پايگاه تحليلي - خبري ايران بالكان : چرا دموكراسي در تركيه شكست خورد؟
یکشنبه، 19 اسفند 1397 - 23:43 کد خبر:30580
فتح‌الله گولن


زماني تركيه الگوي دموكراسي اسلامي مدرن به شمار مي‌رفت. درست است كه در آغاز هزاره جديد، حزب توسعه و عدالت پس از روي كار آمدن برخي اصلاحات را مطابق معيارهاي دموكراسي اتحاديه اروپا انجام داد و وضعيت كشور در زمينه اوضاع حقوق بشر را بهبود بخشيد، اما متاسفانه اين اصلاحات ديري نپائيد و روند اصلاحات پس از سال 2011 متوقف شد و با پيروزي رجب‌طيب اردوغان، رئيس‌جمهوري فعلي براي بار سوم، كشور كاملا به عقب بازگشت.

اين بازگشت به استبداد اثرات منفي روي تركيه داشت و عنوان «بهترين الگو» كه بسياري از كشورهاي اسلامي منطقه به آن چشم داشتند را از تركيه گرفت. دموكراسي نوعي روش حكومت است كه به شكل قابل توجهي با اصول اسلامي در زمينه حكومت تطابق دارد، اما حالا برخي با اشاره به تركيه اردوغان مي‌كوشند نشان دهند ارزش‌هاي دموكراتيك و ارزش‌هاي اسلامي با هم تطابق ندارند. علاوه بر اين، كساني كه از بيرون به ماجرا مي‌نگرند، مي‌بينند كه رژيم اردوغان به شكل آشكار به ارزش‌هاي اساسي اسلام خيانت مي‌كند. ارزش‌هاي اسلام را نمي‌توان به شيوه لباس پوشيدن يا برخي شعارهاي ديني معين، تقليل داد. ارزش‌هاي اسلامي گسترده‌تر از اين هستند و شامل حاكميت قانون، استقلال سيستم قضايي، محاسبه قوه مجريه، حمايت از حقوق و آزادي‌هاي اوليه هر شهروندي مي‌شوند. ناكامي تجربه دموكراسي در تركيه نتيجه پاي‌بندي به ارزش‌هاي اسلامي نيست، بلكه نتيجه خيانت به آنهاست.
دموكراسي يك راه‌حل است

اگر چه 99 درصد جامعه تركيه مسلمان هستند، اما به شكل آشكاري جامعه‌اي چندگانه و ناهمگون است. شهروندان ترك به ايدئولوژي‌ها و فلسفه‌ها و باورهاي متعدد و مختلفي گرايش دارند. آنها خود را سني، علوي، ترك، كرد، ديگر اقوام، مسلمان، غير مسلمان، دين‌دار، لائيك و غيره معرفي مي‌كنند. در چنين جامعه‌اي بسط يك ايدئولوژي مشخص بي‌فايده است و تعدي به كرامت انساني است و شيوه حكومت مشاركتي كه به هيچ مجموعه‌اي از اكثريت يا اقليت اجازه سيطره بر ديگران را ندهد، بهترين شيوه حكومت بر يك جامعه با گرايش‌هاي مختلف، مانند جامعه تركيه است. اين موضوع درباره سوريه و برخي كشورهاي منطقه نيز صدق مي‌كند.

حقه‌اي كه رهبران اقتدارگرا در طول تاريخ در تركيه و ديگر كشورها براي استمرار حكومت خود به آن دست زدند، استفاده از تنوع و چندگانگي اين جوامع و تلاش براي اختلاف‌افكني و تحريك آنها عليه يكديگر است. لذا شهروندان بايد حول محور حقوق و آزادي‌هاي جهاني گرد هم آمده و عليرغم اختلافات ديني يا ديدگاه‌هاي فلسفي، با استفاده از ابزارها و روش‌هاي دموكراتيك رو در روي نقض‌كنندگان اين حقوق بايستند.

