ایربا - گروه گفتگو: ماجرای حمله نظامیان رژیم صهیونیستی به کاروان آزادی که متشکل از نیروهای امدادی اعزامی به نوار غزه برای یاری مردم مظلوم فلسطین بود، به ایجاد جبهه ای بین المللی در برابر تل آویو و رفتارهای غیرانسانی مقامات آن منجر شد.
به گزارش پایگاه تحلیلی - خبری ایران بالکان (ایربا) هر چند که شاید آنکارا و استراتژیست های سیاست خارجی ترکیه در وهله نخست توجه چندان یا حتی اطلاع دقیقی از اعزام این کاروان امدادی به آبهای بین المللی رژیم صهیونیستی نداشتند اما به محض انفجار بمب خبری حمله اسرائیلی ها به کشتی امدادی کشورشان در سریع ترین زمان ممکن به مدیریت این حادثه و بهره گیری از آن در راستای منافع ملی و البته اسلامی حزب اردوغان پرداختند.
نهایت هزینه ای که ترکیه در این جریان پرداخت ، کشته شدن چند انسان بی گناه است که هر چند به نوبه خود جنایتی غیرقابل جبران محسوب می شود اما در معادلات بین المللی همین چند کشته و آسیب های جزئی کشتی ترکها و ساکنان آن به گونه ای بی سابقه به سود آنکارا تمام شد؛ بدون شک این جریان پس از برخورد صریح رجب طیب اردوغان با شیمون پرز در جریان کنفرانس داووس، دومین حرکت موثر ترکها علیه رژیم صهیونیستی بوده که با کمترین هزینه، بیشترین منافع را عاید دستگاه دیپلماسی این کشور کرده است.
تنها ساعاتی پس از این ماجرا، پرچم ترکیه در بسیاری از کشورهای دنیا به اهتزاز در آمد و بسیاری از گروه های حقوق بشری جهان به احترام کشته شدگان مظلوم این حادثه ناگوار شمع روشن کردند؛ حتی در تهران که سالهاست هزینه یاری گروه های جهادی - اسلامی فلسطینی را در مجامع جهانی می پردازد، گروهی از دانشجویان ضمن تجمع در برابر سفارت ترکیه با تقدیم گل به سفیر این کشور، از حرکت آنکارا در رسوا سازی ماهیت اسرائیل تقدیر کردند.
اما رصد آخرین اخبار و تحولات مربوط به این حادثه از جمله دستور اردوغان برای تشکیل گروه حقیقت یاب، یا تداوم پافشاری آنکارا بر لزوم عذرخواهی رسمی تل آویو حکایت از آن دارد که ترکهای مسلمان که با تاکتیک های دقیق و استراتژی تحسین آمیز داووداغلو و یارانش معادلات منطقه ای و حتی بین المللی را به بهترین شکل با منافع شان تطبیق می دهند، هنوز در پی خاموش کردن شعله آتش "کاروان آزادی" که با رویکرد ناشیانه و غیرانسانی اسرائیلی ها شعله ور شد برنیامده اند.
مجموع این تحولات بهانه ای شد برای انجام گفتگوی اختصاصی ایربا با یکی از حاضران در کاروان آزادی که از نزدیک شاهد و ناظر وقایع رخ داده در این حادثه بوده است.
آنچه در پی می آید گفتگوی پایگاه تحلیلی - خبری ایران بالکان (ایربا) با دوغان اوزلوک، فعال حقوق بشری و عضو سازمان امدادرسانی IHH است:
با توجه به اینکه شما از حاضران در کاروان موسوم به آزادی غزه بوده و جنایت نظامیان رژیم صهیونیستی در مواجهه با گروه های امدادی را از نزدیک مشاهده کرده اید، مختصری از ناگفته های مربوط به این حادثه دلخراش را برای مخاطبان پایگاه تحلیلی – خبری ایران بالکان (ایربا) تشریح بفرمائید.
