پايگاه تحليلي - خبري ايران بالكان : انقلابي كه با فروپاشي خاموش شد
دوشنبه، 12 آبان 1399 - 07:16 کد خبر:34137
احمد وخشيته


فوريه ۱۰۳ سال پيش بود كه اعتصابات سراسري كارگري سرانجام نسخه نيكلاي دوم را پيچيد تا حكومت تزاري پس از نزديك به ۴۵۰ سال خاتمه يابد. پس از چندين برابر شدن قيمت گوشت و سيب‌زميني و... از يك سو و سوءمديريت تزار در جنگ جهاني دوم، مردم به خيابان‌هاي سن‌پترزبورگ (آن زمان پتروگراد ناميده مي‌شد) آمدند. معترضان از يك سو خواستار خروج روسيه از جنگ بودند و از سوي ديگر، تدبير دولت براي كنترل قيمت‌ها را مطالبه داشتند.

به گزارش پايگاه تحليلي – خبري ايران بالكان (ايربا) به نقل از شرق، نيكلاي دوم كه تجربه يكشنبه خونين در اكتبر ۱۹۰۵ را به‌خوبي به خاطر داشت، گمان كرد كه اين بار نيز با توسل به قدرت لوله تفنگ، قدرت خويش را حفظ مي‌كند، غافل از آنكه ميان اين ‌سال‌ها به همان اندازه كه از جبر بهره برده،‌ از سرمايه معنوي قدرت او كاسته شده است. همين فقدان مقبوليت سبب شد سربازان كه سال‌ها ابزاري براي سركوب مردم بودند، اين‌بار نه‌تنها به سوي معترضان شليك نكنند؛ بلكه به آنها بپيوندند تا پادشاه يكباره ورشكست شود و از قدرت كنار گذاشته شود.

در انقلاب فوريه ۱۹۱۷ كه منجر به سرنگوني دولت خودكامه تزار شد، بسياري از روشنفكران وقت طلوع آزادي مي‌خواندند؛ اما كندي اقدامات و ناهماهنگي در كارها و به‌ويژه در جبهه‌هاي جنگ جهاني اول، سبب شد تا بار ديگر بحران تعميق شود. دولت موقت كه در ابتدا شعارهاي زيبايي مي‌داد و بر آزادي بيان و مطبوعات تأكيد داشت، در تابستان همان سال به واسطه كشته‌شدن تعداد زيادي از روس‌ها در جبهه‌هاي جنگ به دليل عدم راهبرد صحيح و پشتياني درست با اعتراض‌هاي خياباني مواجه شد. هنوز سه، چهار ماه از به‌قدرت‌رسيدن دولت جديد و تب تند اصلاح‌طلبانه آن نگذشته بود كه دولت موقت براي سركوب معترضان دست به بازداشت‌هاي وسيعي زد و آنها را با ادعاي اينكه طرفدار آلمان‌ها هستند،‌ دستگير مي‌كرد. همين موضوع سبب شد ميان ماه‌هاي آگوست و اكتبر مردم بسياري به طرفداري از بلشويك‌ها روي آورند و شعار «صلح براي مردم، زمين براي دهقانان و كارخانه‌ها براي كارگران» سر دهند.

شايد بتوان گفت كه به دنبال سقوط تزار، روسيه يكباره به يكي از ليبرال‌ترين‌ كشورها در جهان تبديل شده بود؛ اما انتخاب رويكرد جنگ يا صلح در فرايند جنگ جهاني اول و همچنين تأمين كالاهاي مورد نياز مردم با قيمت مناسب، چالش بزرگي بود كه به پاشنه‌‌آشيل دولت موقت تبديل شد تا خيلي زود مقبوليت خود را از دست بدهد.

لنين كه پس از پايان ايام تبعيدش در دوران تزار، روسيه را در سال ۱۹۰۰ به مقصد اروپا ترك كرده بود، در اين مدت، روزنامه‌اي را با تمركز بر اخبار جنبش كارگري در اروپا منتشر مي‌كرد و مردم را به انقلاب فرا‌مي‌خواند. او اگرچه در اعتراضات ژانويه و اكتبر ۱۹۰۵ از جايگاهي برخوردار نبود؛ اما آرام‌آرام توانست به رهبري بلشويك‌ها درآيد. با طلوع آزادي،‌ او نيز در آوريل ۱۹۱۷ به كشورش برگشت و با استقبالي دوگانه روبه‌رو شد. طبيعتا او از جايگاهي در قدرت موقت برخوردار نبود و از همان نخستين سخنراني‌اش در ايستگاه قطار و در بدو ورود، دولت تازه‌تأسيس را نوكر بورژواها و طبقه روشنفكران دانست.

تاريخ روابط بين‌الملل نشان داده است كه اغلب كشورهايي كه انقلابي را تجربه مي‌كنند، با پديده دولت موقت روبه‌رو مي‌شوند كه متشكل از نخبگان آن انقلاب است كه وظيفه گذار را بر‌عهده دارند؛ اما شرايط انقلابي سبب مي‌شود كه موج وسيعي از هيجانات بر كنش‌هاي سياسي-اجتماعي شهروندان غلبه كند و در فضايي آرمان‌گرايانه به نقد عريان افراد تازه به قدرت رسيده بپردازند. به نظر مي‌رسد كه لنين نيز اين موضوع را به‌خوبي درك كرده بود و از همين فرصت بهره برد تا كادر بلشويك‌ها را گسترش دهد و با صبر و حوصله در فرايندي كوتاه‌مدت وعده‌هاي دروغين دولت موقت را براي مردم پررنگ كند.

گفته مي‌شود كه با آغاز پاييز بلشويك‌ها بيش از ۳۰۰ هزار عضو داشتند و همه چيز براي انقلاب دوم فراهم بود. اين انقلاب خاموش در شامگاه ششم نوامبر آغاز شد و علاوه بر بلشويك‌ها، ديگر احزاب چپ نيز در آن مشاركت داشتند و صبح هفتم نوامبر بدون خونريزي همه ادارات شهر به تصرف آنها درآمد و تنها كاخ زمستاني در اختيار نخست‌وزير دولت موقت بود كه بعدازظهر همان روز آن هم بدون خونريزي به دست بلشويك‌ها افتاد. به دنبال انقلاب اكتبر شوراي كميسرهاي خلق به‌عنوان عالي‌ترين نهاد قدرت تشكيل و لنين به رياست آن برگزيده شد. اندكي بعد لنين فرمان صلح را امضا كرد تا به موجب آن روسيه از جنگ جهاني اول خارج شود و سپس فرمان زمين را صادر كرد تا زمين‌ها به مالكيت دولت درآيد.

همان‌طور كه اشاره شد، انقلاب دوم در هفتم و هشتم نوامبر ۱۹۱۷ صورت گرفت؛ اما از‌آنجا‌كه در تقويم قديم روسيه، برابر بود با ۲۵ و ۲۶ اكتبر، از‌همين‌رو به انقلاب دوم، انقلاب اكتبر گفته مي‌شود. خيلي زود، پتروگراد به لنينگراد تغيير نام داد و اگرچه لنين وعده داده بود زماني كه قدرت را به دست بگيريم، آن را رها نخواهيم كرد؛ اما اين انقلاب مبتني بر ايدئولوژي، ۷۴ سال بعد به واسطه فروپاشي، خاموش شد.