مقابله با ظلم يك حق دموكراتيك و يك وظيفه متمدنانه و همچنين وظيفه ديني هر مسلمان است. قرآن كريم به مومنان دستور مي‌دهد در مقابل ظلم سكوت نكنند. خداوند در آيه 135 سوريه نساء مي‌فرمايد: « يأيها الذين آمنوا كونوا قوامين بالقسط شهداء لله ولو على أنفسكم أو الوالدين أو الأقربين.»

آنچه از فرد يك موجود انساني مي‌سازد، فارغ از اينكه مومن يا غيرمومن باشد، زندگي بر اساس باورها و تصورات اوست، به شرط آنكه روي ديگران تاثير منفي نگذارد و همچنين استفاده از همه آزادي‌هاي اوليه از جمله آزادي بيان است. آزادي يك حق الهي و هديه خدوند به انسان است و هيچ كس حق ندارد اين حق را از انسان سلب كند.
اسلام ايدئولوژي نيست

برخلاف باورمندان به اسلام سياسي ادعا مي‌كنند، اسلام يك ايدئولوژي نيست، بلكه يك دين است. درست است كه برخي احكام مربوط به حكومت را در خود دارد ، اما اين احكام حتي 5 درصد مجموع كتاب و سنت نيستند. محدود كردن اسلام به يك ايدئولوژي سياسي، يك جنايت آشكار عليه روح اسلام است. همه آنها كه تصميم گرفتند اسلام را به سياست و حكومت تقليل دهند، دچار سه اشتباه شدند.

اولا اسلامي كه كتاب و سنت آورد را با اسلام ناشي از تجربه تاريخي مسلمانان در هم آميختند. ضروري است كه با مراجعه به منابع اوليه اسلامي يك تحليل انتقادي از تجربه مسلمانان و اصولي كه از اين تجربه سر بر آوردند، صورت گيرد تا چشم‌انداز جديدي براي مسلمانان جهان امروز در زمينه حقوق بشر، دموكراسي و مشاركت اجتماعي پيشنهاد شود.

اشتباه دوم به كارگيري تفسيرات قرآن كريم و برخي احاديث رسول (ص) براي مشروعيت‌بخشي به ايدئولوژي و آنچه مردم بدان واداشته شده‌اند است، در حالي كه روح قرآن مجيد و فلسفه سيره نبوي را تنها با مطالعه كلي و پژوهش با هدف شناخت آنچه خدا خواسته، درك كرد.

اشتباه سوم در اين زمينه، ادعاي عدم تطابق دين و دموكراسي است، بر اساس اينكه دين به حاكميت خدا اشاره دارد و دموكراسي به حاكميت مردم. فرد مسلمان هيچ‌گاه شك نمي‌كند كه خداوند حاكم مطلق هستي است، اما اين به معناي اين امر نيست كه ما انسان‌ها اراده، خواست و توان انتخاب نداريم يا اين اراده ارزشي نزد خداوند ندارد. حاكميت مردم هم هيچ‌گاه به اين معنا نيست كه حاكميت مطلق از خدا گرفته شده و به انسان داده شده، بلكه به اين معني است كه خداوند امانتي را به همه انسان‌ها داده و در هيچ شرايطي فرد يا اقليت اوليگارشي حاكم آن را به حود محدود كند.

آنچه ما «حكومت» مي‌ناميم، چيزي جز سيستمي ساخته دست بشر براي محافظت از حقوق و آزادي‌هاي اوليه و تحقق عدالت و صلح بين انسان‌ها نيست. حكومت به خودي خود هدف نيست بلكه ابزاري است كه بشر را براي رسيدن به سعادت دنيوي و اخروي ياري مي‌كند. كما اينكه اصطلاح «حكومت اسلامي» با خود دچار تناقض است. اسلام بر اساس يك سيستم كهنوتي بنا نشده و در آن علماي مذهبي وجود ندارد و نظام تئوكراسي و حاكميت ديني، موضوعي بي‌ارتباط با روح اسلام است. حكومت نيز از آنجا كه ساخته و پرداخته دست بشر و نتيجه يك پيمان اجتماعي است، نمي‌تواند «اسلامي» يا «مقدس» باشد.

