حسین الله اکرم، فعال سیاسی نام آشنای دهه هفتاد که پس از چند سال حضور در منطقه بالکان اروپا به عنوان «دیپلمات نظامی» و دور بودن از تحولات سیاسی داخلی، به کشور بازگشته است؛ در گفتوگویی پنج ساعته گذشته، حال و آینده سیاسی کشور را از دریچه عقاید و افکارش تشریح کرد.
به گزارش پایگاه تحلیلی - خبری ایران بالکان (ایربا) به نقل از ایسنا، بخش هایی از این گفتوگو در زیر آمده است:
سوال: درطول سه سال گذشته که در ایران نبودید، مشغول انجام چه کاری بودید ؟
پاسخ: در سه سال گذشته دیپلمات نظامی در منطقه بالکان بودم.
سوال: درحال حاضر مشغول چه کاری هستید ؟
پاسخ: درحال حاضر مشغول تحقیق درمورد مسائلی که بین دو کشور اسلونی و کروواسی در دریای آدریاتیک درحال رخ دادن است، هستم و در واقع اختلاف آنها را در مورد آبهای داخلی و بینالمللی بررسی میکنم. تحقیقی که درحال انجام است میتواند در مورد دریای خزر بین ایران و چهار کشور دیگر موثر باشد. هدف من از انجام این تحقیق ارائه رساله در این ارتباط به صورت علمی و کسب درجه دکترای روابط بینالملل است.
سوال: درکدام دانشگاه مشغول به تحصیل و تدریس هستید؟
پاسخ: درحال حاضر درحال تحقیق و تحلیل در مورد موضوعی که اشاره کردم در دانشگاه پیام نور هستم و در دانشگاه امام حسین(ع) نیز به تدریس علوم استراتژیک مشغولم و روزهای آخر تدریس این علوم را میگذارنم.همچنین عضو هیات علمی پاره وقت دانشکده علوم سیاسی واحد تهران مرکز دانشگاه آزاد نیز هستم که از مهرماه در این دانشگاه در حوزه اندیشه سیاسی غرب به تدریس خواهم پرداخت در واقع دارای دکترای مدیریت استراتژیک و علوم سیاسی و مشغول کار تحقیقی در چارچوب کسب درجه دکترای روابط بین الملل هستم.
سوال:با توجه به این که در دانشگاه کار تحقیقی می کنید و به تدریس نیز مشغول هستید وضعیت دانشگاه ها و جنبش دانشجویی در کشور را چگونه ارزیابی می کنید؟
پاسخ: جریان دانشجویی درحال حاضر تحت تاثیر برخوردهایی هستند که در زمان اصلاحات با آنها انجام شد. جریان دانشجویی وقتی در به قدرت رساندن جریان اصلاحات، آن هم به صورت همهجانبه فعال بود پس از آن مامور به کار تئوریک شد، دیدگاهایی که آنها را به کار تئوریک دعوت میکرد، نتوانست در ماجرای کوی به این جریانات دانشجویی کمک لازم را برساند. این در حالی است که همین گروههای اصلاح طلب در مجلس ششم به خاطر جلوگیری از ردصلاحیت خودشان دست به تحصن زدند، به نظر میرسد جریان دانشجویی از سیاستزدگی آن دوران سرخورده شده و هنوز جایگاه و نقش خود را پیدا نکرده است.

بخشی از جریان دانشجویی نیز به خاطر استحاله در هویت به نوعی سرخوردگی رسیده است؛ زیرا کارنامه جنبش دانشجویی از سال 1332 با نگرش چپگرایی و بازگشت به هویت خویش و در نهایت نوعی بومیگرایی شکل گرفت.
این درحالی است که جریانات کنونی چیزی از مبارزه با امپریالیزم با خود حمل نمیکنند، به طوری که برخی معتقدند نوعی همسویی با امپریالیزم در دوران اصلاحات با این جریانات مشاهده شده است. استحاله درهویت آن چیزی است که باعث سرخوردگی برخی از جریانات دانشجویی شده است.دسته سوم همچنان مبارزه با استکبار را در درون خود حفظ کرده است. همچنین مباحثی از جمله دفاع از عدالت و آنها گروههای عدالتخواهی را نیز تشکیل دادند.

سوال: اکنون راهپیمایی در مورد ارزش های جامعه از جمله بحث حجاب صورت میگیرد چند هفته پیش یک راهپیمایی بود بعد از نماز جمعه که خودتان نیز حضور داشتید و حتی سخنرانی کردید و در مورد سخنان علی مطهری نیز شعارهایی داده شد.
