پايگاه تحليلي - خبري ايران بالكان : شكنندگي روابط تركيه و روسيه
پنجشنبه، 17 مهر 1399 - 16:59 کد خبر:34007
آندري كارتونوف


روابط روسيه و تركيه همچنان شكننده و متناقض است. مسكو و آنكارا همزمان به عنوان شريك و رقيب و در برخي موارد به عنوان دشمن مستقيم يكديگر عمل مي كنند. سطح اعتماد بين دو رهبر ملي را مشكل بتوان بالا در نظر گرفت - اگر پوتين و اردوغان اصولا به كسي از شركاي خارجي اعتماد كنند. كشمكش ها، اختلافات و سوءتفاهمات دوره اي بين مسكو و آنكارا به طور فعال توسط كشورهاي ثالث دامن زده مي شود كه بسياري از آنها به هيچ وجه علاقمند نيستند تعامل موقعيتي روسيه و تركيه ماهيت همكاري استراتژيك پايدار بدست آورد.

به گزارش پايگاه تحليلي – خبري ايران بالكان (ايربا) به نقل از ايراس، شكنندگي اين تعامل پنج سال پيش، پس از سرنگوني يك فروند سوخو-۲۴روسي در مرز تركيه و سوريه به وضوح نشان داده شد. در ان برهه از زمان، دو كشور در آستانه درگيري مستقيم نظامي قرار گرفتند و برقراري مجدد گفتگوي كامل حدود شش ماه به طول انجاميد. و در آغاز سال جاري هم، وضعيت مشابهي مستقيماً در سرزمين سوريه ايجاد شد، وقتي مقامات آنكارا شروع به متهم كردن مسكو به دست داشتن مستقيم در كشته شدن ده ها نظامي تركيه در استان ادلب كردند.  

در هر دو مورد، دو طرف از خود اراده سياسي نشان دادند تا مناقشه به موقع متوقف شود و از خط قرمزي عبور نكنند كه عبور از آن، مي توانست به طور كامل تنش غيرقابل كنترلي را همراه با عواقب غير قابل پيش‌بيني آغاز نمايد. متأسفانه، خطر تشديد تنش در روابط تركيه و روسيه هنوز هم زياد است. منطق و پويايي سياست خارجي تركيه، بارها و بارها، رجب اردوغان را به ميدان ميني سوق مي‌دهد كه در آن، هر گام مي تواند براي روابط با ولاديمير پوتين هلاكت‌بار باشد.

تحليلگران، روزنامه‌نگاران و وبلاگ‌نويسان دوست دارند رهبران فعلي روسيه و تركيه را با يكديگر مقايسه كنند. در واقع، بسياري از قياس ها كلمه به كلمه به ذهن خطور مي كنند. رجب طيب اردوغان، مانند ولاديمير پوتين، از اصول ليبرال غربي به وجد نمي آيد و از تجربه همكاري كشورش با اروپا بسيار نااميد شده است. هر دو «ارزشهاي سنتي» را تبليغ مي كنند، به «مردم ريشه دار» تكيه دارند و «احياي مذهبي» را تشويق مي كنند. هر دو در دفاع از مواضع خود در صحنه بين المللي بسيار سرسختند و نه تنها براي به چالش كشيدن مخالفان خارجي متعدد خود، بلكه در صورت لزوم براي مقابله با افكار عمومي غالب در جهان آماده هستند.

ديگر اين كه اين تشابه عقيدتي و رفتاري دو رهبر، نزديكي آشكار ديدگاه هاي آنها در مورد دنياي مدرن و چشم‌اندازهاي آن، بايد به ايجاد روابط نزديك بين مسكو و آنكارا كمك كند. علاوه بر اين، روسيه و تركيه از نظر عيني منافع مشترك يا يكسان زيادي دارند. دو كشور در زمينه هاي مختلف – از انرژي گرفته تا گردشگري، از حمل و نقل و تداركات تا تحولات نظامي – فني، به خوبي مكمل يكديگر هستند.

با اين وجود، روابط دوجانبه همچنان شكننده و متناقض است. روسيه و تركيه همزمان به عنوان شريك و رقيب و در برخي موارد به عنوان دشمن مستقيم يكديگر عمل مي كنند. سطح اعتماد بين دو رهبر ملي را مشكل بتوان بالا در نظر گرفت – اگر پوتين و اردوغان به طور كلي به كسي از شركاي خارجي اعتماد كنند. كشمكش ها، اختلافات و سو تفاهمات دوره اي  بين مسكو و آنكارا به طور فعال توسط كشورهاي ثالث دامن زده مي شود كه بسياري از آنها به هيچ وجه علاقمند نيستند تا تعامل موقعيتي روسيه و تركيه ماهيت همكاري استراتژيك پايدار را بدست آورد.

