پايگاه تحليلي - خبري ايران بالكان : استانيسلاوسكي و احساسات واقعي انسان
سه شنبه، 13 اسفند 1398 - 13:17 کد خبر:32678
فاطمه ميرغياثي


در كتاب «تئوري بنيادي هنر تئاتر» علاوه بر نظريات استانيسلاوسكي درباره بازيگري، نقد و نظرات ديويد مگارشك را درباره سيستم استانيسلاوسكي مي‌خوانيم؛ همچنين درباره ديدگاه استانيسلاوسكي درباره اخلاق هنرمند روي صحنه تئاتر و ملودرام و بديهه‌سازي در آن آگاه مي‌شويم.
 
به گزارش پايگاه تحليلي – خبري ايران بالكان (ايربا) به نقل ازخبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) كنستانتين استانيسلاوسكي نامي آشنا در عرصه تئاتر بوده و يكي از موسسان تئاتر هنري مسكو به شمار مي‌آيد. از دستاوردهاي مهم اين هنرمند در عرصه كارگرداني و بازيگري تئاتر مي‌توان تاثيرات او بر فنون بازيگري را برشمرد. استانيسلاوسكي مبدع «بازيگري سيستم» است كه در اكثر كشورها طرفدار پيدا كرده و از روش‌هاي او به عنوان يكي از فنون اصلي بازيگري در اكثر نقاط جهان استفاده مي‌شود. ايران نيز جزوي از اين كشورهاست كه سعي در فراگيري و بازيابي فنون بازيگري استانيسلاوسكي دارد و علاوه بر بهره‌گيري از اين روش‌ها در حوزه بازيگري تئاتر برخي از مترجمان نيز سعي در ترجمه كتاب‌هايي با موضوع فنون و روش‌هاي بازيگري استانيسلاوسكي دارند كه از جمله آن مي‌توان به كتاب «تئوري بنيادي هنر تئاتر» اثر اين بازيگر با ترجمه اصغر رستگار اشاره كرد.

اين كتاب علاوه بر راهكارهايي كه براي بازيگران ارائه مي‌كند، به روش‌هايي براي چگونگي تدريس و كشف استعداد هنرپيشه به واسطه مربي‌ هم اشاره دارد و درباره استوديوها براي رسيدن به هنر خلاق هم حرف مي‌زند.

در ياداشتي كه در ابتداي كتاب «تئوري بنيادي هنر تئاتر» از رستگار مترجم اثر مي‌خوانيم به هنر نمايشي و تئاتر اشاره شده است و مي‌گويد در دوراني كه بيشتر داستان‌پردازان و نمايشنامه‌نويسان روسي سعي مي‌كردند تا به روابط علت و معلولي و حقيقت اصلي زندگي دست‌ يابند استانيسلاوسكي در پي كشف و به نمايش گذاشتن احساسات واقعي انسان بود. در جايي از اين يادداشت مي‌خوانيم كه به گفته استانيسلاوسكي «اين اصول بايد با توجه به شرايط زماني و مكاني و نيازهاي مادي و روحي مورد بررسي قرار گيرند.»

ديويد مگارشك نيز بر سيستم بازيگري استانيسلاوسكي نقدي نوشته كه در اين كتاب و در 15 بخش آمده است. مگارشك درباره تفكرات اين كارگردان و بازيگر صحبت‌ مي‌كند و از نقش‌هايي كه او در دوران فعاليتش بازي كرده حرف مي‌زند و مي‌نويسد كه نقش‌هايي كه استانيسلاوسكي بازي كرده بود او را راضي نمي‌كرد و از اين رو سعي در يافتن نقص‌هاي بازي‌اش بود كه در نهايت به روش‌ و فنون بازيگري دست پيدا كرد.

در جايي ديگر نيز به كشفيات استانيسلاوسكي اشاره مي‌كند كه حالت ذهني هنر پيشه را يكي از موانع بازي واقعي مي‌داند. در اين باره مي‌خوانيم: «نخستين كشف او اين بود كه حالت ذهني هنرپيشه در صحنه، هنگامي كه در مقابل انبوه تماشاگر قرار مي‌گيرد، نه‌تنها غير طبيعي است، ‌بلكه يكي از بزرگ‌ترين موانع در راه بازي واقعي است. زيرا در چنين حالتي ذهن هنرپيشه فقط مي‌تواند تقليد كند و «اداي نقش را دربياورد»؛ وانمود كند كه به احساسات قهرمان نمايشنامه راه يافته است، اما نه با آن احساسات زندگي مي‌كند و نه خود را تماما در اختيار آن مي‌گذارد.»

