صفحه اول     سیاسی     اقتصادی     اجتماعی     ورزشی     فرهنگی     تصویری     تماس با ما     تبلیغات     پیوندها     RSS  
دوشنبه، 5 فروردین 1398 - 04:53   
  تازه ترین اخبار:  
 
 آخرین مطالب
  حضور سفیر ایران در مراسم سلطان نوروز در بوسنی
  تظاهرات ضد دولتی در آلبانی
  سرمربی پرسپولیس عازم کرواسی شد
  ظریف در استانبول: تروریسم را ریشه کن کنیم
  راهپیمایی‌های بلگراد با ۶ مجروح و ۱۸ بازداشتی
  روایت رسانه یونانی از تنهایی کریم انصاری‌فرد
  جزئیات پیام رئیس‌جمهور بلاروس به روحانی
  ظریف عازم ترکیه شد
  اعطای گواهینامه فارسی‌آموزان مگاترند صربستان
  بازگشایی دفتر تجاری مجارستان درقدس
  رادوان کاراجیچ به حبس ابد محکوم شد
  آلمان 1_1 صربستان؛ ژرمن ها روی نوار ناکامی
  معترضان آلبانیایی خواستار استعفای دولت شدند
  اردوغان: تضعیف ترکیه تضعیف آرمان قدس است
  حس تازگی و بهار را در وجودم زنده کرد....
- اندازه متن: + -  کد خبر: 30176صفحه نخست » گزارشیکشنبه، 16 دی 1397 - 13:12
شکل گیری تصوف در ترکیه
احمد یاشار اوجاک
  

نگاهی به شکل گیری تصوف در ترکیه ی سده های میانه و تاثیرات ایران
(قرنهای ۱۳ تا ۱۵ میلادی)

بی تردید از قرن یازدهم میلادی زمانی که ترک ها شروع به استقرار در آناتولی کردند و مقدمات ایجاد ترکیه امروز فراهم گردید، ایران یکی از همسایه های مرزی ترکیه و شاید مهمترین همسایه ترکیه بوده است که ترک ها با آن ارتباطات سیاسی اجتماعی و به ویژه فرهنگی داشته‌اند. ارتباطات دو کشور در زمان عثمانی ، از اوایل قرن شانزدهم تا اواسط قرن هفدهم گاه به درگیری‌های خونین تبدیل شده است ، اما با این حال روابط دینی میان آنها یا به عبارت درست تر در تاثیرپذیری های دینی شان ، هیچگاه از بین نرفته است.

به گزارش پایگاه تحلیلی – خبری ایران بالکان (ایربا) در اصل ، روابط تاریخی ترک ها و ایرانیان ، به پیش از مهاجرت ترک‌ها به آناطولی ، یعنی وقتی که آنان هنوز در آسیای میانه ساکن بودند ، بازمی‌گردد. آغاز این ارتباط به دوره های قبل از ظهور اسلام مربوط می شود. برخی از گروه‌های ترک ساکن در آسیای میانه در زمان و مکان های متفاوت و در نتیجه داد و ستد هایی که در حوزه جاده ابریشم صورت می‌گرفت ، به سلک پیروان زرتشت ، مزدا ، مانی ، و مزدک در آمدند و چند قرن با اعتقاد و باور به این ادیان زیستند؛ آنها حتی بعد از مسلمان شدن نیز تحت تاثیر ادیان مذکور بوده اند. منابع عربی و فارسی که درباره تاریخ و جغرافیا نوشته شده‌اند ، در این خصوص دارای اطلاعات با اهمیتی می‌باشند.

تردیدی وجود ندارد که ارتباطات فرهنگی دو کشور در دوره اسلامی افزایش یافته و توسط جریان‌های هنری ، ادبی و خصوصا دینی مذهبی در عرصه تصوف و عرفان دو چندان شده است. روابط دینی به ویژه با مهاجرت نخبگان ایرانی به آناتولی که در فاصله زمانی سده های ۱۳ و ۱۴ به دلایل گوناگون صورت می‌گرفت ، گسترش یافت.

