صفحه اول     سیاسی     اقتصادی     اجتماعی     ورزشی     فرهنگی     تصویری     تماس با ما     تبلیغات     پیوندها     RSS  
جمعه، 30 شهریور 1397 - 09:47   
  تازه ترین اخبار:  
 
 آخرین مطالب
  حبس در انتظار مدافع تیم ملی کرواسی
  برنامه میان مدت اقتصادی ترکیه اعلام شد
  آمریکا ۳۳ شهروند روسیه را تحریم کرد
  وضعیت مصدومان والیبال پیش از بازی با بلغارستان
  سفر چلسی به یونان برای ماجراجویی جدید
  مراسم عاشورا و شام غریبان حسینی در سارایوو
  مجارستان: نمی‌گذاریم مهاجری وارد شود
  21 سپتامبر؛ به صدا درآمدن زنگ صلح جهانی
  ترکیه، سهولت کسب شهروندی برای خارجی‌ها
  برگزاری نمایشگاه "بلاروس و کتاب مقدس"
  عکس/ آکادمی علوم بلغارستان
  آثار شهر 2500 ساله ایرانی در ترکیه
  حمله به سفارت ایران؛برکناری افسر‌ پلیس یونان
  فارسی در اسلواکی
  سرنوشت مقدونیه
- اندازه متن: + -  کد خبر: 29274صفحه نخست » اخبار ویژهپنجشنبه، 8 شهریور 1397 - 09:32
گفتو ِ گو با «رکا سابو» هنرمند مجار درباره نمایشگاه «فراتر از درون»
می خواهم تصویرگر زندگی واقعی باشم
نمایشگاهی با عنوان «فراتر از درون» در گالری ژاله تهران افتتاح شد که به چیدمان‌های «رِکا سابو» هنرمند نام آشنای مجارستانی ساکن ترانسیلوانیا رومانی اختصاص داشت.
  

اخیرا نمایشگاهی با عنوان «فراتر از درون» در گالری ژاله تهران افتتاح شد که به چیدمان‌های «رِکا سابو» هنرمند نام آشنای مجارستانی ساکن ترانسیلوانیا رومانی اختصاص داشت.

به گزارش پایگاه تحلیلی – خبری ایران بالکان (ایربا) به نقل از ایران آنلاین، این هنرمند که نمایشگاه‌های بسیاری را در زمینه چیدمان در کشورهای مختلف برگزار کرده، در این نمایشگاه سعی کرده است به ارتباط فرهنگ‌ها و دغدغه‌های روز ایران همچون مسأله ارزش پول بپردازد. رِکا سابو در اروپا بیشتر بواسطه چیدمان‌هایش شهره است؛ چیدمان‌هایی که بیشتر در طبیعت انجام شده‌اند و موضوع یکی از پرسش‌های اصلی ما نیز بوده است. به گفت‌و‌گو با این هنرمند نشستیم تا دلایل حضورش در ایران، علاقه‌مندی‌های او و دیگر مسائل پیرامون آثار هنری‌اش را بدانیم و او نیز با روی باز پاسخگو بود. این نمایشگاه تا 16 شهریور ماه در گالری ژاله برپا خواهد بود و مخاطبان می‌توانند همه روزه به غیر از شنبه‌ها از ساعت 16 تا 21 از این نمایشگاه بازدید کنند.

بر اساس شناختی که از زندگیتان دارم از کودکی در فضای هنری بوده‌اید، خود شما از کی به‌عنوان هنرمند آغاز به کار کردید؟
به‌عنوان هنرمند شاید خیلی دقیق نتوانم بگویم از چه زمانی شروع به کار کرده‌ام، چراکه از دوران کودکی من خیلی به هنر علاقه‌مند بودم و از حدود 14 سالگی تصمیم گرفتم که به مدرسه هنر بروم. پس از آن هم به دانشگاه هنر رفتم و در دوره کارشناسی، گرافیک خواندم و کارشناسی ارشدم را در زمینه ارتباط تصویری گرفتم.