شكنندگي اين تعامل پنج سال پيش، پس از سرنگوني يك فروند سوخو-۲۴روسي در مرز تركيه و سوريه- به وضوح نشان داده شد. در ان برهه از زمان، دو كشور در آستانه درگيري مستقيم نظامي قرار گرفتند و برقراري مجدد گفتگوي كامل حدود شش ماه به طول انجاميد. و در آغاز سال جاري هم، وضعيت مشابهي مستقيماً در سرزمين سوريه ايجاد شد، وقتي مقامات آنكارا شروع به متهم كردن مسكو به دست داشتن مستقيم در كشته شدن ده ها نظامي تركيه در استان ادلب كردند.

در هر دو مورد دو طرف از خود اراده سياسي نشان دادند تا مناقشه به موقع متوقف شود و از خط قرمزي عبور نكنند كه عبور از آن، مي توانست به طور كامل  تنش غيرقابل كنترلي را همراه با عواقب غير قابل پيش بيني آغاز نمايد. متأسفانه، خطر تشديد تنش روابط تركيه و روسيه هنوز هم زياد است. منطق و پويايي سياست خارجي تركيه، بارها و بارها، رجب اردوغان را به ميدان ميني مي كشاند كه در آن، هر گام مي تواند براي روابط با ولاديمير پوتين هلاكت بار باشد. مين ها در اين ميدان بسيار متفاوت هستند – از نظر ساختمان، قدرت شارژ، ويژگي هاي استتار، اما هر يك از آنها مي تواند به تشديد ناخواسته بيانجامد و روابط مشاركت آميز آنكارا و مسكو را براي هميشه از بين ببرد. فهرست برخي از مراحل احتمالي سياست خارجي رهبري تركيه كه مي تواند بحراني حاد در روابط با روسيه ايجاد كند بدين شرح است:

 مداخله در مناقشه قره باغ. احتمالاً هيچ كس نبايد از اين امر متعجب شود كه در طول هر سه دهه‌ي تقابل ارمنستان و آذربايجان، آنكارا قاطعانه و با صراحت از باكو حمايت كرده است. با اين حال، حمايت سياسي ديپلماتيك از يك متحد در شرايطي كه مناقشه راكد شده يك مسئله است و كمك‌هاي نظامي گسترده در مرحله داغ مناقشه مسئله ديگر است. چنين مساعدتي توازن نيروهاي متخاصم را به شدت تغيير مي دهد، براي متحد اين توهم را در مورد احتمال حل سريع مسئله قره‌باغ از طريق نظامي ايجاد مي كند و در نتيجه، دستيابي به هرگونه توافق در مورد توقف عمليات جنگي را پيچيده مي‌سازد.

تشديد تنش در ليبي. تركيه يكي از بازيگران برجسته خارجي در جنگ داخلي ليبي بوده و هست. به خصوص اين مداخله تركيه بود كه يك زماني، به مارشال خليفه حفتر اجازه تصرف طرابلس را نداد. اما اگر تركيه با تقويت حضور نظامي خود در ليبي، ضمن دستيابي به پيروزي «كامل و نهايي» نيروهاي فائز السراج بر مخالفان متعدد وي در شرق و جنوب اين كشور، به بين‌المللي‌سازي مناقشه ليبي ادامه مي دهد، آنكارا نه تنها با روسيه، بلكه با بسياري از كشورهاي ديگري كه به نوعي درگير بحران ليبي هستند، از مصر گرفته تا فرانسه با مشكلات جدي‌تر مواجه خواهد شد.

چشم‌پوشي از تروريست‌ها در ادلب. در طول دو سال، تركيه نتوانست توافقنامه‌هاي سوچي در مورد ادلب را به طور كامل اجرا نمايد: اطمينان از خروج نيروهاي گروه‌هاي تروريستي و سلاح‌هاي سنگين از منطقه حائل. اميد به اين كه آنكارا بنيادگرايان اسلامي در ادلب را به نوعي «اصلاح» يا حداقل «رام» كند، همچنان زودگذر خواهد ماند. اگر تروريست ها با استفاده از حضور تركيه در ادلب به عنوان پوشش، از اين قلمرو به عنوان سكوي پرشي براي عمليات جدي عليه نيروهاي بشار اسد و زيرساخت‌هاي نظامي روسيه در سوريه استفاده كنند، آغاز بحران جديد روسيه و تركيه موضوعي است كه فقط به زمان بستگي دارد.

عمليات عليه كردها در شمال سوريه. جاي تعجب نيست كه روسيه و تركيه نگرش‌هاي مختلفي نسبت به كردهاي سوريه و نقش مطلوب آنها در دولت آتي سوريه دارند. تاكنون اين اختلافات با «موافقت با مخالفت» مهار شده است. اما امكان احتمالي عمليات گسترده جديد تركيه عليه كردها در شمال سوريه، ناگزير به تشكيل سريع اتحاد بين كردها و دولت سوريه خواهد انجاميد و ضمنا اين نزديكي بدون ترديد توسط روسيه مورد حمايت قرار خواهد گرفت (و ممكن است حتي با انرژي هم تحريك شود). نتيجه اين امر مي تواند درگيري مستقيم بين دمشق و آنكارا در شمال، و همه پيامدهاي منفي متعاقب آن براي روابط روسيه و تركيه باشد.

