صفحه اول     سیاسی     اقتصادی     اجتماعی     ورزشی     فرهنگی     تصویری     تماس با ما     تبلیغات     پیوندها     RSS  
دوشنبه، 5 فروردین 1398 - 04:37   
  تازه ترین اخبار:  
 
 آخرین مطالب
  حضور سفیر ایران در مراسم سلطان نوروز در بوسنی
  تظاهرات ضد دولتی در آلبانی
  سرمربی پرسپولیس عازم کرواسی شد
  ظریف در استانبول: تروریسم را ریشه کن کنیم
  راهپیمایی‌های بلگراد با ۶ مجروح و ۱۸ بازداشتی
  روایت رسانه یونانی از تنهایی کریم انصاری‌فرد
  جزئیات پیام رئیس‌جمهور بلاروس به روحانی
  ظریف عازم ترکیه شد
  اعطای گواهینامه فارسی‌آموزان مگاترند صربستان
  بازگشایی دفتر تجاری مجارستان درقدس
  رادوان کاراجیچ به حبس ابد محکوم شد
  آلمان 1_1 صربستان؛ ژرمن ها روی نوار ناکامی
  معترضان آلبانیایی خواستار استعفای دولت شدند
  اردوغان: تضعیف ترکیه تضعیف آرمان قدس است
  حس تازگی و بهار را در وجودم زنده کرد....
- اندازه متن: + -  کد خبر: 30157صفحه نخست » جدیدترین اخبارچهارشنبه، 12 دی 1397 - 11:54
ارتباط صلح درون با صلح بیرون در نظر مولانا
  

به باور مولانا «صلح درون» یگانه مقدمه گریزناپذیر صلح بیرون است. اگر افراد از صلح درونی برخوردار نباشند، تمام تلاش‌ها برای برقراری صلح بیرونی همه عقیم خواهد بود و در نهایت صلحی شکننده به بار خواهند آمد که هیچ ضمانت اجرایی ندارد؛ به این معنا، «صلح درون» پیش‌نیاز صلح بیرون است. معمولاً در ادبیات عرفای مسلمان از صلح درون با عنوان «صدق» یاد می‌شود و در آثار آنان صدق بسامد بالایی دارد. عرفای مسلمان، صدق را وضعیتی می‌دانند که در آن «بود ما عین نمود ما و نمود ما عین بود ما باشد.»

به گزارش پایگاه تحلیلی – خبری ایران بالکان (ایربا) به نقل از ایران، وقتی از «نمود» سخن گفته می‌شود مقصود آن گفتار و کرداری است که دیگری از ما می‌بیند.

 بنابراین وقتی می‌گوییم صدق وضعیتی است که طی آن نمود ما باید عین بود ما باشد، یعنی گفتار و کردار ما باید عین آنچه در درون ما می‌گذرد، باشد. درون ما شامل باورها، احساسات، اهداف، آرمان‌ها و خواسته‌های ما است.

عبارت «بود ما باید عین نمود ما باشد و نمود ما عین بود ما باشد» دربردارنده این پیش فرض است که «بود» و «نمود» ما دو چیز مجزا است و این دو امر مجزا باید با هم هماهنگ باشند؛ یعنی امر درونی که شامل باورها، احساسات و خواسته‌ها است باید با امر بیرونی که شامل گفتار و کردار است، هماهنگ باشد. بنابراین، در صدقی که عارفان از آن سخن می‌گویند هر 5 ساحت درون و برون با هم هماهنگ است و تنها در حالت صدق است که با خود در صلح هستیم.

فیلسوفان اگزیستانس از صدق به «وفاداری وجودی» هم یاد می‌کنند و بر این باورند که صلح با خود به معنای وفاداری به خود است. به این معنا که اگر معتقدیم الف، ب است گفتار و کردار ما نیز باید مؤید این اعتقاد باشد و تنها در این صورت است که به خود وفادار هستیم.

