پايگاه تحليلي - خبري ايران بالكان : رقابت روسيه و اتحاديه اروپا براي نفوذ در بالكان
سه شنبه، 9 بهمن 1397 - 20:04 کد خبر:30326
شهره پولاب


سفر ولاديمير پوتين، رئيس جمهوري روسيه در 17 ژانويه 2019 به بلگراد پايتخت صربستان كه با موافقت نامه هاي نظامي و اقتصادي به خصوص در زمينه انرژي همراه بوده يك رويداد مهم از سوي آلكساندر ووچيك، رئيس جمهوري صربستان قلمداد شده است. در حاليكه ترامپ بر منطقه خاورميانه و خروج نيروهاي نظامي امريكا از سوريه متمركز است، پوتين مجالي يافته است تا به ديگر مناطق استراتژيك اوراسيا نظري داشته باشد. آيا براي پوتين نيز اين ديدار مي تواند يك رويداد مهم در دوران رياست جمهوري اش باشد؟ به نظر مي رسد پوتين با استفاده از گره هاي تاريخي ميان روسيه و صربستان نه تنها به دنبال احياي روابط ميان دو كشور بلكه بازگرداندن نفوذ مسكو در كشورهاي كمونيستي سابق اروپاي شرقي است.

به گزارش پايگاه تحليلي – خبري ايران بالكان (ايربا) به نقل از ديپلماسي ايراني، صربستان در جنوب شرقي اروپا و در قلب شبه جزيره بالكان پيوند دهنده شرق و غرب اروپاست. شبه جزيره بالكان با احاطه شدن توسط درياهاي آدرياتيك، اژه و درياي سياه به لحاظ قدرت دريايي و با توانايي اتصال شمال و جنوب اروپا از درياي بالتيك تا مديترانه به واسطه قدرت زميني از اهميت ژئوپليتيكي خاصي برخوردار است.

در حاليكه پوتين براي چهارمين بار از زمان به قدرت رسيدن در سال 2000 چه در مقام رياست جمهوري و چه نخست وزيري از صربستان ديدار كرده، از سوي ايالات متحده در مقام رياست جمهوري فقط در سال 1980 و توسط جيمي كارتر از اين كشور بازديد شده است. اما تلاش هاي اتحاديه اروپا براي نفوذ در بالكان همپاي روسيه در سال هاي اخير تشديد شده و در رقابت ميان بروكسل و مسكو، اگر روسيه در پي آن است كه خود را نه فقط به عنوان يك قدرت منطقه اي بلكه به عنوان يك قدرت واقعي جهاني با منافعي فراتر از فضاي پسا شوروي بشناساند، اتحاديه اروپا نيز به دنبال هر فرصتي است تا جذابيت ها و توانايي هاي خود را در گسترش ثبات سياسي و رونق اقتصادي در اطراف مرزهاي اروپايي به نمايش بگذارد. از ديدگاه ولاديمير پوتين روسيه پيچيدگي هاي بالكان و تاريخ منطقه را مي داند و قادر به درك آن است در حالي كه غرب با سياست هاي اشتباه در بالكان موجب بي ثبات شدن شبه جزيره از طريق سياست هاي توسعه ناتو مي شود.

صربستان از سال ۲۰۱۲ نامزد عضويت در اتحاديه اروپا بوده و عضويت در اين اتحاديه را اولويت سياست خارجي خود مي‌داند. از شروط اصلي پذيرش صربستان در اتحاديه اروپا عادي سازي روابط ميان صربستان و كوزوو است كه صربستان تاكنون از به رسميت شناختن كوزوو امتناع كرده است. صربستان در صورت عدم پذيرش از سوي اتحاديه اروپا حمايت روسيه را جايگزين خواهد كرد و احتمال عدم موفقيت صربستان در عضويت اتحاديه اروپا از سوي مسكو مورد استقبال خواهد بود.

پوتين عليرغم لحاظ داشتن آرمان هاي مشترك بروكسل و مسكو در بالكان كماكان ناخشنودي هايي از نزديكي روابط بالكان با اتحاديه اروپا دارد. تمايل روسيه به حمايت از حقوق صرب ها و مسيحيان ارتدوكس در راستاي دستور كار اتحاديه اروپا براي دفاع از حقوق اقليت ها از يك سو و همچنين اجراي پروژه هاي انرژي روسيه در بالكان همراستاي اهداف اتحاديه اروپا براي بهبود شرايط محيط زيست در بالكان با جايگزين كردن گاز طبيعي به جاي زغال سنگ از اين دست همراهي ها بوده است. با توجه به اين امر كه هر دو طرف در نگراني از جنايات تروريستي در منطقه، گروه هاي جناحي سازمان يافته، فساد مالي و قاچاق مواد مخدر نيز مشترك هستند.

