پايگاه تحليلي - خبري ايران بالكان : مرز هميشه در بحران
جمعه، 14 شهریور 1399 - 18:05 کد خبر:33991
محمود فاضلي


تنش و درگيري در قره‌باغ، به عنوان يكي از مناطق مناقشه‌برانگيز ميان دو جمهوري كوچك استقلال يافته از اتحاد جماهير شوروي بار ديگر توجه جهانيان را به اين منطقه كوچك جلب كرده است. منطقه‌اي در خاك جمهوري آذربايجان كه اكثريت جمعيت آن ارمني هستند، بر پيچيدگي اين بحران و چرايي ادعاي دو طرف بر سر كنترل و اداره آن، جهان را به خود مشغول كرده است. طرفين هريك استدلال‌هاي خود را براي اثبات حاكميت خود بر قره‌باغ را دارند. آذربايجان اين منطقه خودمختار را بخشي از قلمرو خود دانسته و ارمنستان نيز مدعي است با توجه به تركيب جمعيتي اين منطقه  كه نزديك به سه چهارم آن را ارمني‌ها تشكيل مي‌دهند، اين منطقه بخشي از ارمنستان است.

به گزارش پايگاه تحليلي – خبري ايران بالكان (ايربا) به نقل از سازندگي، اين منطقه پس از جدايي از قلمرو سرزميني ايران طي 2 قرارداد «گلستان» و «تركمانچاي» (در دوران حكومت فتحعلي شاه قاجار در سال‌هاي 1812 و 1828) به حاكميت روسيه تزاري درآمد و تا سال‌هاي ابتدايي قرن بيستم هم اقوام آذري و هم ارمني‌ها در اين منطقه سكني داشته و با يكديگر زندگي مي‌كردند. اما وقايع جنگ اول جهاني، ماجراي كشتار ارامنه به دست امپراتوري عثماني و انقلاب كمونيستي در روسيه و شكل‌گيري اتحاد جماهير شوروي و سياست‌هاي متناقض و گاه متضادي كه از جانب مسكو در اين منطقه از قفقاز جنوبي اعمال شد دست به دست هم دادند تا موضوع حاكميت بر اين منطقه را يك بحران قوميتي- سرزميني در مرزهاي شمالي ايران و در روابط بين دو كشور آذربايجان و ارمنستان تثبيت كنند.

كوچ اجباري ارامنه
پس از انعقاد قرارداد گلستان و تركمانچاي روس‌ها اقدام به كوچاندن ارامنه ايران به منطقه تحت تسلط خود كرده و ايالات مسلمان‌نشين ايروان و قره‌باغ را براي اسكان ارامنه تازه وارد درنظر گرفتند. پس از جنگ‌هاي عثماني و روسيه ارامنه مناطق شرقي امپراطوري عثماني كه همراه روس‌ها عليه عثماني‌ها وارد جنگ شده و پيروزي‌هايي به‌دست آورده بودند پس از عقب نشيني روس‌ها مجبور مهاجرت به داخل مرزهاي روسيه شده و تركيب جمعيتي  ايروان و قره‌باغ را به نفع ارامنه تغيير دادند.

پس از شكل‌گيري جمهوري‌هاي آذربايجان و ارمنستان در ابتداي سقوط امپراتوري تزاري و همزمان با  شكل‌گيري اتحاد جماهير شوروي (سابق) و انحلال جمهوري ماوراء قفقاز، آذربايجان در اعلاميه‌اي در 28 ژانويه 1919 قره‌باغ را بخشي جدايي‌ناپذير از قلمرو سرزميني خود اعلام كرد. حكومت اتحاد جماهير شوروي هم در ابتدا سه منطقه «قره‌باغ»، «نخجوان» و «زنگه زور» را بخشي از قلمرو حكومت كمونيستي آذربايجان دانست اما به موازات پيوستن جمهوري ارمنستان به ساختار اتحاد جماهير شوروي به دليل قرابت‌هاي قومي و مذهبي (روسيه و ارمنستان هر دو مسيحي ارتدوكس هستند) نظر دولت مسكو تغيير كرد و نخجوان و قره‌باغ را به عنوان مناطق خودمختار و بخشي از قلمرو سرزميني و اداري جمهوري ارمنستان دانست و حكومت كمونيستي جمهوري آذربايجان هم كه در آن موقع تابع سياست‌هاي مسكو بود اين نظر را پذيرفت و از ادعاي سابق خود دست كشيد.