- جنایت و ظلمی که اعمال شد در واقع نوعی رویارویی با انسانیت و تمام نظام های حقوقی جهان بود. به طور معمول همه ادیان، ایدئولوژی ها و سازمان های بین المللی علاوه بر حقوق عادی، حقوق جنگی هم دارند اما دولت اسرائیل نه برای حقوق عادی و نه برای حقوق جنگی اهمیتی قائل است.
در کشتی مرمره آبی گویا نوعی سمفونی انسان مدار حاکم بود؛ تقریبا از تمام نژادها، رنگها، زبانها، ادیان و ایدئولوژی ها و مناطق مختلف در آن حضور داشتند؛ صاحبان مشاغل مختلف در سنین گوناگون و افرادی از هر صنف حضور داشتند. نقطه اصلی اشتراک همه آن ها هم وجدان و احترامی بود که نسبت به انسانیت و عدالت داشتند.

دوغان اوزولوک، نفر اول از سمت چپ
آن ها از این درک برخوردار بودند که باید در برابر ستمگر و در کنار ستمدیده قرار بگیرند؛ آن ها فراتر از مرزها و چارچوب های دولتی، وجدان انسانی را نمایندگی می کردند.
این حرکت آزادی خواهانه در پی شبیه سازی امروزین حرکت نورانی "حلف الفضول" در قرن 21 و بر آبهای مدیترانه بود که اولین بار از سوی پیامبر گرامی اسلام (ص) مدیریت شده بود؛ این حرکت در واقع نمایشی از صف بندی با فضیلت ها در برابر بی فضیلت ها، مظلومان در مقابل ظالمان بود.
به نظر شما مهم ترین نتایج این حادثه چه بوده است؟
به نظر من در نتیجه این ماجرا دروغ بودن اسطوره شکست ناپذیری، قدرت و شجاعت ارتش این رژیم پس از اقدامات حزب الله و حماس توسط یاران فلسطین که در مرمره آبی بودند به طور کامل بر ملا شد.
من با چشمان خودم سرباز اسرائیلی را دیدم که چگونه از ترس بر خود می لرزید و در حالی که به شدت ترسیده بود، التماس می کرد. با این حال حتی یک سیلی هم به آن بیچاره نزدم چرا که نیازی به این کار نبود.
در جریان این اتفاق همه ما فهمیدیم که ادعای دقت بیش از اندازه و شدید اطلاعاتی اسرائیلی ها به حدی که حتی پرواز پرنده ای را در آسمان رصد می کنند دروغی بیش نیست و پایه های این رژیم همچون خانه عنکبوت سست است.
در این جریان ما شاهد ضعف اسرائیل در جنگهای نوین هم بودیم. نیروهای اسرائیلی کمی پیش از حمله به کاروان آزادی، سیستم ناوبری کشتی ما را قطع و رادارهای ماهواره ای ما را به کلی از کار انداخت؛ آن ها گمان می کردند حالا که ارتباط کشتی با جهان بیرون قطع شده هر کاری که بخواهند می توانند با ساکنان آن انجام دهند اما واقعیت چیز دیگری بود و آن ها مرتکب اشتباه بزرگی شدند.
دوستانی از سازمان امدادی IHH که مسئولیت سیستم ناوبری و رادارهای کشتی را بر عهده داشتند، پیش تر برای این اقدام اسرائیلی ها تدابیری اندیشیده و شبکه ای را به عنوان جایگزین آن در صورت قطع احتمالی درنظر گرفته بودند که پس از اقدام طرف مقابل بلافاصله به کار افتاد و به این ترتیب جهانیان جنایات صهیونیست ها علیه یک گروه امدادی را به طور زنده مشاهده کردند!
آری! در جریان وقوع این حادثه یک نهاد مدنی و غیردولتی توانست رژیم تروریستی را که مدعی برخورداری از تکنولوژی برتر است شکست دهد.
