنگ در شمال آفریقا ناقوس کلیساها به نشانه پیروزی به صدا درآید. او پس از نبرد کورسک که ارتش شوروی پیشروی به سوی غرب را آغاز کرد، به منظور جلوگیری از استیلای شوروی بر اروپا، جدا به ایجاد جبهه دوم علاقه‌مند شد. او به شدت علاقه‌مند بود که در نقاط آزاد شده اروپا رژیم‌های ارتجاعی را به مردم تحمیل کند و به همین انگیزه در پایان سال 1944، 60 هزار سرباز انگلیسی را به یونان اعزام کرد.

در دوران جنگ جهانی دوم، چرچیل با مهارتی کم نظیر موفق به جلب نظر آمریکا علیه آلمان شد و همزمان توانست با دشمن دیرینه کشورش، استالین، علیه آلمان هیتلری متحد شود. وی در طراحی نقشه‌های جنگی متفقین علیه آلمان در کنفرانس تهران و دیگر کنفرانس‌ها نقش اساسی داشت. او به منظور جلوگیری از نفوذ شوروی در اروپا دستور داد تا طرح درخواست غرامت از آلمان را رها کنند تا بتوان از قدرت این کشور برای مقابله با شوروی استفاده کرد. او پس از تسلیم آلمان در 8 ماه می 1945 که موجب ریختن مردم به خیابان‌ها و جشن همگانی شد، گفته بود بنظر من تهدید شوروی جای آلمان نازی را گرفته است. او نفرت عمیق از بلشویک‌ها را تا پایان عمر با خود همراه داشت.

چرچیل را سیاستمداری جنگ افروز و ضد کمونیسم می‌شناختند و او از این القاب خشنود نبود.چرچیل  زمانی که در کنفرانس پوتسدام از دستیابی آمریکا به بمب اتمی مطلع شد، اولین اندیشه‌ای که به ذهن او خطور کرد این بود که می‌توان از این بمب بر ضد شوروی استفاده کرد. وی اروپا و آمریکا را دائما به اتحاد در مقابل کمونیسم تشویق می‌کرد. اصطلاح «پرده آهنین» نیز اولین بار توسط او به کار برده شد که بسیاری گمان می‌کنند خود چرچیل آن را ابداع کرده است. از این کلمه بعدها در دیپلماسی بین‌المللی استفاده بسیار شد و آن را به چرچیل نسبت دادند، در حالی که دکتر گوبلس وزیر تبلیغات نازی در سر مقاله «داس رایش» در مورخ 25 فوریه 1945 برای اولین بار آن را بکار برده بود.

در سال 1951 برای دومین بار به مقام نخست وزیری رسید و در سال 1955 بر کنار شد؛ با این حال تا پایان عمر، عضو مجلس بریتانیا بود. چرچیل نقش مهمی در سیاست بریتانیا به عهده داشت و به تدریج، میزان دخالت سلطنت را در سیاست این کشور کاهش داد. این سیاستمدار و نویسنده بریتانیایی در سال 1953 جایزه نوبل ادبیات را دریافت نمود. مردم بریتانیا در رأی گیری نوامبر 2002 شبکه بی‌بی‌سی «وینستون چرچیل» را به عنوان «بزرگترین بریتانیایی تمام تاریخ» برگزیدند.

چرچیل یکی از شرکت کنندگان اجلاس سران، انگلیس، شوروی و آمریکا در 28 نوامبر تا 1 دسامبر 1943 (6 تا 9 آذر 1322) در تهران بود. گرمیکو خاطرات خود را از کنفرانس تهران و حضور چرچیل در این نشست چنین به یاد می‌آورد:«بین سال‌های 1943 تا 1945 سه کنفرانس تشکیل شد. کنفرانس تهران (28 نوامبر تا اول دسامبر 1943)، کنفرانس یالتا(4 تا 11 فوریه 1945) و کنفرانس پوتسدام (17 ژوئیه تا 2 اوت 1945). تصمیمات متخذه در این سه کنفرانس منتشره و در دسترس همگان است. با این حال مردم هنوز به آنها علاقه نشان می‌دهند زیرا می‌خواهند جریان واقعی وقایع در طول و بعد از جنگ را بدانند. قطعا مقام‌های آمریکایی مایل نیستند برخی حقایق پیرامون کنفرانس تهران را یادآور شوند و مقام‌های لندن از آنها نیز بی‌میل‌تر هستند. این کنفرانس بسیار مهم بود و نمایانگر مرحله مهمی در توسعه روابط متفقین بود. این پیشنهاد که سه مرد قدرتمند جهان در تهران ملاقات کنند، در پیام مورخ  5 نوامبر 1943 از جانب استالین به روزولت که من شخصا تحویل دادم، آورده شده بود».

