صفحه اول     سیاسی     اقتصادی     اجتماعی     ورزشی     فرهنگی     تصویری     تماس با ما     تبلیغات     پیوندها     RSS   پنجشنبه، 20 بهمن 1390 - 22:51   
  تازه ترین اخبار:نواک جووکویچ برنده جایزه لوریوس شد     سفیر ایران: می توانیم به منافع آمریکا حمله کنیم     مخالفت دولت ائتلافی یونان با ریاضت های جدید     ترکیه در پی تشکیل ائتلاف جهانی ضد بشار اسد     احمد داود اوغلو در کنفرانس مونیخ چه گفت؟      سعید نورسی کیست؟     Macaristan'dan Hırvatistan'a gaz yardımı      شاراپووا: فرصت‌های خوبی دارم و به المپیک فکر می‌کنم     افزایش ریسک خروج یونان از یورو به 50 درصد     موج شدید سرما در اروپا /36 نفر در رومانی یخ زدند!     مورینیو در ترکیه به ترکی صحبت می کند!     داووداغلو: برگزاری کنفرانس جهانی درباره سوریه     عکس/ تصویری جالب از مقام اقتصادی یونان     گورباچف: اکنون زمان تغییر سیستم روسیه است     رییس تشکیلات امنیتی رومانی: نخست وزیر جدید!     آنکارا: ورود هواپیمای نظامی فرانسوی ممنوع!     چرا دنیزلی به برج میلاد رفت؟     بسیروویچ: پیشنهاد ایران را پذیرفتم     ۳۰ ماه زندان در انتظار هکر مجارستانی     مجارستان: کمبود 20 میلیارد یورو اعتبار بین المللی       
 آخرین مطالب
  نواک جووکویچ برنده جایزه لوریوس شد
  سفیر ایران: می توانیم به منافع آمریکا حمله کنیم
  مخالفت دولت ائتلافی یونان با ریاضت های جدید
  ترکیه در پی تشکیل ائتلاف جهانی ضد بشار اسد
  احمد داود اوغلو در کنفرانس مونیخ چه گفت؟
  سعید نورسی کیست؟
  Macaristan'dan Hırvatistan'a gaz yardımı
  شاراپووا: فرصت‌های خوبی دارم و به المپیک فکر می‌کنم
  افزایش ریسک خروج یونان از یورو به 50 درصد
  موج شدید سرما در اروپا /36 نفر در رومانی یخ زدند!
  مورینیو در ترکیه به ترکی صحبت می کند!
  داووداغلو: برگزاری کنفرانس جهانی درباره سوریه
  عکس/ تصویری جالب از مقام اقتصادی یونان
  گورباچف: اکنون زمان تغییر سیستم روسیه است
  رییس تشکیلات امنیتی رومانی: نخست وزیر جدید!
- اندازه متن: + -  کد خبر: 2619پنجشنبه، 18 شهریور 1389 - 22:43
آموزش دینی در بالکان
دکتر سعید خلیلوویچ
  

 توضیح ایربا: این مطلب در واقع بخش چهارم و پایانی مقاله بلندی است که آقای دکتر خلیلوویچ نگاشته اند و بخش های پیشین آن قبلا در معرض دید مخاطبان گرامی قرار گرفته است.

نمی توان انکار کرد که آموزش اسلامی اسلاوهای جنوبی، در آغاز سده‏ی بیستم، به دلایل گوناگون وارد دوره‏ی بانشاطی گردید. این امر به دلیل گسترش مواد درسی و ورود زبان و رسم الخط بومی آن منطقه به نظام آموزش رسمی دین بود. نقش اصلی در تحقق بسیاری از اصلاحات مثبت در نظام تعلیمات دینی عموماً مرتبط با شخصیت عالم برجسته و نستوه با گرایش صریح تجددطلبانه، «مَحمد جمال‏الدین افندی چاوشِویچِ» بوده است، که فعالیت‏های پربرکت وی در مقام رهبر جمعیت اسلامی بوسنی و هرزگوین، در دوره‏ی زمانی از 1913 تا 1930، اکثر محققان را قانع ساخته است که همه از او به عنوان مهم‏ترین رییس العلمای اسلاوهای جنوبی تا به امروز یاد کنند. لیکن، آن چه باید زیر ذره‏بین تحقیق قرار گیرد میزان موفقیت نیروی روحانیت است در این که در متن اصلاحات سریع مدارس علمیه تا چه حد موفق بوده اند.

