ایربا - گروه گزارش و تحلیل: علی بولاچ نویسنده مشهورمی نویسد: باید دید تغییرسیاست ترکیه در قبال اسرائیل تغییری بنیادین و استراتژیک است یا تغییری تاکتیکی .
به گزارش پایگاه تحلیلی – خبری ایران بالکان (ایربا) به نقل از زمان، این نویسنده سرشناس معتقد است اگرتغییرات دیپلماتیک در ترکیه براساس استراتژی سنتی شکل می گیرد، باید گفت ترکیه مهمترین متحد اسرائیل و حافظ منافع آن درمنطقه است؛ یا برعکس می توان چنین نتیجه گرفت که ترکیه و اسرائیل در منطقه واقعا به دوعنصر متضاد تبدیل شده اند.
برخی معتقدند تغییرسیاست ترکیه درقبال اسرائیل تاکتیکی است نه استراتژیک؛ زیرا روابط و همکاری نظامی و استراتژیک دو کشور دربالاترین سطح ادامه دارد؛ همه می دانیم به رغم اختلاف نظر درباره پرواز هواپیماهای نظامی برفراز خاک قونیه، همکاری های پایدارترکیه و اسرائیل همچنان ادامه دارد.
اتحادیه عرب در اکتبر 2008 طرحی را به شورای حکام آژانس بین المللی اتمی ارائه کرد. براساس این طرح می بایست توان هسته ای اسرائیل مورد بررسی وتحقیق وبازرسی قرار گیرد؛ در رای گیری، 46 کشور به طرح تحقیق و بازرسی مراکز اتمی اسرائیل رای مثبت دادند ولی 7 کشور از جمله ترکیه به این طرح رای ممتنع دادند؛ به همین دلیل طرح مذکور از دور خارج شد؛ اقدام ترکیه در این خصوص، اتخاذ سیاستی استراتژیک بود.
اما بعد از حادثه داووس و درگیری لفظی اردوغان و شیمون پرز، اوضاع تغییریافت. اگر ترکیه در پی ایفای نقش موثری درمنطقه باشد، مسئله اسرائیل پیش روی ترکیه قراردارد. برای آنکه روند فعلی درآینده روابط دو کشور تاثیرمنفی نگذارد ابتدا بایستی به قطع ارتباط افکارعمومی جهان عرب با ایران اقدام کرد. حادثه داووس باعث شد ترکیه نیز در بروز احساسات ضد اسرائیلی مردم منطقه، به محور ایران ملحق شود. بدین ترتیب گرایش مثبت افکارعمومی جهان عرب نسبت به ایران، چرخشی به سوی ترکیه یافت.
در حال حاضر منطقه به دو قطب متضاد تقسیم شده است. در سویی ایران قرار دارد که نماینده قطب ضد آمریکایی شامل سوریه، شیعیان منطقه، لبنان و حزب الله، حماس وافکارعمومی جهان اهل سنت می باشد. قطب دیگر متشکل از کشورهایی مانند مصر، عربستان سعودی و اردن است که خود با انشعاب و تجزیه مواجه است.
ترکیه که عضو پیمان های غربی است، موقعیت بسیار حساسی در روابط خود باکشورهای منطقه و اسرائیل دارد. در نتیجه حادثه داووس، ترکیه در ظهور خشم مردم منطقه نسبت به اسرائیل به شریک ایران تبدیل شد. بدین ترتیب افکارعمومی اهل سنت جهان عرب به سوی ترکیه گرایش پیدا یافت. در این میان به نظر می رسد ترکیه اگر به روابط دوستانه خود با اسرائیل ادامه دهد و در عین حال بخواهد نقش تاثیرگذاری در منطقه داشته باشد، اعتماد افکار عمومی خاورمیانه را از دست خواهد داد.
در این چارچوب می توان گفت که علت اصلی افزایش نفوذ و اعتبار ترکیه در منطقه خاورمیانه، ناشی از دو عامل اصلی است: اول، رد مصوبه یکم مارس 2003 از سوی مجلس ترکیه که به موجب آن ازورود ارتش آمریکا به خاک ترکیه برای حمله به عراق پیشگیری شد و دوم؛ حادثه داووس.
البته تغییر سیاست های داخلی و مخالفت مسلمانان ترکیه با ادامه روابط دولت متبوعشان با اسرائیل را هم می توان به عنوان دلیل ثالث برشمرد.
فراموش نکنیم جامعه ترکیه شدیدترین واکنش ها را نسبت به حملات اسرائیل به غزه ازخود نشان داد. حزب سعادت در استانبول تظاهرات یک میلیونی ضد اسرائیلی برگزارکرد و "انجمن حمایت از مستضعفین" در دیاربکر تظاهراتی 300 هزار نفری در ضدیت با اسرائیل را ساماندهی نمود؛ این تظاهرات و بروز احساسات ضد اسرائیلی مردم ترکیه به طور طبیعی باعث تغییر در اتخاذ تدابیر سیاسی حاکمیت شد و بر حساسیت های «اسلام سیاسی» دامن زد. حادثه داووس و برخورد اردوغان، این گرایش و احساسات را بازپروری کرد و به اوج رساند.
اکنون کشورهای اسلامی از ترکیه می خواهند درخواست عضویت اسرائیل درسازمان امنیت و همکاری اقتصادی OECD را وتو کند. آیا ترکیه عضویت اسرائیل را وتو خواهد کرد یا به نحوی از این کار طفره خواهد رفت؟
این آزمون، ماندگار بودن یا زودگذر بودن تغییر سیاست ترکیه درقبال اسرائیل را نشان خواهد داد.
ترجمه: سید علی قائم مقامی |