پايگاه تحليلي - خبري ايران بالكان : دستبند طلايي
چهارشنبه، 14 آبان 1399 - 16:02 کد خبر:34154
صوفيا نيكولئيدو


كتاب «دستبند طلايي» نوشته صوفيا نيكولئيدو كه به تازگي منتشر شده به نقد سيستم آموزشي فعلي يونان و فراموشي آرمان نسل‌هاي گذشته در تربيت و پرورش انسان مي‌پردازد.

به گزارش پايگاه تحليلي – خبري ايران بالكان (ايربا) به نقل از خبرگزاري مهر، طبق گزارشي كه رايزني فرهنگي ايران در يونان براي مهر ارسال كرده، كتاب دستبند طلايي نوشته صوفيا نيكولئيدو با موضوع روياي يوناني در تربيت فرزندان به‌تازگي توسط انتشارات «متخميو» به چاپ رسيده و به نقد سيستم آموزشي فعلي و فراموشي آرمان نسل‌هاي گذشته در تربيت و پرورش انسان مي‌پردازد.

ايده اصلي اين كتاب بر اين اصل استوار است كه آرمانيكه در جهان توسط انديشمندان يونان باستان ترويج شده و هدف از آموزش را تربيت و انسان شدن قلمداد مي‌كرد، در جامعه امروز مبدل به وسيله صرفاً براي كسب مهارت و يافتن شغل و كسب در آمد شده است.

در بخشي از اين كتاب آمده است: «در طول تاريخ، نياكان ما در روستاها، شهرهاي كوچك و بزرگ به اين امر معتقد بودند كه فرزندم درس بخوان تا آدم شوي! و به همين دليل بچه‌هاي يوناني توانسته‌اند به مداركي مهم و با نمرات عالي در رشته‌هاي پزشكي، وكالت، مهندسي و ديگر رشته‌هاي مهم دست يابند. انتظار يافتن شغل در رشته مرتبط موجب شده بخش‌هاي توليدي كشور همچون كشاورزي، دامداري و ماهيگيري با مشكل نيروي كار مواجه شده و بعضاً تعطيل شوند، بنابراين برغم اينكه هدف اصلي تحصيل دريافت مفاهيم اصيل انساني و بنيان‌هاي فرهنگي است، به وسيله‌اي براي كسب درآمد مبدل شده است.

درس را به خاطر درس و فرهنگ بياموزيد، ايده‌اي است كه ريشه در زمان و فرهنگ يونان دارد و خانواده‌هاي يوناني به آن معتقد بوده و هستند. اما، رقابت بي معني در نوع آموزش و شغل و در آمد بهتر موجب شده خانواده‌هاي يوناني براي ارتقاء سطح تحصيلات فرزندان خود، به دور از هدف اصلي آموزش تلاش كنند كه نتيجه آن هزاران هزار مدرك زيبا مانند دستبد طلايي است كه اين مدارك در حال حاضر به كاغذهايي بدون هيچ ارزش كاري مبدل شده‌اند، زيرا دولتمردان كشور هيچگونه اقدام درستي براي بهره گيري از اين گنجينه‌ها انجام نداده‌اند. اين در حالي است كه خانواده‌هاي يوناني هر چه در توان داشتند براي تحصيل فرزندان خود را بكار بسته و مشكلات فراواني را در اين راه متحمل شدند، در حالي كه به اهداف اصلي خود يعني رسيدن به درجات عالي اجتماعي ناكام مانده و در واقع فرزندانشان به يك مدرك چوبي و بي روح دست يافته‌اند. متاسفانه شرايط كاري در كشور محدود است و لشكر مدرك داران همچنان سرگردان و در حيرت و آرزوي يافتن حداقل كار مناسب جايگاه اجتماعي خود هستند، اما اغلب آنها يا بيكارند و يا به صورت پاره وقت به كارهايي اشتغال دارند كه ربطي به تحصيلاتشان ندارد.»

اين كتاب حاصل پژوهش هفت ساله خانم صوفيا نيكولئيدو از دوران تدريس در مدارس و موسسات آموزشي است كه به بررسي وضعيت آموزشي يونان در قرن بيستم در مي‌پردازد و در نتيجه بيان مي‌كند كه سيستم آموزشي يونان در تربيت و پرورش فكري و فرهنگي ناكارآمد بوده و آرمان‌هاي نسل‌هاي گذشته يوناني در اين خصوص را ناديده گرفته و مدرك گرايي و كسب درآمد بيشتر جايگزين اهداف و آرمان‌هاي آموزشي و تربيتي شده است.