مولانا برای این گزاره که «اگر در درون با خود در آشتی باشیم با دیگران نیز در آشتی خواهیم بود» سه تبیین ارائه می‌کند؛

 نخست اینکه، بیشتر ناسازگاری‌های افراد با دیگران ناشی از احساس ضعف آنان است؛ چراکه به‌دنبال این احساس است که افراد خود را آسیب‌پذیر قلمداد کرده و فکر می‌کنند دیگران می‌خواهند از رهگذر ضعف‌شان به آنان آسیب بزنند و از این‌رو با همه سر جنگ دارند. این در حالی است که وقتی فردی قوی باشد معتقد است که دیگران یا نمی‌توانند یا نمی‌خواهند با او دشمنی کنند.

آدمی که با خود در آشتی نیست تمام نیروی خود را صرف جنگیدن با خویشتن می‌کند. در نتیجه در دنیای بیرون، دچار ضعف می‌شود؛ چون همه توانش را در جنگ با خود صرف کرده است. اما آدمی که یکپارچه است و نیروی خود را صرف جنگ داخلی با خود نمی‌کند و جنگی بین ساحت‌های ۵ گانه او وجود ندارد از وجودی قوی برخوردار است و به این اعتبار، به دیگران هم به مثابه دشمن نمی‌نگرد. از همین رو است که مولانا معتقد است صدق، یکپارچگی وجودی یا همان صلح درونی، قدرت می‌آورد و این قدرت باعث می‌شود تا ما با جهان بیرون نیز از در صلح وارد شویم.

 هر کس که با خود صادق و در صلح است، می‌داند که دارایی‌هایش متعلق به او نیست و خداوند، این دارایی‌ها را به او بخشیده است. بنابراین در بخشش دارایی‌هایش هم سختگیری نمی‌کند. این دارایی دربردانده مواهبی پنجگانه اعم از مواهب جسمی، ذهنی، روانی، اقلیمی-جغرافیایی و محیط فرهنگی و اجتماعی است. استدلال مولانا برای اثبات اینکه این مواهب از آن ما نیست، این است که با هیچ کوششی نمی‌توان این مواهب را افزایش یا کاهش داد؛ به تعبیری ما نمی‌توانیم بهره هوشی، یادگیری و یادآوری‌مان که متعلق به مواهب ذهنی ما است، افزایش یا کاهش دهیم.

بنابراین، به باور مولانا، با پذیرش این اصل اساسی که «دارایی‌های ما از آن ما نیست و خداوند آن را به ما عطا کرده است» خودشیفتگی معنایی ندارد و وقتی خودشیفتگی از بین برود ما با دیگران جنگی نخواهیم داشت. مولانا عوارض یا به تعبیری پیامدهای خودشیفتگی را 7 آسیب می‌داند که شامل 1. منفعت شخصی (که مولانا از آن با عنوان غرض یاد می‌کند) 2.پیش‌داوری، 3. تعصب 4. جزم و جمود 5. ناسازگاری و بی‌مدارایی 6. آرزو اندیشی و 7. خرافه است.

اما مولانا در تبیین سوم خود به این پرسش می‌پردازد که چرا وقتی در درون با خود در صلح هستیم با دیگران نیز در صلح خواهیم بود؟ به باور او، انسان‌ها به صدق اطرافیان خود بو می‌برند و زمانی که در یکدیگر صدق ببینند با هم وارد نزاع نمی‌شوند.

به تعبیر مولانا، همانگونه که دروغ بوی زننده‌ای دارد، راستی هم بوی خوشایندی دارد. این واقعیت روانشناختی درست است که هر کس هر قدر ناپاک و خبیث باشد، بیشتر با همکیشان خود میل به ستیز دارد.

مصطفی ملکیان

   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
 پربیینده ترین مطالب
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
کلیه حقوق محفوظ است؛ استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
info@iranbalkan.net
پشتیبانی توسط: خبرافزار