 در باب اصلاحات مدرسه‏ی علمیه‏ی قورشوملیا، که از سال 1921 رسماً به نام مدرسه‏ی غازی خسروبیگ شناخته شد، در همان ابتدا نظرات متضاد از سوی نمایندگان اصلی نیروی روحانیت ارایه می‏شد. حتی «مجلس علما» در زمینه‏ی برنامه‏ی مدارس علمیه دو نظرسنجی آموزش اسلامی را، یکی به سال 1910 و دیگر طی 1912-1911، برگزار کرده بود. در جلسه‏ی دهم نظرسنجی اسلامی، مورخ 31 دسامبر 1911، «احمد افندی بورِق» بر اصلاحات محدود پافشاری می‏کند، به این معنا که دروس متداول عرفی فقط تا سال ششم مدارس علمیه تدریس شوند تا طلاب در دو سال پایانی بتوانند صرفاً بر تحصیل علوم شرقی متمرکز شوند. در همان جلسه، جمال‏الدین چاوشویچ و علای‏بیگویچ به مخالفت با وی برخاسته و تأکید کردند که دروس عرفی باید در همه‏ی سنوات تحصیلی تدریس شوند.
 مجادله‏ی مذکور، نمونه‏ای بود از خط مشی‏های متفاوت دو جریان نیروی روحانیت در باب اصلاحات مدارس علمیه‏ی آن منطقه. طبق دیدگاه نخست، که مورد حمایت شاکر افندی پانجا و منیب افندی قورکوت، دو عضو نمایندگی دولت در امور اوقاف و مجلس علما هم بود، امکان اصلاحات غالبا طرد و پیشنهاد می‏شد که برخی از دروس عرفی در سنوات ابتدایی مدارس علمیه حاضر باشند و یا آن که طلاب، تحصیلات عرفی خود را در یکی از مدارس غیر دینی، چون دارالمعلمینِ سارایوو، تکمیل نمایند. به واقع، اجازه داده نمی‏شد از نظام ضروری آموزش سنتی ترکیه عدول شود، گو این که فارغ التحصیلان مدارس علمیه صرفاً به عنوان خطیبان، معلمان دین، مدرسان علوم دینی، قضات و مفتی‏ها به فعالیت خواهند پرداخت.

 دیدگاه مبتنی بر اصلاحات اساسی با قوت از سوی جمال‏الدین چاوشویچ دنبال می‏شد و در این مسیر مسئول اوقاف غازی خسروبیگ، یعنی متول�'یچ و برخی دیگر از اعضای نظرسنجی آموزش اسلامی از کمک و حمایت از او دریغ نمی‏ورزیدند. آن‏ها در نظر داشتند در کنار زبان عربی، از رسم الخط لاتین و زبان بومی هم در تدریس استفاده شود و به دروس عرفی، ضرورتاً، در طول تمام تحصیل و نه فقط در سنوات ابتدایی پرداخته شود.

 به هر حال، مدرسه‏ی علمیه‏ی غازی خسروبیگ در دوره‏ی حکومت اتریش‏مجارستان، به سرعت، ورودی‏های اولیه‏ی خود را، به دلیل انتقال طلاب به مکتب نواب و دارالمعلمین، از دست می‏داد، و آیین‏نامه‏های آن، در شرایط نوین، تقریباً غیر قابل اجرا شده بود. بین دو جنگ جهانی، سقوط نسبی نظام آموزشی مدارس علمیه تنها به ظاهر، در نگاه مسلمانان معتقد اسلاو جنوبی، با فعالیت دو مدرسه‏ی معروف عرفی با تعداد قابل ملاحظه‏ی دروس اسلامی، یعنی «مدرسه‏ی شریعت و قضا» و «دبیرستان شریعت» که عموم مردم آن‏ها را به مدارس مسلمین می‏شناختند، جبران می‏گشت. همچنین، در سال تحصیلی 1936-1935 «مدرسه‏ی عالی اسلامی شریعت و کلام»، در تراز دانشکده، بازگشایی شد که استاد برجسته‏ی دانشکده‏ی علوم اسلامی سارایوو، پروفسور دکتر انس کاریچ، به حق، در آن نمونه‏ای از کالج علی‏گره را، به شیوه‏ی مدرن مسلمین اسلاو جنوبی، مشاهده می‏کند.