بنابراین شما هم کار طراحی انجام می‌دهید و هم کار هنری، حال این پرسش برای من پیش می‌آید که چگونه این دو را هماهنگ می‌کنید و به طور ویژه چه اتفاقی افتاد که به طبیعت نزدیک شدید و بسیاری از چیدمان‌ها و آثار شما در طبیعت و با استفاده از مواد و مصالح طبیعی است، این انتخاب چگونه بوده است؟
بله همین‌طور است که می‌گویید، من پس از دانشگاه تصمیم گرفتم که از استودیو بیرون بزنم و به طبیعت بروم. در واقع دوست داشتم که در یک فضای باز کار کنم چراکه کار کردن در یک فضای بسته میان دیوارهای استودیو، یک فضای همیشه محافظت شده، خود به خود حالتی نوستالژیک از هنر سنتی را برای من داشت. شاید استودیو به نوعی من را از زندگی واقعی جدا می‌کرد. من خیلی جدی به این مسأله باور دارم که هنر معاصر آیینه‌ای از حال و امروز ماست. ما در هنر معاصر به محیط، جامعه، موقعیت‌های سیاسی، مذهبی و هر چیزی که زندگی آدم‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد، می‌پردازیم. این مسأله مهم‌ترین دلیل روی آوردن من به کار در طبیعت بود، اینکه در هنرم به زندگی واقعی پیرامونم بپردازم، دیگر علاقه‌ای به اینکه در فضای بسته استودیو به نقاشی و مجسمه بپردازم، نداشتم. چیدمان‌های من بیشتر در طبیعت و با مواد و نشانه‌های طبیعی ساخته می‌شوند و موضوع بیشتر آنها درباره حفاظت از محیط‌ زیست است. طبیعت در شکل هوشمندانه خودش بسیار ساده است اما این سادگی خودش را آن گونه که هست به ما نشان نمی‌دهد و در عوض خیلی معماگونه است. هدف اصلی چیدمان‌های من، حدس این معماها و ارائه آنها به زبان هنر مفهومی، برای یک درک جهانی است.گاهی کار من به‌طور آگاهانه با یک مشکل زیست‌محیطی ارتباط دارد و در غیر این صورت، من بیشتر به گونه‌ای غریزی به خلق آثار هنری می‌پردازم که به نوعی بازتاب یک پاسخ به فضای محیط پیرامون است.

چه مشکلاتی؟ در آثار پیشین شما پرداختن به درخت و حیواناتی همچون خرس را می‌توان به وضوح مشاهده کرد، این آثار به همان قطع درختان ارتباط دارند؟
بله کاملاً. ببینید قطع درختان موجب شده تا فضای زندگی حیواناتی همچون خرس کوچک و کوچک‌تر شود و امروز می‌توان گفت که دیگر فضایی برای آنها باقی نمانده است. شما اگر در ترانسیلوانیا در شب به بیرون از خانه بروید، بالای 50 درصد با یک خرس روبه‌رو می‌شوید. این نوع خرس گونه‌ای حفاظت شده است که فقط در ترانسیلوانیا زندگی می‌کند و به همین دلیل کسی حق تیراندازی به آن را ندارد و هر ماه تعدادی از آدم‌های این منطقه بواسطه برخورد با خرس و درگیری حاصل از آن کشته می‌شوند. این‌ یکی از آن مسائلی است که من را واداشت به بیرون از استودیو بیایم و زندگی واقعی را لمس کنم.

 چیدمان بزرگی که در کشور کره جنوبی انجام داده‌اید هم در همین رابطه بوده است؟
به نوعی می‌توان گفت بله، در رزیدنسی یاتو آنها موضوع یک خرس افسانه‌ای را به‌عنوان موضوع اصلی رزیدنسی مطرح کردند و این مسأله با آنچه برای شما تعریف کردم همخوانی داشت. در این داستان افسانه‌ای یک خرس عاشق یک انسان می‌شود و در نهایت نیز خودش را بواسطه این عشق در رودخانه می‌اندازد و خودکشی می‌کند. من در چیدمانی که آنجا داشتم کله بزرگ یک خرس را ساختم که مخاطب می‌توانست وارد آن شود و از درون چشمان این خرس به دنیا نگاه کند. در واقع می‌خواستم خودمان را برای یکبار هم که شده جای این حیوانات بگذاریم و از دریچه نگاه آنها به پیرامون و محیط زندگی‌مان نگاه کنیم. جدای از داستان افسانه‌ای که موضوع رزیدنسی بود، من هنگام کار در کره متوجه شدم که خرس نماد اصلی شهر گوانگجو است اما امروز دیگر هیچ خرسی در آنجا وجود ندارد، چراکه همه آنها کشته شده و از بین رفته‌اند. در قدیم آنها نیز همین مشکل امروز ما در ترانسیلوانیا را داشته‌اند و همین مسأله برای خود من خیلی نگران‌کننده است که شاید در آینده‌ای نه چندان دور این مسأله پیشروی ما به جنگل‌ها موجب از بین رفتن فضای زندگی حیوانات مختلف و از بین رفتن آنها شود.