وخامت رويارويي با يونان. روابط روسيه و يونان امروزه روزهاي خوبي را سپري نمي‌كند، اما بسيار بعيد به نظر مي‌رسد كه در جدال ارضي تركيه و يونان، مسكو طرف آنكارا باشد، اما از آتن هم جانبداري نخواهد كرد. علاوه بر اين، در حال حاضر، تركيه نه تنها با يونان، بلكه عملا با همه شركا و دوستان روسيه در مديترانه شرقي بر سر مسائل تعيين مرزهاي اقتصادي در مديترانه مخالف است. «موضوع يونان» كه نگراني مسكو را از فعاليت تركيه در ليبي چندبرابر كرده، قادر است تا به ماشه ديگري براي بحران جديد در روابط روسيه و تركيه تبديل شود.

گسترش همكاري هاي فني نظامي با اوكراين. از سال ۲۰۱۴، هميشه اختلافات اساسي بين روسيه و تركيه در مورد اوكراين و كريمه وجود داشته است. به هر ترتيب، مسكو ناگزير است با اين واقعيت كنار بيايد كه آنكارا وضعيت روسيه در كريمه را به رسميت نمي شناسد و از ادعاي خود به عنوان نقش «مدافع» تاتارهاي كريمه دست نخواهد كشيد. با اين حال، گسترش همكاري نظامي سياسي مستمر آنكارا و كي‌يف -به ويژه به صورت تحويل هواپيماهاي بدون سرنشين مدرن تركيه‌اي، كه كي‌يف در صورت لزوم خواهد توانست به طور موثر در شرق اوكراين استفاده كند – يك عامل تحريك‌كننده مهم براي مسكو خواهد بود. تلاش‌هاي آنكارا در لابي‌كردن براي منافع اوكراين در داخل ناتو نيز به همان اندازه حساسيت برانگيز خواهد بود.
پيشروي تهاجمي ايده‌هاي پان تركيسم در روسيه. در مسكو هرگز ترس از احتمال «نفوذ تركيه» به مناطق عمدتا مسلمان نشين و ترك زبان قفقاز شمالي و منطقه ولگا به طور كامل از بين نرفت. اما امروزه اين ترس‌ها دلايل بيشتري به صورت افزايش چشمگير نقش اسلام در سياست داخلي اردوغان به دست آورده اند (تصوير نمادين اين روند، تغيير اخير وضعيت اياصوفيه در استانبول است). بسياري در روسيه بر اين باورند كه تركيه‌ي امروز هرچه بيشتر از اصول دولت سكولار كمال آتاتورك فاصله مي‌گيرد، از همين رو، ترويج پان تركيسم توسط آنكارا به طور فزاينده‌اي با پيشرفت اسلام سياسي گره خواهد خورد و اين امر به مثابه چالشي مستقيم براي امنيت ملي و حتي وحدت ارضي روسيه است.

همه موارد يادشده به اين معنا نيست كه امروز تنها رجب اردوغان رئيس جمهور تركيه در حال عبور از روي ميدان مين است. براي ولاديمير پوتين رئيس جمهور روسيه نيز در سياست خارجي تركيه ميدان مين مشابهي وجود دارد. احتمالاً هر سياستمدار يا كارشناس ترك مي‌تواند به راحتي ليست ادعاهاي روسيه عليه آنكارا را با ليست به مراتب طولاني‌تري از ادعاهاي تركيه عليه مسكو پاسخ دهد. ادعاهايي كه به راحتي قابل رد نيستند. روسيه بايد صادقانه اذعان كند كه هميشه با درك، ظرافت و درايت شايسته نسبت به منافع اساسي بين‌المللي تركيه برخورد نكرده است.

البته، در ميان نخبگان فعلي تركيه نيروهاي ضدروس بانفوذي وجود دارند كه اذهان عمومي كشور را عليه مسكو مي شورانند. با اين حال، در روسيه هم، عقايد و تعصبات سنتي ضدترك كه به طور مداوم توسط بسياري از مخالفان نزديكي با آنكارا تقويت مي‌شود كاملا برطرف نشده است. در محافل ليبرالِ هم روسيه و هم تركيه، برداشت هاي ساده انگارنه و منفي از طرف مقابل به عنوان تجسم كهنه‌گرايي اجتماعي، نوسازي ناموفق اقتصادي و عقب‌ماندگي سياسي بسيار گسترده است.

اينجا چيزي است كه بايد به آن انديشيد. نه تنها ديپلمات ها و نظاميان، بلكه همچنين تحليلگران مستقل و فعالان جامعه مدني. در هر صورت، شرط بندي در بازي روسيه و تركيه بسيار زياد است، البته نه تنها به خصوص براي روسيه و تركيه، بلكه براي بسياري از مناطق نزديك جهان، جايي كه مسكو و آنكارا منافع خود را كه همواره با هم منطبق نيستند – از آسياي مركزي تا آفريقاي شمالي- پيش مي‌برند.

ترجمه: رقيه كرامتي نيا