صفحه اول     سیاسی     اقتصادی     اجتماعی     ورزشی     فرهنگی     تصویری     تماس با ما     تبلیغات     پیوندها     RSS  
چهارشنبه، 1 آذر 1396 - 18:26   
  تازه ترین اخبار:  
 
 آخرین مطالب
  شریعتی چالشگر آگاهی‌بخش
  یونان و مقدونیه؛ مذاکرات بی‌حاصل!
  فرصت‌ها و تهدیدهای روابط ایران و اروپا
  بزرگداشت استاد شهریار در استانبول
  افت فاحش شجاعی از نظر سایت یونانی
  تعویق دادگاه رضا ضراب/ سقوط لیر ترکیه
  راه‌اندازی بزرگترین کارخانه خودروسازی بلاروس
  ادای احترام اسلوونیایی ها به جان باختگان ایرانی
  رومانی در آستانه خرید سیستم موشکی پاتریوت
  سوروس مجارستان را به دروغگویی متهم کرد
  آغاز هفته فیلم اروپایی در تبریز
  اجرای پروژه مشترک ایران و لهستان در اصفهان
  مخاطرات اروپای بدون آلمان
  برانکو: همیشه پیروز شدن کار ساده‌ای نیست
  بیگانگی با ادبیات کهن
- اندازه متن: + -  کد خبر: 27113صفحه نخست » گزارشسه شنبه، 16 آبان 1396 - 09:43
نمایش سهروردی
احمد طالبی‌نژاد
  

در غوغایی که فضای تئاتر ایران را در برگرفته و همین جور از در و دیوار نمایش وسالن‌های جدید نمایش و نویسنده و کارگردان می‌جوشد، تنها چیزی که انگار فراموش شده، اقتباس از متون کلاسیک ادبیات، تاریخ و دیگر عناصر مایه افتخار ما ایرانیان است. این همه حوادث مهم و شخصیت‌های تاثیرگذار در تاریخ این ملک حضور داشته و دارند و اغلب کسان از آنان بی‌خبرند. اگر از آنان بپرسید درباره شیخ شهاب‌الدین سهروردی چه می‌دانید، اغلب خواهند گفت نام خیابانی است در تهران. و خب حق هم دارند، چون این شخصیت بزرگ به مردم سرزمینش شناسانده نشده است. در چنین وانفسایی یک گروه حرفه‌ای و کهنه‌کار، نمایشی بر صحنه تالار وحدت برده‌اند که زندگی، مرام و تفکرات شیخ شهاب‌الدن سهروردی بنیان‌گذار تفکر اشراقی که می‌توان آن را در سه واژه «کشف و شهود فردی» خلاصه کرد را، در بر می‌گیرد. صرف نظر از اجرا، خود متن نوشته شکرخدا گودرزی که در ضمن کارگردان نمایش هم هست، می‌کوشد با زبانی ساده، روان و در عین حال وزین، پرده از رازهای زندگی یک بنده واقعی خداوند بر دارد. زندگی مردی که درک متفاوتی از دیگران نسبت به هستی دارد؛ به همین دلیل علما و قضات و دیگر مدعیان دینداری که نان‌شان از جهل مردمان به دست می‌آید، بر او که به قول خودش تنها دارایی‌اش تن‌پوش ساده‌ای است که بر تن دارد، می‌شورند و او نیز چونان دیگر بندگان پاکباز به پیشباز مرگ می‌رود. چنان که حسنک وزیر، حلاج و عین‌القضات، امیرکبیر و دیگر اندیشمندان در مسیحیت و یهودیت و اسلام رفتند؛ تا سخن حق بر جای بماند.

به گزارش پایگاه تحلیلی – خبری ایران بالکان (ایربا) به نقل از اعتماد، یحیا ملقب به شیخ شهاب‌الدین، یک‌تنه در مقابل دارندگان بیرق سیاه که خود را مسلمان‌تر از پیامبر می‌دانند، قد علم می‌کند. تنها دو نفر از وی حمایت می‌کنند سارا دختر کرد ایرانی که با خانواده‌اش به حلب کوچ کرده‌اند که آن زمان‌ها یکی از پایتخت‌های فرهنگی جهان بود و دیگری امیر حلب که فرزند صلاح‌الدین ایوبی بوده اما مردی آزاداندیش و دارای منطق و نه چون دیگر امیران و حاکمان شیفته قدرت و صلابت ساختگی. در مقابل یحیا، سیاهپوشان قرار گرفته‌اند که چشم و گوش بر حقیقت بسته‌اند. با اشاراتی که شد، گمان می‌برم شما هم متوجه شده‌اید که شکرخدا گودرزی زندگی و زمان سهروردی را بهانه‌ای قرار داده تا به امروز جهان اسلام که در آتش گمراهی و نادانی و تعصب‌های کور می‌سوزد، اشاره کند. مرکز ثقل حوادث شهر حلب است. حلبی که در روزگاران گذشته جایگاه بسیاری از تحولات فکری و فرهنگی جهان اسلام بود و امروز خرابه‌ای هولناک از آن باقی مانده به نشانه ایلغار سیاهپوشانی که با اسلحه‌های مدرن از افکار کهن پاسداری می‌کنند.