نظرتان درباره نقش اجتماعی هنر چیست؟ آثار هنری می‌توانند در زمینه سیاسی و اجتماعی تأثیرگذار باشند؟
من فکر می‌کنم که هنر بخش مهمی از جامعه است اگر که ما از آن به شکل درستی بهره بگیریم، چراکه امکانات هنر گاهی اوقات خارج از قوانین روزمره است و ما می‌توانیم از آنها استفاده کنیم. در واقع هنر برخلاف مشکلات زندگی روزمره که برای ما یک محدوده می‌سازند، ما را به یک فضای بازتر می‌برد. از طرف دیگر هنر می‌تواند پلی بین فرهنگ‌ها، زبان‌ها و کشورها باشد. من هنگامی که در سفر به کشورهای دیگر هستم، همیشه سعی می‌کنم که در اثر هنری که در آنجا خلق می‌کنم تأثیرات محیط واقعی را داشته باشم. بگذارید یک مثالی برای شما بزنم، در گالری ژاله تهران من دو چیدمان کوچک ساختم که برآمده از همین نگاه بود. چیدمان نخست ارتباطی میان فرهنگ ترانسیلوانیا و فرهنگ ایرانی بود که من آن را با استفاده از نقش‌مایه‌های بسیاری قدیمی و مشابه ایرانی و مجار ساختم. خیلی از آدم‌هایی که به نمایشگاه آمدند فکر نمی‌کردند که این دو نقش‌مایه متعلق به دو فرهنگ و کشور متفاوت است.جالب اینجا است که هر دو نقش هم در پارچه و فرش‌های ایران و ترانسیلوانیا تکرار شده است. موضوع دومی که در نمایشگاه به آن پرداختم، مشکل پول در ایران بود. کمی درباره این تغییرات ارزش پولی جست‌و‌جو کردم و دیدم که این مسأله تا چه اندازه زیادی بر زندگی روزمره مردم عادی تأثیرگذار است و چه موقعیت دشواری را برای آنها ایجاد کرده است. وقتی که به ایران رسیدم به این مسأله فکر می‌کردم که دوست دارم درباره همین محیط و همین کشور کار کنم و علاقه‌ای نداشتم که کارهای قبلی‌ام را تکرا کنم.

لطفاً کمی بیشتر درباره این نمایشگاه و همچنین عنوان «فراتر از درون» برای ما بگویید.
فراتر از درون را از این جهت انتخاب کردم که قرار گرفتن در میان دیوارهای گالری، در فضای داخلی، گاهی با بودن در دنیای بیرون متفاوت است. زمانی که ما در فضای داخلی هستیم به نوعی در ناحیه‌ای حفاظت شده قرار داریم، جایی که می‌توانیم داستان‌های زندگی را نشان دهیم، داستان‌هایی در مورد دنیای بیرون، طبیعت، موقعیت سیاسی، جو کلی و حتی در مورد نسبت مردم با زندگی روزمره. این روش بازنمایی چیزها نوعی حس نزدیکی با چیزهایی ایجاد می‌کند که از دنیای بیرون می‌آیند. در واقع می خواستم که یک ارتباط میان دنیای درون و بیرون برقرار کنم. گالری و دیوارهای آن، فضای درونی بود که من داستان‌هایی از بیرون در آن بازگو می‌کردم.

وقتی ما چیزی را از محیط معمول خودش جدا می‌کنیم و به فضای ایزوله و استریل می‌آوریم یک نوع تضاد ایجاد می‌شود. با تمرکز بر این موضوع، ما می‌توانیم از یک سوژه حقیقی که آن را به کار گرفته‌ایم، معنی جدیدی بسازیم. چیزها از بیرون به درون می‌آیند و در درون فراتر از یک فرم قابل فهم می‌شوند.

