پايگاه تحليلي - خبري ايران بالكان : ميراث ادبي ليتواني
جمعه، 3 اسفند 1397 - 13:18 کد خبر:30471
مرتضي رزم‌آرا


انبوهي منابع وجود دارند كه درباره ادبيات ليتواني آگاهي مي‌دهند. بعضي از آن منابع مناسب نيستند و يا در وثاقت آن بايد ترديد كرد. اما شماري از آن‌ها موثق‌اند و ارزش آن را دارند كه به ديگران معرفي كرد و اين به شناختِ ما و توانايي ما در انتخاب درست بستگي دارد. تاريخ مختصر ادبيات ليتواني از جمله آثاري است كه به دو زبان زبان ليتوانيايي و انگليسي نوشته شده و چند تن از ‍پ‍رمايگان ادبيات شناس ليتواني نوشتن آن را وجهه همت خود كرده‌اند و چند نفر ديگر كه در ادبيات شناسي از سرآمدان هستند كار ويرايش و ويراستاري آن را بر عهده داشتند. پيش از آن كه به معرفي آن بپردازيم، بد نيست به روندِ نشر آن اشاره شود و نشان دهيم كه نام ناشري چون ورسوس اورئوس Versus Aureus و دانشگاهي چون دانشگاه ويتاوتاس كبير VDU - Vytauto Didžiojo universitetas، حضور ادبيات شناسان سرشناس در قامت نويسنده، منتقدِ كتاب و ويراستار تا چه درجه مي‌تواند عوامل كافي براي كشاندن هر علاقه مند به فرهنگ ليتواني و منطقه بالتيك از دريچه ادبيات باشد.

به گزارش پايگاه تحليلي – خبري ايران بالكان (ايربا) به نقل از شهركتاب، تاريخچه يا تاريخ مختصر ادبيات ليتواني را دو نفر با مرتبه‌ي علمي استادي، به عنوان ارزياب يا منتقدِ كتاب پيش از آن‌كه كتاب را به ويراستار دهند، ايرينا بوكلي[۱] و آسيه (آسيا) كوتون[۲] به دقت خواندند و نقد و نظر دادند و به اصطلاح ارزيابي كردند. بعد يك نفر از ادبيات شناسان به نام دالا[۳] كوي‌زي‌ني‌ينه[۴] ويراستاري كرده. نام منتقدِ كتاب يا ارزياب و بعد ويراستار به همين ترتيب بالاتر از نام نويسندگان و پديدآورندگان كتاب درج يافته است. متن كتاب در دهم مارس ۲۰۱۴ در گروه ادبيات ليتواني، دانشكده علوم انساني دانشگاه ويتاوتاس كبير در شهر كاوناس كه زماني، پايتخت ليتواني بود، به تصويب مي‌رسد و دو روز بعد، دوازدهم مارس در شوراي آن دانشكده تأييد مي‌كنند و براي انتشار به چاپخانه مي‌فرستند. اين نيز گفتني است كه بنياد اجتماعي اروپا[۵] و وزارت آموزش و علوم ليتواني نشر كتاب را حمايت كردند. اين اثر در اصل، يك پروژه يا طرح پژوهشي بود كه «تقويت ليتواني شناسي (فعاليت‌هاي مربوط به تحقيق در باب بالتيك) با همكاري مؤسسات و دانشگاه‌هاي داخل و خارج از كشور ليتواني» نام داشت. ايندره ژاكوي‌چي‌ينه[۶]، آستا گوتاي‌تي‌ينه[۷] كه به ادبيات كودك هم علاقه دارد، ويوله ويشوميرسكي‌ته[۸] كه از مترجمان متون ادبي در ليتواني است، دالا كوي‌زي‌ني‌ينه كه ويراستاري كتاب را هم بر عهده داشته، و آورليا ميكولاي‌تي‌ته[۹] مولفان كتاب‌اند و همه هم شهرستاني‌اند نه پاي‌تخت‌نشين.

كتاب از يك پيشگفتار به قلم ويراستار كه از مولفان نيز هست، و هشت فصل فراهم آمده. اولين نوشته در ۲۰ صفحه (۹-۲۹ص) به قلم آستا گوتاي‌تي‌ينه است كه به ادبيات قديم ليتواني مي‌پردازد؛ عنوان فرعي آن پژوهش در ليتواني است و مشخصاً به قرن ۱۸ و ۱۹ عنايت دارد. بقيه‌ي كتاب (حدود ۱۵۰ صفحه) را به قرن بيست و پس از آن اختصاص داده‌اند. نگاهي به نوشته‌ها و مطالب كتاب گوياي همين واقعيت است كه بيش‌تر نوشته‌ها حول محور قرن بيستم و بعد از آن دور مي زند. اين حكايت از آن دارد كه تا چه درجه، ادبيات قرن بيست و بيست و يك ليتواني براي دست اندركاران كتاب مهم است. به همين منظور، ايندره ژاكوي‌چي‌ينه ادبيات ليتواني را در دو دهه اول قرن بيست (۱۹۰۰-۱۹۱۸) بررسي كرده و خواننده را با اوضاع و احوال ادبيات ليتواني در آن مقطع آشنا مي‌كند. بعد از آن، نوبت به ادبياتِ زمان جنگ مي‌رسد كه زمان جنگ چگونه بر ادبيات ليتواني تأثير مي‌گذارد و اين ادبيات چه ويژگي‌هايي دارد و چگونه مسائل اجتماعي و سياسي اصلي و كليدي در ادبيات اين روزگار بازتاب مي‌يابند؛ آورليا ميكولاي‌تي‌ته ادبيات ليتواني را در آن دوره بررسي مي‌كند. ادبيات ليتواني در زمان شوروي (۱۹۴۰-۱۹۹۰) عنوان نوشتهي ديگري است كه ايندره ژاكوي‌چي‌ينه آن را نوشته است. ادبيات ليتواني در تبعيد و ادبيات ليتواني در خارج از كشور بعد از ۱۹۹۰، نوشته‌هاي ديگري هستند كه دالا كوي‌زي‌ني‌ينه نوشته است.

