پايگاه تحليلي - خبري ايران بالكان : مشكل كوزوو و صربستان
یکشنبه، 11 اسفند 1398 - 11:00 کد خبر:32666
اگون حمزه


به گمانم ادامه مذاكره با صربستان يكي از اولويت‌هاي اصلي خواهد بود كه بر دولت جديد اعمال مي‌شود، اما اين بدان معنا نيست كه اين نقشي مهم در برنامه‌هاي حكمراني دولت داشته باشد. اولويت اصلي براي دولت اين خواهد بود: گفت‌وگو با صرب‌ها و ديگر اقليت‌ها درباره مسائل اقتصادي و اجتماعي «از پايين».

به گزارش پايگاه تحليلي – خبري ايران بالكان (ايربا) به نقل از ايلنا، «اگون حمزه» از چهره‌هاي نوين و در عين حال مهم و تاثيرگذار در انديشه چپ در سال‌هاي اخير است. او كتاب‌هايي چون «آلتوسر و پازوليني: فلسفه، ماركسيسم و فيلم» گرفته تا «خوانش ماركس» (به همراه فرانك رودا و اسلاوي ژيژك)، و «از اسطوره تا نشانگان: مورد كوزوو» (به همراه ژيژك) را به رشته تحرير درآورده است. وي همچنين ويراستاري مجموعه‌هايي چون «تكرار ژيژك» را نيز برعهده داشته است. اين نويسنده و تحليل‌گر صاحب‌نام همچنين به همراه فرانك رودا ويراستار ژورنال بين‌المللي «كرايسيس اند كريتيك» است.  

اگون حمزه با اشاره به راي اعتماد پارلمان كوزوو به «آلبين كورتي» به‌عنوان نخست‌وزير اين كشور، در رابطه با سازوكار دولت ائتلافي كورتي و برنامه‌هاي پيش روي او گفت: به گمان من دولت جديد كه رهبري آن را حزب «تعيين سرنوشت» در دست دارد، پيش‌شرطي ضروري براي آغاز تازه يا به‌قولي فصلي جديد و امكاني نوين براي كوزوو است. اين حرفم دلايلي دارد. نخست آن‌كه اين از آغاز سفري طولاني و دشوار براي حزب «تعيين سرنوشت» بود و همين سبب مي‌شد كه اكنون در آستانه شروعي جديد براي اين حزب قرار داشته باشيم.

حمزه ادامه داد: اين حزب در سال ۲۰۰۵ به دست شماري از افراد تشكيل شد كه با دولت مورد تاييد فرستاده سازمان ملل در امور كوزوو مخالف بودند. اين حزب همچنين پاسخي بود به مذاكرات درباره «وضعيت نهايي سياسي» كشور كه در نهايت مشخص شد كه نه سياسي است و نه مربوط به وضعيت نهايي. از زمان استقلال در سال ۲۰۰۸، مذاكرات با صربستان ادامه پيدا كرده و ما اكنون در خطر تفكيك قوميتي در كشور قرار داريم. بايد به ياد داشت كه پروژه «ترسيم دوباره مرزها» گرچه منتفي شده اما همچنان به طور كامل از ميان نرفته است. «تعيين سرنوشت» از سال ۲۰۰۵ به اين سو به‌عنوان اپوزوسيوني سفت‌وسخت شناخته مي‌شود كه تظاهرات و اعتراض‌ها را سازماندهي مي‌كردند و گاز اشك‌آور به داخل پارلمان مي‌انداختند؛ جنبشي كه سه نفر از اعضايش طي تظاهرات و در زندان كشته و ده‌ها نفر ديگر نيز زخمي شدند.

وي در ادامه افزود: به نظرم خيلي زود است كه بخواهيم درباره مسير پيش روي اين دولت حرف بزنيم يا حتي پيش‌بيني كنيم. اما به گمانم احتمال ايجاد وضعيت سياسي و اقتصادي نوين بسيار جدي است.

نويسنده كتاب «قرائت ماركس» در رابطه با مذاكرات مرزي كوزوو با صربستان و به رسميت شناخته نشدن اين كشور از سوي شماري از ملل گفت: به گمانم ادامه مذاكره با صربستان يكي از اولويت‌هاي اصلي خواهد بود كه بر دولت جديد اعمال مي‌شود، اما اين بدان معنا نيست كه اين نقشي مهم در برنامه‌هاي حكمراني دولت داشته باشد. اولويت اصلي براي دولت اين خواهد بود: گفت‌وگو با صرب‌ها و ديگر اقليت‌ها درباره مسائل اقتصادي و اجتماعي «از پايين». مذاكره با دولت صربستان قدم بعدي خواهد بود. درباره ماهيت مذاكره با صربستان پرسشي ساده اما بنيادين را بايد پيش كشيد: زماني كه كوزوو در ۱۷ فوريه ۲۰۰۸ اعلام استقلال كرده و از آن زمان همچو كشوري حقيقي پيش رفته و بيش از ۱۰۰ عضو سازمان ملل نيز آن را به رسميت شناخته‌اند، چه چيزي براي مذاكره با صربستان باقي مي‌ماند؟‌ نمي‌توان درباره شكل دروني سازماندهي يك كشور با كسي مذاكره كرد چون اين آشكارا به معناي نقض حاكميت آن كشور است. به گمان من، دولت كوزوو تنها بايد در رابطه با غرامت‌هاي جنگي،‌ وضعيت افراد ناپديدشده در خلال جنگ، محصولات فرهنگي، جبران تجاوزهاي صورت‌گرفته در دوران درگيري، آپارتايد در دهه ۹۰ و غيره وارد مذاكره با صربستان شود.

