صفحه اول     سیاسی     اقتصادی     اجتماعی     ورزشی     فرهنگی     تصویری     تماس با ما     تبلیغات     پیوندها     RSS  
دوشنبه، 3 اردیبهشت 1397 - 03:35   
  تازه ترین اخبار:  
 
 آخرین مطالب
  حضور فعال ایران در نمایشگاه کتاب سارایوو
  روسیه با شکست بوسنی حریف ایران شد
  هنرمندان اسلواکی به ایران می‌آیند
  حمله افراد ناشناس به نیروهای امنیتی یونان
  نوع نوشتن کافکا معرکه است
  انیمیشن «بدو رستم بدو» به صربستان می رود
  پیوند سرنوشت کشیش مسیحی با فتح‌الله گولن
  جایزه پوشکین فینالیست‌های ۲۰۱۸ را شناخت
  رسوم جالب ازدواج در ترکیه
  برای میلوش فورمن فیلمساز برجسته جمهوری چک
  تفاوت آزمون قرآنی بلغاری‌ها با ایران
  نگاهی به سینمای مجید مجیدی
  فرصت آخر اردوغان
  جمهوری چک و لغو ممنوعیت صادرات به ایران
  قاتل کریمیان، مدیر جم در ترکیه دستگیر شد
- اندازه متن: + -  کد خبر: 27488صفحه نخست » گفتگودوشنبه، 4 دی 1396 - 09:05
خاص بودن مهاجران لهستانی
رکسانا مهرافزون
  

رکسانا مهرافزون در تجربه بدیع تئاتری، نوجوانان ایرانی را با مسئله مهاجرت لهستانیان به ایران درگیر می‌کند و در کنار آن به موضوع «بحران آب» به‌عنوان مسئله حاد این زمان می‌پردازد و حاصل آن را در نمایشی با عنوان «اصفهان، شهر بچه‌های لهستان» به نویسندگی و دراماتورژی محمد چرمشیر در تئاتر شهر روی صحنه می‌برد.

به گزارش پایگاه تحلیلی – خبری ایران بالکان (ایربا) به نقل از شرق، با این کارگردان درباره تجربه این اجرا و تجربه کار با نوجوانان به گفت‌وگو پرداختیم.

 میروسلاو کوچور، منتقد لهستانی، نمایش «اصفهان، شهر بچه‌های لهستان» را از لحاظ اجرائی شبیه به شیوه اجرائی گروتفسکی ارزیابی کرده است. چطور به فرم اجرائی نهایی خود رسیدید؟

برای توضیح فرم این اجرا باید به چند نکته توجه کرد که رابطه تنگاتنگی دارد با روشی که گروه ما در آموزش تئاتر به کودک و نوجوان دنبال می‌کند. تئاتر در این روش آموزشی دربرگیرنده توجه به هنرهای مختلف است در کنار یافتن راه درست بیان احساسات از طریق بالابردن اعتمادبه‌نفسِ آموزش‌گیرنده در جهت بروز خلاقیت‌های فردی و مشارکت‌دادن آن در خلاقیت‌های جمعی. در این روش آموزشی شرکت هدفمند آموزش‌گیرنده لازم و ضروری است به همین دلیل آموزش‌گیرنده باید پروژه‌ای را طراحی کند. آن را تعریف کرده و در پی یافتن راهی باشد برای چگونگی گسترش آن. کار من به‌عنوان هدایت‌کننده روند این روش آموزشی، برای شروعِ پروژه اصفهان، شهر بچه‌های لهستان، با پژوهش آغاز شد. مرحله اول مطالعه منابع موجود در مورد تئاتر کودک بود. با توجه به نوع تمرین‌های (بازی‌های نمایشی) موجود در این کتاب‌ها، مطالعه منبع این تمرین‌ها ضروری بود. من باید به سراغ منبع این تمرین‌ها یا همان متد یا روش‌های معروف تمرین تئاتر برای بازیگران حرفه‌ای می‌رفتم. پس روش افرادی مانند: میرهولد، استانیسلاوسکی، گروتفسکی، آنتونن آرتو، آگوستو بوآل، ژان لکوک و... را مورد توجه قرار دادم. از همه بیشتر روش گروتفسکی به نیازهای آموزشی ما نزدیک بود. بعدتر هم شرکت در کارگاه‌های آقای «رائول» که از اعضای گروه آقای «یوجین باربا» بودند و دیدن اجرای نمایش «آرمینه سیسترز» به کارگردانی «آقای یاروسلاو فرت» آرام آرام ایده‌های اولیه برای طراحی کارگاه‌های آموزشی را برای من پدید آورد. یکی دیگر از بخش‌های پیش‌برنده ایده‌های اولیه؛ دیدن روش تمرین «آقای آتیلا پسیانی» بود. نکته مهم روش کار آقای پسیانی این بود که ایشان ویژگی‌های بازیگران را می‌بینند و به آنها کمک می‌کنند که با توجه به ویژگی‌های فردی خود به نقش‌شان نزدیک شده و از ویژگی‌هایشان در جهت نزدیک‌شدن به نقش و اجرا استفاده کنند.  بخش دیگری که به ایده‌های اولیه برای شکل‌گیری فرم کمک کرد پیشنهادهایی بود که از خود متن که توسط آقای محمد چرمشیر نوشته شده بود، به دست آمد.  بنابراین فرم اجرا از پیش انتخاب‌شده نبود بلکه مجموعه‌ای از ایده‌ها و تمرین‌هایی بود که براساس مشارکت خلاقانه آموزش‌دهندگان و آموزش‌گیرندگان طراحی شد. این مجموعه در کنار پژوهش‌های انجام‌شده در مورد تاریخ این رویداد به چیزی منتهی شد که فُرم اجرائی این نمایش خوانده می‌شود.