دموكراسي در جهان امروز به اشكال مختلف و نمودهاي متعددي دارد، اما هدف اصلي كه همه اشكال دموكراسي در پي آن هستند، عدم تسلط گروهي خاص بر ديگران است و اين همان چيزي است كه اسلام در پي آن است. اسلام بر اصول برابري بين شهروندان براساس محترم شمردن و به رسميت شناختن كرامت انساني به عنوان آفريده خدا و با توجه به آيه «ولقد كرمنا بني آدم» تاكيد دارد. از اين رو شيوه حكومت مشاركتي و جمهوري بيش از هر روش حكومت‌داري ديگري مانند پادشاهي‌ها و اوليگارشي‎هاي تماميت‌خواه با روح اسلام تطابق دارد.
اردوغان و سرنوشت دموكراسي

اردوغان با چنگ انداختن به نهاد حكومت، مصادره شركت‌هاي بزرگ و پاداش‌دهي به آنها كه او را در اين توطئه همراهي مي‌كنند، دموكراسي كه نويد خير براي تركيه بود را از بين بود. او همچنين مرا دشمن حكومت خواند و من و همراهانم را متهم كرد كه دليل همه مشكلات تركيه در چند سال اخير هستيم تا سلطه‌اش روي حكومت و جهت‌دهي به افكار عمومي تركيه را محكم‌تر كند. اين بهترين مصداق براي سوء استفاده از يك شخص يا گروه به عنوان مترسك يا قرباني است.

رژيم اردوغان صدها هزار نفر از كساني كه به سياست‌هاي او انتقاد داشتند را دستگير كرد، به ويژه آنها كه با جنبش مسالمت‌آميز «الخدمة» ارتباط داشتند. هر كه از سياست‌هاي اردوغان انتقاد كرد، سركوب شد، از فعالان معترض حوزه محيط زيست، روزنامه‌نگاران، پژوهشگران دانشگاه‌ها، كردها، علوي‌ها، شهروندان غيرمسلمان و برخي گروه‌هاي اسلامي. اين دستگيري‌هاي بي‌رويه، رانده شدن‌هاي جبري و ستم‌هاي ديگر، چه زندگي‌ها و خانواده‌هايي را از بين نبرد.

به دليل اين ستم مستمر، هزاران نفر از داوطلبان جنبش «الخدمة» ناچار به پناهندگي در كشورهاي اروپايي مانند فرانسه شدند. از آنجا كه آنها افراد مقيم جديدي در اين كشورها خواهند شد، مطمئنا در اين جوامع ادغام شده و قوانين‌ آنها را محترم شمرده و با مشاركت فعال در پروژه‌هاي مثبت و سازنده در يافتن راه‌حلي براي مشكلاتي كه اين جوامع با آنها روبرو هستند، مشاركت خواهند كرد و در راس اين مشكلات، انتشار خوانش‌هاي راديكال از اسلام در اروپا است.

هنوز دستگيري‌هاي دسته‌جمعي هزاران نفر را به دليل همراهي با يك نفر يا يك گروه، در تركيه در جريان است. 150 هزار نفر شغل خود را از دست دادند و 200 هزار نفر به زندان‌هاي احتياطي افكنده شده و 50 هزار نفر زنداني شدند. شهرونداني نيز كه به دلايل سياسي تحت نظر قرار گرفته‌اند و مي‌خواهند از كشور خارج شوند، به دليل لغو گذرنامه‌هايشان از حقوق اوليه خود كه سازمان ملل به آنها تاكيد دارد، در زمينه آزادي سفر محرومند.