باید بر این نکته تأکید کرد که ترک‌ها زمانی که هنوز در آسیای میانه زندگی می‌کردند آموزه های اسلامی را بیش از اعراب ، از تجار و صوفیان ایرانی فرا گرفتند. به نظر ما این نکته به لحاظ برداشت های اسلامی ترک ها در دوره‌ای ، بسیار با اهمیت است. یکی از شواهد این امر وجود کلمات فارسی مشخصی در ترکیه امروز است؛ واژه های دینی مانند پیغمبر (به جای الرسول و یا نبی در عربی)، نماز (به جای الصلاة در عربی)، آبدست (به جای وضو که عربی است)، اوروج (که از روزه فارسی اقتباس شده و به جای الصوم عربی به کار میرود)، و فرشته (به جای الملک در عربی).  بر اساس سند تاریخی و مکتوب تذکره ساتوک بوغراخان که احتمالاً در قرن یازدهم نوشته شده و متنی حماسی و منقبت گونه است، ترک‌ها اسلام را به واسطه ایرانی‌ها پذیرفته‌اند. متن مذکور نشان می‌دهد که ساتوک بوغراخان حکمران قره خانی توسط سامانیان که خاندانی ایرانی بودند ، مسلمان شده است.

تاثیر ایران بر قبایل ترک مسلمان شده در آسیای میانه چنان قوی بوده است که حتی در شورش هایی مانند قیام بابک خرمدین ، المغنی ، و استاد سیس که در سده های ۹ و ۱۰ میلادی در ماوراءالنهر ، خراسان و آذربایجان وقوع می‌یافت و ریشه ایرانی داشت ، ترک های تازه مسلمان شده در کنار فارس ها قرار داشته‌اند. اسلام در اواسط قرن دهم میلادی با عبور از صافی صوفیانه ایرانیان به ترکها رسید. این امر در تشدید دلبستگی ترکها به اسلام نقش مهمی ایفا کرد. این دیدگاه اوایل سالهای ۱۹۰۰ توسط ضیاء گوک آلپ و به تبعیت از او ، توسط فواد کوپرولو مطرح شد و با اقبال مواجه گردید. تا امروز نیز مخالفتی با دیدگاه مذکور مطرح نشده است. سهم موثر صوفیان ترکی که در دامان تصوف ایرانی پرورش یافته اند را نیز نباید فراموش کرد احمد یسوی (وفات ۱۱۶۷) صوفی مشهوری که فواد کوپرولو دانشمند ترک ، او را اوایل قرن بیستم ، به جهان علم و دانش معرفی نمود ، یکی از مشهورترین صوفیان یاد شده است ، اما دیدگاه های فواد کوپرولو درباره احمد یسوی و طریقت یسویه ، امروز به شکل جدی مورد نقد قرار گرفته است.

احمد یسوی در ترکستان (اسکی یاسی) از شهرهای قزاقستان امروز به دنیا آمد  و نخستین آموزش های صوفیانه را از صوفی بزرگ اهل همدان خواجه یوسف همدانی (وفات: ۱۱۴۰) فراگرفت. او به میان ترکهای مهاجری که در استپ های آسیا زندگی می‌کردند رفت و قرائت صوفیانه ایرانی از اسلام را بی آنکه سنت‌های فرهنگی آنان را به چالش بکشد ، با استفاده از قالب های اساطیری حاکم بر این فرهنگ ، تقدیمشان کرد. ترک ها که در صحرا ها به سر می‌بردند و زندگی کوچ‌نشینی داشتند ، اسلام را عموماً از صوفیانی چون احمد یسوی فراگرفتند. این امر در زمان قره خانان ، خوارزمشاهیان و سلجوقیان ایران نیز ادامه یافت. صوفیان شهر نشین بیشتر اطراف صوفیان ایرانی گرد آمده و به طریقت آنان گرویدند. ترکها که پس از جنگ ملازگرد در سال ۱۰۷۱ ، و در اثنای استیلای مغول ، شروع به اقامت در سرزمین های ترکیه امروزی کردند ، چنین فضای دینی را نیز با خود به ارمغان آورده اند.

