ایربا - گروه فرهنگی: "عشق" نام رمانی است در 415 صفحه به قلم الف شفق نویسنده ترک که تا ژانویه 2010 ، 230 بار منتشر شده است.
به گزارش پایگاه تحلیلی ��" خبری ایران بالکان (ایربا) شفق متولد استراسبورگ است اما دوران کودکی و جوانی خود را در ترکیه، اسپانیا و شهرهای مختلف آمریکا گذرانده است.
تاکنون کتاب های متعددی از او به چاپ رسیده ولی کتاب "عشق" گویی از نوع دیگری است و علاوه بر چاپ های متعدد به زبان های گوناگونی نیز ترجمه شده است.
تحصیلات نویسنده عمدتا بر روابط بین الملل و علوم سیاسی متمرکز بوده است.
او دکترای خود را از دانشگاه آنکارا اخذ کرده و گرایش به تصوف از ویژگی های فکریش است که در اغلب آثارش نیز تبلور می یابد.
رمان "عشق" حکایت زندگی الا (Ella)زنی چهل ساله و یهودی است که در یکی از شهرهای آمریکا به همراه همسر و سه فرزندش زندگی می کند. آن ها بسیار ثروتمندند؛ الا زنی خانه دار است؛ با اینکه در رشته ادبیات انگلیسی فارغ التحصیل شده اما رسیدگی به امور خانه و فراهم آوردن محیطی آرام برای همسر و فرزندان، دغدغه اصلی اوست.
همسر الا دندانپزشک معروفی است. زن به پیشنهاد و اصرارهمسرش ویراستاری یکی از ناشران آمریکایی را به عهده می گیرد تا علاوه بر حضور در خانه و رسیدگی به امور خانواده، بتواند کارهای ادبی و اجتماعی مفیدی هم انجام دهد.
اولین کتابی که برای ویرایش به الا داده می شود اثری است به نام "مذهب عشق". محور این کتاب مولانا و شمس تبریزی و دربرگیرنده مباحث تاریخی و عرفانی است.
نویسنده کتاب "مذهب عشق" فرد اسرارانگیزی به نام عزیز زکریا زاهارا است و اثر سیصد صفحه ای خود را از آمستردام هلند برای ناشر آمریکایی پست کرده است تا در صورت صلاحدید منتشرش کنند.
کتاب به تدریج نظر الا را به خود جلب می کند و او افزون بر ویراستاری شروع به زندگی با آن می کند. هر طور شده نشانی نویسنده متن را می یابد و با او به مکاتبه می پردازد.

عزیز در مکاتباتش برای الا می گوید که بعد از مرگ همسر محبوبش به زندگی بی اعتنا می شود. به مواد مخدر پناه می برد و دار و ندارش را از دست می دهد. او عکاسی می داند و سردبیر مجله ای، تصادفا از او می خواهد به آفریقا برود و سفرنامه مصوری تهیه کند. در آن جا با یک انگلیسی آشنا می شود.
این انگلیسی به او می گوید چون عکاسی را خوب می دانی بهتر است برای گرفتن عکس به شهرهای اسلامی مکه و مدینه بروی؛ در این مسیر صوفیان می توانند به تو کمک کنند. عزیز با صوفیان آشنا می شود و همین آشنایی زندگی او را دگرگون می کند.
او ابتدا به مراکش می رود و به جمع صوفیان در خانقاهی می پیوندد. بابا صمد پیر خانقاه او را تحت تاثیر تعالیم خود قرار می دهد و عزیز در آن جا مسلمان می شود و نامی اسلامی برای خود برمی گزیند.
او در یکی از نامه هایش به الا می گوید:
« در ابتدا احساس می کنی فقط خودت هستی که در جهان وجود داری و "من" محور همه هستی است.
بعد می گویی دنیایی را احساس می کنم.
آن گاه در مرحله ای بَعدتر، در می یابی و اعتراف می کنی که نه "من" هست، نه "دنیا"؛ هر چه هست اوست. »
الف شفق خود در غرب زیسته و به همین دلیل در به تصویر کشیدن ناهنجاری های زندگی یک خانواده آمریکایی موفق است. هدف او از نگارش کتاب عشق، بی تردید معرفی تصوف به عنوان چاره دردهای انسان غربی امروز است.
او تصوف را تنها نسخه مناسب برای سردرگمی ها و پوچی ها و دلمردگی های انسان غربی غرق در لذات مادی و مصرف گرایی می داند. دختر الا که ژانت نام دارد علاقمند به ازدواج با دوستش اسکات است و مادر، با این وصلت به کلی مخالف است.
این مخالفت باعث دردسرهایی در خانواده می شود اما بعد از این که عزیز در نامه ای عشق را برایش تعریف می کند اختلافات خانوادگی الا رو به کاهش می گذارد.
نویسنده کتاب "عشق" بر روایتی خاص از نحوه قتل شمس تاکید دارد؛ او معتقد است اطرافیان مولانا که از حضور و تاثیر گذاری شمس بر مولانا به ستوه آمده اند و علاء الدین فرزند مولانا نیز یکی از آن هاست، با اجیر کردن قاتلی، شمس را کشته و در چاهی می اندازند.
در کتاب، بر شهرت مولانا به عنوان خطیبی توانا تاکید می شود. مولانا پیش از دیدار با شمس، واعظ شهر است و هرگاه می خواهد بر منبر به موعظه بپردازد، شهر چهره ای نیمه تعطیل می گیرد و مسجد قونیه مملو از شیفتگان او می شود.
نویسنده بر تعدادی از مخاطبان مولانا در این دوره مکث می کند و بازسازی شخصیت آن ها را تا مرحله آشنایی مولانا با شمس امتداد می دهد؛ یک فقیر جذامی، یک روسپی و یک دائم الخمر چهره هایی هستند که هر یک در بخش هایی از رمان نقش آفرینی های قابل تاملی دارند.

به گزارش ایربا، مکاتبات الا و عزیز که در حال سفر از کشوری به کشور دیگر است ادامه می یابد و خواننده به تدریج علاوه بر آشنایی با شخصیت و روحیات عزیز، منازل و مراحل روحی و عملی صوفیانه را نیز می آموزد.
خواننده در کتاب "عشق" به لحاظ تاریخی با دو روایت غیر معمول درباره زندگی مولانا روبرو می شود: اول این که برخلاف نظر رایج، کیمیا دخترخوانده مولانا، با اصرار و درخواست خود به همسری شمس درمی آید و با او ازدواج می کند و تحمیل و زوری درکار نبوده و دوم، نحوه ناپدید شدن شمس است که پیشتر اشاره ای به آن شد.
گروهی از جوانان قونیه که به احتمال زیاد علاء الدین فرزند مولانا هم در میان شان بوده، قاتلی را اجیر می کنند و در شبی بارانی او را در خانه مولانا به قتل رسانده و جنازه اش را در چاهی می اندازند.
در سیر حوادث داستان، «قواعد چهل گانه ای» حاصل می گردد که برداشت های نویسنده از اصول و آموزه های تصوف است.
الف شفق در مصاحبه ای می گوید رمان عشق را بیش از تکیه بر معلومات و برداشت های تاریخی، با استناد به ندای درونی خویش نگاشته و به جای محاکمه و بازخواست شخصیت ها به اندوه و غصه های آنان همان طور که هست پرداخته است.
داود وفایی - ایران بالکان (ایربا)
شناسنامه کتاب:
عشق
الف شفق
نشر دوغان/ استانبول
چاپ اول: مارس 2009
چاپ دویست و سی ام: ژانویه 2010
415 صفحه
قطع رقعی |