صفحه اول     سیاسی     اقتصادی     اجتماعی     ورزشی     فرهنگی     تصویری     تماس با ما     تبلیغات     پیوندها     RSS  
یکشنبه، 25 آذر 1397 - 21:22   
  تازه ترین اخبار:  
 
 آخرین مطالب
  کنسرت شهرام ناظری در قونیه برگزار شد
  ترکیه: ترامپ استرداد گولن را بررسی می‌کند
  مهدوی‌کیا: برانکو غرور را به پرسپولیس برگرداند
  فراخوان اپوزیسیون ترکیه برای برگزاری اعتراضات
  هزاران پناهجو پشت مرز کرواسی گیر افتادند
  اردوی پرسپولیس شاید در ترکیه
  بانک مرکزی روسیه نرخ بهره را افزایش داد
  سقوط جنگنده اوکراینی و مرگ خلبان آن
  تظاهرات در یونان علیه توافق با تغییر نام مقدونیه
  بن علی یلدریم:بیت المقدس نماد مبارزه است
  جدیدترین سامانه موشکی روسیه در مرزهای اروپا
  اعلام استقلال کلیسای ارتدوکس اوکراین
  پروشنکو، ملوانان اوکراینی و اعلان جنگ
  «لوتوس» فینالیست جشنواره زردآلوی زمستانی مقدونیه
  روسیه دیپلمات اسلواکی را اخراج کرد
- اندازه متن: + -  کد خبر: 28937صفحه نخست » یادداشتشنبه، 23 تیر 1397 - 07:39
تیم آنتی‌کانتی کرواسی
ولی علوی‌تبار
  

راکیتیچ پنالتی آخر را درست مثل بازی با دانمارک تبدیل به گل کرد تا شادی را به مردم کرواسی هدیه کند؛ در بازی مقابل میزبان. آنها خودشان را در مرحله نیمه نهایی جام جهانی می‌دیدند و سر از پا نمی‌شناختند. اما در همان لحظات، همزمان با شادی بی‌حد و حصر مردمان سرزمین بالکان، بدون شک تمام آنها چیزی در پس زمینه ذهن‌شان داشتند که مثل وزوز یک مگس سمج نمی‌گذاشت عیش‌شان تکمیل شود. سوالی که کادر فنی، بازیکنان و طرفداران از خودشان می‌پرسیدند: آیا بعد از دو بازی ١٢٠ دقیقه‌ای به اضافه ضربات پنالتی، ما شانسی مقابل حریف بعدی داریم؟ این سوال را با جواب‌های آرزومندانه هم نمی‌شد پاسخ داد. نمی‌شد به راحتی بگویند: بله، ما باز هم با تمام توان بازی خواهیم کرد. کدام توان؟ وقتی همه شاهد بودند از دقیقه ٨٠ بازی با روسیه، کرواسی دیگر توان کافی برای ادامه نبرد نداشت.

به گزارش پایگاه تحلیلی – خبری ایران بالکان (ایربا) به نقل از اعتماد، شات نمادین این وضعیت، مودریچ بود که هنگام زدن ضربه کرنر چند ثانیه دستانش را گذاشت روی زانوانش تا نفسی تازه کند. از آن طرف انگلیسی را داشتیم که در یک بازی نه چندان سخت سوئد را از پیش رو برداشته بود. تیم سرحال ساوتگیت می‌آمد تا پس از سال‌ها دوباره راهی فینال جام جهانی شود. با شعار معروف‌شان: It's coming home. خستگی بازیکنان کرواسی به قدری در روزهای منتهی به بازی نیمه نهایی مورد بحث قرار گرفت که بسیاری از مسائل فنی را تحت‌الشعاع قرار داد. رسانه‌های انگلیسی از خستگی بازیکنان کرواسی می‌گفتند و بطور ضمنی اعلام می‌کردند که اگر تیم‌شان بتواند اوایل بازی را به خوبی اداره کند، از اواخر نیمه اول به دلیل خستگی ساق‌های شاگردان دالیچ، کار بسیار راحت خواهد شد. حرفی منطقی بود.