روابط ایران و ترکیه در عرصه تصوف
روابط ایران و ترکیه در مسائل صوفیانه را می توان در دو دوره متناوب مورد بررسی قرار داد:
الف: دوره سلجوقیان ترکیه
ب: دوره عثمانی

هر کدام از دوره های مذکور را نیز می‌توان زیر عنوان های:
 الف: روابط مذهبی
ب: روابط صوفیانه
 مورد بررسی قرار داد. ما در این مقاله تنها به روابط دو کشور در عرصه تصوف خواهیم پرداخت.

I - دوره سلجوقیان ترکیه ، روابط صوفیانه ، صوفیان و طریقت هایی که در ترکیه بوده و ریشه ایرانی داشته اند.
تاثیر جریانات صوفیانه ایرانی بر تصوف آناتولی در سالهای اولیه ، به دلیل برتری طلبی و رقابت های سیاسی دولت سلجوقی ترکیه با دولت بنی دانشمند در آناتولی مرکزی و چند دولت کوچک ترکی دیگر، اندک بوده است. اما دولت سلجوقی ترکیه در سال‌های پایانی قرن دوازدهم که ثبات لازم را به دست آورده بود ، مهاجران ترک و فارسی را که از حاکمیت مغولان می گریختند ، همچنین کوچ‌نشینانی را که اصالتاً ترک بودند ، پذیرفت. خصوصاً در زمان علاءالدین کیقباد (۱۲۲۰ تا ۱۲۳۷) عالمان و صوفیان فراوانی که اصالتاً عرب و ایرانی بودند به آناتولی مهاجرت کرده و در شهرها و مراکز مهم فرهنگی مانند قونیه، توقات، قیصریه و سیواس ساکن شده و در مدارس و خانواده‌ها به فعالیت پرداختند. پس از تحقیقات فواد کوپرولو ، در این باره بسیار نوشته شده است. آنان در شهرهای محل اقامت شان از سوی مقامات عالی رتبه سلجوقی حمایت می‌شدند.  بخش اعظم صوفیانی که در این دوره در آناتولی سکنی گزیدند ، به جز محیی الدین ابن عربی (وفات: ۱۲۴۱) و شاگردش عفیف الدین تلمسانی (وفات: ۱۲۹۱) ، همه ایرانی بوده‌اند.  شهاب الدین سهروردی مقتول (وفات: ۱۱۹۱) ، بهاءالدین ولد (وفات: ۱۲۳۱) ، برهان الدین محقق ترمذی (وفات: ۱۲۴۵) ، شمس  تبریزی (وفات: ۱۲۴۷)، اوحدالدین کرمانی (وفات: ۱۲۳۷) ، نجم الدین دایه و یا رازی (وفات: ۱۲۵۶) ، و فخرالدین عراقی (وفات: ۱۲۵۶) مشهورترین آنها بوده‌اند.

شهاب الدین سهروردی مقتول ، نویسنده کتاب مشهور هیاکل النور و پایه گذار فلسفه اشراق ، مدتی در قونیه زیست و بر حکمران سلجوقی و کارگزاران دولت تاثیراتی گذاشت. او اما پس از مدتی به دلیل اندیشه هایش مورد آزار قرار گرفت و به ناچار راه حلب در پیش گرفت ، اما در آنجا نیز بعد از مدتی در سال ۱۱۹۶ به اتهام سحر و جادوگری او را کشتند؛ و برای اینکه با شهاب الدین ابو حفص عمر از سهروردی (وفات ۱۲۳۴) بغدادی مشهور ، پایه‌گذار طریقت سهروردیه اشتباه نشود او را مقتول خوانده اند.