 اما محمد جمال‏الدین چاوشویچ، در تأملات خود در باب تجدد، همواره به اروپا و دست‏آوردهای اروپایی و غربی در زمینه‏ی علم، تکنولوژی و سازمان‏های رسمی اشاره می‏کند. در همین فضا، در آغاز سال 1900، در نشریه‏ی مدرنیستی «بوشنیاک»، مقاله‏ای در هفت قسمت با عنوان «حسن تدبیر، نصف تقدیر»، در ارتباط با وضعیت اسف‏بار نظام آموزشی مسلمین اسلاو جنوبی به طبع رسید که نویسنده‏ی آن فردی ناآشنا به نام میری ضیا می‏باشد. پروفسور کاریچ، به خاطر بیانات صریح و انتقادات شدید نویسنده‏ی این مقاله، با فتانت متوجه می‏شود پشت آن نام، جمال‏الدین چاوشویچ پنهان شده است که آن روزها هنوز در استانبول به تحصیل علوم دینی مشغول بود. میری ضیا مکرراً به مدارس علمیه‏ی سنتی حمله و بیان می‏کند که دلیل اصلی جهالت مسلمانان اسلاو جنوبی این است که تمام علوم اسلامی به متون کهن، همچون کتاب شروط صلاة، محدود شده است. وی می‏نویسد آموزش در مدارس علمیه، محتوایی بی‏جان است که نه به مسلمانان و نه به اسلام در آن منطقه فایده‏ای خواهد رساند. میری ضیا بر این نکته اصرار می‏ورزد که اسلام به همه‏ی علوم موجود در عصر متأخر و موسوم به علوم دنیوی، اعتماد می‏کند و لذا اشتباه است علوم دنیوی، غیر اسلامی قلمداد شوند، زیرا اعراب بودند که، مثلاً، جفرافیا را متحول ساختند. از آن رو که نویسنده‏ی مقاله‏ی مذکور علاقه‏مند به دارالمعلمین است، می‏گوید در مدارس علمیه، خود علم تماماً مورد غفلت واقع شده است و مدارس علمیه برخوردار از هیچ کدام از روش‏های صحیح و اصول تدریس نبوده و عموماً به خوابگاه برای محصلان مدارس رشدیه مبدل شده اند.

 ممکن است گمان شود ادعاهای فوق از سوی دانشمند تجددگرا سید جمال‏الدین اسدآبادی‏ای مطرح شده است؛او در مقاله‏اش با عنوان «لکچر در تعلیم و تربیت» اظهار می‏کند همه‏ی علوم اسلامی، کمابیش، مخدوش، کهنه و بدون منشأ اثر اند. وی در بسیاری از مقالات عروة الوثقی و در برخی از مقاله‏های فارسی خود تأکید می‏کند فقه، اصول، کلام، فلسفه و همه‏ی علوم شرعی و عقلی سنتی فایده خود را از دست داده اند.

 در حالی که جمال‏الدین چاوشویچ آرزو می‏کرد نهادهای مسلمانان منطقه را بر پایه‏ی ره‏آوردهای علمی اروپای مدرن تجدید حیات کند، مَحمَد خانجیچ (1944-1906) ایده‏ی تجدید حیات مسلمانان را بر مبنای اصول مستحکم سنت قطعی و تجربه‏شده و تاریخ مورد وثوق آن‏ها در ذهن می‏پروراند. عالم عظیم القدر و نویسنده و متفکر بی‏نظیر، با عمری کوتاه اما بسیار پربرکت، محمد افندی خانجیچ، به اعتقاد نگارنده‏ی این سطور، درخشان‏ترین گوهر، با خودآگاهی دینی غیر قابل تردید، در تاریخ اندیشه‏ی معاصر مسلمین اسلاو جنوبی است. درونی‏ترین لایه‏های حیات مسلمانانِ دردمند آن روزگار از منظر هستی‏شناختی، مسایل اجتماعی و اخلاقی جهان مدرن، بی‏صبرانه در انتظار ارایه‏ی تحلیل‏های مفصل او بوده اند. تحلیل‏هایی که به مجموعه‏ی فضای دین‏مداری در آن منطقه طراوت بخشیده و همچنین گاه‏گاهی برخی از مواضع علمی یا فعالیت‏های خاص عجولانه‏ی سیاسی وی را احتمالاً به چالش می کشید.