اما انگلیسی‌ها در این جام جهانی دو بار اسیر منطق‌گرایی تحمیل شده به فوتبال شدند. آنها دوبار منطقی به روند صعود فکر کردند. بار اول با شکست مقابل بلژیک راهی سمت آسان جدول شدند و بار دوم گمان کردند با خستگی کروات‌ها کار صعودشان تمام شده است. غافل از اینکه فوتبال کی منطق سرش شده که حالا سه شیرها بخواهند از آن نفع ببرند؟در انگلیس و شاید همه جای دنیا وقتی تریپیر دقیقه پنج انگلیس را با آن کاشته دیدنی پیش انداخت، کسی برای بازگشت مودریچ و یارانش شانسی قائل نبود. آنها واقعا خسته بودند. آنها واقعا همه توان‌شان را در بازی‌های قبل به کار گرفته بودند و عقب افتادن در دقایق اول بازی بدترین سناریوی ممکن برای شروع دیدار حساس نیمه‌نهایی بود. انگلیس بهتر بازی می‌کرد و ما داشتیم کم‌کم متن‌های آغشته به احساسات دلسوزانه خود را برای حذف کرواسی آماده می‌کردیم. متن‌هایی با جملاتی نظیر: آنها تمام تلاش‌شان را کردند؛ بازنده‌های سربلند؛ کرواسی به خستگی خودش باخت؛ و چیزهایی از این دست. من نمی‌دانم بین دو نیمه چه اتفاقی افتاد و دالیچ و بازیکنان کرواسی در آن پانزده دقیقه چه حرف‌هایی رد و بدل کردند. اما تیمی که در ابتدای نیمه دوم به بازی آمد نشان داد که به هیچ عنوان آماده بی‌خیال شدن فینال نیست. بازیکنان کرواسی آمدند که بازی را ببرند. آنها برای خودشان یک «باید» در نظر گرفتند که بر اساس آن هیچ گونه راه برگشتی در کار نباشد.

آنها خواستند که انگلیس را شکست دهند. دنیا پر است از آدم‌هایی که تلاش کرده‌اند به موفقیت برسند. آنها با پیش رو قرار دادن ضرب‌المثل خواستن توانستن است، شروع کرده‌اند به طلب کردن. اما همه می‌دانیم که این صرفا یک ضرب‌المثل است که شاید خیلی از جاها هم کار نکند. مثال زیاد است از آدم‌هایی که خواستند و تلاش هم کردند، اما نتیجه‌ای نگرفتند. به همین دلیل است که بعضی از مردم با گذاشتن یک علامت سوال در انتهای جمله خواستن توانستن است، آن را مورد شک قرار می‌دهند. از آن طرف فیلسوفان هم جمله جالب دیگری گفته‌اند که از لحاظ ساختاری شبیه همان ضرب‌المثل معروف است: بایستن مستلزم توانستن است. به این معنا که فرد در صورتی ملزم به انجام عملی است که بتواند آن را انجام دهد. ممکن است این توانایی بر اساس شرایط متفاوت باشد. توانایی تشخیص، توانایی اختیار، توانایی جسمی و روحی و... هر کدام از این توانایی‌ها را اگر شخص نداشته باشد، «باید» در مورد او عقلانی نیست. عقلانی هم نبود و هر لحظه ناعقلانی‌تر می‌شد، اتفاقاتی که در ورزشگاه لوژنیکی مسکو رخ می‌داد. بازیکنانی که در دو بازی قبلی ٢٤٠ دقیقه دویده بودند، ٢٧٨ کیلومتر، همچنان پا پس نمی‌کشیدند. واقعا کسی از آنها انتظاری نداشت. بایدی که بازیکنان کرواسی برای خودشان گذاشته بودند اصلا منطقی نبود. منطقی نبود، چون هیچ تیمی نتوانسته بود در جام جهانی انجامش دهد. برنده شدن در بازی سوم بعد از دو بازی ١٢٠ دقیقه‌ای. ربطی به هیچ چیزی هم ندارد. بدن است و محدودیت‌های فیزیولوژیکی‌اش. ماهیچه‌های گرفته‌اش. اسید لاکتیک ته‌نشین شده در خونش. اما وقتی قرار است همه چی دیوانه‌وار شود، تلاش دیوانه‌وار باید به غایت برسد. وقتی ایوان پرشیچ گل اول را وارد دروازه انگلیسی‌های مغرور کرد، ما هم به اندازه طرفداران کرواسی دیوانه شدیم و ناخودآگاه برای تلاش مثال زدنی تیم دالیچ دست زدیم. همان زمان که سوال بزرگی توی ذهن ما و تماشاچیان نقش بست: یعنی یک ١٢٠ دقیقه دیگر؟دیگر کار به جنون کشیده بود. سومین ١٢٠ دقیقه متوالی. نه، آنها قطعا تلفات می‌دهند. امکان ندارد تیمی بتواند سه بار پیاپی به فاصله چهار روز ١٢٠ دقیقه فوتبال بازی کند. یک نفر باید می‌رفت وسط بازی و به آن دیوانه‌های کروات می‌گفت شما اصلا نیازی نیست ادامه بدهید. نگاه کنید. همه می‌گویند کار شما عاقلانه نیست. شما دارید به خودتان صدمه می‌زنید. طرفداران می‌گویند، بینندگان تلویزیونی می‌گویند، پزشکان می‌گویند، حتی فیلسوف‌ها هم اعلام کرده‌اند که شما نباید اینقدر بدوید.

