پايگاه تحليلي - خبري ايران بالكان : مرگ انور خامه‌اي؛ آخرين بازمانده ۵۳ نفر
پنجشنبه، 1 آذر 1397 - 22:50 کد خبر:29868
حميد علوي


تقديرچنان رقم خورد كه انور خامه‌اي از چپ‌گرايان ايراني بيش از يك قرن عمر كند و خود به تاريخ زنده بدل شود. حجم بالاي نوشته‌هاي فلسفي، سياسي-اجتماعي ، گفت‌وگوها و خاطراتش از چهره‌هاي به نام سياسي و ادبي كه از او به‌جا مانده است، گوياي اين نكته است.

به گزارش پايگاه تحليلي – خبري ايران بالكان (ايربا) به نقل از بي بي سي، انور خامه‌اي در طول عمر خود با چهره‌هاي معروف سياسي و ادبي همچون تقي اراني، صادق هدايت، جلال آل‌احمد، خليل ملكي و بسياري ديگر حشر و نشر داشته است

او كه صبح ۲۹ آبان ۱۳۹۷ در سن ۱۰۲ سالگي چشم از جهان فروبست، در ۲۹ اسفند ۱۲۹۵ در تهران به دنيا آمد. از طرف مادري به فتحلعيشاه قاجار و از جانب پدري به ملا احمد فاضل نراقي از مجتهدين عهد قاجاريه مي‌رسد. يحيي كاشاني پدر خامه‌اي از فعالان انقلاب مشروطيت و سردبير روزنامه‌هاي حبل‌المتين و مجلس بود.

آقاي خامه‌اي تحصيلات دانشگاهي خود را در ۱۳۱۳ در رشته شيمي آغاز كرد اما نتوانست تحصيلات خود را به پايان برد چون عضو گروهي شد كه بعدها به گروه ۵۳ نفر معروف شد. از نخستين كساني كه پايه‌هاي فكري او را شكل داد مي‌توان از اراني نام برد. خامه‌اي در خاطراتش جايگاه برجسته‌اي به او داد. در اين نوشته تنها به فرازهايي از زندگي خامه‌اي پرداخته مي‌شود كه با بخش‌هايي از تاريخ ايران گره خورده است. همه نقل قول‌ها از خاطرات و گفته‌هاي او گردآوري شده است.

تقي اراني

نقش تقي اراني در تربيت نيروهاي چپ در سال‌هاي آغازين دهه ۱۳۰۰ غيرقابل انكار است.

به‌گفته آقاي خامه‌اي شكل‌گيري گروه ۵۳ بدون حضور تقي اراني امكان‌پذير نبود و نقش او را محوري مي‌دانست. اراني نخستين كسي بود كه تلاش كرد افكار ماركسسيتي را در چارچوب علمي وارد ايران كند. اراني با راه‌اندازي مجله دنيا در ۱۳۱۲ نه تنها به تشريح و ترويج انديشه ماركسيستي پرداخت بلكه به‌واسطه آن افرادي را جذب كرد.

اراني كه معلم فيزيك خامه‌اي بود، زماني مشعل "دنيا" را برافروخت كه "حزب كمونيست ايران" به‌دليل سركوب شديد رضاخان چراغش رو به خاموشي بود. به‌گفته خامه‌اي "در پايان سال ۱۳۱۰ عملا هيچ سازمان كمونيستي در ايران وجود نداشت."

در راهي كه اراني پيش گرفته بود، دو تن ديگر او را همراهي كردند: ايرج اسكندري و بزرگ علوي. به‌اين ترتيب هسته اوليه ۵۳ نفر مي‌رفت كه به شكل يك سازمان درآيد.

خامه‌اي مي‌گويد اين سه تن بر آن بودند كه "معلومات خويش را درباره ماركسيسم" شرح و بسط دهند و "امكانات فعاليت سياسي" در ايران را كه در آن زمان تحت اختناق رضاخان بود، بسنجند. اما ضمن دنبال كردن اين دوهدف دريافتند كه بدون "تشكيلات" و تبليغات مي‌طلبد. چنانكه زماني لنين گفته بود: "يك نشريه منظم ستون فقرات يك تشكيلات است."

آنها به اين نتيجه مي‌رسند كه وجود مجله‌اي تئوريك ضروريست و "دنيا" به سردبيري اراني به اين سان متولد شد كه به‌گفته خامه‌اي "در تاريخ مطبوعات ايران مقامي ويژه، استثنايي و منحصر به فرد دارد."

"دنيا" پيش درآمد گروه ۵۳ نفر مي‌شود.

با شروع به كار "دنيا"، نشست‌هاي هفتگي در منزل اراني برگزار مي‌شود. خامه‌اي به ياد مي‌آورد كه در اين دوره، گروه هنوز شكل سازماني نيافته بود اما در جريان اين نشست‌ها، افراد مختلف و دانشجويان شركت مي‌كردند تا "آموزش و آگاهي" آنها افزايش پيدا كند.

جواني خامه‌اي در چنين فضايي شكل گرفت.

۵۳ نفر

انور خامه‌اي در خاطرات خود درباره ۵۳ نفر نوشته است كه پس از تجربه موفق مجله دنيا، فكر تشكيل يك حزب كمونيستي در ذهن‌ها شعله‌ور مي‌شود. اما تشكيل چنين حزبي بدون ارتباط‌گيري با "كمينترن (بين‌الملل كمونيست يا بين‌الملل سوم)" ميسر نبود. دراينجا هم يكبار ديگر نقش اراني برجسته مي‌شود. او به لندن و مسكو مي‌رود و با احزاب كمونيستي ارتباط برقرار مي‌كند.