در 23 ماه می 1945 یعنی تنها 15 روز پس از تسلیم آلمان، چرچیل ناچار به استعفا شد. دلیل این مسئله این بود که مردم می‌خواستند به کسی رای دهند که اداره امور صلح را به عهده داشته باشد و نه امور جنگ مجدد را. با توجه دشمنی چرچیل با شوروی او در انتخابات شکست خورد. او در 5 ماه مارس 1945 در دانشگاه وست مینستر در ایالت میسوری در یک سخنرانی اعلام کرد که جنگ تمام نشده و جنگ سرد آغاز شده است. او بر این باور بود چنانچه بریتانیا و آمریکا در اولتیماتومی مشترک و با این ادبیات با شوروی سخن بگویند، روس‌ها کوتاه می‌آیند. در چشم مردم آمریکا این چرچیل بود که قهرمان جنگ سرد و مبارزه با شوروی شناخته می‌شد. چرچیل در نوامبر 1943/آذر 1322 همزمان با سالگرد تولدش در کنفرانس تهران حضور یافت و به همین مناسبت مراسمی در سفارت انگلستان در تهران برگزار شد و وی هدایایی نیز از سوی دولت‌های شرکت کننده در کنفرانس و محمدرضا پهلوی دریافت کرد.

چرچیل همانند بسیاری از رهبران انگلیسی هم نسل خود، با کنار نهادن ایده «بریتانیا به عنوان یک قدرت امپراتوری» مخالف بود. وی در سال 1898 به عنوان یک سرباز جوان بریتانیا را در دستیابی به سودان و مستعمره ساختن آن یاری داده بود در خلال جنگ جهانی اول، در متقاعد کردن نیروهای خودی تا به کارزار بدفرجام «گالیپولی» در ترکیه تن درهند، سهم داشت. سپس رهبری تلاش‌های بریتانیا را برای حفظ کنترل بر فلسطین و بین‌النهرین برعهده گرفت و با اعطای استقلال به هند به شدت مخالفت کرد. وی در آینه ایران حاصل چند دهه تجربه خود را چنین می‌دید: «یک منبع قابل اتکای نفت به قیمت ارزان». ایران همچنین یکی از آخرین پایگاههای بزرگ خارجی بریتانیا به شمار می‌آمد و چرچیل می‌دانست اگر از دست برود، امید کمی برای حفظ آراه سوئز یا سایر مناطق باقی مانده وجود داشت.

    در جریان سومین کنفرانس متفقین، حزب چرچیل رای لازم را نیاورد و وی جای خود را به رهبر حزب کارگر داد که در انتخابات به پیروزی رسیده بود. چرچیل بار دیگر در 1951/1330 و به دنبال ملی شدن صنعت نفت در ایران به نخست وزیری رسید. مصدق، درسمت نخست وزیری، به عهد خود وفا کرد و شرکت نفت انگلیس و ایران را سودآورترین بنگاه تجاری بریتانیا در جهان به شمار می‌آمد، را ملی کرد. مصدق با این کار سرمستی میهن پرستی در روح ایران دمید و به قهرمان ملی تبدیل شد. بریتانیا از این اقدام برآشفت و مصدق را به سرقت اموال خود متهم کرد! آنها ابتدا از دیوان عالی بین‌المللی و سازمان ملل، مجازات وی را خواستار شدند. سپس کشتی‌های جنگی خود را به خلیج فارس گسیل داشتند و سرانجام تحریمی قاطع و نابودگر بر ایران تحریم کردند. بریتانیا زمانی تصمیم گرفت که با توسل به نیروی نظامی حوزه‌های نفتی و پالایشگاه را بازپس گیرد اما پس از خودداری ترومن رئیس جمهوری آمریکا، در حمایت از انگلیس این نظر را کنار گذاشت. فقط دو راه باقی مانده بود: رها کردن مصدق در قدرت به حال خود و یا سازماندهی یک کودتا و برکناری وی. چرچیل، نخست وزیر بریتانیا در راه انجام یک کودتا مشکل و مانعی نمی‌دید. کوتاه زمانی پس از ملی شدن شرکت نفت انگلیس و ایران، ماموران بریتانیا، دسیسه چینی برای سرنگون کردن مصدق را آغاز کرد.

وی در نخستین اقدام خود پس از رسیدن به نخست وزیری، وزیر خارجه خود را برای دیدار همتای آمریکایی فرستاد و به او دستور داد تا بر مسئله ایران پافشاری و سماجت نشان دهد، حتی اگر حرارات هیجانات بالا رود. چرچیل که مصدق را بیمار روانی  سالخورده‌ای می‌دانست که درصدد از بین بردن کشور خود و تحویل آن به کمونیست‌ها است. شوری که مصدق در مصر برانگیخت به چرچیل ثابت کرد  که وی نه فقط یک خطر برای منافع نفتی بریتانیا، که نمادی غیرقابل تحمل از احساسات ضد انگلیسی در سراسر جهان به شمار می‌رود. چرچیل در این سمت به کمک آمریکا طرح سرنگونی دولت دکتر مصدق را به اجرا گذاشت. این طرح منجر به کودتای 28 مرداد 1332 و دوام عمر حکومت پهلوی دوم شد. مرد سال مجله «تایم» در 1940 و «مرد نیمه اول قرن بیستم»همین مجله در 1949 شد.