اين كتاب براي آشنايي با مراحل تاريخي تحولِ ادبيات ليتواني و جريان‌هاي آن نوشته شده است. مولفان گلچيني از آثار ادبي ليتواني را انتخاب، و به طرح و تحليل آن مي‌پردازند، و راه و رسم نقد ادبي در ليتواني، دليل بي‌همتايي و آن‌چه ادبيات ليتواني را از ادبيات‌هاي ديگر متمايز مي‌كند و بالاخره، جايگاه آن در گستره‌ي ادبيات اروپا را همراه با تازه‌ترين يافته‌هاي پژوهشي براي مخاطب خود كه عمدتاً دانشجويان و علاقه مندان به انديشه‌هاي ادبي در منطقه بالتيك هستند، نشان مي‌دهند. نحوه ارجاعات و چند و چون آن و مناسبت آن با مطالب عرضه شده خصوصاً براي كساني كه مايل‌اند آشنايي عميق‌تري با ادبيات ليتواني پيدا كنند، از نقاط قوت كتاب بايد دانست. موزه ادبياتِ ليتواني، موسسه‌ي آرشيو ليتوانيايي‌هايي كه در اقصي نقاط دنيا پراكنده‌اند، از جمله مراكزي بودند كه در نوشتن كتاب از موجودي‌هاي ارزش‌مند آن‌ها استفاده شده است. تفاوت اين كتاب با آثاري ديگر كه چه به عنوان كتاب درسي و چه به عنوان اثر مرجع در ادبيات ليتواني نوشته شده، در رويكردشان به عرضه مطالب و نياز مخاطب است. اين‌كه با چه روشي نماي كلي از ادبيات داده شود و سير ادبيات نشان داده شود كه با رويكرد مفهومي به جنبه‌هاي انقلاب ادبي و تداوم آن برسيم نه اين‌كه همه‌ي نويسندگان انتخاب و به تك تك آن‌ها به تفصيل پرداخته شود. به عبارت ديگر، راه و رسم بررسي جريان ادبي از اهميت به سزايي برخوردار بود. به نظر مؤلفان كتاب، از ۱۹۹۰ به بعد، تغييراتي در سبك‌شناسي، ژانر و موضوع‌ها به وجود آمده كه جا داشته به آن‌ها پرداخته شود.

در بخشي از كتاب به قلم آستا گوتاي‌تي‌ينه مي‌خوانيم كه معرفي ادبيات ليتواني به كساني كه خارجي‌اند و به زبان ليتوانيايي صحبت نمي‌كنند، انتقال زيبايي زبان آثار ادبي كه در گذشته سروده شده، خلق شده و آفرينش ادبي آثار متعلق به روزگاران ديگر، از ذهن و زبان بزرگاني چون دونِلاي‌تيس[۱۰]، باراناوس‌كاس و يا ژيمايته تراوش كرده باشد، كار آساني نيست و اين‌جاست كه دشواري كار ترجمه خود را نشان مي‌دهد. اين اثر چه «فصل‌ها» باشد اثر دونِلاي‌تيس[۱۱]، و چه «جنگل آنيك‌شي[۱۲]» اثر باراناوس‌كاس[۱۳]، و چه داستان‌هاي كوتاهِ ژيمايته كه آدم مي‌بيند با زبان ليتوانيايي چه كرده[۱۴]. آدم دلش مي‌خواهد اين گوهرهاي گران‌بهاي ادبيات ليتواني را به همه نشان دهد. اما محدوديت‌ها رخ مي‌نمايند. اثر ادبي را كه به زبان مادري واقعيت اين است براي ما كه در قرن ۲۱ زندگي مي‌كنيم، درك و فهم ظرافت‌ها و واقعيت‌هاي ادبيات روزگاران گذشته بدون مطالعات تاريخي و فرهنگي حتا اگر به زبان مادري ما هم باشد، سخت است و اگر مخاطب آن، نسل جوان كه ديگر...

با وجود همه‌ي اين‌ها، بخش اعظم كتاب به ادبيات معاصر ليتواني اختصاص دارد كه خواندني و ديدني است.