وي ادامه داد: در اينجا نكته ديگري را هم درباره وضعيت انسان‌شناسي كوزوو بايد مطرح كرد. نظريه‌هاي بسياري درباره ريشه مسئله آلباني-صربستان وجود دارد. شماري مشكل را تفاوت‌هاي فرهنگي يا اختلاف‌هاي مذهبي ميان مسيحيت و اسلام مي‌دانند و شماري نيز بر تئوري تاريخي اين درگيري تاكيد دارد. بر اين اساس، براي درك بهتر آنچه بين آلباني و صربستان روي مي‌دهد، بايد به صدها سال تاريخ درگيري، پيچيدگي و روابط خاص ميان دو ملت بازگشت. به عبارت ديگر، برداشت غالب در زمينه اين مشكل، رويكردي هانتيگنتوني است: يعني اين‌كه دو ملت درگير نبرد تمدن‌ها هستند.

حمزه در ادامه عنوان كرد:‌ اگر بخواهم به چيزهايي كه در پرسش قبلي از آنها حرف زدم بازگردم، براي اثبات غايي اين نوع رويكردها از دست دادن ميان آلبانيايي‌ها و صرب‌هايي سخن به ميان مي‌آيد كه سر يك ميز با يكديگر نشسته‌اند و آن را بزرگ‌ترين دستاورد براي حل مشكل مي‌دانند. به نظر من، اين يكي از سياست‌زدايي‌شده‌ترين مواضعي است كه فرد مي‌تواند اختيار كند.  به گمان من، راه درك حقيقي وضعيت يا «جوهر» مسئله كوزوو در وضعيت فعلي نهفته است. براي درك حال حاضر نيازي نيست كه سراغ شرح وقايع گذشته برويم. مشكل ميان اين دو كشور سياسي است و تنها از طريق سياست مي‌توان آن را حل و فصل كرد.

اگون حمزه در رابطه با برنامه‌هاي اقتصادي پيش روي دولت جديد، با توجه به ميانگين ۱۷ و يك دهم درصدي بدهي عمومي و تورم دو و هشت صدم درصدي اين كشور، گفت: به نظر من، دشواري‌هاي دولت جديد در ميزان موفقيت آن‌ها در اجراي برنامه‌هاي حكمراني نهفته نيست. به‌نظر مي‌رسد كه شرايط موفقيت احتمالي در سطح ساختاري نهفته باشد. هنوز مشخص نيست كه در دولت-ملتي ناهمسان چون كوزوو چگونه مي‌توان سياست حزبي را پيش گرفت. از سوي ديگر، اين را نيز بايد در نظر گرفت كه برنامه حكمراني دولت هيچ نكته «انقلابي‌»اي در خود ندارد. با اين حال،  اين برنامه نقاط به‌قولي عصبي خاص خود را دارد و يك تغيير كوچك مي‌تواند به نتايجي بسيار مهم بينجامد. نكته مهم در برنامه دولت اين است كه براساس دارويي كه از آن به‌عنوان «درمان نشانگاني» ياد مي‌كنند پيش نمي‌رود، يعني دارودرماني كه تنها بر نشانگان اثر مي‌گذارد و اثرشناسي را در بر نمي‌گيرد. اين امر نيازمند كار سخت، طولاني و صبورانه است.

وي افزود: اعضاي حزب «تعيين سرنوشت» از صرب‌ها گرفته تا رومانيايي‌ها، بوسنيايي‌ها و غيره را در بر مي‌گيرد. اين حزب هدفش از ميان بردن اختلاف‌‌ها ميان اين نژادها براساس برنامه‌هاي اجتماعي‌اقتصادي است، از اشتغال‌زايي گرفته تا برنامه‌هاي مشترك كشاورزي و غيره. اين هدف از طريق گفت‌وگو «از پايين» ممكن مي‌شود، يعني با مذاكره با صرب‌هاي محلي.

نويسنده كتاب «قرائت ماركس» در ادامه گفت: پيشتر گفتم كه آنچه شاهدش هستيم آغازي تازه براي حزب «تعيين سرنوشت» است، اما اين نخستين‌بار در تاريخ اين حزب نيست كه چنين مي‌شود. اين حزب در ابتدا به‌عنوان جنبشي غيرسازماني كار خود را آغاز كرد كه در بيرون از پارلمان و ساختمان دولت محلي دست به اعتراض مي‌زد. نخستين تغيير موضع در سازوكار اين حزب در سال ۲۰۱۰ روي داد، زماني كه خود را براي انتخابات پارلماني نامزد كردند.