پاسخ: راهپیمایی که در مورد حجاب صورت گرفت عمدتا به صورت سالانه و آن هم در نماز جمعه از سوی گروههای حزباللهی صورت میگیرد. ضمن اینکه راهپیمایی چندی پیش عمدتا در ابراز مخالفت با تصمیم شورای امنیت و صدور قطعنامه 1929 این شورا و همچنین حمایت از کشتیهای آزادی به سوی غزه بود که طی آن اعتراضاتی نیز به علی مطهری صورت گرفت. البته این حرکات بخشی از نماز عبادی و سیاسی جمعه است که مومنان در آن به موضعگیریهایی میپردازند و به هیچ وجه قابل مقایسه با عملکرد و اعتراضات گذشته جریان حزباللهی نیست.
سوال: برخی از منتقدان احمدینژاد معتقدند که سیاست فرهنگی دولت دهم متاثر از اندیشههای لیبرالی است، نظر شما در این ارتباط چیست؟ و نظرتان در مورد سخنان اخیر رییسجمهور در مورد حجاب چیست؟
پاسخ: لیبرال از لیبرو گرفته شده و به مفهوم آزاد است که در چارچوب ارزشهای سکولاریستی قابل تعریف است و این مفهوم مطمئنا در دولت کنونی جایی ندارد. در این مورد باید توجه کرد که آقای هرندی و حسینی وزیر قبلی و کنونی فرهنگ و ارشاد اسلامی از افراد ارزشی جامعه و هیات دولت هستند و از این رو به نظر میرسد طرح مباحثی تحت عنوان نگاه فرهنگ لیبرال در دولت کنونی یک کارکرد سیاسی بیشتر نیست. ضمن اینکه همه میدانیم که اصلاحات فرهنگی یک شبه رخ نمیدهد و نیاز به تغییرات ساختاری زیادی حتی در دولت کنونی میباشد.
درمورد سخنان اخیر رییسجمهور در مسالهی حجاب و عفاف باید عرض شود که این قرائتها نشان میدهد جوامع نیازمند به حضور ولایت فقیه در حکومت هستند تا از قرائت ولایی خارج نشوند.
سوال: لطفا در این مورد توضیح بیشتری بدهید. اینکه میفرمایید نیازمند قرائت ولایی هستیم یعنی که رهبری در این مورد دخالت و مرز را مشخص کنند؟
پاسخ:جامعه کنونی ما به لحاظ برخورداری از آزادیهای سیاسی و اجتماعی از قرائتهای گوناگونی برخوردار است، اما قرائتی میتواند اجرا شود که از جایگاه قانونی برخوردار باشد. از آنجا که بحث حجاب و عفاف ریشهی دینی دارد، به کارشناس دینی نیاز داشته و از آنجا که حکومت ما یک حکومت دینی است ولایت فقیه این قرائتها را به سوی قرائت اصلی هدایت میکند.باید توجه داشت رهبری وقتی در موضوعی وارد میشود که برداشت از قانون از مدار خود خارج و به اختلافات سیاسی دچار شده باشد، به نظر میرسد بحث آقای احمدینژاد در مورد حجاب و عفاف تحت تاثیر برخوردهای سیاسی و اجتماعی موجود بوده است و چشماندازی به آیندهی سیاسی دارد.
سوال: این چشمانداز سیاسی چیست؟
پاسخ: هیچ فرد و گروهی بدون علاقه به آیندهی سیاسی نخواهد بود؛ به طوری که شما از آقای احمدینژاد مطالبی در مورد دولت آینده شنیدهاید که باید مثلا دارای سرعت بیشتر و انقلابیتر از دولت وی باشد یا خواهد بود ؛ از این رو میتوان این موضعگیریها را نه تنها تحت تاثیر مسائل سیاسی و اجتماعی کنونی دانست، بلکه متاثر از چشماندازی برای آینده نیز برشمرد.
سوال: برخی میگویند با توجه به اینکه این دور دوره آخر ریاستجمهوری احمدینژاد است و برای دورهی بعد نمیتواند کاندیدا شود، پس این سخنان ایشان در مورد چه دولتی خواهد بود؟ آیا دولتی که توسط یکی از نزدیکان و همفکران ایشان اداره میشود؟
پاسخ: گرچه معتقدم نباید با این سرعت وارد مسائلی شد که به سه سال آینده بستگی دارد، اما از ساختارها و سازمانهای سیاسی نمیتوان انتظار داشت به طراحی آینده سیاسی خود نپردازند؛ از این رو ضمن اینکه معتقدم قرائت احمدینژاد از حجاب و عفاف یک دیدگاه شخصی است، امکان دارد این نگاه و قرائت تحت تاثیر مسائل اجتماعی و سیاسی کنونی نیز بیان شود؛ البته ممکن است برخی آن را چشماندازی برای آینده سیاسی بدانند و در چارچوب « پوتین - مدودف» ارزیابی کنند که این نیز امکانپذیر است.