 محمد خانجیچ معتقد است نشریات مسلمانان تجددگرا ارزش‏های حقیقی هویت آسمانی اسلام را ترویج نمی‏ کنند و در این زمینه، وی تنها نشریه‏ی سنت‏گرای «حکمت» را تمجید می‏کند که در شهر توزلا توسط برادران چوکیچ با تحصیلات بسیار ممتاز در علوم سنتی اسلامی به طبع می‏رسید. خانجیچ در سال 1930 چنین می‏نویسد: "مسلمانان سه مجله و یک روزنامه دارند. یکی از مجلات حکمت نام دارد. این مجله تلاش می‏کند از اسلام دفاع کند، اما در مورد دو مجله‏ی دیگر، مسلمانان از روش‏های مدون آن‏ها در دفاع از اسلام راضی نیستند. در مورد آن‏ها حتی می‏توان گفت که به اسلام حمله‏ور می‏شوند."
 خانجیچ با بهره‏گیری کامل از دانش سنتی علوم اسلامی که وی شاخه‏های اصلی آن‏ها را، به جز فلسفه و عرفان، در حد عالی می‏شناخت، با جدیت به دفاع از طبیعت و اصول معرفت دینی برمی‏خاست. وی ابایی نداشت که در این رابطه حتی با عالی‏ترین نمایندگان رسمی جمعیت اسلامی و مثلاً با رییس العلمای وقت، «فهیم سپاهو» هم در موقعی وارد مباحثه‏ی طاقت‏فرسا شود که رییس العلما، به سال 1939، در مقاله‏ای با موضوع «تفسیر مسایل شرعی و حقوقی در منطقه‏ی ما» از تفسیر شریعت طبق پیشرفت زندگی و علم معاصر جانبداری و از نقطه‏نظرات خانجیچ پیرامون برخی مسایل روز آن زمان انتقاد نموده است.

 خانجیچ در جواب می‏نویسد راه و روش مورد نظر او در نوشته‏هایش در زمینه‏ی مسایل دینی مورد نیاز مسلمین اسلاو جنوبی، در مقاله‏ی رییس العلما مورد طعن واقع شده است. وی بیان می‏کند که این مسأله مهم‏ترین مسأله‏ی دینی است، چون از راه و روشی بحث می‏کند که مطابق آن باید مسایل دینی تفسیر شوند. فهیم سپاهو در بخشی از مقاله‏ی خود، تأکید می‏کند فقهای متقدم، برخی از مسایل شرعی و حقوقی جزیی مرتبط با فروع را می‏توانستند بر اساس عرف و عادت تفسیر کنند و لذا این سؤال مطرح می‏شود که چرا امروزه هم، تحت شرایط زمانی سخت‏تر، نتوان تفاسیری را متناسب با پیشرفت زندگی و علم معاصر ارایه کرد که باز در محدوده‏ی شریعت مقدس بماند.

 خانجیچ در پاسخ به این نکته اشاره می‏کند که مؤلف مقاله دچار خودرأیی بسیار شده و خواسته است در پرتو قیاس با تغییر برخی احکام بر اساس عرف و عادت، اجازه دهد که احکام شریعت بر طبق «پیشرقت زندگی» و «علم معاصر» تغییر کند و باز هم در محدوده‏ی شریعت مقدس باشد. خانجیچ، با تسلط عالمانه‏ی ممتازی، توجه ما را به این نکته جلب می‏کند که سپاهو، با هدف کسب تدریجی موافقت مخاطبین، به جای اصطلاح «احکام جزییه» از اصطلاح اعم�' «فروع» استفاده کرده است که تمام ابواب فقهی را شامل می‏شود. البته، خانجیچ پیش از این توضیح داده بود که احکام جزیی مبتنی بر عرف و عادت می‏باشند و لذا می‏توان در حد�' مشخصی آن‏ها را همراه با تحولات زمانی، دستخوش تغییر قرار داد، بر خلاف احکام اصلی و مستقل و همچنین بر خلاف آن جزییاتی که مبتنی بر عرف و عادت نبوده و همیشه غیر قابل تغییر می‏مانند.

