پايگاه تحليلي - خبري ايران بالكان : زندگي و آثار كافكا
دوشنبه، 28 بهمن 1398 - 11:49 کد خبر:32562
علي‌اصغر حداد


علي‌اصغر حداد، مترجم باسابقه‌ي ايراني است كه به‌خاطر ترجمه‌هاي خوبش از زبان آلماني شهرت دارد. اگر قرار باشد كتاب‌هاي كافكا را به فارسي خوبي بخوانيد، پيشنهاد ما ترجمه‌هاي ايشان است. تسلط آقاي حداد به چم‌وخم‌هاي آثار كافكا محدود به حيطه‌هاي زباني نشده و شناخت ايشان از زير‌وبم دنياي اين نويسنده‌ي محبوب آلماني‌زبان به‌قدري است كه اگر اهل خواندن كافكا يا ديگر نويسندگان آلماني‌زبانيد، خواندن گزارش نشستي كه به‌تازگي با حضور ايشان برگزار شده، برايتان خالي از لطف نيست.

به گزارش پايگاه تحليلي – خبري ايران بالكان (ايربا) چهارشنبه شب، ۲۳ بهمن ماه، در يكي از زيباترين خيابان‌‌هاي مهرشهر كرج، جلسه‌ي بررسي زندگي و آثار فرانتس كافكا با حضور علي‌‌اصغر حداد مترجم نويسندگان آلماني زبان در كافه‌‌كتاب اكتبر برگزار شد. اين نشست سومين جلسه‌ از سلسله درس‌گفتارهاي ادبيات آلمان بود كه در اين كافه‌‌كتاب برگزار مي‌‌شود.

در ابتداي جلسه‌ آقاي حداد پيش از صحبت در مورد كافكا در رابطه با ادبيات آلماني زبان صحبت كردند.  اين‌كه همه فكر مي‌‌كنند ادبيات آلماني فقط مختص كشور آلمان است. در حالي‌كه اين طور نيست و اين ادبيات خود به بخش‌‌هاي مختلفي تقسيم مي‌‌شود:

    ادبيات آلمان شرقي سابق يا همان جمهوري دموكراتيك آلمان كه ادبيات سوسياليستي با تعهد حزبي بوده و نگاهش بيشتر معطوف به طبقه كارگر است. به عنوان مثال رمان مرده‌‌ها جوان مي‌‌مانند از آنا زگرس.

    ادبيات آلمان غربي سابق كه تفاوت زيادي از نظر ماهيت با ادبيات آلمان شرقي دارد نظير كارهاي توماس مان، هانريش مان و هرمان هسه.

    و ادبيات اتريش.

اتريش، كشور نسبتا كوچكي با ۸ ميليون جمعيت در مقابل آلمان حال حاضر با ۸۰ ميليون جمعيت، ادبيات گسترده‌‌اي دارد. ادبيات اتريش تفاوت‌‌هاي زيادي با ادبيات آلمان دارد، از جمله تفاوت از نظر واژگان به كار رفته در آثار ادبي اتريش و آلمان. همان تفاوتي كه به عنوان مثال در فارسي ايران با افغانستان و تاجيكستان وجود دارد.

ادبيات اتريش بسيار به نقد گذشته‌ي خود مي‌‌پردازد. خصوصاً، دوران فروپاشي امپراطوري اتريش و از بين‌‌رفتن بسياري از ارزش‌‌هاي قديمي. نظير توماس بنهارت كه خوش‌‌آمدگويي اتريشي‌‌ها براي هيتلر و سپس كناركشيدن خودشان از جنايات او را رياكاري مي‌دانست و آن را نقد مي‌كرد.

ادبيات اتريش به شدت درون‌گراست و بيشتر، درون قهرمان‌هايش را كندوكاو مي‌‌كند. علاوه بر اين خودِ مقوله‌ي زبان هم دغدغه و سوژه‌ي ادبي بسياري از نويسندگان اتريشي است. مثل كاري كه پيتر هانتكه در نمايش‌‌نامه‌‌‌‌ي كاسپار  مي‌كند.

برخلاف نويسنده‌‌هاي آلمان غربي، نويسنده‌‌هاي اتريشي اغلب داستان‌‌پردازان خوبي هستند چون نويسنده‌‌هاي آلمان غربي در وهله‌ي اول نظريه‌پردازند و مثل روس‌‌ها قصه‌‌گو نيستند. مثلاً  كوه جادوي توماس مان كه حول نظريه‌ي توماس مان مي‌‌چرخد. يعني نظريه‌ي تضاد بين هنر و زندگي معمولي كه هميشه در اين تضاد، هنر بازنده است.