سوال: تحلیل شما از فضای کنونی سیاسی کشور چیست؟
پاسخ: فضای سیاسی کشور پس از یک سال اخیر به سوی آرامش و ثبات پیش رفته است و این ثبات و آرامش از لحاظ سیاسی به خروج هرچه بیشتر ایران اسلامی از انزوای سیاسی در جهان منجر شده است. فضای سیاسی داخلی کشور طی هشت ماه پس از انتخابات ریاستجمهوری دهم از 22 خرداد 88 تحت تاثیر اردوکشی خیابانی و اغتشاش ناشی از اظهارات دروغین آقایان موسوی و کروبی پیرامون تهمت و تقلب در انتخابات و تجاوز در زندانها قرار داشت. این وضعیت طی چهار ماه گذشته تحت تاثیر خروش ملی 9 دی و 22 بهمن 88 به سمت ثبات حرکت کرده است، در این میان آمریکا سعی کرد با فشار از بیرون، یعنی تصویب قطعنامه این فضا را تحت تاثیر قرار دهد؛ این درحالی است که عقبنشینی موسوی و کروبی از انجام راهپیمایی و حضور مردم و نیروهای انتظامی به هرگونه «ثباتزدایی» پایان داد؛ از این رو میتوان گفت ثبات داخلی کشور، تامین و ثبات سیاسی خارجی نیز به خروج از انزوای سیاسی ایران هدایت شده است.

من معتقدم اجازه راهپیمایی 22 خرداد 89 که به جریان فتنه داده نشد هیچکس را مثل سران جریان فتنه خوشحال نکرده است؛ زیرا پس از ناتوانی آنها در اثبات تقلب و تجاوز، آنها شاهد ریزش اجتماعی جریان وابسته به خود به شکلی بودند که جمعی از راهپیمایان راهپیمایی 25 خرداد 88 به خروش ملی 9 دیماه پیوستند؛ از این رو صادرنشدن مجوز برای راهپیمایی میتواند یک تیغه دو لبه باشد.
سوال: برخی معتقدند اگر حوادث پس از انتخابات به نحو بهتری مدیریت میشد، از هزینههای وارد شده به نظام کاسته میشد. نظر شما چیست؟
پاسخ: مدیریت بهتر حوادث هشت ماه پس از انتخابات نیازمند یک آسیبشناسی است که مهمترین بخش آن به سران فتنه بازمیگردد؛ به طوری که اگر آنها پس از شمارش آرا به طرف پیروز تبریک میگفتند، آینده سیاسی مناسبی برای خود تدارک دیده بودند؛ این درحالیست که برخی معتقدند اغتشاشات اخیر یک حرکت طراحی شده از قبل انتخابات بوده است. آسیبشناسی دیگر به عدم پیشبینی این اغتشاشات برمیگردد که انگشت اتهام را به سوی نیروهای امنیتی دراز میکند. برخی معتقدند جنگ هوشمند اعلامشده از سوی آمریکا با دو استراتژی « جنگ نرم و جنگ سخت» باید نیروهای امنیتی را بیدار میکرد تا مدیریت بهتری داشته باشند.
بخش دیگر آسیبشناسی به طرف پیروز در انتخابات برمیگردد؛ برخی معتقدند برگزاری جشن پیروزی در میدان ولیعصر و مطالبی که در آنجا ارائه شد به اغتشاشات دامن زد؛ البته این درحالی است که بپذیریم اغتشاشات اخیر «سازماندهی شده» نبوده است.
سوال: شما میگویید سران فتنه از اینکه برای سالروز 22 خرداد مجوز راهپیمایی داده نشد خوشحال شدند، به نظر شما آیا باید مجوز داده میشد؟
پاسخ: از آنجا که غرب درپی جنگ هوشمند با دو تاکتیک جنگ نرم و جنگ سخت است و منافقین، بهاییها، سلطنتطلبها، چپهای آمریکایی و امثال آنها در پی پیاده کردن جنگ نرم به نیابت از آمریکا هستند، نباید اجازهی راهپیمایی 22 خرداد داده میشد. این عمل نیز مانند تیغ دولبه میتواند مورد بهرهبرداری طرفداران موسوی قرار گیرد و آنها خود را طرفدار قانون و در نتیجه شریک ثباتزایی در کشور بنامند.