در این میان شهاب‌الدین جوان می‌کوشد منادی صلح و آرامش و رستگاری باشد؛ در حالی که این فضیلت‌ها در پس افکار پوسیده و قرون وسطایی دارد به کل محو می‌شود. کافی است نگاهی به خاورمیانه بیندازیم که دارد در آتش جهل و خشونت می‌سوزد. از سوی دیگر پیداست که گودرزی در پرداخت متن از شخصیت‌سازی – شباهت دفاعیات سهروردی و سر تاماس مور در مردی برای تمام فصول - گرفته تا نوع دیالوگ‌نویسی و حتی میزانسن‌ها، نمایشنامه مذکور نوشته رابرت بولت را مد نظر قرار داده و اصلا اسکلت‌بندی کار یادآور آن اثر ارزشمند است چه گودرزی تایید کند چه نکند و همچون برخی خود را به تجاهل بزند و بگوید من آن نمایشنامه را نخوانده‌ام و این البته اشکالی ندارد که هیچ، «مردی برای تمام فصول» یک «کالت» برجسته است و می‌تواند سرمشق همه درام‌نویسان باشد. مضمون مشترک هر دو اثر، مقاومت صادقانه و تا سر حد مرگ برای اثبات حقانیت اندیشه‌های خویش است.

بهتر بگویم عدم سازشکاری در مقابل هرچه ناحق است و ما در تاریخ سیاسی و احتماعی‌مان از این نمونه‌ها کم نداریم. مثلا ماجرای محاکمه و بر‌دار کردن حسنک وزیر که رد پایش را در این نمایش هم می‌بینیم. چنان که خوانده‌ایم هنگامی که حسنک بر‌دار می‌شود و چند روزی می‌گذرد، مادر شجاعش به نزدیکی چوبه‌دار می‌آید و با گفتن این جمله « بزرگا مردا که این پسرم بود که پادشاهی چون محمود این جهان بدو داد و سلطانی چون مسعود آن جهان را » در نمایش سهروردی هم دایه (جانشین مادر) و دخترش سارا واپسین کسانی هستند که در زیر چوبه‌دار از حقانیت این مرد آزاده دفاع می‌کنند. بپردازیم به اجرا. در یک سوم نخست اجرا به نظر می‌رسد با یکی از همین نمایش‌های مثلا تاریخی یا مذهبی روبه‌رو هستیم که می‌رود حوصله‌تان را سر ببرد و قید تماشایش را بزنید و در تاریکی سالن، فرار کنید اما این حس دیری نمی‌پاید و از صحنه رقص به بعد که سهرودی جوان هم با رقصندگان همراهی می‌کند و همین هم می‌شود یکی از اتهاماتش در دادگاه فرمایشی، نمایش جان تازه‌ای می‌گیرد و سپس با تکیه بر قدرت کلام چند وجهی و اشارات مستقیم و غیرمستقیمی که به روزگار ما می‌شود- مثلا نقش یک روشنفکر نسبتا امروزی با عینک و پالتو و کفش معمولی با بازی درخشان حبیب دهقان‌نسب، یا نوع چیدمان مجلس مناظره که به جلسه محاکمه تبدیل می‌شود، نمایش به مرحله‌ای از عمق و معنا می‌رسد که نمی‌توان چشم از صحنه برداشت و گوش بر کلام بست. به ویژه بازی گرم اصغر همت به نقش قاضی رکن‌الدین قاضی‌القضات حلب که یادآور برخی قضات نام‌آشنای خودمان است، والبته بازی‌های گرم و ستودنی دیگران از جمله الهام جعفرنژاد (سارا) افسر اسدی (مادرخواند یا دایه سهروردی) فخرالدین صدیق شریف افتخارالعلما و... که برخی از آنها پس از سال‌ها دوری دوباره به صحنه بازگشته‌اند.

موسیقی زنده نمایش ساخته بهزاد عبدی که در سینما هم چند اثر جذاب آفرید، به رهبری بهنام کلاه‌بخش و یاسر خاسب این جوان هنرمند خوزستانی که یک‌تنه مبتکر و مدافع رقص بیو مکانیک است و سرپرستی گروه رقصندگان نمایش را بر عهده داشته است از جمله امتیاز‌های اجرایی نمایش سهروردی به حساب می‌آید. ممکن است نمایش‌هایی از این دست که بوی کهنگی می‌دهند، برای مخاطبان امروزی تئاتر ما که کم حوصله‌اند، چندان دلچسب نباشد اما حتی اگر متن این نمایشنامه را بی‌هیچ میزانسنی بخوانیم، چنان انباشه از مفاهیم سترگ و در عین حال ساده است که مخاطب را مجذوب می‌کند. چه رسد به اجرایی که با توجه به فضای متن، همه عناصر جذاب را در خود دارد.

   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
 پربیینده ترین مطالب
  مخاطرات اروپای بدون آلمان
  ادای احترام اسلوونیایی ها به جان باختگان ایرانی
  بیگانگی با ادبیات کهن
  Henry Kissinger: Üçüncü dünya savaşı yolda
  اجرای پروژه مشترک ایران و لهستان در اصفهان
  آغاز هفته فیلم اروپایی در تبریز
  سوروس مجارستان را به دروغگویی متهم کرد
  منافع ملی بر منافع قومی مقدم است
  رومانی در آستانه خرید سیستم موشکی پاتریوت
  تعویق دادگاه رضا ضراب/ سقوط لیر ترکیه
  بزرگداشت استاد شهریار در استانبول
  برانکو: همیشه پیروز شدن کار ساده‌ای نیست
  راه‌اندازی بزرگترین کارخانه خودروسازی بلاروس
  افت فاحش شجاعی از نظر سایت یونانی
  فرصت‌ها و تهدیدهای روابط ایران و اروپا
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
کلیه حقوق محفوظ است؛ استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
info@iranbalkan.net
پشتیبانی توسط: خبرافزار