اتريش كوچك شده‌ي امروزي، يك زماني جزئي از مراكز فرهنگي اروپا به حساب مي‌‌آمد و خصوصاً در شرق اروپا و حوزه‌ي بالكان كشش فراواني به سمت وين بوده است. به هرحال بسياري از آن‌ها مستعمره‌ي اتريش بوده‌‌اند و در نتيجه رفت‌وآمد زيادي به وين داشته‌‌اند. مثل كافكا كه اهل چك بوده اما چون تقريباً تا پانزده سال پيش از مرگش چك مستعمره‌ي اتريش بوده، يك نويسنده‌ي اتريشي محسوب مي‌‌شود. اين اقوام غيرآلماني كه از شرق اروپا جذب وين مي‌‌شدند، چيزي كه با خودشان مي‌‌آوردند رنگارنگي ديدشان به جهان بود و به اصطلاح هر كدام نگاه متفاوتي به جهان داشتند و اين نگاه متفاوت را در كاسه‌ي فرهنگ و ادب اتريش مي‌ريختند. به همين خاطر است كه ادبيات اتريش رنگ و بوي چندگانه دارد.

اين كليتي بود از ادبيات آلماني‌زبان كه جناب علي‌اصغر حداد براي حضار ارائه دادند. ادامه‌ي نشست معطوف شد به پرسش‌وپاسخ بين مهمان جلسه و حدود ۳۰ نفر مخاطبي كه در آنجا حاضر بودند.

آيا پوچي جهان داستان‌‌هاي كافكا در آثارش مانند مسخ، محاكمه يا قصر يك جهان برساخته است يا ادامه‌ي پوچي موجود در تراژدي‌‌هاي يونان است و مدعاي اين حرف كتاب تمثيلات اوست.

آقاي حداد: كافكا نمي‌‌خواهد پوچي را مطرح كند زيرا كه كافكا به همه‌چيز شك دارد و به همين دليل چيزي را به‌عنوان حقيقتي كه به آن رسيده مطرح نمي‌‌كند. در واقع براي اعلام پوچي جهان نياز است كه فرد به قطعيتي برسد كه كافكا به آن نرسيده بود. تمام آثار كافكا يك شك عظيم است. به اين قسمت از داستان «پيك‌ها» توجه كنيد:

 «به اختيار خود آنها گذاشتند پادشاه شوند يا پيك پادشاه. به شيوه كودكان جملگي مي‌‌خواستند پيك باشند. از اين رو پيك‌‌هاي بسياري يافت مي‌‌شود. آنان شتابان سراسر جهان را درمي‌نوردند و از آنجا كه پادشاهي نيست پيام‌‌هاي بي معني شده را به گوش هم مي‌‌رسانند. دوست مي‌‌داشتند به زندگي فلاكت‌‌بار خود پايان دهند. ولي دل آن ندارند زيرا سوگند وفاداري ياد كرده‌‌اند.»

ظاهراً در گذشته‌‌هاي بسيار دور در ميان قوم مثلا يهود كسي بوده كه پيام معني‌‌دار مي‌‌گفته و اين پيام آن قدر تكرار شده كه كسي كه از طرف او، پيام مي‌‌آمده حالا وجود ندارد. اما كافكا نمي‌‌خواهد بگويد كه اين پيام‌‌دهنده وجود نداشته يا از آغاز پوچ بوده بلكه فقط مي‌‌گويد در حال حاضر اين پيام درك نشده و بي‌‌معني است. در قطعه‌‌اي ديگر از همان كتاب به نام از جستجو بگذر كافكا نمونه‌ي فردي است كه سئوالي دارد ولي كسي نيست كه جوابش را بدهد. در بسياري از آثار كافكا، قهرمان داستان در جستجوي چيزي‌‌ست كه به آن نمي‌‌رسد و خود نيز به آن شك دارد. البته تصور اينكه جهان كافكا صرفاً جهاني ماليخوليايي، خواب‌‌آلوده و در وهم و خيال است، درست نيست. زيرا كه جهان كافكا از خيلي جهات بسيار عيني، ملموس و امروزي نيز هست. به عنوان مثال، بوروكراسي و كاغذبازي رمان محاكمه كه نمونه‌‌اش به عينه در ادارات دولتي كشورهاي جهان‌‌سوم و توسعه‌‌يافته وجود دارد و كافكا آن را با طنزي ظريف و پنهان كه ويژگي نثر اتريشي است توصيف مي‌‌كند. يا يك مثال ديگر، در رمان قصر قهرمان به يك اداره‌‌اي رجوع مي‌‌كند و دنبال پرونده‌‌اي است. گنجه‌‌اي را باز مي‌‌كنند خرواري از پرونده بيرون مي‌‌ريزد و كمي اين پرونده‌‌ها را گشته، آن چيزي كه مي‌‌خواهند پيدا نمي‌‌كنند پس دوباره همه‌ي پرونده‌‌‌‌ها را داخل گنجه ريخته و به زور در آن را مي‌‌بندند. اين پرونده‌‌بازي به اين صورت خيلي سوررئاليستي نيست كه بگوييم در عالم خواب اتفاق افتاده است. يا در داستان «در چند و چون قانون» تشابه بسيار زيادي است بين وضعيت شرح داده شده با آن چيزي كه در ايران رخ مي‌‌دهد. يعني وجود قوانيني كه در عين صراحت بسيار، توسط مجري قانون تفسيرپذير و دوگانه اعمال شده، طوري كه همگان در مقابل آن برابر نيستند.  در همين داستاني كه بخشي از آن را خواندم، كافكا هر جمله‌‌اي را كه مي‌‌گويد جمله قبلي خودش را نقض مي‌‌كند و نقض پشت نقض سرگيجه‌‌اي مي‌‌آورد كه نياز دارد متن‌‌هاي او چند بار خوانده شود.