قبول که شما می‌خواهید مردم کشورتان را خوشحال کنید، قبول که دوست ندارید حالا که تا اینجا آمده‌اید بروید برای سوم‌چهارمی، قبول که وظیفه اخلاقی خودتان می‌دانید تا سرحد مرگ بجنگید، اما این آموزه معروف کانت را هم در نظر داشته باشید: «فقدان توانایی، از افراد رفع مسوولیت می‌کند. » اما در آن لحظاتی که بازیکنان کرواسی دچار استحاله شده بودند، گوش‌شان به حرف‌های منطقی بدهکار نبود. یا می‌بریم، یا می‌میریم! نگاه خیره کادر فنی و بازیکنان انگلیس به کروات‌ها و سوالی که از خودشان می‌پرسیدند: پس کی اینها خسته می‌شوند؟ احتمالا تمام سیستم‌های آنالیز کامپیوتری انگلیسی‌ها در آن لحظات هنگ کرده بوده. درست مثل مغز سرمربی این تیم که نمی‌دانست باید دقیقا چکار کند. مثل مغز شاگردانش. یاران مودریچ جوری در زمین می‌دویدند که انگار چیزی بعد از این مسابقه وجود ندارد. خود مودریچ آنقدر دوید که رکورددار بیشترین دوندگی جام تا قبل از مرحله فینال لقب بگیرد. ٦٣ کیلومتر! تیم کرواسی تقریبا اندازه حریفش دوید. بعد از آن ٢٧٨ کیلومتر، این‌بار ١٣٩ کیلومتر! منطق حکم می‌کرد نباید ماجرا این شکلی می‌شد. انگلیسی‌ها روی این منطق حساب کرده بودند. با همین منطق به بلژیک باختند و با همین منطق گفتند در نود دقیقه کار کرواسی را تمام می‌کنند. منطقی که با جنون محض به سخره گرفته شد و با گل مانژوکیچ به آتش کشیده شد. بازیکنان کرواسی دویدند تا دیگر کسی جرات نکند توی فوتبال حرف از منطق و عقلانیت بزند. بازیکنان کرواسی دویدند تا همه‌چیز را زیر سوال ببرند، همه‌چیز به جز فوتبال را.

   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
 پربیینده ترین مطالب
  پروشنکو، ملوانان اوکراینی و اعلان جنگ
  روسیه دیپلمات اسلواکی را اخراج کرد
  صالحی امیری و رضوانی به کرواسی می‌روند
  شورای امنیت و تنش میان کوزوو و صربستان
  هزاران پناهجو پشت مرز کرواسی گیر افتادند
  جریمه تیم ملی یونان از سوی یوفا
  جدیدترین سامانه موشکی روسیه در مرزهای اروپا
  عکس/ تداوم اعتراض به قانون کار در مجارستان
  «لوتوس» فینالیست جشنواره زردآلوی زمستانی مقدونیه
  اردوی پرسپولیس شاید در ترکیه
  فراخوان اپوزیسیون ترکیه برای برگزاری اعتراضات
  بن علی یلدریم:بیت المقدس نماد مبارزه است
  بانک مرکزی روسیه نرخ بهره را افزایش داد
  تظاهرات در یونان علیه توافق با تغییر نام مقدونیه
  سقوط جنگنده اوکراینی و مرگ خلبان آن
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
کلیه حقوق محفوظ است؛ استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
info@iranbalkan.net
پشتیبانی توسط: خبرافزار