 در واقع، وی تعارضی میان احکام فقهی و دست‏آوردهای علمی مدرن نمی‏بیند و بیان می‏کند که اگر قرار نیست، زمانی، شریعت با علم معاصر سازگاری داشته باشد، پس چه احتیاجی به این تفاسیر جدید از شریعت است. در دیدگاه او، سخن بس سنگینی است که گفته شود شریعت، زمانی، با علم معاصر ناسازگاری پیدا می‏کند، چه این که اگر توجه داشته باشیم که شریعت از سوی خدای علیمی نازل شده است که گذشته، حال و آینده در علم او مساوی اند، باید بگوییم که هیچ وقت هیچ حکم شرعی‏ای با علم واقعی و حقیقی تعارض نخواهد داشت، و هیچ ناسازگاری‏ای بین شریعت و علم نیست، بلکه این ناسازگاری محصول تخیل کسانی است که عمق این مسأله را نمی‏دانند. نتیجه‏ی خانجیچ این است که شریعت، چون تعارضی با علم پیدا نمی‏کند، لذا با پیشرفت زندگی هم ناسازگار و مانع هیچ ترقی و توسعه‏ای نیست. البته، وی متوجه است که غالباً امر پیشرفت زندگی متأثر از ایده‏های ضد اجتماعی می‏شود و لذا مبارزه‏ی اسلام را علیه چنین ایده‏های خلاف طبع اجتماعی با مثال سرمایه‏داری غربی تبیین می‏کند که هجمه‏های آن به قدری وسیع است که، مطابق نوشته‏ی وی، گاهی نمی‏توان از آن دوری گزید هر چند، در نگاه خانجیچ، این هم بدان معنا نیست که آن احکام را باید لغو یا بر طبق پیشرفت زندگی تفسیر نمود.

 پرواضح است که محمد افندی خانجیچ، در حاشیه‏ی تصور مطلقاً صحیحش از موقعیت سنت اسلامی در جهان معاصر، این اقتدار را ندارد که علم مدرن دنیوی را از علم قدسی حوزه‏ی معرفتی اسلام آسمانی تفکیک نماید. هر چند به صراحت امکان تعارض میان معرفت دینی و چنان که خود می‏گوید، علمِ واقعی و حقیقی را نفی می‏کند، لیکن وی برداشتی از تنگناهای بنیادین معرفتی علم مدرن نداشته و این امر بر وی منکشف نمی‏گردد که ایده‏های ضد اجتماعی، که از آن‏ها سخن به میان می‏آورد، به واقع محصول مستقیم گرایش ضد سنتی جهان مدرن اند.
 علی ای�' حال، محمد افندی خانجیچِ ، بهتر از همه‏ی عالمان معاصر مسلمان اسلاو جنوبی می‏داند که نهاد آموزش سنتی دین در آن منطقه تا چه اندازه‏ سترگ و غنی بود. او در مقاله‏ای به زبان عربی، در نشریه‏ی رسمی جمعیت دینی اسلامی پادشاهی یوگسلاوی در سال 1933 می‏نویسد:

 "حیات جمعیت‏های دینی بر آموزش دینی استوار است و در غفلت از آموزش دینی مرگ دایمی آن جمعیت‏ها نهفته است. بدین جهت، اجداد ما، همچون مسلمین در سرتاسر جهان، چه در زمان‏های قدیم و چه جدید، امر تأسیس مدارس را برای ترویج علم دینی مورد اهتمام قرار می‏دادند. مدارس دینی، که تعدادشان در نواحی گوناگون بوسنی و هرزگوین بسیار بود، به ستارگان آسمان می‏ماندند، شاید نه به لحاظ تعداد، اما حد�'اقل این‏چنین بود؛ به این لحاظ که مردم به کمک آن مدارس به صراط مستقیم هدایت می‏شدند.

 بعدها آن مدارس با بخت بد مواجه شدند و زمانه به آن‏ها بی‏مهری کرد، آن‏ها را از ریشه از بین برد و نور چراغ‏شان به ظلمت گرایید. تنها تعداد اندکی باقی ماندند که همه‏ی ضربات سرنوشت را تحمل کرده و در برابر مشکلات مقاومت کردند، به دلایلی که بر خداوند متعال معلوم است. آموزش در مدارس دینی محدود به علوم دینی نبود، بلکه علومی چون نجوم، ریاضیات، معماری و دیگر دانش‏ها هم در آن‏ها تدریس می‏شدند. همین وضع در مدارس بوسنی و هرزگوین هم حاکم بود و فارغ التحصیل آن مدارس با بسیاری علوم آشنا بود. او سپس، اگر توان و اراده‏ی قوی برای توسعه‏ی دانش می داشت، به یکی از پایتخت‏های اسلامی رهسپار می‏گشت، زیرا آن شهرها منبع علما و مرکز ارزش‏ها و انسان‏های والا بودند. بعد از آن، به سرزمین خود به عنوان عالمی کامل، تام، والا و آشنای با مسایل دینی و دنیوی بازمی‏گشت. این چنین بودند مجاهدان حقیقی، مدافعان اسلام، تلاش‏گران در مسیر حفظ و تقویت آن در این مناطق...