چرا به ایران آمدید؟ حضور در یک رزیدنسی ایرانی و برگزاری نمایشگاه در ایران چه جذابیت‌هایی برایتان داشت؟ همچنین پس از دو هفته اقامت اگر نظر خاصی هم درباره ایران دارید، خوشحال می‌شویم که بشنویم.
اگر بخواهم خیلی دقیق بگویم، من علاقه زیادی به آمدن به ایران داشتم چرا که حدود چهار سال پیش من در یک ورک شاپ هنری در ترانسیلوانیا شرکت کردم که با حضور هنرمندان ایرانی برگزار می‌شد و تجربه کار با هنرمندان ایرانی را داشتم در طول آن برنامه حس کردم که این هنرمندان همانند همان چیزی که در پرسش‌های پیشین پاسخ دادم، چقدر بر اساس واقعیات و مشکلات امروز کار می‌کنند و تا چه اندازه بیان و واکنش آنها نسبت به محیط اطراف قدرتمند است. به همین دلیل واقعاً همیشه دوست داشتم که به ایران بیایم و دوباره این تجربه کار با هنرمندان ایران را داشته باشم. بنابراین صبر کردم تا اولین فرصت و امکان حضور در ایران برای من پیش بیاید و پس از پذیرفته شدن در رزیدنسی راه، این اتفاق افتاد و به ایران سفر کردم.من نمی‌توانم که یک دیدگاه کلی نسبت به ایران بدهم چراکه من تا به امروز بخش کوچکی از یک کشور بزرگ و پهناور را دیده‌ام اما می‌توانم این را بگویم که نخستین حس من نسبت به ایران بسیار مثبت بود و کاملاً برخلاف آنچه در رسانه‌ها و باور عمومی مردم اروپا جا انداخته‌اند.

 شما پیش از حضور در ایران یک نمایشگاه انفرادی در موزه کنشتاله بوداپست داشتید، لطفاً کمی هم درباره این نمایشگاه بگویید.
در این نمایشگاه من چند چیدمان ارائه دادم که بیشتر بر اساس نقش‌مایه‌های سنتی و گذر زمان بود. در یکی از چیدمان‌ها یک لحظه از تابش نور از پنجره روی زمین را ثبت و با آرد این فرم نور تابیده شده را بر کف زمین ایجاد کردم؛ با گذر زمان این نور جابه‌جا می‌شد و مخاطب می‌توانست این گذر زمان را بهتر درک کند. مفهوم این چیدمان‌ برای خودم این است که ما اینقدر در زندگی روزمره و مشکلات آن غرق شده‌ایم که گاهی حتی متوجه گذر زمان و زیبایی‌های ساده طبیعت نمی‌شویم. چیدمان دیگری که بر اساس نقش‌مایه‌های سنتی ترانسیلوانیا بود، مجدداً از آرد برای ثبت این نقش‌ها استفاده کرده بودم، نقش‌هایی که دیگر رو به فراموشی است چراکه نسل جدید چندان علاقه‌ای به تکرار یا حفظ این سنت‌ها ندارد و آنها به مانند خیلی از کشورهای دیگر به سبک زندگی اروپای غربی تمایل بیشتری دارند تا اینکه بخواهند از گذشته چیزی را بیاموزند اما به نظر من همه نقش‌ها و وسایلی که من در این چیدمان استفاده کردم با آنکه وسایلی بسیار ابتدایی و روزمره بودند اما مفاهیم و ارزش تاریخی بسیار دارند که در زندگی امروز هم می‌تواند بسیار ارزشمند باشد.

محمود مکتبی

   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
 پربیینده ترین مطالب
  ترکیه، سهولت کسب شهروندی برای خارجی‌ها
  21 سپتامبر؛ به صدا درآمدن زنگ صلح جهانی
  برگزاری نمایشگاه "بلاروس و کتاب مقدس"
  مجارستان: نمی‌گذاریم مهاجری وارد شود
  وضعیت مصدومان والیبال پیش از بازی با بلغارستان
  برنامه میان مدت اقتصادی ترکیه اعلام شد
  مراسم عاشورا و شام غریبان حسینی در سارایوو
  سفر چلسی به یونان برای ماجراجویی جدید
  حبس در انتظار مدافع تیم ملی کرواسی
  آمریکا ۳۳ شهروند روسیه را تحریم کرد
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
کلیه حقوق محفوظ است؛ استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
info@iranbalkan.net
پشتیبانی توسط: خبرافزار