صفحه اول     سیاسی     اقتصادی     اجتماعی     ورزشی     فرهنگی     تصویری     تماس با ما     تبلیغات     پیوندها     RSS  
شنبه، 26 آبان 1397 - 19:11   
  تازه ترین اخبار:  
 
 آخرین مطالب
  ایجاد کنسرسیوم فرهنگی ایران با روسیه
  آمریکا تمایلی به ایجاد پایگاه در لهستان ندارد
  عمر من و این هفتاد من مثنوی
  همایش «ابن‌سینا و فلسفه یونان» برگزار می شود
  اوکراین 15 کشتی را توقیف کرد
  همایشی برای قداست مادری در مینسک بلاروس
  رزمایش ناتو؛نمایش قدرت یا افسانه تهدید روسیه؟
  نظامیان اسلوونی در نروژ یخ زدند
  پناهندگی نخست وزیر پیشین مقدونیه به مجارستان
  ترجمه ترکی «کتاب دا» در استانبول رونمایی شد
  دوره‌های جدید آموزش زبان فارسی در صربستان
  انتشار راهنمای زبان بلغاری و فارسی
  منشور یگانگی فرهنگی میان مسلمانان
  حجم تجاری ایران و ترکیه به 12 میلیارد می رسد
  گسترش روابط تجاری و گردشگری ایران و رومانی
- اندازه متن: + -  کد خبر: 27909صفحه نخست » یادداشتپنجشنبه، 19 بهمن 1396 - 09:43
وقتی مهتاب گم شد
پرویز پرستویی
  

امروز وقتی صفحه آخر کتاب «وقتی مهتاب گم شد» را بر هم نهادم، سه نکته من را به خود مشغول کرد؛ چرایی از بی‌نهایت تأثیر‌گذاری کتاب بر روحم، دعا از ته قلب برای شادی روح برادران شهید خوش‌لفظ و نیز درخواست صبر عظیم خداوندی برای مادر گرامی این شهیدان.  و به خود می‌گویم که در معنا، هر ترکش نشسته بر وجود علی خوش‌زخم‌ها، ارزش دریافت ‌هزاران‌باره طلای المپیک برای عطش سیری‌ناپذیر هر قهرمان را داشته... . ولی نه، باز حرفم را خاضعانه پس می‌گیرم؛ چون قیاس غلط، نابجا و حقیری برای این‌چنین مردانی است... . فقط می‌توانم از ته دل و برای همیشه افتخار کنم که در سرزمینی زندگی می‌کنم که این‌چنین قهرمانانی نه در افسانه که در واقعیت دارد. بی‌شک با خواندن این کتاب هر ایرانی منصفی نیز به داشتن چنین مردان فرااسطوره‌ای بی‌ادعایی در جهان افتخار خواهد کرد.

دقیق‌تر بگویم، تک‌تک سطور کتاب «وقتی مهتاب گم شد» برای من نقش استادی را دارد که با اشاراتش از او یاد می‌گیرم چگونه آرزومندانه بتوانم راه بی‌آلایش این مردان عاشق خدا را ادامه دهم؛ همچنان که مانند خود، برای دولتمردان کشورم نیز دعا دارم تا فارغ از هر تعلق، این کتاب را خوانده تا تأثیری عملی برای خدمت بیشتر به مردمان کشور بگیرند.  در آخر فاش از ترس و اعترافم نیز بگویم: ترس دارم که خدای‌ناکرده و به ‌واسطه قیل‌وقال‌ها و به‌عنوان بندگان ناچیز همین خداوند، دچار این غفلت و گمراهی بزرگ شویم که راه شهید خوش‌لفظ‌ها و عمل‌شان را به‌عنوان یگانه چراغ نجات این کشور فراموش کرده و از مسیرشان خارج شویم.  و این اعتراف را دارم که در تمام مدت مطالعه کتاب و آشنایی با روحیه این مرد بزرگ یعنی علی‌آقای خوش‌زخم، رفتار و خاطرات برادر شهیدم بهروز، من را در همه فرازونشیب ماجراها، مانند قهرمان خاطرات کتاب همراهی می‌کرد.  دعا می‌کنم باز خدایا، روح همگی‌شان شاد و یادشان گرامی.

شرق

   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
 پربیینده ترین مطالب
  نظامیان اسلوونی در نروژ یخ زدند
  پناهندگی نخست وزیر پیشین مقدونیه به مجارستان
  رزمایش ناتو؛نمایش قدرت یا افسانه تهدید روسیه؟
  همایش «ابن‌سینا و فلسفه یونان» برگزار می شود
  اوکراین 15 کشتی را توقیف کرد
  همایشی برای قداست مادری در مینسک بلاروس
  عمر من و این هفتاد من مثنوی
  ایجاد کنسرسیوم فرهنگی ایران با روسیه
  آمریکا تمایلی به ایجاد پایگاه در لهستان ندارد
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
کلیه حقوق محفوظ است؛ استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
info@iranbalkan.net
پشتیبانی توسط: خبرافزار