پس از مدتي يك كميته مركزي موقت تشكيل مي‌شود و به گفته خامه اي، نشست‌هاي هفتگي در خانه اراني و مجله دنيا تعطيل مي‌شود تا زمينه شكل‌گيري گروه به‌طور مخفيانه مهيا شود. ارتباطات خامه‌اي از اين پس علني نيست. هرچند به نظر او، ضرر تعطيلي "دنيا" جبران ناشدني بود.

فعاليت‌هاي اين حزب كمونيستي مخفيانه ادامه داشت هرچند مشخص نبود كه چه تعداد از ۵۳ نفري كه بعدا دستگير شدند، عضو آن بودند.

خامه‌اي ماجراي دستگيري ۵۳ نفر را اين طور تعريف مي‌كند كه در آبادان يكي از اعضاي حزب كمونيست دستگير مي‌شود و اين سرآغازي است براي دستگيري‌هاي بعدي. ارديبهشت ۱۳۱۶ خامه‌اي و عده‌اي ديگر به تدريج دستگير مي‌شوند كه بعدها به گروه ۵۳ نفر معروف مي‌شوند.

خامه‌اي در خانه‌اش دستگير شد. او به ياد مي‌آورد ماموران شهرباني به او اجازه مي‌دهند در خانه ناهارش را بخورد اما "هرچه مي‌كوشيدم كه لقمه‌اي فرو بدهم نمي‌شد." سپس او را براي بازجويي به "اداره سياسي" مي‌برند و بعد از آن، بازجو مي‌گويد: "ببرينش پيش اون خياط براش يك دست لباس بدوزه." خامه‌اي مي‌فهمد كه منظور بازجو فرستادنش به زندان است. او سرانجام به‌ دليل ترويج "مرام اشتراكي"و اقدام عليه "امينت و استقلال كشور شاهنشاهي" به ۶ سال "حبس مجرد" محكوم مي‌شود. انور خامه اي در مهر ۱۳۲۰ آزاد مي‌شود.

او در خاطرات خود از شكنجه دستگيرشدگان ياد مي‌كند و مي‌نويسد بازجويان به نقل از پيامبر اسلام مي‌گفتند "النجات في‌الصدق" يعني رهايي در راست گفتن است.

كودتا و حزب توده

انور خامه‌اي در سال ۱۳۲۲ به عضويت حزب توده ايران در مي‌آيد كه برآمده از ۵۳ نفر بود. او سپس از رهبران حزب توده مي‌شود. اما در سال ۱۳۲۶ همراه با خليل ملكي، جلال آل‌احمد، اسحق اپريم و چند تن ديگر از حزب توده انشعاب مي‌كند.

او و بسياري از فعالان سياسي و روشنفكران پس از كودتاي ۲۸ مرداد به زندان افتادند.

يكي از فرازهاي خاطرات خامه‌اي مربوط به زمان كودتاست و اين سوال كه آيا حزب توده مي‌توانسته در برابر نظاميان كودتاچي به محمد مصدق نخست‌وزير كمك نظامي كند.

به‌گفته خامه‌اي، پيشنهاد كمك نظامي به مصدق در كميته مركزي حزب طرح مي‌شود اما نورالدين كيانوري دبيركل حزب توده مخالفت مي‌كند زيرا "دليل اين مخالفت را نتايج گفت‌وگوي خود با دكتر مصدق اعلام كرد. گويا دكتر مصدق به او گفته بود كه شما هيچ كاري نكنيد، تا من خودم توسط نيروهاي نظامي كودتاچيان را آرام كنم."

خامه‌اي به دوليل اين روايت را صحيح مي‌داند.

دليل اول اينكه شب كودتا با ملكي تماس مي‌گيرد و احتمال كودتا را يادآوري مي‌كند. در آن زمان ملكي به دولت وقت نزديك بوده، بر همين اساس به خامه‌اي مي‌گويد با مصدق صحبت كرده و نخست‌وزير او را از بسيج نيروها نهي كرده و به ملكي گفته بود: "شما هيچ كاري نكنيد و كلوپتان را هم تعطيل كرده و اعضاي حزبتان را هم به خارج شهر هدايت كنيد. من خودم با نيروي نظامي كه در اختيار دارم جلو آنان را خواهم گرفت."

و دليل ديگر اينكه خامه‌اي مي‌گويد دو ماه پيش از به قتل رسيدن داريوش فروهر (كه در پاييز ۱۳۷۷ توسط نيروهاي امنيتي ايران كشته شد) با او ديدار داشته است. مصدق تلفني و حضوري به فروهر همان حرف ملكي را تكرار كرده بود.

خامه اي با وجود اختلاف‌ ديدگاهي كه با حزب توده داشت اما معتقد است كه حزب توده مي‌توانست با نيروي نظامي و سازمان جوانان خود جلوي كودتاچيان را بگيرد.

روزگار سپري شده

انور خامه‌اي در ميانسالي در سال ۱۳۴۰ عزم ترك وطن كرد و بيش از يك دهه در اروپا ماند و در اين فاصله به تحصيلات خود كه از زمان دستگيري ۵۳ نفر نتوانسته بود تكميل كند، ادامه داد و در رشته اقتصاد و علوم اجتماعي موفق به دريافت دكترا شد و به تدريس و نوشتن و ترجمه پرداخت. او كتاب "رويزيونيسم، از ماركس تا مائو" را در سال ۱۹۷۶ به زبان فرانسوي در پاريس منتشر كرد و بعدها خود را آن به فارسي ترجمه و در ايران به چاپ رساند.

او پس از ۱۴ سال به ايران بازگشت و در دانشگاه تهران مشغول تدريس شد. از انور خامه‌اي حدود ۲۰ كتاب و خاطرات سه جلدي به جاي مانده است.