وجود اين ترس و هراس در آثار كافكا براي چيست؟

آقاي حداد: مي‌‌گويند درون‌مايه‌ي آثار كافكا يهوديت و جزء اقليت بودن است. كافكا يهودي‌اي بود كه در اروپاي مسيحي زندگي مي‌‌كرد و وجودش بديهي و تثبيت شده نبود. علاوه بر اين جزو يهودي‌‌هاي نسبتاً مرفه پراگ محسوب مي‌‌شد. اين يهودي‌‌ها از دو سو بهشان حمله مي‌‌شد. از طرف ناسيوناليست‌‌هاي چك كه چون آلماني صحبت مي‌‌كردند آن‌ها را ستون پنجم آلمان به حساب مي‌‌آوردند و از طرف خود آلماني‌‌ها، چون كه يهودي بودند. از سويي ديگر از لحاظ تاريخي قوم يهود را هيچ‌‌وقت و در هيچ‌‌كجا با آغوش باز پذيرايشان نبوده‌‌اند و هميشه حياتشان گويي بر لبه‌ي تيغ بوده است. البته اين به اين معني نيست كه خود كافكا يك يهودي معتقد بوده اما بار گران تاريخ سه‌هزار ساله‌ي يهود را با خود حمل مي‌‌كرده و در نتيجه به آثارش نيز رسوخ كرده است.

چرا طنز كافكا خيلي براي مخاطب ملموس نيست؟

آقاي حداد: از همان ابتدا چه در ايران و چه در اروپا جنبه‌ي سوررئال آثار كافكا بيشتر به چشم آمده. درحالي‌كه خود كافكا يك فرد بذله‌‌گويي بوده كه اين طنازي در آثارش هم وجود دارد خصوصاً در توصيفاتش از زندگي كارمندي. جهان كافكا شايد وهم انگيز باشد اما طناز نيز هست.

علت اينكه ما با آثار كافكا چنين هم‌‌ذات پنداري‌‌‌‌اي داريم و جهان سورئاليستي او براي ما بسيار رئال است آيا به اين علت نيست كه ما دقيقا مانند او زندگي مي‌‌كنيم؟ ما داستان‌‌هاي او را تمثيل پوچ‌‌گرايي مي‌دانيم،  چرا كه نبود عدالت و حضور قوانين پيچيده‌‌اي كه افراد ديگري آن را به جامعه تحميل كرده‌‌‌اند در زندگي خود ما نيز به شدت وجود دارد.

آقاي حداد: بله. خود من زماني كه شروع كردم به ترجمه‌ي آثار كافكا، ابتدا مي‌‌خواستم فقط چندتايي از داستان كوتاه‌‌هاي او را ترجمه كنم چون تصورم اين بود كه كسي با داستان‌‌هاي كافكا ارتباط برقرار نمي‌‌كند اما در عمل چيز ديگري به من ثابت شد و آن اينكه وضعيت موجود ايران، اين شرايط عجيب اقتصادي و سياسي و غيره همان جهان كافكايي است كه باعث شده خواننده‌ي ايراني به شدت با اين ‌‌آثار ارتباط برقرار كند. اما غير از اين موضوع كافكا بسيار پيش‌تر از ظهور فاشيست‌‌ها در اروپا آن جهان رعب‌‌آور و وحشتناكي را كه آن‌ها ايجاد مي‌‌كنند در آثارش نمايش مي‌‌دهد. در واقع كافكا به‌سان هر نويسنده‌ي بزرگي توانسته كه بسياري از اتفاقاتي را كه قرار است رخ دهد به‌درستي پيش‌‌بيني كند. اين نگاه پيامبرگونه هم مي‌‌تواند دليلي باشد بر جذب مخاطب به آثار او.