یکی از صحنه هایی که مرا بسیار تحت تاثیر قرار داد، رفتار شیخ رائد صلاح بود که برغم آغاز حمله صهیونیست ها همچنان به عبادتش ادامه داد و نمازی که مشغول آن بود را نشکست، به طوری که برادران همراه، مجبور شدند او را به زور به محلی امن منتقل کنند. علاوه بر این به هنگام محاصره کشتی از سوی سربازان اسرائیلی و فضای بلاتکلیفی عجیب سرنشینان، شیخ رائد صلاح با متانت و آرامش کامل در حالی که تسبیح به دست داشت، با دست دیگر در حال نوشتن یادداشت در دفترچه اش بود، گویی همه چیز در نظر او عادی می نمود و هیچ حادثه فوق العاده ای هم در جریان نبود.
اسرائیلی ها در مقابل ما بودند اما این ابدا موجب شگفتی او نشده بود؛ شیخ به هیچ وجه نترسیده بود.
- به اعتقاد شما اصلی ترین عامل حمله نظامیان اسرائیلی به کشتی حامل کمک های امدادی برای مردم فلسطین چه بود؟ آیا ادعای مقامات اسرائیلی مبنی بر وقوع درگیری به جهت حمله از سوی ساکنان کشتی به نظامیان این رژیم و وجود تسلیحات نظامی را می پذیرید؟
- هدف اصلی صهیونیست ها از این حمله مقابله با ورود کاروان آزادی به غزه آن هم به هر قیمتی بود. اصولا از اسرائیل که بر مبنای زور و ستم و زیرپاگذاشتن اصول حقوقی و انسانی بنا نهاده شده، انتظاری غیر از این نیست چرا که دولت اشغالگر می دانست با ورود سرنشینان کشتی به غزه محاصره این منطقه تنها صورتی ظاهری خواهد داشت و تحریم های غزه عملا بی معنا خواهد بود. به همین دلیل در ارتکاب به ظلم و ستمی دیگر هیچ تردیدی به خود راه ندادند.
من فکر می کنم بعد از این حادثه، همه مردم جهان دانستند که مهمترین گام برای از میان برداشتن تحریم ها و شکستن محاصره غزه برداشته شد. اسرائیلی ها در این ماجرا براساس کینه و انتقام عمل کردند نه عقل و تدبیر و به همین دلیل آغاز نابودی خود را کلید زدند؛ حادثه مرمره آبی موثرترین گام برای انزوای اسرائیل از ابتدای تاسیس تا امروز بود.

اما درباره ادعاهای اسرائیل باید بگویم این صهیونیست ها بودند که از همان آغاز ماجرا شروع به تیراندازی با گلوله های واقعی، گلوله های پلاستیکی کشنده، بمب صوتی، گاز اشک آور، و منور کردند. آن چه ما کردیم فقط دفاع بود، آن هم تنها کاری بود که می توانستیم انجام دهیم. اسلحه ای نداشتیم و با شیشه نوشابه و جارو و امثال آن به دفاع پرداختیم. خود اسرائیل نیز پذیرفت که تعدادی از سلاح های شان را گرفتیم و به دریا انداختیم. این مطلب مقصد و نیت واقعی ما را نشان می دهد.
عامل اصلی شکل گیری ایده ارسال کمک های امدادی به نوار غزه و یاری مردم مظلوم فلسطین در قالب کاروان امدادی و تلاش برای شکست محاصره غزه از این طریق چه بود؟ آیا دولت ترکیه پس از اتخاذ این تصمیم از حرکت کاروان به سمت مرزهای فلسطین اشغالی حمایت می کرد؟
ببینید به اعتقاد من لازمه کمک رسانی به مردم غزه این است که هوادار مظلومان باشی. هدف از این حرکت تنها کمک کردن به مردمی بود که سرزمینشان به زندانی بزرگ تبدیل شده و آن ها را بیشرمانه به قتل می رسانند؛ ما می خواستیم قدمی در جهت آزادی آن ها برداریم.
این اقدام طبق دستور دولت ترکیه انجام نشده بود و بانی آن سازمان های غیردولتی بودند اما من شخصا معتقدم مسئولان دولتی هم از صمیم قلب با این حرکت موافق بوده اند. البته تائید رسمی یک حرکت از سوی یک دولت مسئله ای دیگر است.