اردوغان با استفاده از روابط ديپلماتيك، از آوازه تركيه كه اين كشور در جهان از سال 1923 به دست آورد، سوء استفاده كرده و منابع حكومت را براي اعمال فشار و ربودن همراهان جنبش «الخدمة» در سرتاسر جهان به كار مي‌گيرد.

در زمينه امور داخلي نيز شاهديم كه در دوره اخير درخواست‌ دموكراسي ترك‌ها از حاكمان به شكل واضحي كاهش يافته و شايد مهم‌ترين دليل آن ترس و نگراني از بي‌ثبات اقتصاد نسبي است كه از آن بهره‌مندند. اما اين موضوع يك دليل تاريخي دارد. جمهوي تركيه، سيستم دموكراسي را هدف برتر خود قرار داد و براي رسيدن به آن تلاش كرد، اما برنامه‌هاي آموزشي براي نهادينه كردن ارزش‌هاي دموكراتيك در ميان توده مردم نداشت. اطاعت كوركورانه از حاكم نيرومند و حكومت موضوعي است كه به كرات در مواد آموزشي تكرار شد. كودتاهاي نظاني كه تقريبا هر 10 سال يك بار رخ مي‌داد، به دموكراسي اجازه ريشه دواندن و توسعه نداد. شهروندان فراموش كردند كه حكومت براي مردم وجود دارد و نه برعكس. اردوغان به شكل قابل توجهي از اين روحيه جمعي استفاده كرد.

شايد به دليل رژيم حالي دموكراسي تركي در حالت كما باشد اما من هنوز اميدوارم. سركوب خيلي دوام نخواهد آورد و از اين رو من مطمئنم كه تركيه روز مسير خود به سوي دموكراسي را بار ديگر ادامه خواهد داد. اما ضروري است اگر روزي دموكراسي، استمرار و ريشه دواندن خواستيم، تدابير جدي اتخاذ كنيم.

راه‌حل‌ها و پيشنهادات

در ابتدا بايد مواد درسي را مورد بررسي قرار دهيم. موضوعاتي چون مساوات بين همه شهروندان در برابر قانون، محافظت از حقوق و آزادي‌هاي اوليه فرد بايد از سال‌هاي ابتدايي به دانش‌آموزان آموزش داده شود تا تبديل به كساني شوند، كه وقتي به سن بلوغ مي‌رسند از آن محافظت كنند.

ضروري است كه قانون اساسي به نحوي بازنويسي شود كه اجازه سيطره اقليت و اكثريت بر ديگران را ندهد و حقوق اوليه انسان به نحوي كه در ميثاق بين‌المللي حقوق بشر سازمان ملل متحده ذكر شده را تضمين كند. جامعه مدني و روزنامه‌نگاري آزاد نيز بايد از سوي اين قانون اساسي مورد حمايت قرار گيرند تا بتوانند نقش نظارت و تنظيم مقابل قوه مجريه، زماني كه از مسير خود خارج مي‌شود، را ايفا كنند و در آخر رهبران افكار عمومي و چهره‌هاي اجتماعي بايد ارزش‌هاي دموكراسي را در اقداماتشان، سخنراني‌هايشان و نوشته‌هايشان محترم شمارند.

تركيه امروز عمل به دموكراسي و حقوق بشر را متوقف كرده و آنها را كنار گذاشته است و متاسفانه تركيه، به عنوان يك دولت با اكثريت مسلمان، شانس تاريخي خود براي رسيدن به دموكراسي در اسلوب اروپايي را از دست داد. اين موضوع به شكل واقعي در 10 سال پيش ممكن بود.

اميدوارم اين تجارب دردناك و غم‌انگيزي كه تركيه و برخي كشورهاي با اغلبيت مسلمان در حال تجربه آن هستند، منجر به توليد بينش اجتماعي درباره اهميت انتشار روح دموكراسي، حاكميت قانون، اجراي انتخابات آزاد و عادلانه و احترام آزادي‌ها و حقوق اوليه افراد شود.

منبع: روزنامه زمان تركيه

مترجم: ضياء ناصر - العربيه