سوال: وضعیت جریان اصلاحطلب را چگونه برآورد میکنید؟
پاسخ: جریان اصلاحطلب حداقل از سه دسته «اصلاحطلب اقتصادی، سیاسی و اجتماعی» تشکیل میشود که به نظر میرسد اولی طرفدار اقتصاد بازار مشابه غرب است و دومی و سومی به سکولاریسم خواهند رسید، از آنجا که این سه جریان در قالب فتنه سبز، نمایندگی جریان ضدانقلاب خارجنشین و گروههای غیرقانونی داخل کشور در انتخابات دهم را داشتند و بعد از آن همسویی و همکاری خود را با سازمان اطلاعاتی دشمن نشان دادند، به نظر میرسد در آینده نزدیک از لحاظ سیاسی قادر به حضور در عرصه سیاست نباشند؛ البته برخی سعی میکنند در قالب دسته اول اصلاحطلبان یعنی اصلاحطلبان اقتصادی به حرکت در عرصه سیاسی کشور بپوندند.
سوال: جریان اصولگرا را چطورارزیابی میکنید؟
پاسخ: جریان اصولگرا در انتخابات بعدی از همکاری سیاسی به سوی رقابت سیاسی گام برخواهد داشت. اگر این رقابت در یک ساحت اندیشهای سیاسی وارد شود، چارچوب آن نخبهگرایی و مردمگرایی خواهد بود و چنانچه رقابت در چارچوب عملگرایی سیاسی وارد شود به سوی رقابت به سمت عدالتخواهی و سرمایهداری اسلامی سوق پیدا میکند؛ از این رو رقابت قطبی بین اصولگرایان و اصلاحطلبان به رقابت درون قطبی میان اصولگرایان تبدیل میشود؛ البته چنانچه اصلاحطلبان اقتصادی که هاشمی رفسنجانی را پدر معنوی خود میدانند بتوانند به عرصه انتخابات سیاسی آتی کشیده و وارد شوند، امکان رقابت قطبی مجددا فراهم خواهد شد.
سوال: برخی معتقدند حذف اصلاحطلبان با توجه به این که آنها دارای پایگاه اجتماعی در بین جوانان و دانشجویان و.. اثر منفی خواهد داشت.
پاسخ: به نظر میرسد جریان فتنه طی یک سال گذشت با ریزش شدید پایگاه اجتماعی و سیاسی روبرو شده است؛ از این رو لایه های اجتماعی اشارهشده به اصلاحطلبان اقتصادی میپیوندند.
سوال: وجود جریان دومی به غیر از جریان اصولگرا چقدر ضروری است؟
پاسخ: اساسا بحث چپ و راست و اصلاحطلب و اصولگرا در جامعه کنونی جایگاهی نداشته و ندارد.
ضمن اینکه اگر در جامعه مردمسالار، وجود رقابت سیاسی یک اصل حساب شود، نمیتوان در مرد سالاری دینی ارزشهای این جامعه را قربانی این رقابت سیاسی کرد؛ ضمن اینکه در جریان سیاسی کنونی از یک سو رقابت نخبهگرایی و مردمگرایی وجود دارد، از سوی رقابت بین عدالتخواهی و سرمایهداری اسلامی نیز مشاهده میشود که هر کدام برای رقابت سیاسی کافی خواهد بود؛ از این رو با توجه به این که جریان اصلاحطلب از دو بخش سیاسی و اقتصادی خود نخبهگرایی و سرمایهداری را پذیرفته، در این الگوریتم موجود یا نامبرده شده توسط اینجانب میتوانند حضور داشته باشند و به رقابت سیاسی بپردازند.
سوال: آیا شما احمدینژاد را از لحاظ سیاسی اصولگرا میدانید؟
پاسخ:بله، همینطور که عرض شد خطکشیهای موجود سیاسی اصالت آنچنانی ندارد. اگر بخواهیم به هر حال نوع تقسیمبندی سیاسی صورت بدهیم جریانهای سیاسی کشور را میتوان به اصولگرا و غیراصولگرا تقسیم کرد و احمدینژاد از این تقسیمبندی خارج نخواهد بود. در این راستا میتوان جریان اصولگرا را به شاخههای «نخبهگرا و مردمگرا» و «سرمایهداری و عدالتخواهی» تقسیم کرد؛ به طوری که در این شاخصها حضور جریانهای اصلاحطلب نیز قابل مشاهده خواهد بود.