 اتریش بر آن بود که مدارس دینی را در منطقه‏ی بوسنی و هرزگوین تقویت کند و با همین هدف مکتب نواب را در سارایوو تأسیس نمود تا تعداد مورد نیاز قضات برای این کشور در آن به تحصیل بپردازند، گو این که این هدف را هم داشت که استانبول تنها پناهگاه مسلمانان بوسنی برای تحصیلات دینی نباشد."

 باید به این توضیحات اضافه کرد که اتریش‏مجارستان، پیش از توجه به هر هدف سیاسی، مطمئن بوده است که با تحمیل حوزه‏ی معرفت مدرن، با موفقیت، بر فرهنگ سنتی مسلمانان اسلاو جنوبی غلبه پیدا کرده و بر هویت آن‏ها مسلط خواهد گشت.

 جمع‏بندی

 هر فرهنگ و تمدنی بر پایه‏ی تعدادی از مفاهیم بنیادین استوار شده است و در صورتی که آسیبی به آن مفاهیم برسد، حیات آن فرهنگ تداوم نخواهد یافت. لذا اگر فرهنگی این قدرت را داشته باشد که بر فضای حاکم بر مفاهیم فرهنگی دیگر مسلط شده و آن‏ها را از محتوای اصلی تهی نماید و سپس محتوای جدید و متناسب با حوزه‏ی معرفتی خود را بدان تزریق نماید، فرهنگ قبلی را به اسارت گرفته و جایگزین آن خواهد گشت. یکی از مفاهیم بنیادین و شاید اساسی‏ترین مفهوم در فرهنگ اسلامی و همچنین در همه‏ی فرهنگ‏ها مفهوم علم است.

 در پی‏گیری جریان‏های معاصر مسلمین اسلاو جنوبی پس از تسلط اتریش‏مجارستان بر آن منطقه، مشاهده کزدیم که غالب قریب به اتفاق آن جریان‏ها علم «جدید» غربی را، حقیقتاً، عامل پیشرفت و حتی آن را میوه‏ی خودآگاهی مسلمین در قرون سابق می‏دانند. راهبران و نظریه‏پردازان این جریان‏ها غافل از این حقیقت ماندند که مبانی معرفتی علم «جدید» اصولی‏ترین بنیادهای سنت دینی اسلامی را هدف گرفته، حکم به ازخود بیگانگی جوامع سنتی پیرو شرایع الهی خواهند داد. علم غربی، در عصر روشنگری، با خرافه دانستن علوم الهی، اعتبار و حجیت سنت‏های دینی را در صورتی حذف نمی‏کرد که در قالب ذهن مفهومی بشر به تبیین خود بپردازند و در نقش دین ایدئولوژیک به حیات خود ادامه دهند. اما علم جدید، با غلبه‏ی جریان آمپریستی، همه‏ی آموزه‏های الهی و گزاره‏های متافیزیکی را غیر علمی معرفی و قضایای علمی را برای رویارویی با الهیات و مسایل فلسفی بسیج کرده است. در این وضعیت، پس از آشکار شدن شکاکیتی که در حس‏گرایی پنهان بوده است، تفرعن و نفسانیت انسان به صورت عریان و در قالب اومانیسم، فرهنگ و ذهنیت یک جامعه را تصرف می‏کند و لیبرالیسم و اباحیت به صورت شریعت مقبول جامعه درمی‏آید.

   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
کد امنیتی:
 
 پربیینده ترین مطالب
  عکس/ مقام کره ای و همسرش در تنگه بوسفور
  اردوغان: طرحی جدید علیه سوریه!
  عکس/ تصویری جالب از مقام اقتصادی یونان
  انتظارآنکارا برای لغو لایحه مجازات نسل‌کشی ارامنه
  دانشجویان خارج و شغل شریف پول پخش کنی!
  مورینیو در ترکیه به ترکی صحبت می کند!
  حمایت آمریکا از اروپایی شدن ترکیه
  آغاز ساخت دیوار حائل میان یونان و ترکیه
  آنکارا: ورود هواپیمای نظامی فرانسوی ممنوع!
  نظر حداد عادل درباره معارف شیعی در اروپا
  ترکیه: گازتان را ارزان نکنید شکایت می‌کنیم
  از این فریادکش فریاد
  چرا دنیزلی به برج میلاد رفت؟
  دنیزلی: دروغ است همین جا می‌مانم
  سعید نورسی کیست؟
 
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
کلیه حقوق محفوظ است؛ استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
info@iranbalkan.net
پشتیبانی توسط: گروه نرم افزاری فکا