وي در ادامه گفت: با وجود اين‌ها، مي‌خواهم تاكيد كنم كه پيروزي حزب «تعيين سرنوشت» نه به‌خاطر موضعش به‌عنوان يك حزب مخالف، بلكه به‌خاطر برنامه سياسي‌اجتماعي‌اش بود، برنامه‌اي كه در مخمصه فعلي، برنامه‌اي كاملا «واقع‌گرايانه» است.

حمزه در ادامه با اشاره تنش‌ها ميان كوزوو و صربستان پس از استقلال گفت: مشكل ميان اين دو كشور نبود مذاكره و گفت‌وگو نيست. در حقيقت، دو طرف بيشتر زمان خود را خرج مذاكرات و تبادل نظرهاي رسمي كرده‌اند. اين روند پيش از جنگ ۱۹۹۸-۱۹۹۹ آغاز شد. در آن زمان « ابراهيم روجوفا»، نخستين رئيس‌جمهوري جمهوري كوزوو و «اسلوبودان ميلوشويچ»، رئيس‌جمهوري پيشين يوگوسلاوي توافقي را براي بازگرداندن زبان آلبانيايي به مدارس در كوزوو امضا كردند. هنگامي كه اين توافق اجرايي نشد، در تاريخ اول اكتبر ۱۹۹۷، دانشجويان آلبانيايي به خيابان‌هاي پريشتينا ريختند و اين بدل به نقطه‌اي مهم در جدايي روند و رويكرد روجوفا از ميلوشويچ بود.

وي افزود: پس از شروع جنگ در فوريه ۱۹۹۸، مذاكرات به مدت سه ماه ادامه پيدا كرد و با كنفرانس رامبوليه در فوريه ۱۹۹۹ به پايان رسيد. گفت‌وگوها در اوايل سال ۲۰۰۰ ادامه يافت و نمايندگي كوزوو و آلباني را مقام‌هاي سازمان ملل برعهده داشتند. بعدا در سال ۲۰۰۵،‌ مذاكرات شكلي رسمي‌تر به خود گرفت. اين مذاكرات در سال ۲۰۰۸ پايان يافت و استقلال كوزوو اعلام شد. به‌رغم آن‌كه آلباني از اين سند استقلال سود مي‌برد، همچنان بر مالكيت اراضي كوزوو اصرار داشت. بايد به ياد آورد كه در خلال سال‌هاي ۲۰۰۸ الي ۲۰۱۰، دو كشور درگير فرآيندي قضايي در ديوان بين‌المللي كيفري شدند و در ۲۲ جولاي ۲۰۱۰ دادگاه حكم داد كه استقلال كوزوو هيچ يك از قوانين بين‌المللي را زير پا نگذاشته است.

بنيانگذار ژورنال بين‌المللي «كرايسيس اند كريتيك» ادامه داد: مذاكرات جديدي با وساطت اتحاديه اروپا در سال ۲۰۱۱ آغاز شد. از آن زمان، چند توافق‌نامه امضا شده است كه تنها تعداد انگشت‌شماري از آن‌ها اجرايي شده. در پي اعلان استقلال كوزوو در ۱۷ فوريه ۲۰۰۸، اتحاديه اروپا از اين كشور خواست تا بار ديگر با صربستان مذاكره كند. فرمت اين مذاكرات «فني»‌اعلام شد و هدف «بهبود وضعيت زندگي براي هر دو طرف» بود. هدف از اين مذاكرات به رسميت شناختن مدارك مسافرتي دو طرف، ارتباطات و غيره بود. اما پس از يك سال، اين مذاكرات نيز شكل‌وشمايلي سياسي به خود گرفت و مقام‌هاي عالي‌رتبه حكومتي در آن درگير شدند و روندي بي‌پايان به خود گرفت.

اگون حمزه در ادامه گفت: بنابراين به نظر من مشكل اين است كه كوزوو و صربستان بيش از آنچه بايد با يكديگر مذاكره كرده‌اند. كنار گذاشتن اين منطق مذاكرات دائم اقدامي عميقا سياسي خواهد بود، خاصه اگر وضعيت اقتصادي كوزوو و صربستان را نيز در نظر بگيريم.

مشكل اصلي پيش روي كوزوو اين است كه شكل امروزي سياست پارلماني نوعي دولت‌-ملت را پيش فرض مي‌گيرد. مشكل اما اينجاست كه كوزوو با چنين تصويري فاصله بسيار دارد. آنچه در زمينه دولت فعلي مي‌تواند سخت باشد اين است كه چنان طبق قوانين بازي پيش برود كه گويي قوانين و قواعدي در پس‌زمينه وجود دارد.

گفت‌وگو: كامران برادران