ایربا - گروه گزارش و تحلیل: واقعیت امر این است که بعد از روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه بازتعریفی در حوزه معرفتی و متدولوژی سیاست و سیاست ورزی در ترکیه بوجود آمد؛ تا جایی که روح ملی در کالبد سیاست رسمی نماد بیشتری یافت.
به گزارش پایگاه تحلیلی - خبری ایران بالکان (ایربا) در این دوره چالش ها و نزاع های محیط پیرامونی ترکیه جای خود را به فرصت و مناسبات راهبردی داد. در این میان روابط ترکیه و اسراییل در مسیر متفاوتی قرار گرفت. دولت اردوغان در برخورد با اسراییل تلاش کرد روح تاریخی و اراده ملی مردم ترکیه را در پازل هویت منطقهای انعکاس دهد. وی در برهههای مختلف انتقاد و مخالفتهایش را در قالب روشهای حقوق–سیاسی ابراز داشته است.
مطابق این چهارچوب در قضیه حمله اسراییل به کشتی آزادی نیز برخوردهای خود را انجام میدهد. با این اوصاف این پرسش مطرح است که ویژگیهای این گونه برخوردها به کجا خواهد انجامید؟
الف. وضعیت موردانتظار از چالش روابط دو کشور
روندها نشان میدهد که در حوزه روابط سیاسی تغییر ماهوی به وجود خواهد آمد، اما از نظر شکلی همواره تداوم خواهد شد. در حوزه فرهنگی فضای کشمکش عمیقتر و شیب تندی به خود خواهد گرفت. زیرا ملاحظات و محدودیتهای چنین فضایی مانند حوزه سیاست نیست. در حوزه دیپلماسی و مناسبات بینالمللی نیز رویکردهای متناقض و پارادوکسیکال بیشتر خواهد شد.
در این فضا ترکیه روابط خود را با کشورهای خاورمیانه از جمله ایران، سوریه، عراق و کشورهای عربی خلیج فارس به سطح راهبردی خواهد رساند و از سوی دیگر روابط بهتری با گروهای مقاومت منطقه از جمله حزب الله لبنان و حماس ایجاد خواهد کرد؛ رویکردی که هضم آن برای اسراییل دشوار است و در مقابل اسراییل نیز در موضوع ادعای قتل عام ارامنه، در کنار کشور ارمنستان و لابی بین المللی این کشور قرار خواهد گرفت و در مساله قبرس نیز از مواضع یونان پشتیبانی خواهد کرد.
همچنین فشار افکار عمومی ترکیه و کشورهای اسلامی منطقه، اردوغان را در بحث همکاریهای نظامی به تجدید نظر وادار خواهد کرد و در مقابل، اسراییل در حوزه همکاریهای امنیتی، به منظور تحت فشار قرار دادن دولت ترکیه (به ویژه در مورد گروه پ.ک.ک) تجدید نظر خواهد کرد. به علاوه، در سال های آینده در حوزه اقتصادی قطعا روابط دو طرف با تاثیرپذیری از شرایط سیاسی-فرهنگی، روند نزولی را طی خواهد کرد.
به طور کلی، فرایندهای کنونی حاکی است در چند سال آینده از سطح روابط دو طرف در حوزهای مختلف کاسته شود؛ تا جایی که این روابط از سطح همپیمانی راهبردی به روابط عادی تنزل یابد.
ب. بسترها و زمینههای کاهش روابط
1-سیاست های حداکثرسازی مطلوبیتهای ژئوپلیتیکی ترکیه: طبق این رویکرد ترکیه تلاش میکند مشکلات خود را با همسایگان به حداقل برساند؛ در این صورت همپوشانی ژئوپلیتیکی این کشور با اسراییل مفهوم و کارکرد پیشین خود را از دست می دهد.
2-سیاست فراگیر و فاصلهگذاری ثابت: طبق این رویکرد سیاست ترکیه تمام بازیگران مرتبط را در بر میگیرد و این کشور باید ائتلاف گسترده شکل دهد و به منظور متهم نشدن به ائتلاف علیه دیگری، فاصله ثابتی را نیز با تمام بازیگران حفظ نماید.
