تلکس پايگاه تحليلي - خبري ايران بالكان: چرا داووداوغلو از حزب حاكم تركيه اخراج شد؟
چهارشنبه، 13 شهریور 1398 - 21:19     کد خبر: 31582

محمد علي دستمالي

اعلام تصميم شوراي مركزي حزب عدالت و توسعه تركيه براي اخراج احمد داوود اوغلو رهبر سابق اين حزب و نخست‌وزير سابق تركيه، محافل سياسي و رسانه‌هاي اين كشور را متعجب نكرد؛ چرا كه در اين چند سال، ريسمان رابطه داوود اوغلو و اردوغان، نازك و نازك‌تر شده و همه مي‌دانستند كه اين پيوند، گسستني است. با اين حال، اخراج كسي كه پيش‌تر سكان رهبري حزب را در اختيار داشته، اتفاق مهمي در نظام سياسي تركيه است و اين اتفاق نشان مي‌دهد كه تحولات حزب حاكم تركيه و معادلات سياسي اين كشور، همچنان خبرساز و پويا خواهد بود.

به گزارش پايگاه تحليلي – خبري ايران بالكان (ايربا) به نقل از ايران، احمد داوود اوغلو، به‌خاطر هويت دانشگاهي خود به عادت ترك‌ها، همواره به‌ نام «خواجه احمد» خوانده مي‌شد. خواجه در زبان تركي استانبولي، لفظ احترام‌آميزي براي استادان دانشگاه است و ارزش و اعتبار آن، بسي بالاتر از الفاظ پروفسور و دكتر است. او بر زبان‌هاي انگليسي، عربي، آلماني و مالايي تسلط دارد و علاوه بر تدريس در دانشگاه‌هاي تركيه و مالزي، مدت‌ها عضو هيأت علمي دانشكده حرب بوده و مطالعات گسترده‌اي بر استراتژي سياسي و دفاعي كشورها، انجام داده است.

به‌ گواه فهمي كوروو از رفقاي قديمي و مشترك گل و اردوغان، چندين ماه طول كشيد تا عبدالله گل رئيس جمهوري و رجب طيب اردوغان نخست‌وزير، توانستند داوود اوغلو را اقناع كنند كه از دانشگاه و انجمن‌هاي علمي گروه روابط بين‌الملل دل بكنَد و به دولت بپيوندد. او مي‌خواست نيرو و توان خود را صرف تربيت شاگرداني كند كه براساس ايده‌هاي داوود اوغلو، كارت‌هاي برنده تركيه در حوزه‌هاي ژئوپليتيك، فرهنگ و سياست را بفهمند و كمك كنند نقش كشورشان را در منطقه، جهان اسلام و جهان، ارتقا دهند. اما در هر حال، جاذبه‌هاي قدرت و روند رو به رشد حزب عدالت و توسعه نشان مي‌داد آن يادداشت‌هايي كه داوود اوغلو در روزنامه يني شفق منتشر مي‌كند، مي‌توانند فراتر از يك يادداشت باشند و به نقشه‌راه و استراتژي سياسي و ديپلماسي تركيه تبديل شوند.