كافكا با همه نااميدي و شكاكيتش دست از پرسش‌‌گري برنمي‌‌دارد. مدام تا لبه‌ي قله مي‌‌رود و مي‌‌ترسد يله كرده و سقوط كند ولي تنها چيزي كه سر پا نگهش مي‌‌دارد همين نوشتن است. او بسيار به ديكنز علاقه داشته و رمان آمريكاي خود را تحت تأثير آثار او نوشته. گرچه كه با عبور از فيلتر ذهني‌‌اش كاملاً يك اثر كافكايي خلق شده. كافكا بسيار اصرار داشته كه يك داستان كوتاه را در يك نشست بنويسد اما خب اين اتفاق جز در داستان «حكم» هيچ وقت برايش رخ نداده. علت اينكه بعضي از داستان‌‌هايش مثل محاكمه ناتمام به نظر مي‌‌رسد هم مي‌‌تواند به اين تمايلش برگردد. چون آن چيزي كه همان لحظه در ذهنش بوده در اوج كمال مي‌‌دانسته و البته اين ناتمامي آثار شايد هم ناشي از اين وسواس كافكايي او بوده كه به نظرش مي‌‌آمده ديگر نمي‌‌توان چيز بيشتري به اين داستان اضافه كرد.

در مورد اينكه چرا مي‌‌خواسته پس از مرگش آثارش از بين برود گمانه‌‌زني‌‌هاي بسياري وجود دارد اما از نظر من يك علت اين بوده كه به ارزشمندي آثارش به شدت شك داشته حتي با اينكه با تمام وجودش مي‌‌نوشته و از جانش مايه مي‌‌گذاشته است و علت ديگر اينكه شايد علاقه‌‌اي به برملا شدن درونياتش نداشته و بعضاً حتي برايش اين فاش شدن، دردآور و و هول‌‌انگيز بوده است. كافكا را مي‌‌توان جزو معدود نويسنده‌‌هايي دانست كه قبل و بعد از او كسي شبيه او ننوشته و نتوانسته بنويسد و به اصطلاح بي‌‌بديل بوده و شيوه و نثر نگارش او يگانه است.

در انتها سوال جالبي در مورد جامعه‌‌شناسي مخاطبين كافكا پرسيده شد.

 يك دوره‌ي طولاني است كه در جامعه ايران افراد جوان ۱۸،۱۷ ساله وقتي مي‌‌خواهند به صورت جدي مطالعه كنند ابتدا به سراغ كافكا، كامو يا سارتر مي‌‌روند آيا اين مختص ايران است يا خير؟

آقاي حداد: اين موضوع به خاطر شرايط زندگي ماست كه البته به هيچ وجه چيز خوبي نيست و غيرطبيعي است. وقتي در سنين بالاتر رمان مي‌‌خوانيم با عقل‌‌مان مي‌‌خوانيم؛ تفسير مي‌‌كنيم؛ طبقه‌‌بندي مي‌‌كنيم. اما در سنين بسيار پايين‌‌تر موقع خواندن داستان ذهنيت پيدا مي‌‌كنيم و شخصيت‌‌مان شكل مي‌‌گيرد و بعدها كارهايي مي‌‌كنيم تأثير گرفته از كتاب‌‌هايي كه در سن پايين خوانده‌‌ايم و شايد خيلي خوب نباشد جوان ايراني در ۱۷ سالگي ذهنيتش با كافكا شكل بگيرد. هنر به صورت عام و ادبيات به صورت خاص تأثير عميقي بر انسان دارد و اين تأثير بطئي است گرچه كه آني نيست و بهتر است آثاري مانند آثار كافكا، كامو و غيره در سنين بالاتري خوانده شود.

نكته‌ي آخر اينكه آقاي حداد براي كساني كه مي‌‌خواهند به تازگي با دنياي كافكا آشنا بشوند پيشنهاد كردند ابتدا يكي از داستان‌‌هاي نسبتاً بلندتر او به نام «لانه» را بخوانند كه گام ورود خوبي براي جهان داستان‌‌هاي اوست و پيچيدگي ساير داستان‌‌هايش را ندارد و تفسيرپذير هم به آن مفهوم نيست. اين داستان در همين كتاب مجموعه داستان‌‌كوتاه‌‌هاي كافكا كه پيش‌تر ذكر شد وجود دارد.

باهره بروجردي