البته محدود کردن این تاثیرگذاری ها به آن دسته از صوفیان ایرانی که به آناتولی مهاجرت کرده و مدت‌ها در آنجا زیسته اند نیز درست نخواهد بود. زیرا صوفیان ایرانی دیگری مانند فریدالدین عطار (وفات: ۱۲۲۰) و نجم الدین کبری (وفات: 1221) هم هستند که هیچگاه به آناتولی قدم نگذاشتند اما بر تصوف آناتولی تأثیری عمیق داشته‌اند. اینان در طول حاکمیت های سلجوقی و عثمانی بر محافل گوناگون متصوفه آناتولی و نخبگان و صاحبان فکر و اندیشه تاثیر داشته‌اند ، کتاب های فراوانی با الهام از اندیشه های آنان نگاشته شده و آثار آنها به کرات ترجمه و شرح گردیده است. این بحث جداگانه ای است و موضوع پژوهشی بسیار مهم است که تاکنون به آن پرداخته نشده است. تاثیر این گروه از صوفیان ایرانی بر صوفیان دوره های سلجوقی ، امیرنشین ها و عثمانی ، قرن‌ها ادامه داشته است. در اینجا به ویژه باید از صوفی مشهور عبدالرحمان جامی (وفات: ۱۴۹۲) نیز یاد کنیم که در آناتولی نزیست اما در زمان حاکمیت عثمانی شخصیتی محترم به شمار می رفت و کتابهایش خوانندگان فراوان داشت. بیشترین صوفیان پیرو طریقت های بزرگی مانند کبرویه و سهروردیه بوده‌اند. در آن دوره صوفیان وابسته به طریقت شناخته شده یعنی وفاییه ، قادریه ، و رفاعیه که ریشه در عراق داشتند نیز در ترکیه ساکن شدند. آنان غالباً از سوی مردم کوچه و بازار مورد حمایت قرار می گرفتند. اما به ویژه بهاءالدین ولد و خلیفه اش برهان الدین محقق ترمذی به عنوان نمایندگان طریقت کبرویه که توسط نجم الدین کبری پایه‌گذاری شده بود ، در میان نخبگان پایتخت دولت سلجوقی و شهرهای بزرگ دیگر ، احترام دیدند و موثر واقع شدند نسخه های خطی متعددی از مکتوبات و ترجمه آثار این صوفیان بزرگ در کتابخانه های استانبول موجود است که بی شک دلیل آشکاری بر سخن پیشین ما می باشد.

شاید بتوان گفت مهمترین چهره صوفیانه ترکیه در دوره مذکور ، مولانا جلال الدین محمد بوده است. اندیشه جلال الدین با تصوف زاهدانه و اخلاقی اعراب متفاوت بود. او نگاه زیبایی شناسانه ایرانی و متکی بر جذبه صوفیانه را از پدرش بهاءالدین ولد و شمس تبریزی ، صوفی برخوردار از خصایل کاریزماتیک ، به ارث برده و قرائت عارفانه و زیبایی شناسانه ی خود را مطرح نموده بود. احفاد و اولاد جلال الدین به رابطه خود با ایران ادامه دادند و نوه او عارف چلبی در این خصوص نقش مهمی ایفا نمود. طریقت مولویه که در ابتدا جلالیه نامیده می‌شد توسط فرزند مولانا ، سلطان ولد تاسیس گردید. این طریقت در زمان خود بسیار تاثیر گذار بود و از قرن شانزدهم به بعد در امپراتوری عثمانی یکی از دو طریقت بزرگ و مطرح در جامعه به شمار می‌رفت. (طریقه دوم بکتاشیه است). مولویه به رغم ممنوع بودن فعالیت طریقت ها در ترکیه جدید، همراه با بکتاشیه ، تاکنون آشکارا به حیات خود ادامه داده است، که این خود می‌تواند موضوع بررسی جداگانه ای قرار بگیرد. از دیگر تاثیرات مهم مولانا که اهمیت آن کمتر از نقش صوفیانه نمی‌باشد ، تبیین گسترده ادبیات دینی و همینطور غیر دینی ایرانیان در بین نخبگان سلجوقی و عثمانی است. سهم موثر مولانا را در این امر نمی توان نادیده گرفت. طریقت مولویه در دادن شکل تاثیرگذار به زبان فارسی، همچنان که عربی به عنوان زبان علمی از آن برخوردار بوده است، نقش بسیار با اهمیتی داشته است. در زمان امپراتوری عثمانی برای نگارش متون ادبی ، علمی و مکاتبات دیپلماتیک از زبان ترکی عثمانی استفاده می‌شد. سهم زبان فارسی در کنار عربی را در شکل‌گیری این زبان نمی توان نادیده گرفت. روشنفکران عثمانی در کنار زبان مادری خود ترکی ، صدها سال از عربی و فارسی به نحو کامل استفاده کرده‌اند.