 در این نمایش، تئاتر به‌مثابه کنش اجتماعی، هم نسبت به مسئله جنگ و در پی آن مهاجرت و هم نسبت به مسئله کمبود آب در جهان سخنی دارد. چطور به التقاط این دو سوژه رسیدید و در پی آن به روایتی تاریخی، مستند دست یافتید؟

در سال ٢٠١٣ از طرف مؤسسه پژوهشی کودکان دنیا همراه با گروهی از کودکان در جشنواره‌ای مختص کودکان و نوجوانان در لهستان شرکت کردم. برای شرکت در این جشنواره مجموعه کلاس‌هایی برای من و بچه‌ها طراحی شد. در این کلاس‌ها ما در کنار آشنایی با تاریخ، فرهنگ و رسوم کشور خودمان با خصوصیات قومی و فرهنگی و تاریخی کشور لهستان هم آشنا شدیم. یکی از مهم‌ترین وقایعی که با آن آشنا شدیم، رویداد مهاجرت گروهی از لهستانیان در زمان جنگ جهانی دوم به ایران بود. نکته‌ای که در این رویداد توجه ما را جلب کرد، این بود که اکثریت این مهاجر – پناه‌جویان زنان و کودکان خردسال بی‌سرپرست بودند. در آن زمان سعی کردیم موضوع این مهاجرت را از منظر آن کودکان نگاه کنیم. این پناه‌جویان ماه‌ها و شاید سال‌ها در سفر بودند، به کشورهای زیادی رفتند و یاد گرفتند و یاد دادند. آن روز در ذهن ما این کودکان نوعی پیام‌آوران صلح بودند. اگر هرکدام از آنها یک لالایی از کشوری یاد گرفته و به کشور دیگر بُرده بودند، می‌توانستند یک نقطه اشتراک بین کودکان کشورهایی که رفته بودند، به وجود بیاورند.

مسئله مهاجرت و در کنار آن موضوع آب که در آن زمان در مؤسسه پژوهشی کودکان دنیا در مورد آن تحقیق می‌کردیم، به اضافه دیدن فیلم مستندی در‌مورد خشک‌سالی جهان در سال ٢٠٥٠ و شروع مهاجرت اجباری به‌خاطر کمبود آب این دو موضوع را برای ما به هم نزدیک کرد.  پس از مطرح‌کردن این دو موضوع با آقای چرمشیر، متن توسط ایشان نوشته شد و در ادامه گروه پژوهش شامل من، آگاتا مازورکیه ویچ، سارا رمضانی، پارسا ناظری، امیر نقوی، ایده ابوطالبی، باران یوسفی کار خود را آغاز کرد.

امروز آرزو و برنامه آینده گروه ما، باشگاه نوجوانان «لَدِر تیم»، برگزاری پروژه‌ای با نوجوانی از کشورهای مختلف دنیا برای بررسی رویکرد هر کشور نسبت به آب و جلب توجه مردم کشورهای مختلف به موضوع بی‌آبی و مهاجرت اجباری در سال‌های آینده است.

 نسبت تئاتر و مهاجرت برای شما چگونه است؟

ما اگر موضوع مهاجرت را از منظر کودکان نگاه کنیم ارتباط مستقیمی در آن با اصل تئاتر پیدا می‌کنیم. کودکان در هر جایی که باشند با هر فرهنگ و زبانی هر لحظه می‌خواهند با دیگران، چه کودک و چه بزرگ‌سال ارتباط برقرار کنند. وقتی زبان یکدیگر را نمی‌دانند سراغ یافتن راه‌هایی از جمله فهم حرکات دیگران برای ارتباط‌گرفتن می‌روند. بازی‌هایی یا کلماتی و شعرهایی از کشور و فرهنگ خود را به کودک کشور دیگر آموزش می‌دهند. این درست همان کاری است که در تئاتر اتفاق می‌افتد». شکنر در کتاب «نظریه اجرا» نکات مهمی درباره ارتباط نمایش، بازی، آیین و برقراری ارتباط را متذکر شده است.