نقش شوروي در منطقه خودمختار قره‌باغ
ماجرا از دهه 1920 آغاز شد. جايي كه اتحاد جماهير شوروي منطقه خودمختار ناگورنو-قره‌باغ يا قره‌باغ كوهستاني را كه 95 درصد جمعيت آن از نظر قومي ارمني هستند، در آذربايجان تاسيس كرد. اما سياست‌هاي جمعيتي- قومي شوروي سابق سيال بود و با وجودي كه پيشتر بر اساس ماده 3 قرارداد 1921 ميان شوروي و تركيه نخجوان و قره‌باغ به عنوان «جمهوري‌هاي خودمختار» به جمهوري آذربايجان و در مقابل «زنگه زور» به عنوان بخشي از سرزمين ارمنستان محسوب شد؛ اما در دوران استالين «قره‌باغ» براي اسكان در اختيار ارامنه قرار گرفت.
در زمان حكومت بلشويك‌ها درگيري ميان ارمنستان و آذربايجان بر سر اين منطقه تحت كنترل بود. مسكو در دوران استالين تلاش مي‌كرد با زنده نگه داشتن اين اختلاف‌ها زمينه را براي حفظ اقتدار خود در خصوص اختلافات محلي حفظ كند. اما با آغاز روند فروپاشي شوروي، كنترل مسكو بر اين بحران كاهش يافت. در دوره «ميخاييل گورباچف» (آخرين رهبر شوروري سابق) ساكنان ارمني قره‌باغ كه بر اساس سياست‌هاي جمعيتي دوران استالين در اين منطقه تثبيت شده بودند با امضاي توماري به مسكو خواستار پايان وضعيت خودمختاري و پيوستن به جمهوري ارمنستان شدند كه اين موضوع در نهايت در سال 1988 منجر به درگيري و جنگ داخلي بين ارمني‌ها و آذري‌هاي ساكن قره‌باغ شد.

در نهايت به دليل اكثريت جمعيتي ارمني قره‌باغ و اين حقيقت كه پارلمان محلي اين منطقه خودمختار هم در اختيار اكثريت ارمني بود در 12 ژوئن 1988 پارلمان قره‌باغ به جدايي كامل اين منطقه از آذربايجان و پيوستن به ارمنستان راي داد. راي پارلمان با مخالفت آذربايجان و مسكو همراه شد و وضعيت تا زمان فروپاشي شوروري تداوم يافت تا اينكه آذربايجان و ارمنستان به فاصله كمتر از يك ماه در تابستان سال 1991 از شوروي اعلام استقلال كردند. آذربايجان در 31 آگوست سال 1991 و ارمنستان در تاريخ 23 سپتامبر اعلام استقلال كردند و تبديل به كشورهاي مستقلي شدند.

همزمان با انحلال اتحاد شوروي در 1991، منطقه خودمختار رسماً استقلال خود را اعلام كرد. جنگ بين ارمنستان و آذربايجان بر سر اين منطقه در گرفت و در پي آن تقريبا 30 هزار نفر كشته و صدها هزار آواره و پناهنده بر جاي ماند. در 1993 ارمنستان توانست قره‌باغ را به تصرف خود در آورد. اين درگيري‌هاي پراكنده تا سال 1994 ادامه داشت تا بالاخره با ميانجيگري روسيه دو طرف اعلام آتش‌بس كردند. آذري‌ها مي‌گويند در دوران جنگ، ارتش ارمنستان دست به جنايات جنگي زده و هزاران آذري را به صورت دسته‌جمعي قتل عام كرده است. آمارهاي بين‌المللي حاكي از كشته شدن 15 هزار نفر (نظامي و غيرنظامي) در جنگ 2 ساله بر سر قره‌باغ در فاصله سال‌هاي 1992 تا 1994 است. تلفات آذري‌ها اما بسيار بيشتر از ارمني‌ها بود. طبق تخمين كميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل نزديك به 600 هزار آذري بر سر جنگ قره‌باغ آواره شده‌اند. از زمان پايان جنگ 2 ساله حضور ارتش ارمنستان در خاك قره‌باغ تثبيت شده و اين منطقه تحت اشغال ارتش جمهوري ارمنستان است و دهها هزار آذري از اين منطقه كوچ كرده‌اند.

برگزاري رفراندوم در قره باغ
در سال 2006 در رفراندومي در قره باغ، 89.5 درصد شركت‌كنندگان به قانون اساسي جديدي راي دادند كه براساس آن اين منطقه كوچك كوهستاني را به يك كشور مستقل تبديل مي‌كرد. اين آتش‌بس براي بيش از يك دهه برقرار ماند اما در پي شكست مذاكرات دوطرف، در آوريل 2016 يكي از شديدترين موارد درگيري نظامي ميان دو كشور به وقوع پيوست و در پي جنگ چهار روزه ايروان و باكو در قره‌باغ صدها نفر از هر دو طرف كشته شدند. طرفين بارها آتش بس اعلام كرده و تلاش‌هاي گسترده بين‌المللي براي ميانجيگري و يافتن راه حل در جهت پايان دادن به اين مناقشه ادامه داشت. بعد از درگيري‌هاي 2016، تنش‌ها موردي ميان طرف به وقوع پيوست اما مناقشه در سطحي قابل كنترل مديريت ‌شد. در 12 ژوئيه 2020 تبادل آتش ميان ارمنستان و آذربايجان بعد از توقف نسبي اما چند ساله تنش‌ها ميان دو كشور بار ديگر منطقه را به بحران كشاند.

