صفحه اول     سیاسی     اقتصادی     اجتماعی     ورزشی     فرهنگی     تصویری     تماس با ما     تبلیغات     پیوندها     RSS  
چهارشنبه، 22 آذر 1396 - 10:57   
  تازه ترین اخبار:  
 
 آخرین مطالب
  اختلاف بر سر نام جمهوری مقدونیه
  استانبول میزبان سران کشورهای اسلامی
  واکنش "ستاره استقلال" به پیشنهاد یونانى
  برنامه تشکیل اتحاد دفاعی اروپا کلید خورد
  رسوایی فروش سلاح‌های یونانی به عربستان
  عکس/ دو بانوی کروات با پوشش سنتی
  عکس/بزرگداشت داناایلوف بازیگر معروف بلغاری
  مالک آپارتمان ما/ طنزی از عزیز نسین
  عکس/بارش برف سنگین در کرواسی
  عکس/ ادی راما نخست وزیر آلبانی
  سفارت ایران در بلگراد بیانیه صادر کرد
  اعتصاب اطلاعاتی های اسلوونی در لوبلیانا
  ایران در نمایشگاه خیریه «رم اکسپو» رومانی
  نشست کمیته پارلمانی مجالس ایران و بلغارستان
  اظهارات روشنگرانه سفیر ایران در صربستان
- اندازه متن: + -  کد خبر: 26408صفحه نخست » جدیدترین اخبارجمعه، 13 مرداد 1396 - 10:34
داستان یک کاروانسرای قدیمی در سارایوو
  

با همراهان سفر در منطقه قدیمی سارایوو که اسمش منطقه «باشچارچیا» است قدم می‌زدیم و دنبال جایی می‌گشتیم که شام بخوریم. از یک در چوبی وارد شدیم. محصولات مغازه‌ای توجهمان را جلب کرد. مغازه پر از فرش بود. بیشتر که چشم گرداندیم محصولات آشناتری دیدیم، از صنایع دستی ایرانی. انگار که وارد یک مغازه ایرانی شده بودیم. همان لحظه فروشنده مغازه جلو آمد، به انگلیسی سلام و احوالپرسی کردیم. یک بروشور به من داد و رفت داخل. بروشور را باز کردم. توی آن نوشته بود که مغازه برای آقایی است به نام «پرویز محمدی». با هیجان بچه‌ها را صدا کردم و گفتم که صاحب این مغازه ایرانی است.

به گزارش پایگاه تحلیلی – خبری ایران بالکان (ایربا) به نقل از دستخط های ماندگار، آقا پرویز داخل مغازه بود. وارد که شدیم، تعجب کردیم، آنجا یک مغازه نبود. یک نمایشگاه کامل و بزرگ بود از هنر ایرانی. آقا پرویز تا فهمید ایرانی هستیم، سریع صحبتش با مشتری‌ها را تمام کرد و آمد پیش ما. خیلی خوشحال بود که ما را دیده. ما بیشتر از او خوشحال بودیم که یک ایرانی را در آنجا دیده‌ایم. آقا پرویز وسط نمایشگاه زیبایش ایستاد و برایمان صحبت کرد. از سابقه فرهنگ و زبان ایرانی در بوسنی و هرزگوین گفت:

«1700 قبل از میلاد، «ایل ایرها» یعنی «طایفه ایرانی‌ها» می‌آیند در سارایوو مستقر می‌شوند. یعنی از 3700 سال پیش ارتباط بین بوسنی و ایران بوده. در دوره «میترائیزم»، قرن سوم قبل از میلاد، دین میتراییزم که ایرانی است در اینجا نفوذ داشته. الان در بوسنی 16 معبد میترا داریم. بعد از آن نوعی از مسیحیت با دین مانوی ما مخلوط می‌شود به نام «بوگومیل» یعنی خداپرستان. بعد گروهی از عرفای خراسان به اینجا می‌آیند، قبل از اینکه عثمانی‌ها بیایند. شاید تعجب بکنید، الان اینجا در جنگل پرتی قبری هست به نام «سید حسین خراسانی» که حدود 400 سال پیش به اینجا آمده. اینجا اسامی داریم به نام «هِرستم». ما می‌گوییم رستم، ولی این‌ها می‌گویند هرستم. این اسم از زبان فارسی قدیمی مانده. منطقه‌ای داریم اینجا به نام «پرویز» که همنام من است. همه این ها نشان می‌دهد که از قدیم ارتباط بین ایران و بوسنی بوده. تا 70 سال پیش در مکتبخانه‌ها زبان فارسی، خوانده می‌شده. «پندنامه» عطار و «گلستان» سعدی خوانده می‌شده. یکی از قدیمی‌ترین تفسیرها که بر دیوان حافظ نوشته شده تفسیر «احمد سودی بوسنوی» است. در ایران تفسیر سودی می‌خوانند فکر می‌کنند ایرانی است در صورتی که سودی بوسنیایی است. همه اینها نشان می‌دهد در جای جای دنیا فرهنگ ما نفوذ داشته.»