داوود اوغلو در حزب عدالت و توسعه، با طرح مفاهيم مهمي همچون تنش صفر با همسايگان و بازگرداندن تركيه به ميدان روابط سياسي و اقتصادي شرق و در عين حال ارتقاي سطح روابط با غرب، اعتماد به نفس بيشتري به تركيه و حزب حاكم بخشيد، پاي نخبگان را به وزارت امور خارجه و نهادهاي اطلاعاتي و امنيتي تركيه بيش از پيش باز كرد و اهميت نفوذ تركيه در جهان عرب، تقويت رابطه با ايران، ضرورت حل معضل كُردها، استفاده از ظرفيت‌هاي مهم عضويت تركيه در ناتو، پيوند و ارتباط همه‌جانبه با گروه‌هاي اسلامي و استفاده از ظرفيت‌هاي علمي و دانشگاهي در رشد روابط ديپلماتيك را به اهداف مهم حزب عدالت و توسعه تبديل كرد اما با اين حال، او با تمام هوش و دانش و قابليت‌هاي علمي و فرهنگي‌اش، اين واقعيت ساده را بخوبي درك نكرد كه حزب عدالت و توسعه نيز همچون ديگر احزاب و نهادهاي سياسي خاورميانه، فردمحور و رهبرمحور است و نبايد در برابر شخص شماره يك و تصميمات او، ايستاد! آري! قضيه چندان پيچيده نيست. او حاضر نشد همچون ديگر نخبگان آكپارتي، بر تمام تصميمات و خواسته‌هاي اردوغان، همواره مهر تأييد بزند. به‌عنوان مثال، زماني كه اردوغان رئيس جمهوري شد و داوود اوغلو از وزارت امور خارجه به نهاد نخست‌وزيري رفت و علاوه بر اين پست مهم، رهبري حزب را نيز در اختيار گرفت، در برابر پيشنهاد اردوغان مبني بر ضرورت تغيير نظام سياسي از پارلماني به رياستي، مقاومت كرد. خودش بعدها چنين روايت كرده كه بيش از سه ساعت در اين مورد با اردوغان بحث و اعلام كرده كه تأسيس نظام رياستي با شرايط كنوني تركيه منطبق نيست، البته مسأله ديگري نيز در ميان بود و آن، اعتراض داوود اوغلو به فرماليته بودن جايگاه نخست‌وزيري بود.

اردوغان توقع داشت كه داوود اوغلو پيش از اتخاذ تمام تصميمات مهم، اول رضايت رئيس جمهوري را بگيرد. اما اين رفتار در ذات داوود اوغلو نبود. برخلاف بينالي ييلدريم كه بعد ازداوود اوغلو، براي هركاري از اردوغان اجازه گرفت و نشان داد كه در منش و مشي سياسي حزب عدالت و توسعه چيزي به‌ نام مخالفت با تصميمات و خواسته‌هاي نفر اول، معني ندارد؛ حزب عدالت و توسعه با اخراج احمد داوود اوغلو نشان داد كه سناريوي «حزب منهاي اردوغان»، شانسي براي تحقق ندارد و اتاق فكر آكپارتي، فعلاً به تفكر انتقادي مجال حيات و نشو و نما نمي‌دهد.
حالا بايد به‌ چنين پرسشي انديشيد: آيا اخراج داوود اوغلو و افرادي نظير او به تضعيف آكپارتي مي‌انجامد و عمر سياسي اين حزب را كوتاه مي‌كند؟ پاسخ اين است: خير. احمد داوود اوغلو، عبدالله گل، علي باباجان، نهاد صفر اوستون، سعدالله ارگين، بشير آتالاي و بسياري ديگر از افرادي كه از آكپارتي جدا شده‌اند، داراي خاستگاه اجتماعي قدرتمندي نيستند و نمي‌توانند بخش كثير و قابل توجهي از محافظه‌كاران را زير عَلم خود جمع كنند. بنابراين حزب عدالت و توسعه فعلاً با دو بال توانمند پيش مي‌رود: اولي، بال قدرت محافظه‌كاران و ملي‌گرايان و قدرت برآمده از قطب‌بندي‌هاي موجود. دوم، تداوم ويژگي كارآمدي اجرايي و اقتصادي. در اين صورت، حزب عدالت و توسعه، چهار سالِ بدون انتخابات پيشِ رو را نيز طي كرده و تركيه را به ايستگاه ۲۰۲۳ و صدسالگي جمهوري تركيه مي‌‌رساند و در انتخابات آتي نيز كه اردوغان قانوناً اجازه نامزد شدن ندارد، تلاش خواهد كرد، از ميان كادرهاي برتر نزديك به اردوغان كسي را به قدرت برساند.


برگشت به تلکس خبرها