3-موج هویتطلبی اسلامی: از دهه 1970 لایه هویتی اسلامگرای ترکیه در سطح گسترده کارکردهای خود را در حوزه عمومی نشان داده است. به علاوه، اکثریت مردم ترکیه در جهان اسلام برای خود مسئولیت تاریخی و تمدنی قائل است؛ از این رو، سیاستمداران این کشور هر اندازه از اسراییل فاصله بگیرند، با اقبال عمومی بیشتری رو به رو شده و ورود ترکیه به حوزه عمومی جهان اسلام و ارتقا جایگاه آن به آسانی صورت خواهد گرفت.
4-سرخوردگی از ورود به اتحادیه اروپا: ترکها از استانداردهای دو گانه اروپا رضایت ندارند و به همین دلیل تلاش میکنند همزمان با غربگرایی رویکرد شرقگرایی خود را تقویت کنند و در این رویکرد توجه به جهان اسلام فرصتی راهبردی به شمار میرود.
5-منطق اقتصادی: حجم کلی مبادلات ترکیه و اسراییل حدود سه و نیم میلیارد دلار است؛ در حالی که مبادلات اقتصادی ترکیه با کشورهای عرب خاورمیانه چند برابر این رقم است.
ج. میزان تداوم جو حاکم بین دو کشور
دستکم تا سال 2013 یعنی انتخابات پارلمانی ترکیه این روند همچنان ادامه خواهد یافت. رهبری مقتدرانه اردوغان و افکار عمومی داخلی و جهان اسلام از مواضع دولت ترکیه در قبال اسراییل حمایت میکند، اما به دلایلی این کاهش روابط به تیرگی کامل بدل نخواهد شد.
این عوامل عبارتند از:
1-ارتش ترکیه قطع روابط با اسرائیل را در تضاد با منافع و امنیت ملی کشور میداند و خواستار حفظ روابط است .
2-الحاق به اتحادیه اروپا همچنان در اولویت سیاست کلان ترکیه قرار دارد و تداوم سیاست ضداسراییلی بر این اولویت آسیب جدی میزند.
3-ترکیه تلاش میکند روابط روابط راهبردی خود با آمریکا را حفظ کند؛ به همین دلیل در برخورد با اسراییل ملاحظات و حساسیتهای آمریکا را در نظر دارند.
4- اسراییل نیز تیرگی روابط با ترکیه را در تضاد با امنیت و منافع ملی و منطقهای خود میداند و تلاش میکند این فضا را به حالت عادی برگرداند.
د. کاهش روابط دو طرف از دیدگاه منافع ملی و منطقهای ج.ا. ایران
1- فرصتها
• خروج غزه از محاصره و قرار گرفتن مساله فلسطین در کانون توجه
• تقویت احساسات ضد اسراییلی در بین ملت ترکیه و به تبع آن در بین ملت های دیگر کشورهای دنیا
• تحت فشار قرار گرفتن دولتهای سازشکار عربی از طرف ملتهایشان به منظور تایید و تکرار رفتار اردوغان
• تشدید انزوای اسراییل در جهان اسلام، خروج فلسطین از یک مساله صرفا عربی و شکست راهبرد پیرامونی اسراییل
• کاهش و حتی حذف عناصر حضور اسراییل در مرزهای مشترک ایران و ترکیه
2-چالشهای احتمالی
• رقابت احتمالی ترکیه با جمهوری اسلامی ایران در جهان اسلام
• حمایت بینالمللی به ویژه کشورهای عربی از الگوی ترکیه (راهحل دوکشوری) به جای راهکارهای مطرح از سوی ایران
• تضعیف صبغه اسلامی برخورد با اسراییل و قرارگرفتن آن در چهارچوب مسایل حقوقی مانند رعایت حقوق بشر و اجرای قطعنامههای بینالمللی
• احتمال حمایت بیملاحظه اسراییل از گروه کردی پ.پ.ک و تاثیر آن بر امنیت ملی ایران
در پایان میتوان گفت ماهیت سیاست خارجی ترکیه در دولت حاکم از امنیتمحوری به هویت محوری تغییر کرده است و این امر در پیوند با سایر مولفههای موثر در حوزه منافع ملی ترکیه، تاثیرات خود را در روابط این کشور با اسراییل گذاشته است.
البته به دلیل وجود ساز و کارهای کنترلی، سطح روابط به تیرگی کامل کشیده نخواهد شد، اما در سطح عادی ( و نه راهبردی) باقی خواهد ماند.
نویسنده: رحمت الله فلاح |