براي روسيه همراهي صربستان با  اتحاديه اروپا ناخوشايند خواهد بود و عواقب بسيار خاصي را براي مسكو به همراه خواهد داشت. زيرا اولا شركت هاي روسي براي كار كردن با شركت هاي صربستان و كشورهاي حوزه بالكان مجبور به رعايت استانداردهاي سختگيرانه اتحاديه اروپا خواهند بود كه شرايط دشوارتري را به نسبت شرايط موجود ايجاد خواهد كرد. دوم اينكه در صورت همپيماني صربستان با اتحاديه اروپا با توجه به سياست كلي تجارت خارجي اتحاديه اروپا كشورهاي بالكان بايد توافقنامه تجارت آزاد خود با روسيه را رها كنند. سوم اين كه در پيوند صربستان با اتحاديه اروپا به تعداد كشورهاي تحريم كننده روسيه افزوده خواهد شد.

پوتين راه رهايي از اين مشكلات را در نفوذ روسيه در صربستان از طريق روابط فرهنگي، انرژي و روابط دفاعي در نظر مي گيرد. چنانچه ريشه هاي عميق فرهنگي و مذهبي دو كشور از طريق كليساي ارتدكس و فرهنگ مشترك اسلاو در سالهاي اخير موجب تقويت ارتباط ميان مسكو و بلگراد شده كه اتحاديه اروپا قادر به رقابت با آن نيست. همچنين حضور اقتصادي روسيه در صربستان بر اساس مجموعه اي از عوامل استراتژيك است كه بر كل اقتصاد بالكان تأثير مي گذارد. پوتين از وابستگي صربستان به عرضه گاز روسيه در جهت وابستگي سياسي اين كشور استفاده كرده و دورنماي عضويت در اتحاديه اروپا و سرمايه گذاري داخلي در حوزه بالكان را خنثي مي كند. براساس اطلاعات مركز مطالعات دموكراسي (CSD)، صربستان 65 درصد نيازهاي گاز طبيعي و بيش از 70 درصد از مصرف نفت خام خود را از روسيه وارد مي كند. روسيه در حال حاضر بر توليد داخلي نفت و گاز صربستان غلبه دارد و به طور كامل از طريق شركت گازپروم بازار سوخت اين كشور را كنترل مي كند. مهمترين اقدام استراتژيك روسيه در صربستان اين بوده كه شركت گازپروم روسيه با مالكيت 56.15 درصد شركت نفت صربستان Naftna Industrija Srbije (NIS) توانسته بازار نفت و گاز صربستان را قبضه كند. قابل ذكر آن كه شركت نفت صربستان با مالكيت 29.87 درصد دولت صربستان يكي از بزرگترين شركت هاي صادركننده و سودده اين كشور و از شركت هاي بزرگ انرژي در جنوب شرق اروپا است. علاوه بر مالكيت گازپروم روسيه بر شركت نفتي صربستان در سال 2008، روسيه توانست در اقدام استراتژيك ديگري گره وابستگي بلگراد را در بحران مالي سالهاي 2013-2012 از طريق اعطاي وام و سرمايه گذاري تنگ تر كند. همچنين در زمينه دفاعي نيز تجهيز ارتش صربستان به سلاح‌ها و تجهيزات نظامي روسي و همكاري دو كشور در زمينه برنامه‌هاي هسته‌اي غير نظامي و پژوهش‌هاي فضايي مدنظر پوتين قرار گرفته است.

در شرايطي كه روسيه از طريق صربستان نفوذ در بالكان را به نمايش مي گذارد، ايالات متحده عليرغم جايگاه كليدي صربستان برنامه اقتصادي قابل توجهي در منطقه ارائه نداده و به كنترل سياسي و نظامي از طريق ناتو محدود شده است. نكته آن كه توجه امريكا به بالكان به دهه 1990 بر مي گردد يعني زماني كه بيل كلينتون و معاون وي ال گور تصميم به حمايت از مسلمانان بالكان براي بهبود بخشيدن موقعيت امريكا در جهان اسلام مي گيرند. اين توجهات در جريان حملات 11 سپتامبر و با توجه به بوسنيايي بودن برخي از اعضاي اين حمله تروريستي به كمرنگي گراييد.

بالكان مدتهاست كه صحنه اي آماده براي رقابت قدرت هاي جهاني است و با توجه به اينكه جنگ جهاني اول از صربستان آغاز شد مي توان آن را يك صحنه جهاني نيز دانست كه براي پيروز شدن در آن بايد فرصت ها را شناسايي كرد.

در دنياي چند قطبي امروز كشورهاي كوچك مي توانند از طريق موقعيت هاي استراتژيك خود نقش آفريني كنند كه اگر واشنگتن در همكاري با آنها غفلت كند، آنها آماده اند تا به سوي متحدان، شركا و سرمايه گذاران ديگري حركت كنند و در اين ميان كشورهايي هم هستند كه به منظور گسترش قدرت ژئوپليتيك خود فرصتها را در غفلت رقيب جستجو مي كنند.