تنفس انسان ريتميك است
در ادامه روند كتاب نيز به موضوع اصلي كتاب «تئوري بنيادي هنر تئاتر» و سيستم بازيگري استانيسلاوسكي در سي فصل اشاره شده است. در اين ‌فصول استانيسلاوسكي به هنر خلاقه و تفكر خلاق، چگونگي فكر كردن در بازي خلاق و ... اشاره مي‌كند؛ و مي‌گويد كه موضوع ضروري اين است كه خودمان را از قيد اين كه مي‌توانيم به كسي چيزي بياموزيم رها كنيم؛ و جايي در متن خود مطرح مي‌كند كه نفاق و اختلاف در گروه مانع از اين مي‌شود كه فرد درك درستي از خصوصيات شخصيت داشته باشد؛ يكي از مواردي كه سيستم استانيسلاوسكي بدان توجه كرده است كار دروني و بروني هنر‌پيشه روي خود و روي نقشش است؛ در بخشي از كتاب هم اين بازيگر درباره رابطه دم و بازدم حرف مي‌زند و مي‌نويسد: «تنفس شما دقيقا ريتميك است و تنفس تنها وقتي كه ريتميك باشد مي‌تواند تمام وظايف خلاقه ارگانيسم بدن را احيا كند؛ قلب به طور منظم مي‌تپد و به نحوي روشن و موزون به ريتم تنفس پاسخ مي‌دهد.»

از ديد استانيسلاوسكي تئاتر به كار اشتراكي بستگي دارد
در بخشي ديگر مگارشك درباره «اخلاق تئاتري» صحبت كرده است كه يكي از دغدغه‌هاي استانيسلاوسكي در دوران فعاليت هنري‌اش بود. و از كتابي حرف مي‌زند كه هرگز توسط اين هنرمند به رشته تحرير درنيامد ولي در ميان ياداشت‌هاي بر جاي مانده از او اصولي در خصوص اخلاق در صحنه تئاتر به چشم مي‌خورد. در قسمتي از اين بخش آمده است كه «استانيسلاوسكي نمي‌تواند كلمات به قدر كافي موثري براي محكوم كردن رفتار غير اخلاقي تئاتر پيد كند، خاصه از آن رو كه در تئاتري كه او در نظر دارد همه چيز بستگي به كار اشتراكي  دسته جمعي دارد (او هميشه مخالف بي‌پرده سيستم «ستاره‌سازي» بود)، و آنان كه مانع اين كار دسته جمعي مي‌شوند «نه تنها عليه همكاران خود، بلكه عليه هنري كه بدان خدمت مي‌كنند نيز مرتكب جنايت مي‌شوند.»»

يك هنرپيشه بزرگ مي‌تواند ملودرام را بازي كند
قسمت پاياني كتاب نيز با عنوان «ملودرام يا بديه‌سازي به سبك استانيسلاوسكي» است كه ديويد مگارشك به آن پرداخته است. در اين بخش به نظريات استانيسلاوسكي درباره ماهيت ملودرام و نحوه اجراي آن اشاره شده است. اين هنرمند معتقد است كه چون در ملودرام تا حد زيادي به بديهه‌سازي نياز است تنها يك هنرپيشه بزرگ مي‌تواند آن را بازي كند. او ملودرام را براي تازه‌كاران زمينه‌اي براي آموزش مي‌داند. در جايي از اين بخش مي‌خوانيم: «نياز به بديهه‌سازي در ملودرام به وسيله استانيسلاوسكي هنگام تمرين «خواهران ژرار» در صحنه كوتاهي از نمايش به اثبات مي‌رسد. او اين صحنه را نخست با هنرپيشه‌اي كه نمي‌توانست بديهه‌سازي كند و سپس با هنرپيشه پيري كه به اندازه خود او قوي‌دست بود اجرا مي‌كند.»
 
انتشارات نگاه كتاب «تئوري بنيادي هنر تئاتر» اثر كنستانتين استانيسلاوسكي با ترجمه اصغر رستگار را در  368 صفحه، 500 نسخه و با قيمت 60000 تومان منتشر كرده است.