سوال: نمایندگان جریانهای فکری که نام بردید به صورت مصداقی چه کسانی هستند؟
پاسخ: از آنجا که در جامعهی کنونی ما افراد از احزاب قویتر عمل میکنند و ساختارها به افراد شناخته میشوند، میتوان از احمدینژاد در دو جبههی مردمگرایی و عدالتخواهی نام برد، در این میان هاشمی رفسنجانی نیز در دو جبههی سرمایهداری و نخبهگرایی جای خواهد گرفت؛ در حالی که لاریجانی، موسوی، خاتمی و کروبی در جبههی نخبهگرا و قالیباف در جبهه سرمایهداری خواهند بود. لازم به ذکر است نخبهگرایی علاوه بر گرایش الیتیزم، دارای وزن روشنفکری نیز هست.
سوال: نظر شما درباره اتفاقات روز 14 خرداد چیست؟
پاسخ: حوادث 14 خرداد حاوی دو سناریو است: سناریوی اول اینکه مردم به خاطر امام و دفاع از خط امام نسبت به سیدحسن واکنش نشان میدهند؛ به طوریکه میتوان از آن به عنوان «کیفرخواست ملی بر اساس بصیرت عمومی» نام برد. مردم در طول یک سال گذشته ملاقات سیدحسن با زندانیان اغتشاشگرا و همراهی او با سران فتنه و بیتوجهی به وصیتنامه پدر بزرگوارش را مشاهده کردند؛ به طوری که او را همسو با سیدحسین فرزند سیدمصطفی دانسته و فرصت سخنرانی به او در 14 خرداد ندادند. در این راستا زمانی که سیدحسن افراد شعاردهنده را عده قلیل مینامد، با مخالفت میلیونی مردم در داخل و خارج از صحن مواجه میشود که شعار آن عده به ظاهر قلیل را تائید کرده و دو شعار « سیدحسن بصیرت بصیرت» و شعار دیگر « نوادهی روحالله سیدحسن نصرالله» را سر دادند.

سناریوی دوم سناریوی مظلومنمایی است که برخی معتقدند که محمدعلی انصاری کلید آن را زده است. او شب قبل از مراسم در بهترین ساعت یعنی 9 شب برخلاف تصمیم ستاد برگزاری مراسم در تلویزیون اعلام میکند که در ابتدا آقای احمدینژاد سخنرانی میکند و بعد از آن سیدحسن خوشامد میگوید و سپس مقام معظم رهبری سخنرانی میکند؛ این در حالی که مطابق تصمیم ستاد و برداشت عقلایی سیدحسن باید در ابتدای مراسم برای تشکر از حضور میلیونی مردم و خوشامدگویی به رییسجمهور و رهبر معظم انقلاب حضور مییافت. در ادامه این وضعیت محمدعلی انصاری با دو حضور غیرمتعارف به رییسجمهور تذکر پایان سخنرانی میدهد، این تذکر مستقیما در حضور مردم انجام و با اعتراض رییسجمهور همراه میشود ، اینها در مجموع به اعتراض عمومی مردم تبدیل میشود و سناریوی مظلومنمایی با حمایت برخی از مراجع، روحانیون بزرگ و چهرههای شاخص سیاسی صورت میگیرد؛ این دیدگاه و سناریو، دلجویی رهبر معظم انقلاب از سیدحسن را در این راستا مصادره میکند. اگر در این دو سناریو به عملکرد سید حسن و آقای انصاری در طی مراسم با دقت توجه کنیم، به صحت یکی از آنها پی میبریم. از آنجا که سید حسن با وزیر کشور و محمدعلی انصاری با مسوول تریبون برخورد کردند، صرف نظر از علت برخورد میتوان گفت سناریوی اول قابل دفاعتر خواهد بود.
سوال: آیا شما همچنان عضو انصار حزبالله هستید یا نه؟
پاسخ: انصار حزبالله از دهه 70 در راستای دفاع از ارزشها، اصول و آرمانهای امام و انقلاب و دفاع مقدس با محوریت نگرش و دیدگاههای مقام معظم رهبری تشکیل شد و بنده جزء موسسان اولیه آن هستم. این وضعیت تا سال 1375 و انتخابات مرحله دوم مجلس پنجم ادامه یافت. از آنجا که انصار حزبالله در آن زمان برای انتشار لیست انتخاباتی مجلس پنجم اقدام کرد برخی از افراد از جمله بنده که به ورود به رقابت سیاسی معتقد نبودیم از این تشکیلات خارج شدیم. |