نمایشگاه بسیار زیبای آقا پرویز دلمان را برده بود. آقا پرویز گفت «اینجا یک موزه هنری منحصر به فرد در اروپاست. ما شب شعر در اینجا داریم، گروه موسیقی می آوریم و اجرا می کنیم. سعی کردیم که هنر ایرانی اسلامی را ببریم در قلب مردم دنیا.»

از آقاپرویز پرسیدم که چطور از اینجا سر درآورده. خندید و گفت «من در ترکیه بودم، برادرم آنجا تحصیل می‌کرد. خانواده‌ام می خواستند من پزشک بشوم. ولی من دنبال هنر بودم. آن زمان در یوگسلاوی خواندن پزشکی آسان بود. من آمدم اینجا و ماندگار شدم. سه سال پزشکی خواندم و بعد رها کردم رفتم باستان‌شناسی خواندم.»
آقا پرویز برگشت و فرش پشت سرش را که به دیوار آویزان بود، کنار زد. چیز عجیبی دیدم. یک شعر فارسی روی دیوار بود:

گویند که دوزخی بود مردم مست
حرفی‌ست خلاف و دل در او نتوان بست
گر عاشق و مست دوزخی خواهد بود
فردا نگری بهشت را چون کفِ دست

آقاپرویز گفت «حدود 45 سال پیش رباعیات خیام را روی دیوارهای اینجا نوشته اند.» از دیدن شعرهای فارسی روی دیوارهای کاروانسرای موریچا هان خیلی تعجب کردم.

آن شب آشنایی و همکلام شدن با آقا پرویز برای همه ما یک شب به یادماندنی رقم زد و ما مفتخر بودیم از دیدن دستخط‌های ماندگار به زبان فارسی که روی دیوارهای کاروانسرای موریچا هان شهر سارایوو جا خوش کرده‌اند.

آن شب ما از آن درب چوبی وارد «موریچا هان»، کاروانسرای قدیمی شهر سارایوو در منطقه باشچارچیا شده بودیم. کاروانسرایی که در اختیار اداره اوقاف بوسنی بود. موریچا هان را در پایان قرن شانزدهم و شروع قرن هفدهم ساختند. ظاهراً این کاروانسرا آخرین کاروانسرا در منطقه بالکان است که حفظ شده. اسم موریچا هان هم مربوط می‌شود به خانواده «موریچ» که صاحبان کاروانسرا بودند. وقتی موریچا هان از آخرین آتش‌سوزی در دسامبر 1957، جان سالم به در می‌برد، در طی سال‌های 1971 تا 1974، یعنی حدود 45 سال پیش، آن را بازسازی می‌کنند و آن موقع است که دیوارهایش را با کتیبه‌های خوش‌نویسی‌شده از اشعار عمر خیام، فیلسوف، ریاضیدان، ستاره‌شناس و شاعر ایرانی تزئین می‌کنند.

   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
 پربیینده ترین مطالب
  یونان برخی جزایر خود را تخلیه می کند
  اظهارات روشنگرانه سفیر ایران در صربستان
  ماراتن در بلگراد
  معرفی آثار داستانی مائده مرتضوی در آنکارا
  اوکراین، فقیرترین کشور اروپا
  سفارت ایران در بلگراد بیانیه صادر کرد
  موگرینی و عدم انتقال سفارت چک به بیت المقدس
  عکس/ ادی راما نخست وزیر آلبانی
  روحانی به ترکیه می‌رود
  انقلاب اکتبر به نفع ما بود
  عکس/بارش برف سنگین در کرواسی
  کرواسی؛ در اندیشه تکرار روزهای روشن
  پایان دوره آموزش زبان فارسی در استانبول
  پوتین و اردوغان دیدار کردند
  اجرای موسیقی ایرانی در مسکو
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
کلیه حقوق محفوظ است؛ استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
info@iranbalkan.net
پشتیبانی توسط: خبرافزار