در میان طریقت های یاد شده که ریشه ایرانی داشته‌اند باید از قلندریه هم نام برد که از دوره سلجوقیان حیات خود را آغاز کرد و تا دوره کلاسیک عثمانی ادامه داد. این طریقت ، جریان موثر و قابل توجهی بود که هم در میان نخبگان طرفدار داشت و هم مردم عادی از آن حمایت می‌کردند.شمس تبریزی مرشد مولانا ،اوحدالدین کرمانی ، و به ویژه فخرالدین عراقی نمایندگان مطرح و شناخته شده این جریان تصوفی بوده اند. معین الدین سلیمان (پروانه) وزیر سلجوقی، در شهر توقات خانقاهی برای فخرالدین عراقی بنا کرد.قلندریه بین مردم عادی نیز طرفداران زیادی داشت. آنها با سر و وضع عجیب و بی توجهی به احکام اسلامی نظرها را به خود جلب می کردند.

کسی که نامش به عنوان مردمی‌ترین نماینده قلندریه در منابع تاریخی ثبت شده است ، باراق بابا خلیفه ساری سالتوک، شیخ مشهور ترکمن است که در سال ۱۳۰۷ توسط گیلانی ها به قتل رسید.این شیخ نام‌آور ترکیه سلجوقی ، در زمان ایلخانان چنان رابطه تنگاتنگی با ایران داشت که نظر غازان خان (۱۲۹۵ تا ۱۳۰۴) و بعد از او اولجایتو خدابنده (۱۳۰۴ تا ۱۳۱۷) را به خود جلب کرد. اولجایتو در سلطانیه برای او خانقاه و بارگاهی بنا نمود. مطالب تفصیلی مندرج در منابع آن زمان ،نشان می دهد که او تا چه حد چهره‌ی مردمی بوده است. دراویش پیرو باراق بابا که باراقیون نامیده می شدند در تمام مناطق خاورمیانه آن روز حضور داشتند.

II - دوره عثمانی:حروفیه و تاثیراتش
جالب توجه ترین و مهم ترین مسئله در روابط ایران و ترکیه در عرصه تصوف ،ورود حروفیه به سرزمین عثمانی است.در سده های ۱۴ و ۱۵ که دوره متقدم عثمانی نامیده می‌شود ، حروفیان در برابر حکمرانان تیموری به پا خاستند.در نتیجه این شورش ،  تیموریان به تبعید و دور کردن آنان از بلاد پرداختند.حروفیان در مناطق مختلف خاورمیانه پراکنده شدند.برخی از آنها به ترکیه عثمانی پناه برده و به مرور وارد جریان های مختلف تصوفی مانند قلندریه و بکتاشیه شدند.حتی می‌توان از تأثیرات حروفیه بر حرکت ملامتیان وابسته به شاخه اسماعیل معشوقی (وفات: ۱۵۳۹) در سده شانزدهم نیز سخن گفت.احتمالا می توان حدس زد که حروفیه به طور گسترده ای بر شورش شیخ بدرالدین که در عثمانی قرن پانزدهم ، در زمان پادشاهی سلطان محمد چلبی اول (۱۴۱۳ تا ۱۴۲۱) یافت ، تاثیر داشته است. شیخ بدرالدین زمانی که در قاهره مشغول تحصیل بود ، احتمالاً تحت تأثیر یکی از استادان حروفی خود به نام شیخ حسین اخلاطی قرار می‌گیرد و حتی به صلاحدید او به تبریز که مرکز مذهب حروفیان بود می رود و دو سال در آنجا می ماند.احتمال می رود او در این مدت با حروفیان تماس و ارتباط داشته و از آنان تاثیر فراوانی پذیرفته باشد. چنانچه شورش او در سال ۱۴۱۶ با نوعی اعتقاد به مهدویت که به نظریه حروفیان بسیار شباهت داشت صورت گرفت.  تأثیرات اساسی حروفیه را می توان در طریقت بکتاشیه ، شاخه ای از ملامتیان که با نام اسماعیل معشوقی شناخته می‌شدند ، و در گروه‌های قزلباش مشاهده کرد.تاثیر حروفیه بر گروه های یاد شده،عموماًدر اعتقاد به حلولآشکار می شود.درمتون منظوم دینی حاوی سروده ها و الهیه های متعلق به این گروه ها، همواره از اعتقاد مذکور یاد می‌شود و به همین ترتیب از بنیانگذار حروفیه یعنی فضل الله استرآبادی نیز نام برده می‌شود.

