صفحه اول     سیاسی     اقتصادی     اجتماعی     ورزشی     فرهنگی     تصویری     تماس با ما     تبلیغات     پیوندها     RSS  
شنبه، 29 دی 1397 - 23:44   
  تازه ترین اخبار:  
 
 آخرین مطالب
  چرایی علاقه صرب ها به پوتین
  طرح ترور پوتین در بلگراد خنثی شد
  فرود اضطراری هواپیمای مسکو- دبی
  دیدار نتانیاهو و نخست وزیر رومانی
  اسلوونی همواره از برجام حمایت کرده است
  پوتین خواستار بالکانی باثبات شد
  عدم استقبال اروپا از نشست ضد ایرانی ورشو
  توزیع هزاران کپی از توافق با مقدونیه در یونان
  کوستوریتسا: باورهای دهه هفتاد را کم داریم
  سید حسن خمینی و شکست نشست ورشو
  سفر پوتین به بلگراد
  Dine Karşı Din
  عکس/ کلیسای آنتونیوس مقدس در بلغارستان
  خداوند به مثابه عاشق اول
  دیوار آلمان شرقی؛ آلمان غربی
- اندازه متن: + -  کد خبر: 28466صفحه نخست » یادداشتجمعه، 14 اردیبهشت 1397 - 08:27
یادی از محسن سلیمانی
داود وفایی
  

زمان نمایشگاه کتاب که می رسد یاد مرحوم محسن سلیمانی می افتم. داستان نویس، مترجم، محقق، مرد اندیشه، و رایزن فرهنگی کشورمان در بلگراد؛ و یاد محسن سلیمانی که می افتم نمی دانم چرا ذهنم پر می شود از انبوه واژه های هم خانواده کتاب؛ کلمه، جمله، نوشتن، آگاهی، داستان، اصطلاح، انتشار، ناشر، و کاغذ و قلم. میهمان ویژه امسال نمایشگاه کتاب تهران کشور صربستان است. سال گذشته ایران میهمان نمایشگاه کتاب بلگراد بود. آنان که دستی در کار کتاب دارند و نگاهی به اروپای شرقی و صربستان، خوب می دانند نقش مرحوم سلیمانی در این ارتباط چقدر پررنگ بود. متاسفانه در این چند روز هیچ نامی از او در  گزارش های مربوط به نمایشگاه کتاب دیده نشد، حال آن که واقعا اگر کوشش های سلیمانی نبود نه ایران با آن گستردگی به بلگراد می رفت نه صربستان با هیئت رسمی و فرهنگی خود میهمان تهران می شد. یادم می آید سال ها پیش که در بلگراد بودم نیمه شبی مطالعه یکی از کتاب هایش را به پایان بردم و حس و حالم را برایش نوشتم و فرستادم. کتاب، خاطرات دوران کودکی اش بود و دیدم گذشته ما چقدر شبیه هم بوده و نمی دانسته ایم. دو سه سال بعد وقتی "درویش و مرگ" مشا سلیموویچ را ترجمه کردم و دادم بخواند همچنان در انتهایی ترین اتاق اداره اروپا در کنج خلوت خود بود. یکی دو روز بعد تعریف زیادی از کتاب کرد و برای مصطفی رحماندوست که قرار بود "درویش و مرگ" را منتشر کند نامه ای نوشت و گفت چاپ نشدن این رمان برای جامعه ادبی ما خسارت است. آدم خبرهای نمایشگاه را که دنبال می کند ترس برش می دارد که واقعا همینجوری است؟ یعنی آدم وقتی رفت واقعا رفته است و دیگر یادش هم به فراموشی سپرده می شود. نمایشگاه بهترین فرصت بود برای ذکر نام محسن سلیمانی و به یاد آوردن کارهای مفیدی که در عرصه ادبیات کرده است. ابیات زیر از لسان الغیب، حال و روز ما را چه خوب تصویر می کند:
 یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
 کس نمی‌گوید که یاری داشت حق دوستی
حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد
شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد
محسن سلیمانی با رفتن اش علاوه بر خانواده و خویشاوندان دور و نزدیک، همه دوستان اش را برای همیشه عزادار کرد. یادش گرامی.
 

   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
 پربیینده ترین مطالب
  عکس/ دیدار روسای جمهور ترکیه و کرواسی
  سفر پوتین به بلگراد
  سید حسن خمینی و شکست نشست ورشو
  طرح ترور پوتین در بلگراد خنثی شد
  دیوار آلمان شرقی؛ آلمان غربی
  عدم استقبال اروپا از نشست ضد ایرانی ورشو
  چرایی علاقه صرب ها به پوتین
  اسلوونی همواره از برجام حمایت کرده است
  خداوند به مثابه عاشق اول
  پوتین خواستار بالکانی باثبات شد
  عکس/ کلیسای آنتونیوس مقدس در بلغارستان
  دیدار نتانیاهو و نخست وزیر رومانی
  کوستوریتسا: باورهای دهه هفتاد را کم داریم
  Dine Karşı Din
  توزیع هزاران کپی از توافق با مقدونیه در یونان
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
کلیه حقوق محفوظ است؛ استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
info@iranbalkan.net
پشتیبانی توسط: خبرافزار