پايگاه تحليلي - خبري ايران بالكان : شهرهاي مرزي ايران و بيزانس در دوره ساساني
پنجشنبه، 29 آبان 1399 - 15:17 کد خبر:34225
پرويز حسين طلائي و علي اكبر مسگر


در اواسط سلسله اشكاني (ح 92 پ. م ) و در زمان مهرداد دوم (123- 87 پ. م)، قدرت جديدي به نام روم با ايران هم مرز شد كه ردپاي اين دولت را در مناسبات حكومت ايران تا اواخر دوره ي ساساني مي توان مشاهده كرد. از زماني كه اين دو قدرت دوره باستان با يكديگر ارتباط برقرار كردند، رقابت و  درگيري‌هاي مداوم آن ها نيز بر سر دست يابي به متصرفات يكديگر آغاز شد.

به گزارش پايگاه تحليلي – خبري ايران بالكان (ايربا) با بررسي و تجزيه و تحليل منابع يوناني - رومي و منابع شرقي كه اطلاعاتي از اين درگيري ها به دست مي دهند؛ مي‌توان به اهداف، انگيزه ها و منافع ايران و روم پي برد. در ابتدا، حاصل اين درگيري ها در زمان اشكانيان، قرار گرفتن رودخانه ي فرات، اما نه به طور ثابت، به عنوان مرز ميان اين دو دولت بود؛ اما امپراتوري روم به خاطر دست يابي به منافع ژئوپليتيك، اقتصادي، تجاري و سياسي بيشتر و رسيدن به متصرفات اسكندر، در صدد تصرف مناطق ارشمند ميان دجله و فرات، بين النهرين، قفقاز و آسياي صغير بودند كه در زمان تراژان (98-117م ) تا حدودي محقق شد.

تراژان پس از فتح بين النهرين، مرز شرقي امپراتوري روم را از فرات به دجله تغيير داد. جانشينان وي به خاطر حفاظت از مناطق متصرفي در برابر حملات اشكانيان، به سيستم دفاعي روي آوردند و شروع به ايجاد استحكامات و قلاعي در مرزهاي خود در شرق نمودند. با روي كار آمدن سلسله ساساني در سال 224 ميلادي، رومي ها و درادامه بيزانسي ها (اوايل قرن چهارم به بعد) هم چنان به سياست دفاعي خود در اين دوره ادامه دادند. گرچه امپراتوران بيزانس در مواقعي كه اوضاع را مساعد مي يافتند، به تأسي از اقدامات و افتخارات اسكندر در گذشته، سرزمين هاي غربي ايران را مورد تعرض قرار مي دادند؛ اما آن ها جدا از تقويت چند باره استحكامات شهرهاي مرزي، با انتقال پايتخت امپراتوري از غرب به شرق، مركز ثقل سياست خارجي خود را به مرزهاي ايران نزديك كردند.

ساسانيان نيز از همان ابتدا، پس از سر و سامان دادن امور داخلي، در قبال مرزهاي غربي امپراتوري سياست تهاجمي در پيش گرفتند. در اين رابطه منابع كلاسيك يوناني - رومي  و منابع شرقي از باز پس گيري متصرفات پيشين هخامنشي توسط ساسانيان سخن به ميان آورده اند؛ به هر حال، پذيرفتن اين سخن محتاج اثبات اين فرضيه است كه ساسانيان از سلسله هخامنشيان آگاهي داشته اند. جدا از پذيرش يا رد اين نظر كه در ميان مورخان و محققان، موافقين و مخالفين خاص خود را دارد، بايستي گفت كه ساسانيان نمي خواستند بيزانسي ها پايگاهي در سرزمين هاي شرق فرات و آسياي صغير داشته باشند. بنابراين از اهداف اصلي سياست خارجي ايران و بيزانس در دوره ساساني، دست يابي و تصرف سرزمين هاي مورد نظر بود؛ تا آن جا كه در روابط دو قدرت بزرگ دوره باستان، روابط خصمانه بيشتر از روابط مسالمت آميز برجسته مي نمايد.

براي ايران و بيزانس در دوره ساساني، شهرهاي مرزي به عنوان يك ضرورت از اهميت ويژه اي برخوردار بود؛ نتيجه اين وضعيت را مي توان در تقويت و ايجاد استحكامات شهرهاي مرزي و نيز استقرار و حضور دائم نيروهاي نظامي در مناطق مذكور مشاهده كرد. شهرهاي مرزي و كشمكش هاي ايران و بيزانس بر سر تسلط آن ها، در برگيرنده بخش عمده اي از مناسبات اين دو قدرت در دوره ساساني است، چنان كه هر گونه مطالعات درباره مناسبات ايران و بيزانس، بدون پرداختن به شهرهاي مرزي غير ممكن مي نمايد؛ چرا  كه از دست رفتن چنين شهرهايي در دوره ساساني به تغيير عمده در توازن قدرت منطقه منتهي مي شد.

در اين كتاب هشت شهر مرزي كه در ارمنستان، آسياي صغير، بين النهرين و سوريه واقع شده اند، مورد بررسي قرار گرفته است. انتخاب اين شهرها از سوي ديگر به خاطر اهميت ژئوپليتيكي اين شهرها بوده كه كانون اصلي درگيري هاي ايران و روم را شكل داده بودند. بنابراين بررسي وضعيت شهرهاي مرزي ايران و بيزانس در دوره ساساني كه مورد نزاع دو دولت در مناطق غربي، شمال غربي و جنوب غربي بوده و تحليل و ارزيابي كاركرد آن ها ضرورت پيدا مي كند. مطالب اين كتاب در چهار فصل «ارمنستان، آسياي صغير، بين النهرين وسوريه» تنظيم شده است.

شهرهاي مرزي ايران و بيزانس در دوره ساساني
پرويز حسين طلائي و علي اكبر مسگر
ناشر: نگارستان انديشه
چاپ اول: 1398/ تعداد صفحه: 230

محمود فاضلي