در بخش ديگري از كتاب آمده كه اصلاحات زيادي درسيستم آموزشي و اقدامات دولتمردان در مورد آماده سازي زمينه علم براي علم و افزايش اعتبار فردي و طبيعتاً ارزش كاري انسان نسبت به دستاوردهاي علمي هر يوناني، بايد انجام شود. نويسنده همچنين در بخشي از نوشته‌هاي خود جدايي از آرمان‌هاي اصيل يوناني و حكماً و انديشمندان گذشته را ناشي از ۴۱۳ سال حاكميت امپراطوري عثماني بر اين كشور عنوان مي‌كند و مي‌نويسد: با نگاهي به تاريخ مي‌توان گفت كه آرمان‌هاي نسل‌هاي گذشته يونان ممكن است كه به دوران باستان تعلق داشته باشد، زيرا يونان به مدت ۴۱۳ سال تحت حاكميت عثماني بوده، بنابراين نمي‌توان گفت كه همه نسل‌هاي يونان در صدد دستيابي علم به خاطرعلم، بوده‌اند. در دوران معاصر يونان يعني از سال ۱۸۲۱ تا ۱۹۳۲ كه اين كشور با پشتيباني كشورهاي اروپايي و روسيه در جنگ با عثماني بسر مي‌برد، طبيعي است كه شهروندان در فكر تحصيل علم به خاطر علم نبوده و از زمان ۱۹۳۲ به بعد و الحاق اين كشور به كشورهايي و اروپايي و شرايط بعد از جنگ دوم جهاني، در جمع كشورهاي نظام سرمايه داري عملاً، شهروندان اين كشور و دولتمردان آن تحصيل علم را براي افزايش ارزش بازدهي كاري جوانان مورد بهره برداري قرار داده‌اند و جوانان و نوجوانان صرفاً به خاطر دسترسي به كار و زندگي بهتر درس خواندن را پيشه كردند. علاوه بر اين، با افزايش آزادي‌هاي اجتماعي به سبك غربي و دوري از فرهنگ يوناني، بانوان نيز براي استقلال و كاهش از وابستگي به همسران خود، بشدت به درس خواند و گرفتن مدرك به منظور يافتن كار و شغل بهتر روي آورند. اين در حالي است كه در يونان باستان، آرمان علم براي علم و آموختن براي يادگيري و انسان شدن صورت مي‌گرفت و انديشمنداني همچون افلاطون، سقراط، ارسطو و بقراط حكيم و ده‌ها انديشمند و فيلسوف در جامعه آن زمان يونان ظهور كردند تا جايي كه انديشه يوناني در سطح جهاني تاخت و تاز مي‌كرد و نامي معتبر را رقم مي زد و اين چيزي كه در جامعه مدرن و سرمايه داري امروز يونان مشاهده نمي‌شود.»

لازم به توضيح است، در سياست‌هاي آموزشي دولت يونان ذكر شده است كه «آموزش رسالت اصلي دولت است و هدف آن ارائه آموزش اخلاقي، فكري، حرفه‌اي به يونانيان است تا آگاهي ملي و مذهبي ارتقاء يابد. كليه شهروندان يوناني حق برخورداري از آموزش رايگان در تمامي سطوح را دارند كه در موسسات آموزشي دولتي و با حمايت مالي دولت ارائه مي‌شود. هر شهروند يوناني بدون توجه به سابقه خانوادگي، زادگاه وجنس از فرصت‌هاي آموزشي برابري برخوردار است.» در اهداف سيستم آموزشي يونان نيز پرورش همه جانبه جسمي و روحي دانش آموزان، بسط وتنظيم رابطه فعاليت‌هاي خلاقانه و برنامه‌ها وضعيت‌ها و پديده‌هاي درسي، ايجاد سازوكارهاي لازم براي تحليل دانش، پرورش قواي جسمي و بهبود شرايط روحي و رواني، پرورش مهارت‌هاي حركتي درك جوهره مفاهيم كليدي و كسب تدريجي توانايي گذشتن از داده‌هاي حسي به حوزه تفكر انتزاعي، آشنايي تدريجي با ارزش‌هاي اخلاقي، ديني، ملي، انساني و ديگر ارزش‌ها و سازماندهي آنها در يك نظام ارزشي و پرورش قواي ذوقي به منظور ارائه آثار هنري و بيان خويشتن درآفريده‌هاي هنر خود ذكر شده است.

با اين حال، نگارنده اين كتاب معتقد است سيستم آموزشي يونان برغم اهداف و سياست‌هاي اعلامي دچار پديده مدرك گرايي بدون توجه به نيازهاي جامعه و بيشتر از آن نيازهاي اجتماعي و انساني شده است. بر اساس آمايش جمعيتي سال ۲۰۱۹، ۴۲.۴ درصد افراد ۲۵ تا ۳۴ سال داراي تحصيلات عالي دانشگاهي بوده‌اند، در حاليكه بر اساس آمار منتشره در پايگاه اطلاع رساني يورو استات تا جولاي ۲۰۲۰ يونان با ۱۸.۳ درصد بالاترين نرخ بيكاري در اتحاديه اروپا را داشته است.