 اساسا از نظر شما چرا باید در یک تئاتر مسئله «مهاجرت لهستانی‌ها» را بازنمایی کرد؟ اهمیت این سوژه در چیست؟

فکر می‌کنم بهترین جواب به این سؤال شما نقل‌قولی از آقای خسرو سینایی باشد درباره یک فیلسوف لهستانی. این فیلسوف می‌گوید: فجایع تاریخ تکرار می‌شوند چون نسل جدید فراموش می‌کند که چه بر سر نسل‌های گذشته آمده است. همان‌طور که قبل‌تر گفتم، نسل‌های آینده شاهد مهاجرت‌هایی به خاطر رویدادهای طبیعی خواهند بود و چه خوب که امروز جزئیات تجربیات گذشتگان را بدانند. دومین نکته خاص‌بودن مهاجران لهستانی در زمان جنگ جهانی دوم است، تعداد زیادی کودک بی‌سرپرست که سال‌ها از کشوری به کشور دیگری رفتند و در این راه با مردمان آن کشور زندگی کردند و فرهنگ آن کشورها را آموختند و آموزش دادند.

 درباره رویکردتان به تئاتر مستند توضیح دهید.

همان‌طور که درباره روش آموزشی‌ای که گروه ما دنبال می‌کند توضیح دادم؛ پژوهش و گردآوری اطلاعات برای به‌دست‌آوردن ایده و خلاقیت نکته مهم و اساسی است. در این روش شرکت‌کنندگان به جای آموزش اجباری، لذت دانستن و در ادامه خلاق‌بودن را تجربه می‌کنند و به‌جای رقابت برای نمره بهتر و دیده‌شدن، لذت به‌ثمررساندن یک پروژه گروهی و تشویق‌شدن گروهی را تجربه می‌کنند.

ویژگی‌های تئاتر مستند در اینجا کمک می‌کند تا آموزش‌گیرنده سعی کند به‌جای خوب و بدکردن یک رویداد، اصل آن را با دلایل مستند به بینندگان خود نشان دهد و تصمیم و قضاوت را برعهده خود آنان بگذارد. به نظر می‌رسد برای نسل جوان دعوت به دیدن یک موضوع و فکرکردن در‌مورد آن روش بهتری از دادن هرگونه مانیفست باشد.

 از نقش محمد چرمشیر در پیکره‌بندی این اثر و به‌متن تبدیل‌شدنش بگویید.

درواقع موضوع این اجرا در حد ایده‌های پراکنده‌ای در مورد کودکان مهاجر لهستانی، تاریخ، مسئله پناه‌جویان در دنیای امروز، مسئله آب و خشک‌سالی، مراسم آیینی کشورها و... بود که ما در‌موردشان با آقای چرمشیر صحبت کردیم و ایشان با توجه به نیاز‌های روش آموزشی ما و شناختی که از تاریخ لهستان و ایران و تاریخ تئاتر لهستان داشتند متن را برای ما آماده کردند. همچنین ایشان در ادامه برگزاری کارگاه‌ها در لهستان و بعدتر در ایران به‌عنوان مشاور در کنار برگزارکنندگان پروژه حضور داشتند.

 شما در ابتدای نمایش توضیح می‌دهید که تماشاگران باید این تئاتر را با همه بدن خود حس کنند و به‌همین سبب همه روی زمین و در مکعبی میان صحنه می‌نشینند. لزوم این ایده (لمس تئاتر با همه بدن) و اجرائی‌شدنش چه بود؟

نحوه نشستن تماشاگران روی زمین، مانند اضافه‌کردن بو به نمایش یا تغییر زاویه دید تماشاگران و نزدیک‌ترشدنشان به بازیگران در کارهای بسیاری از کارگردانان اتفاق افتاده است. ما هم قصد داشتیم نوع تجربه تماشاگران را با دعوتشان به نشستن روی زمین در فضایی محدود، تغییر دهیم. این نوع نشستن با توجه به مبحث «فهم بدنی» که در علم نوروساینس مطرح می‌شود، می‌تواند تماشاگران را به تجربه پناه‌جویان لهستانی که ماه‌ها و هفته‌ها در قطارهای باری بدون صندلی در کنار یکدیگر می‌نشستند، نزدیک‌تر کند.

عسل عباسیان

   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
 پربیینده ترین مطالب
  فرصت آخر اردوغان
  قاتل کریمیان، مدیر جم در ترکیه دستگیر شد
  رسوم جالب ازدواج در ترکیه
  داربی استانبول به خون کشیده شد
  افزایش خشونت خانوادگی در صربستان
  مخالفت رومانی با انتقال سفارتش به قدس
  جشن 80 سالگی استانکو پابلوکوویچ در کرواسی
  جمهوری چک و لغو ممنوعیت صادرات به ایران
  پیروزی والیبال نشسته ایران مقابل بوسنی
  نگاهی به سینمای مجید مجیدی
  تفاوت آزمون قرآنی بلغاری‌ها با ایران
  اروپا با برجام چه می‌کند
  پیوند سرنوشت کشیش مسیحی با فتح‌الله گولن
  هنرمندان اسلواکی به ایران می‌آیند
  نوع نوشتن کافکا معرکه است
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
کلیه حقوق محفوظ است؛ استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
info@iranbalkan.net
پشتیبانی توسط: خبرافزار