تدوين سياست خارجي و امنيتي ارمنستان و آذربايجان
پس از فروپاشي شوروي، ارمنستان براي نخستين بار اين فرصت را يافت تا سياست خارجي و امنيتي خود را تدوين نمايد. ارمنستان قبل از هر چيز بايستي موضع خود را در قابل تحولات منطقه مشخص مي‌كرد. مهم‌ترين مانع بر سر راه چنين هدفي، مناقشه سياسي- نظامي با آذربايجان برسر منطقه قره‌باغ بود. به اين دليل و به واسطه ماهيت غيرعادي اين مناقشه، تدوين و اجراي هرگونه سياست امنيتي از سوي ارمنستان با مشكل مواجه شد. مناقشه مذكور موجب افزايش ظرفيت دولت‌هاي منطقه و برخي قدرت‌هاي جهاني براي اعمال نفوذ بر ارمنستان به منظور تامين منافع خود شد.

در خصوص مباني و عناصر مهم موثر در جهت گيري‌هاي آذربايجان، حل و فصل صلح‌آميز مناقشه با ارمنستان بر سر منطقه قره‌باغ از طريق مذاكرات در چارچوب گروه مينسك سازمان امنيت و همكاري اروپا و اصول نشست سران سازمان امنيت و همكاري اروپا در ليسبون و مقابله با آثار تجاوز نظامي ارمنستان به آذربايجان است. عدم حل و فصل اين منقشه جدي‌ترين چالش و تهديد براي امنيت آذربايجان است. علي‌رغم برخي برتري‌هاي آذربايجان نسبت به ارمنستان، مناطق وسيعي از اين كشور همچنان در اختيار ارمنستان قرار دارد.

«بقاي ارمنستان» اساسي‌ترين مفهوم و مهم‌ترين ماموريتي است كه طي تاريخ بر دوش ارامنه سنگيني كرده است. هدف از اين مفهوم، اتخاذ استراتژي مناسب به منظور مديريت تهديدات عليه موجوديت ارامنه از ناحيه نيروهاي متخاصم در منطقه است. اين ماموريت نه تنها از طرف دولت‌هاي ارمني تاكنون تعقيب شده است بلكه به يك خواست ملي تبديل شده است.
«موقيعت جغرافيايي» ديگر مولفه‌اي است كه در آسيب‌پذيري استراتژيك و جهت‌گيري سياسي – امنيتي اين كشور نقش مهمي ايفا مي‌كند. فقدان منابع طبيعي ارزشمند مانع از آن مي‌شود تا ارمنستان با همسايگان خود بر سر آن دچار تنش شده يا شاهد رقابت ديگر بازيگران منطقه‌اي و جهاني بر سر اين منابع باشد، لكن اين كشور را در مقابل تهديداتي نظير تحريم سياسي – اقتصادي آذربايجان و تركيه آسيب‌پذير ساخته است.

بحران قره‌باغ به واسطه اهميت آن در «تئوري بقا» نقش مهمي در جهت‌گيري‌هاي سياسي - امنيتي ارمنستان ايفا كرده است. اكنون روابط ارمنستان با روسيه، ايران، اذربايجان و تركيه تحت تاثير اين بحران قرار گرفته است. ماهيت بحران قره‌باغ اين فرصت را در اختيار بازيگران منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي داده است تا منافع خود را در اين مناقشه جستجو نمايند. روسيه، امريكا، ايران و تركيه فعالانه درپي اعمال نفوذ در منطقه هستند.

تاثير ديگر بحران قره‌باغ بر ارمنستان آن است كه سياست خارجي و امنيتي اين كشور به نوعي، از سوي ناسيوناليست‌هاي ارمني (در قره‌باغ، ارمنستان و ارامنه خارج از كشور) به گروگان گرفته شده است. اين وضعيت فضاي بسيار محدودي براي هرگونه انعطاف‌پذيري و مصالحه  در اختيار ايروان قرار داده است و موجب ضعف اقنصادي ارمنستان و اتلاف منابع انساني شده است. دو عنصر «آسيب پذيري استراتژيك و بحران قره‌باغ» سايه سنگين خود را بر استراتژي امنيتي ارمنستان تحميل كرده است.