من معتقدم کاروان آزادی با پشت سر گذاشتن مرزهای جغرافیایی و سیاست های مرسوم دولتی و بدون تاثیر پذیری از روش های خاص حکومتی با شیوه ویژه خود دولت ها و ملت ها را به دنبال خود کشید به گونه ای که آن ها را حتی به اتخاذ مواضعی به سود کاروان مجبور کرد.
بعد از ماجرای حمله نظامیان اسرائیلی به کاروان امدادی ترکیه و شهادت چند تن از اتباع ترکیه در این حادثه تروریستی که با محکومیت گسترده مجامع جهانی نیز مواجه شد، دستگاه دیپلماسی ترکیه به گونه ای هدایت شده نوعی رویکرد تهاجمی در مقابل رژیم اسرائیل اتخاذ کرد؛ برخی کارشناسان و رسانه های ناظر بر روند فعالیت های سیاسی ترکیه در این چارچوب معتقدند که با توجه به روابط امنیتی – نظامی آنکارا – تل آویو مواضع مقامات ترک در این خصوص صرفا تاکتیکی بوده و این قبیل حوادث در حوزه مناسبات استراتژیک ترکیه و اسرائیل موثر نخواهد بود؛ به نظر شما این تحلیل درست است؟
- جمهوری ترکیه یکی از هفت کشوری است که در همان روزهای نخست اسرائیل را به رسمیت شناختند و از این نظر ترکیه در میان کشورهای اسلامی نخستین دولت بود که این رژیم را برسمیت شناخت. از سوی دیگر روابط ترکیه و اسرائیل از بدو تاسیس این رژیم تا کنون همواره و به طور مداوم به سود تل آویو بوده است.
روابط دو طرف دارای ابعاد استراتژیک، نظامی، اقتصادی و دیگر مسائل است، حال تصور اینکه چنین ارتباطی به سرعت قطع گردد، تصوری خام است ولی در هر حال من معتقدم نمی توان گفت کارگزاران فعلی ترکیه علاقه مند به تداوم روابط با تل آویو به همین شیوه هستند و مواضع آن ها صرفا ظاهری است.
طیف اسلامگرای امروز ترکیه غیر از گروه های محافظه کار و متدینی که احساسات ملی بر آنان غلبه دارد، نسبت به دولت ترکیه انتقادات برحقی دارند که بخشی از آن به این شرح است: نخست وزیر ترکیه بارها دولت اسرائیل را دولت تروریست نامیده، حرکت او در نشست داووس هیچ گاه از یادها نخواهد رفت؛ این قبیل رفتارهای اردوغان و حمایت او از مردم فلسطین و دیدارهایی که با سران حماس داشته گام های بسیار مثبتی هستند اما چنین اقداماتی باید تاثیرات خود را در حوزه عمل نیز بگذارند.
قطع کامل ارتباطات با اسرائیل بدون شک کار دشواری است چرا که این احتمال وجود دارد که تل آویو با مهره هایش در ترکیه هر لحظه که بخواهد به ایجاد یک کابوس دست بزند؛ به نظر می رسد دولت با حمایت مردم و نه بروکرات ها باید برای قطع روابط با تل آویو از روابط نظامی آغاز کند.
خلاصه اینکه هر چند که روابط ترکیه و اسرائیل همچون گذشته عادی و مثبت نیست اما باید کاری کرد که ماهیت این روابط در آینده به مراتب بدتر از شرایط کنونی شود؛ ما معتقدیم که این روابط باید به صفر برسد.
اگر کاروان دیگری از سوی کاروان های امدادی برای یاری مردم فلسطین عازم نوار غزه شود، به فرض تهدید رسمی تل آویو مبنی بر هدف قرار دادن هر کشتی امدادی در سواحل اشغالی، شما با چنین کاروانی مجددا همراه خواهید شد؟
البته که می شوم؛ من از مشارکت در حرکتی که هر جای جهان علیه ظلم و ستم سامان یابد احساس شادمانی می کنم، حال این که ستمگر کیست و مظلوم چه کسی است فرقی نمی کند.
فلسفه زندگی من این است: «همیشه و همه جا حمایت از مظلوم و مقابله با ظالم.»