او خطر جنگ جهانی تازه‌ و جنگ سرد را نیز پیش‌بینی کرد. بسیاری باور داشتند که چرچیل در فضای بسیار پرآشوب و پر از مشکلات پس از جنگ، مانند دایناسوری است که خارج از گود قدرت نمایی می‌کند و به مهندسی مشکلات می‌پردازد. وی هدف خود را پیروزی و بازهم پیروزی به هر قیمتی  در میان ترس‌ها و ترورها، هرچقدر که دور و دراز و دردناک باشد، می‌دانست.
وی جایزهٔ نوبل ادبیات در سال 1953 را به‌خاطر نوشته‌هایش دریافت کرد. ده سال پایانی عمر خود را بیشتر به نویسندگی و نقاشی گذراند. در نوامبر 1954 جشن 80 سالگی چرچیل با شکوه فراوان برگذار شد و از او بسیار تقدیر شد. خاطرات زمان جنگ او یکی از مهم‌ترین اسناد تاریخی است که ارزش ادبی نیز دارد. این کتاب در 1953 جایزه نوبل گرفت. از وی کتاب‌هایی همچون «سفر آفریقای من، آزادی بحران جهان، قدم به قدم، درون جنگ جنگ رودخانه، تاریخ مردم انگلیسی زبان، معاصران بزرگ، جنگ جهانی دوم، پیروزی و تراژدی و مجموعه سخنرانی‌ها» باقی مانده است. چرچیل فردی مطلع و نویسنده‌ای سخت کوش بود که از راه نویسندگی هم امرار معاش می‌کرد و بعد از خواندن، آنچه از قبل در ذهن داشت را پالایش می‌کرد؛ به صورت غریزی در رفتار سیاسی به لیبرالیسم معتقد بود و مطابق آن رفتار می‌کرد.در سال 1958 مارشال دو گل، او را بهترین دوست مردم فرانسه نامید. در آوریل 1963 کنگره آمریکا به چرچیل افتخار شهروندی آمریکا را اعطا کرد. در 1964 او از نمایندگی پارلمان کناره گرفت.

دیدگاه سیاسی چرچیل را می‌توان از خروجی نوشته‌های او دنبال کرد و رمان‌ها، خاطرات، بیوگرافی و تاریخ، مکمل این موضوع است. چرچیل را باید از معماران اصلی سیاست بین‌المللی انگلستان در یک قرن اخیر دانست. انگلیسی‌ها در رای‌گیری نوامبر 2002 توسط بی‌بی‌سی، او را «بزرگ‌ترین بریتانیایی تمام تاریخ» خواندند، که در حساس‌ترین برهه تاریخ، فرماندهی بریتانیا در جنگ دوم جهانی را بر عهده گرفت.

زمانی که از مردم بریتانیا خواسته شده است چرچیل را در یک یا دو کلمه توصیف کنند این کلمات را به کار برده‌اند:«تاریخ ساز»، «با نمک»، «جنگ طلب»، «سگ نگهبان بریتانیا»، «انگلیسی تمام عیار»، «مایه قدرتمندی بریتانیا» و«نابغه،» و مخالفان نیز از وی با کلمات «پست فطرت»، «چاق و خپل»، «دیکتاتور» و «فاسد» نام می‌بردند. چرپیل در میان عامهٔ مردم مظهر زیرکی و نیرنگ است. زیرکی و ترفندهای سیاسی او باعث شده تا در ایران نیز به چنین افرادی «چرچیل» گفته شود. وی در 24 ژانویه 1965/بهمن 1343 در 91 سالگی درگذشت.

منابع:
1- چرچیل قهرمان پیش بینی ناپذیر، چاول ادیسون، ترجمه محمد محسن عسکری، نشر ثالث، چاپ دوم 1394.
2- همه مردان شاه، استیفن کینزر، ترجمه شهریار خواجیان، نشر اختران، چاپ سوم 1384.
3- خاطرات آندری گرمیکو، ترجمه مهوش غلامی، انتشارات اطلاعات، چاپ اول 1369.

 

   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
 پربیینده ترین مطالب
  رونمایی ارتش ترکیه از «شکارچی تانک‌ها»
  تکذیب خبر درگیری میان نیروهای روسی و ایرانی
  بزرگداشت سعدی شیرازی در دانشگاه استانبول
  فرصت طلایی رابطه با ترکیه
  استقبال مقام بوسنیایی از توسعه روابط با ایران
  حضور ۲۳۹۸ ناشر داخلی در نمایشگاه کتاب تهران
  انتشار نسخه جدید رستم و سهراب به صربی
  سطح مبادلات تجاری ایران و یونان قابلیت توسعه دارد
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
کلیه حقوق محفوظ است؛ استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
info@iranbalkan.net
پشتیبانی توسط: خبرافزار