حروفیه در زمان حاکمیت سلطان محمد فاتح (۱۴۵۱ تا ۱۴۸۱) توانسته بود تا بخش‌هایی از کاخ پادشاه نفوذ کند. وزیر اعظم محمود پاشا و شیخ الاسلام فخرالدین عجمی با نگرانی از این موضوع مبارزه بی امانی را با حروفیه شروع کرده بودند. در منابع عثمانی قید گردیده است که اجساد بسیاری از حروفیان سوزانده شد.

در زمان پادشاهی سلطان سلیمان قانونی(۱۵۲۰ تا ۱۵۶۶) نیز عالمی حروفی به نام ملا قابض در استانبول پایتخت عثمانی ، ادعا می کرد که حضرت عیسی علیه السلام افضل از حضرت محمد صلی الله و علیه و آله و سلم است. پس از آشوبی که بین مردم پدید آمد او را به دربار دعوت کردند تا ادعای خود را اثبات کند.علمای عثمانی در برابر دلایل او بی پاسخ ماندند. منابع عثمانی می‌نویسند سرانجام ابن کمال به بحث با او می‌پردازد و بر او چیره می‌شود. پس از این مناظره دادگاهی تشکیل می‌دهند و در ضمن محاکمه ملا قابض او را به اعدام محکوم می کنند(وفات:۱۵۲۷) ابن کمال در دو کتاب مختصر مسائل این مناظره را توضیح داده است.

نتیجه
ایران با انتقال فرهنگ دینی و تصوفی خود به آناتولی دو نقش با اهمیت ایفا کرده است. اول، نقشی که مستقیماً در انتقال جریان های صوفیانه به آناتولی برعهده داشت و دوم، سهمی که در انتقال غیرمستقیم تعالیم صوفیانه از ماوراءالنهر و خوارزم به آناتولی متوجه ایران بود. ما درباره میزان تاثیرگذاری علما و صوفیان ایرانی الاصل در آناطولی، متاسفانه اطلاعات تفصیلی کافی در اختیار نداریم. در ترکیه بنا بر مقاصد و دیدگاه‌های مختلف، از دیربازکانون توجهات بر چهره هایی مانند مولانا، حاج بکتاش ولی، و یونس امره متمرکز بوده است. محصور کردن حیات صوفیانه آناتولی بر این سه شخصیت، مانع اطلاع و درک دقیق از تاریخ واقعی تصوف در ترکیه می‌گردد. اعتراف به اینکه درباره نام های مذکور در صفحات قبل، تحقیق درخور اعتنایی صورت نگرفته است دشوار می نماید اما این وظیفه ای است که بایستی بدان عمل شود.انجام پژوهش های مورد نظر، می‌تواند کار سودمند و مشترک دانشمندان ایرانی و ترکیه ای باشد و این کار در واقع مسئولیتی اجتناب‌ناپذیر است.

برگردان: داود وفایی

پی نویس ها درایربا محفوظ است.

   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
 پربیینده ترین مطالب
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
کلیه حقوق محفوظ است؛ استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
info@iranbalkan.net
پشتیبانی توسط: خبرافزار