به اعتقاد شما راهکار عملی مواجهه با رژیمی چون اسرائیل در خاورمیانه به عنوان یکی از مراکز تهدید صلح و امنیت منطقه ای و بین المللی چیست؟ آیا رویکرد نظامی پاسخگوی این معضل است یا مسئله فلسطین و اسرائیل را می توان با اتکا به دیپلماسی و اصول گفتگو حل و فصل کرد؟
اصلی ترین راه مقابله با اسرائیل جهاد عملی است. مبارزه شصت ساله مردم فلسطین با اسرائیل صهیونیست به ما نشان می دهد که هر آنچه در مقابله با این رژیم بدست آمده حاصل مبارزه بدون سازش و از طریق جهاد، مبارزه مسلحانه و آزادیخواهانه بوده است. شکی نیست که در این میان دیپلماسی هم لازم است اما زیان های دیپلماسی یکسویه را پیشتر در اسلو، کمپ دیوید یا امثال آن دیده ایم.
مبارزه را باید همچون یک "کل" دید و انتفاضه را در تمام زمینه های اجتماعی، سیاسی، نظامی و دیپلماتیک گسترش داد. به نظرم استقلال تنها از این راه بدست می آید.
رجب طیب اردوغان در یکی از جدیدترین سخنانش اعلام کرد که ترکیه تنها کشور لائیک و دموکراتیک جهان اسلام است؛ آیا این نظر را می پذیرید؟
- من به لحاظ جهان بینی نه لائیک هستم نه دموکرات؛ فردی هستم که انسانیت، وجدان و عدالت را در مرکز افکارم قرار می دهم و در حمایت از مظلوم به مقابله با ظالم می پردازم؛ خود را خصم سرمایه داری و قدرتمداری می دانم و از بینش انقلابی اسلامگرایانه حمایت می کنم.
متاسفانه ترکیه کشوری لائیک است اما باید بگویم که دموکراسی و لائیسیزم در ترکیه به معنای واقعی کلمه اعمال نمی شود. نظامی برآمده از فاشیزم، کمالیزم، کاپیتالیزم و دشمنی با دین در کشور من حاکم است.
دولت در ارتباط با قوانین اساسی، اصلاحاتی صورت داده اما از آنجایی که این سیستم به طور کامل و ذاتا بیمار است، این قبیل درمان های مقطعی فایده ای ندارد؛ نظام حاکم بر ترکیه باید به طور ریشه ای تغییر کند.

از اردوغان که ترکیه را لائیک ترین و دموکرات ترین کشور می داند باید پرسید که توجیهی برای این واقعیت وجود دارد که دختران محجبه خود ایشان، رئیس جمهور و تمام مردم ما قادر به تحصیل در این کشور نیستند؟
البته موضوع حجاب تنها یکی از ظلم هایی است که در ترکیه صورت می گیرد؛ بیکاری، تحمیل های کمالیستی، پائین بودن دستمزدها که یادآور برده داری مدرن است، اینکه ثروتمندان قادر به برخورداری از امکانات تحصیلی و آموزشی بهتر هستند، اینکه در سراسر ترکیه ترکی تنها زبان آموزش است و ممنوع بودن زبان مادری در مراکز آموزشی و حقوق فرهنگی و ملی اقلیت هایی چون کردها، اعراب، لازها، چرکزها نادیده گرفته می شود...
ترکیه کشوری است که در آن دارایی کارمند یا کارگری که 25 سال کار کرده و هیچ نخورده و فقط حقوقش را پس انداز کرده به هیچ وجه با خواننده یا فوتبالیستی که صرفا با بازی و کنسرت هایش مصرف کرده و حتی موجب انحطاط اخلاقی جامعه هم شده همخوانی ندارد.
این نظام حاکم بر ما ترک هاست؛ دموکرات ترین و لائیک ترین نظام !!!
با تشکر از فرصتی که در اختیار پایگاه تحلیلی - خبری ایران بالکان (ایربا) قرار دادید.
گفتگو و ترجمه: نیلوفر میناوند - ایران بالکان (ایربا) |